Share/Save/Bookmark
توصيه مطلب
۱
 
شهدا را شایسته تشییع نکردیم
سید طاهر سیاح
تاریخ انتشار : جمعه ۲۹ خرداد ۱۳۹۴ ساعت ۱۶:۲۹
به گزارش تابش کوثر سایت الف در یادداشتی نوشت : حضور پر مضمون مردم در تشییع ۲۷۰ شهید دفاع مقدس در تهران یکی از به یاد ماندنی ترین حوادث پس از انقلاب را رقم زد. خیابان های تهران در ۲۶ خرداد ۹۴ شکوهی را تجربه کرد که نشان از زنده بودن تفکر انقلابی و اسلام خواهی مردم ایران دارد. تا کور باشد چشم رسانه های ضد اسلام دنیا که ببینند تلاش هایشان برای دور کردن نسل های جدید از انقلاب اسلامی بی اثر مانده است. و البته که خداوند بهترین مکر کنندگان است.

همیشه انقلاب عزیزمان را مدیون شهدا دانسته ایم، و هرجا کم آورده ایم، از آنان که برکرانه ابدی و ازلی وجود نشسته اند، مدد گرفتیم تا دستی برآرند و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را یاری کنند. کسانی که همیشه شرمنده آن ها بوده ایم. غرض از نوشتن این یادداشت هم همین است، اینکه بازهم شرمنده شهدا شدیم، شهدایی که نتوانستیم شایسته بدرقه شان کنیم! مدت ها است بخاطر اینکه صدای ناله های برادرانمان در جهان اسلام را می شنویم ولی نمی توانیم در کنارشان بجنگیم، احساس شرمندگی که هیچ، احساس ذلیلی و پستی می کنیم! می خواستیم از فرصت حاصل شده استفاده کنیم، شهدایمان را واسطه، و از خدا بخاطر آنچه که کرده و نکرده ایم طلب مغفرت کنیم!

اما آنچه باعث نوشتن این یادداشت شده، گفتن این حقیقت است که: "مراسمی که ۲۶ خردادماه برگزار شد، بواسطه عدم برنامه ریزی برگزارکنندگانش تماما با بی نظمی همراه بود" گفتن این حقیقت نه از ارزش شهدا برای مردم کم می کند و نه عظمت آنچه را که اتفاق افتاد، زیر سوال می برد. چرا که این مساله برای هرکس که به مراسم آمده بود روشن است. اولین سوال صریح: مسئولیت برگزاری مراسم با کجا بود؟ پاسخ: سازمان بسیج مستضعفین،یعنی مسئولیت اصلی بخط کردن سایر نهادهای مرتبط مثل شهرداری، آتش نشانی، مترو و ... با آنجا بوده است. پس بدانیم که مسیر انتقاد بحقمان دقیقا با کجا است. درضمن تذکر بدیهی اینکه: از این نوشته برداشت اشتباه نشود؛ انتقاد به عملکرد غلط یک سازمان در برگزاری مراسمی که در شان شهدا انجام نشد، زیر سوال بردن اساس سازمان مربوطه نیست. فراموش نمی کنیم که بسیاری از همین شهدایی که تشییع کردیم بسیجی بودند. البته بجای خود انتقاداتی هم به عملکرد کلی و آنچه سازمان بسیج مستضعفین این روزها انجام می دهد، بجای خود محفوض است.

اما سوالاتی که برگزارکنندگان حتما باید پاسخ گوی آن باشند:

- چرا به مردم گفته شد از ساعت ۴ در محل حاضر باشند در صورتی که کاروان شهدا یک ربع به چهار در میدان کلاهدوز بوده و با مکان اصلی مراسم فاصله قابل توجهی داشته است!! نکند تصور شده شهدا مثل برخی مسئولین با خودرو تشریفات تردد می کنند که در عرض یک ربع بتوانند از میان سیل جمعیت به بهارستان برسند؟! عده بسیار زیادی از مردم در ساعت مقرر در محل حاضر شدند اما بدون دیدار با شهدا با بغض های فرو خورده و ناامید برگشتند. آیا نباید شهدا ر،ا نه از شب قبل، حداقل از ساعاتی قبل به حیاط مجلس منتقل کنید تا به موقع به مردم ملحق بشوند؟

- چرا میدان بهارستان برای عبور خودرو بسته نشده بود تا هم مردمی که زیر آفتاب ایستاده بودند و هم خودروهایی که از میانشان عبور می کردند عذاب نکشند؟! این توجیه پذیرفته نیست که استقبال مردم بیش از حد بود و نظم مراسمتان را بهم ریخت که صرف نظر از عذر بدتر از گناه در عدم پیش بینی مناسب جمعیت، باید توجه کرد که برای مراسماتی به مراتب کم جمعیت تر از این، اولین چیزی که به درستی به ذهن می رسد، ممانعت از ورود وسائل نقلیه به محل است. کاستی هایی مثل نبستن میدان بهارستان جهت عبور خودرو مسلما بی برنامگی است، و به هیچ عنوان استقبال بیش از حد مردم توجیه این کاستی نخواهد بود. میدان بهارستان تا وقتی شهدا نیامدند بر روی خودرو های عبوری بسته نشد و مردم بدون سازمان دهی مناسبو در ازدحام مختلط ورودی شمال بهارستان، در معرض چرخ وسائل نقلیه، از موتور تا اسکانیا بودند!

