Share/Save/Bookmark
توصيه مطلب
۰
 
حقایق عجیب و باورنکردنی درباره جن ها که شاید ندانید
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۶ ساعت ۱۶:۱۲
موجودات پنهان شده در تاریکی در فرهنگ ها و اساطیر تمام کشورها وجود دارند، در این مطلب به برسی جایگاه جن در اساطیر می پردازیم.
به گزارش تابش کوثر؛ موجوداتی با نام ها و توانایی های مختلف که در خصایل و رفتار به هم شبیه هستند و در ابتدا نام همه شان دیو بود. موجوداتی پلید که خویی نیمه انسانی و نیمه حیوانی دارند. بدانشان در دشمنی با انسان قسم خورده اند. کودکان و زنان را آزار می دهند و خانواده ها را از هم می پاشند.امیال و هوس های ناثواب ایجاد می کنند و خودشان از این امیال لذت می برند. خوب ترهایشان آن وقت درگیر درست کردن این همه خرابکاری. بعدتر اما طایفه دیوها راه استقلال را پیش گرفتند. همه موجودات دوپا و درشت هیکلی که چهره غیرانسانی داشتند نامشان شد دیو. شغل جداگانه و آبرومندانه ای، نسبت به قوم و خویش هایشان، برای خود دست و پاکردند. کار به آن جا کشید که پهلوانان و قهرمانان را به مبارزه طلبیدند.
در بابل که این انشعاب از آن جا شروع جنیان را زاده شده از آتش می دانستند. آنچه به جا مانده می گوید در آن زمان جنیان چندان ناپیدا نبودند و در کنار خدایانِ اساطیری در زمین حضور داشتند. از دید بابلیان گروهی از جنیان خوب و خیرخواه انسان و گروهی پلید و بدخواه بودند.

بررسی جایگاه «جِن» در اساطیر


میان خودشان در دوستی یا دشمنی با انسان جنگی نبود و در ظاهر نیز همه یکسان بودند. پس شناختن جن خوب و بد کار دشواری بود. مدرک دقیقی در دست نیست که بابلیان با این مشکل چطور کنار آمدند. جنیان آن دوران ظاهری نیم انسان و نیم حیوان داشتند یا می توانستند به صورت کامل به شکل حیوانی دربیایند. ظاهر شدن و غیب شدن به اختیار خودشان بود. شاید بابلیان در مواجه با این همه توانایی که در جنیان می دیدند فقط امید خود را حفظ می کردند.

شاید جنی که ظاهر می شود خیرخواه باشد. اما یونانیان به اندازه بابلیان سعه صدر نداشتند. آن ها به اندازه کافی با خدایانِ اساطیری چالش و گرفتاری داشتند. کدام خدا خوب است و کدام خدابانو به نفع مردم رای می دهد؟ گرفتاری یونانیان با طبع متغیر خدایانشان تمامی نداشت.

غول ها و تیتان ها را هم داشتند با شجرهای طولانی و جنگی خونی با خدایانشان. پس کار را با طایفه جن یکسره کردند. در یونانی که الاماشاالله موجود غیرانسانی وجود دارد. برای پیدا کردن جنیان اصیل باید به ذات جن رجوع کنیم.

این موجودات در اصل میرا هستند. بنابر اساطیر جنیان، در تمام شکل هایشان عمری طولانی تر از انسان و کم تر از خدایان دارند. نه قدرت خلاقه و اعتراض انسان را دارند، نه قدرت مطلق خدایان را. چیزی میان ایت دو جهانند. هم پیدا و هم ناپیدا. رابط میان جهان زیرین و جهان زندگان و آسمان. موجوداتی که در هر سه قلمرو دیده می شوند اما در هیچ کدام هیچ جای محکمی ندارند. ذات آن ها از عناصر زمینی است و در دشمنی با انسان ثابت قدم. با این توصیفات نومفاها در یونان باستان نیز از جنیانند.

نومفاها موجودات نادیدنی و پنهان که ذاتشان از آب است. از کناره دریا تا چشمه سارها می توان پیدایشان کرد. نومفاها چندان خوش سابقه نبودند و جز در چند داستان کوتاه هیچ عمل خیری از آن ها نمی بینیم. دشمن کودکان و ملوانان بودند. زنان و مردان جوان را با ظاهر فریبنده خود گمراه می کردند.

