رسانه الکترونيکی تابش کوثر - آخرين عناوين آیت‌الله وحيد خراسانی :: نسخه کامل http://tabeshekosar.ir/olama_vahid Thu, 23 Nov 2017 03:23:49 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://tabeshekosar.ir/skins/default/fa/96/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط رسانه الکترونيکی تابش کوثر http://tabeshekosar.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام رسانه الکترونيکی تابش کوثر آزاد است. Thu, 23 Nov 2017 03:23:49 GMT آیت‌الله وحيد خراسانی 60 آیت الله وحید: در اين دوران خدمت سختي بيشتري دارد http://tabeshekosar.ir/vdci53a5.t1ayw2bcct.html به گزارش تابش کوثر، حضرت آيت‌الله وحيد خراساني در ديدار با دكتر سقائيان نژاد شهردار قم و مديران شهري ، با اشاره به نقش ارزنده شهرداري در رشد و توسعه شهر اظهار كردند: شهرداري در شهري چون قم اهميت بيشتري دارد چراكه اين شهر مركزيت روحانيت شيعه بوده و از تمام دنيا نخبگان علمي و حوزوي در آن جمع هستند.ایشان با تاكيد بر اينكه خدمت به قم از هر نظر افضل است گفتند: اميدواريم در زمان فعاليت مديريت فعلي شهر قم از هر نظر مادي و معنوي آباد باشد. اين مرجع تقليد با تاكيد بر اينكه شعائر مذهبي در شهر قم بايد همواره زنده باشد تصريح كردند: احياي شعائر مذهبي خصوصا در ايام فاطميه از اهميت ويژه‌اي برخوردار است.معظم له با اشاره به مشكلات داخلي و خارجي كشور بيان كردند: در اين دوران خدمت سختي بيشتري دارد و به همين خاطر قرآن را ترك نكنيد و اميدوارم با توسل به حضرت وليعصر(عج) در امور خود موفق شويد.منبع: خبرگزاری حوزهت/۴۴۴ ]]> آیت‌الله وحيد خراسانی Fri, 14 Apr 2017 11:54:27 GMT http://tabeshekosar.ir/vdci53a5.t1ayw2bcct.html افسوس فاطمه(س) را نشناخته و قدر او را نفهمیدیم /در انجیل از حضرت زهرا(س)تعبیر به مبارکه شده است http://tabeshekosar.ir/vdcgzy9w.ak9y34prra.html به گزارش تابش کوثر حضرت آیت الله حسین وحیدخراسانی در همایش خادمین فاطمیه در دفتر معظم له با قرائت آیه اول سوره کوثر اظهارداشتند: کسی که خداوند بر همه مومنین بواسطه او منت نهاد، حضرت فاطمه زهراست؛ کسی که تمام انبیا و مرسلین زیر بار منت رحمت اویند، ممنون فاطمه زهراست.معظم له افزودند: خلق ممنون از معرفت فاطمه هستند، افسوس که ما نشناختیم و قدر او را نفهمیدیم، آیا برکت از جهت مادی و معنوی فوق این تصور نمی شود، یک دختر به وجود آید، اما حلم حسنی با آن قضایای کربلا همه میوه شجره طیبه فاطمه هستند تا برسد به همه حجج رضویّه که در آن مجلسی که قدم گذاشت ۴۰۰۰ نفر از نخبه بشر در سراسر عالم جمع کرد، همه را در یک مجلس مدهوش نمودند و شد حجج رضویه. این مرجع تقلید  با بیان اینکه افسوس که فاطمه(س) را نشناخته و قدر او را نفهمیدیم، ادامه دادند: خلق ممنون از معرفت فاطمه هستند، افسوس که ما نشناختیم و قدر او را نفهمیدیم، آیا برکت از جهت مادی و معنوی فوق این تصور نمی شود یک دختر به وجود آید، اما حلم حسنی با آن قضایای کربلا تا حجج رضویّه همه میوه شجره طیبه فاطمه هستند. معظم له به بیان اسماء حضرت زهرا(س) پرداخت و افزودند: اسم اول «فاطمه» است که خلق از شناخت او عاجز است و اسم دوم «زهرا»ست؛ سئوال شد از امام جعفر صادق(ع) که چرا جدّه شما به نام زهرا نام گرفت؟ ایشان فرمودند: «خدا اسمی برای او آفریده در ملا اعلی، معلق بین سماء والارض، آنچنان که ملکه سماوات ایشان را به آن نام وصف می کنند و تکیه گاه او تنها قدرت خداست». ایشان گفتند: بعد نوبت می رسد به «مبارکه»؛ در انجیل هم از آن حضرت تعبیر به مبارکه شده است، این برکت فوق تصور ماست.آیا این برکت تصوّر می شود: حلم حسنی، شجاعت حسینی، عبادت سجادی، معاصر باقری، آثار جعفری، علوم کاظمی، حجج رضوی، جود تقوی، نقامت نقوی، هیبت عسکری، غیبت الهیه جمیع انبیا و مرسلین چشم در راه ظهور اویند. همه میوه این درخت هستند. این مرجع تقلید ادامه دادند: کسی که از آدم تا خاتم در انتظار ظهور اویند آخرین میوه معصوم درخت وجود صدیقه کبری(س) است، اصلها ثابت و فرعها فی السماء، افسوس که عمر گذشت و نفهمیدیم، خوشا آنان که در قضیه فاطمیه آنچه در توان دارند انجام می دهند.