- چرا محل استقرار خانم ها و آقایان از هم جدا نشده بود؟! مگر بار اول بود مراسم مردمی برگزار می کنیم؟! تشییع شهدای مختلط هم داریم مگر؟! چرا باید موتور سواران اجازه یابند از میان جمعیت خانم های حاضر عبور کنند؟! پیش بینی و جدا کردن خانم ها و آقایان واقعا سخت نیست و در مراسم های مختلف این تفکیک به سادگی انجام شده است.

- چرا پیش بینی سیستم صوتی برای حتی نیمی از این جمعیت هم نشده بود و صدای سخنرانی در همه جا به گوش مردم نرسید؟! ضمنا چقدر برنامه تدارک دیده شده مناسب جمعیت حاضر در مراسم بود؟!

- گزارش های رسیده نشان داده ایستگاه متروی بهارستان به هیچ عنوان برای انجام مراسم آمادگی نداشت. در حالی که به علت پر شدن ظرفیت میدان بهارستان، سیل جمعیت نمی توانست از ایستگاه مترو خارج شود و عملا جمعیت داخل ایستگاه محبوس شده بودند، همچنان قطارهای مترو داخل ایستگاه توقف می کرد!
حداقل کار این بود که ایستگاه در آن ساعات خدمت رسانی را رایگان می کرد تا مردم سریع تر در آن تردد کنند. نه اینکه کار بجایی برسد که در فشار بیش از حد مردم در پله های مترو عده ای از حال بروند و پس از شکستن شیشه های مترو، آن را کلا از دسترس خارج کنیم!

و اما مهم ترین سوال: اصلا چرا میدان بهارستان؟! چرا برگزاری مراسم در وسط هفته؟! واقعا نمی توانستید برگزاری چنین مراسم باشکوهی را در محل و زمانی مناسب تر مثل یک روز تعطیل انجام دهید؟! حتما باید به مردم می گفتید که ساعت ۴ زیر آتش تابستان در میدان بهارستانی حضور بهم برسانند که طرفیت نیمی از این جمعیت را هم نداشت؟! حتی تدارک آب خوردن هم برایشان ندیده بودید و شهدا را هم بجای ساعت ۴، ساعت شش و نیم به آنجا برسانید؟ جمعیتی که یک سمت آن خیابان ملت، یک سمت آن عمق خیابان مصطفی خمینی، یک سمت آن پل چوبی، و یک سمت آن شهدا بود باید در میدان بهارستان گرد هم می آمدند؟! تهران محل بزرگتری نداشت؟ در اتاق فکرتان پیش بینی نکرده بودید؟! اصلا اتاق فکری وجود داشت؟! رسیدن به گزینه های میدان انقلاب یا میدان آزادی برای شهری که ۳۶ سال است حداقل سالی دو مراسم ۲۲ بهمن و روز قدس را تجربه می کند، اندیشه ی چندانی هم نمی طلبد.

آن مراسم با شکوه و عظمت بود، تاثیرگذار بود، تودهنی به استکبار بود، یکی از روزهای بیادماندنی تاریخ انقلابمان بود، اما همه ی اینها از یمن قدم های شهدا و قدم های مردمی که بدرقه ی شهدا را وظیفه خویش می دانند؛ انتقاد این نوشتار به برگزار کننده ی آن خصوصا سردار خوشنام و بسیجی جانباز و مجاهد، علی فضلی است که مسئولیت مستقیم برگزاری این تشییع را بر عهده داشت. راقم این سطور خود را هم مسجدی ایشان در مسجد جامع نارمک می داند، و به آن افتخار می کند؛ اما از ایشان مطالبه دارد که به آنچه انجام شد بی تفاوت نباشند. چرا که ما به واسطه تک تک اشک های بچه هایی که آمده بودند تا شهدا را ببینند و خاطره خوبی از آنها داشته باشند، اما بخاطر بی برنامگی ما با گریه و دست خالی، آن محل را ترک کردند، مسئولیم.
کد مطلب: 23062
 


 
جمعه ۳۱ شهريور ۱۳۹۶
۲ محرّم ۱۴۳۹
22 September 2017