فساد و خشم را میان آدمیان می پسندیدند. کار جنیان در اساطیر به همین دو فرهنگ خاتمه پیدا نمیکند. این جا اگر هم غیب می شوند، می توان ردشان را در آلمان دید. در اساطیر آلمان تا اسکاندیناوی گونه دیگری از جن دیده می شود. الف ها موجوداتی نادیدنی اند که ذاتشان از هواست. هر چند انواع مختلف الف وجود دارد که در محیط های مختلف زندگی می کنند، از باغچه تا کنج خانه.

الف ها در ابتدا پری رویانی بودند که صرفا به قصد گمراه کردن انسان ها ظاهر می شدند. اما کم کم آن ها هم دوشاخه شده، چهره نیک و بد پیداکردند. به این ترتیب دوگانگی که از جهان انسان ها و جهان نادیدنیِ آن سو بود را نشان می دادند. در تعابیر و اساطیر متاخرتر لیلیث را هم زنی از جنیان می دانند که قبل از حوا به همسری آدم درآمد. لیلیث بعد از اینکه جایگاهش را از دست داد به دشمن قسم خورده انسان ها و خانواده ها تبدیل شد.

بعد از این با ظهور ادیان ابراهیمی مفصل درباره این موجودات بحث می شود. گروهی از اینان که در سپاه شیطان قرار دارند و گروهی که راه خیر و ثواب را پیش گرفتند. در نهایت جنیان هر چند در غالب فرهنگ ها از شجرنامه اساطیری غیب می شوند، در فرهنگ عامه ظاهر می شوند، در آن رشد می کنند و با قدرت های جادویی خود چنان ریشه می گیرند که در سراسر جهان هیچ فرهنگی را بدون جن نمی بینیم. به هر اسمی که خود را صدا بزنند، همان ناپیدایانِ رابطِ دو جهان، همواره در ناخودآگاهِ اساطیریِ انسان ها حضور دارند.

داماووی، جن خانگی روس
روحِ سردِ روسی

این جور گفته اند که جن و هیولا و شیطانک و دیو و اهریمن و باقی دار و دسته این قماش موجودات از سر و کله روس ها بالا می روند اما روس ها که از چیزی نمی ترسند، اتفاقا جن و هیولا و شیطانند که از آن ها می ترسند. داماووی از آن جن های معروف روس است، جنی خانگی که نامش را از معادل روسی خانه گرفته و راه به راه هم شکل عوض می کند و پشت سرش حرف هست که در عین خوبی و مهربانی، متاسفانه اخلاق ندارد و دمدمی است و زیاد نباید پا رو دمش گذاشت (البته به اینجا که برسد باید گفت جن روس و غیرروس ندارد. کلا آدم پا رو دم جن نگذارد بهتر است، حالا اهل هرجا که می خواهد باشد).

بررسی جایگاه «جِن» در اساطیر

خانه اگر خانه باشد، یعنی گرم و تر و تمیز و مرتب و آرام، و البته اجاقش هم روشن و سفره اش هم باز، داماووی بودنش می شود نعمت اما امان از روزی که بین اهل خانه تفرقه بیفتد و خانه به هم بریزد و دعوا زیادی طول بکشد، یا حتی همسایه نااصل نصیب شود. آن وقت است که داماووی صدایش را می اندازد سرش و مثل روح های در به در بی فرهنگ خواب را به همه حرام می کند. البته یک اقدام احتیاطی و پیشگیرانه هم هست که اگر کسی با ایشان طرف باشد بهتر است حواسش به آن باشد: بعد از غروب به هیچ وجه نباید اسم داماووی را برد و شوخی هم ندارد. از خوبی های داماووی هم بگوییم. یکی از آن اصل و نسب دارهایش اگر قسمت خانه ای شود، خیلی کارها می کند:
به اسب ها می رسد، دست به سر و گوش بچه ها می کشد، از خانه مراقبت می کند و تا او هست خورد و خوراک خانواده حرف ندارد و کسی شب را بی شام صبح نمی کند. از این ها مهم تر، داماووی به فکر دخترهای خانه هم هست و شخصا به خواستگارها نظارت می کند تا داماد مقبولی گیر خانواده بیاد و همه عمری درگیر نشوند. در ضمن با داماووی های همسایه هم ارتباط دارد و نمی گذارد بی خبر سرک بکشند توی خانه و زندگی آدم و چیزی کش بروند. حالا از شکل و شمایلش بگوییم. برخلاف تصورتان بیشتری ها گفته اند پیرمردی است ریزه میزه که هیکلش بیشتر به پسربچه های پنج ساله می ماند. ریش سفید دارد و موی زرد و چشم درخشان. خیلی خودش را آفتابی نمی کند اما کسی در بودنش تردیدی ندارد.

می گویند معمولا پشت اجاق یا دودکش پنهان می شود و وقتی همه خوابیدند می آید بیرون و هر جور دلش خواست در خانه می چرمد و بازی می کند. شیطنت هم زیاد می کند، از زیر در می خزد توی اتاق خواب ها و آن هایی را که در خواب نازند غلغلک می دهد و در می رود. گفتیم زود جوش می آورد؟ دوباره گفتنش می ارزد: داماووی خیلی زود جوش می آورد و زیادی هم زودرنج است. اگر ببیند سهم شامش را خورده اند و یک گیلاس آب هم رویش، کاری می کند که همه از کارشان پشیمان بشوند و تر و خشک را هم با هم می سوزاند، مثلا تا صبح روی میزها مشت می کوبد و پشت در اتاق ها جیغ می کشد. قیافه چرا می گیرید؟ انگار این ها را نویسنده محترم مطلب از خودش درآورده!

یک عده روسیه شناس و افسانه شناس و محقق نشسته اند و سرجمع چند هزار صفحه درباره داماووی و هزار و یک جن دیگر نوشته اند، منبع و ماخذ همه چیز هم معلوم است. بعضی ناحیه ها هم داماووی مخصوص خودشان را دارند که شبیه باقی داماووی ها نیستند. مثلا از پیرمرد پشمالوی محترم با ریش انبوه داریم تا نسخه غول بچه مانندش که کوتوله است و شاخ و دم هم دارد. البته دوره تاریخی هم مهم است و داماووی های ارتدوکس داستان خودشان را دارند و نوچه شیطان به حساب می آیند. قضیه کم کم پیچیده تر هم می شود. آورده اند که داماووی می تواند خودش را به شکل یکی از اعضای خانواده دربیاورد و حتی در هیات جد بزرگ خاندان ظاهر شود. که در آن صورت پدربزرگ یا ارباب هم صدایش می زنند. یا فرو بردن به قالب حیوان خانگی محبوب خانواده. حادثه های تلخ و ناگوار هم کم نبوده.

یک نمونه اش این که داماووی سن و سال دار خانه ای در یکی از روستاهای روسیه وقتی دیده قدرش را نمی دانند و تازه احترامش را که نگه نمی دارند هیچ، مسخره اش هم می کنند، حدود ساعت دو صبح دو نفر از اهل خانه را در خواب خفه می کند. از تاریخ گفتیم. تحول مذهبی در روسیه و ورود مسیحیت در نوع نگاه مردم به داماووی بازتاب پیدا می کند. تا قبل از ورود مسیحیت، داماووی ها بیشتر اهل مهر و محبت و رسیدگی به خانه بودند اما بعد از آن جنبه های شیطانی وجودشان پررنگ تر شد. این را هم باید گفت که داماووی ها خوب دوام آورده اند. شاید در قرن ۲۰ و ۲۱ نشود زیاد پیدایشان کرد اما تا آخر قرن ۱۹ که کسی در بودنشان شک نمی کرد. حالا هم به نفعتان است اگر کسی را شبیه جد بزرگتان دیدی حسابی تحویلش بگیرید و یک ناهار حسابی هم مهمانش کنید، مبادا داماووی خانه قبلی تان باشد!
منببع: برترین ها
ر/111
کد مطلب: 74898
 


 
پنجشنبه ۶ ارديبهشت ۱۳۹۷
۱۰ شعبان ۱۴۳۹
26 April 2018