منبع:خبرگزاری حوزه ]]> آیت‌الله وحيد خراسانی Sat, 17 Dec 2016 18:09:39 GMT http://tabeshekosar.ir/vdcgzy9w.ak9y34prra.html فردا همه هیئات بیرون بیایند/ روز عزای امام زمان علیه السلام و صاحب عزا اوست http://tabeshekosar.ir/vdcdos0s.yt0nk6a22y.html به گزارش تابش کوثر حضرت آیت الله وحید خراسانی امروز در مسجد اعظم و درس تفسیر با اشاره به ویژگی های امامت و امام علیه السلام گفتند: در حدیث لوح خداوند از حضرت امام حسن عسکری علیه السلام در دو جمله تعریفی دارد که عقل در آن حیران است. یکی می فرماید: او عبد من است. عبد چیست؟ در این عین، علم و در باء بینونت از خلق و در دال دنو به حق است؛ وقتی این سه حرف طی شد، آن وقت آن شخص عبد می‌شود و لذا در أشهد أن محمدا عبده ورسوله، اول عبد است و بعد از آن رسالت.  معظم له در ادامه با اشاره به فراز دیگری از آن حدیث بیان داشتند: جمله دوم که از شیخ طوسی تا شیخ انصاری همه در ادراکش لنگ هستند این جمله است: او خزینه علم من است. علم الله چیست؟ وسع کل شیء علمه. آن علمی که وسع کل شیء است، خزینه اش امام عسکری می باشد. این ، معرفت امام یازدهم است.  ایشان در ادامه شاهدی از علم امام علیه السلام را بیان کردند و افزودند: اگر آن روز امام یازدهم نبود، الان من و تو معلوم نبود آیا مسلمان بودیم یا مسیحی؟ این جور اثر کرد.  حضرت آیت الله وحید خراسانی ضمن تأکید بر خواندن زیارات ائمه علیهم السلام گفتند: در زیارت آن حضرت آمده: السلام علیک یا حجة الحجج. عیبة العلم، سفینة الحلم. عقل در هر کلمه ای مبهوت است. امام یازدهم این است: حجت حجت های خدا، عسکری پدر امام زمان علیه السلام می باشد که فردا شهادت اوست  معظم له سپس خطاب به شیعیان و علما و هیئات مذهبی اظهار داشتند: آن حضرت بیست و هشت سال عمر کرد، اما چه عمر با برکتی! اگر ما می فهمیدیم و او را می‌ شناختیم، فردا این مملکت یکپارچه شیون و عزا بود اما این بازارها باز است و مردم همه در خواب. خود ما هم در خواب. مردم را وادار کنید و فردا همه هیئات بیرون بیایند که روز عزای امام زمان علیه السلام و صاحب عزا اوست.منبع:خبرگزاری حوزه ]]> آیت‌الله وحيد خراسانی Wed, 07 Dec 2016 17:23:12 GMT http://tabeshekosar.ir/vdcdos0s.yt0nk6a22y.html آیت‎الله‎ وحید خراسانی: تمام آیات و روایات بر حقانیت خلافت امام علی(ع) دلالت دارند http://tabeshekosar.ir/vdcdfn0x.yt0996a22y.html به گزارش خبرگزاری «حوزه» این مرجع تقلید، امروز در درس تفسیر خود در مسجد اعظم  با اشاره به اهمیت مساله خلافت در اسلام گفتند: خلافت پس از پیامبر(ص) یکی از مهمترین مسایلی است که به دلیل اتفاقاتی که در آن رخ داد مسیر تاریخ اسلام و مسلمین را عوض کرد.  ایشان افزودند: تمام آیات و روایات بر حق خلافت و امامت امام علی(ع) دلالت دارند و همین آیات الهی وروایات و سنت نبوی نیز بر عدم حق دیگران برای حضور در این جایگاه دلالت می کنند، ولی متاسفانه در جایی که باید حق به حق دار می رسید این اتفاق نیفتاد.  حضرت آیت الله وحید خراسانی بیان کردند: در خصوص کرامات و ویژگی های بارزی که باید برای خلافت پس از پیامبر(ص) مورد نظر واقع شود، استعداد ذاتی و تربیت و عمل و علم و... مورد تاکید است که تمام این ویژگی‎ها تنها در یک نفر وجود داشت و آن هم امیرالمومنین علی (ع) بود.  ایشان گفتند: ذهبی در کتاب «تذکره الحفاظ» حدیثی آورده است که سعی کرده است که برای برخی دیگر نیز چنین کراماتی که از زبان پیامبر(ص) نقل شده است بیاورد و حال آنکه این حدیث با هیچ مولفه روایی و حدیث شناسی و قرآنی مطابقت ندارد.  معظم له بیان کردند: استعداد و علم و معنویت از مهمترین این ارکان است و پیامبری که علم ارض و سما وکائنات را در دل داشت باید خلیفه‎ای داشته باشد که او نیز چنین ظرفیت علمی را داشته باشد.  حضرت آیت الله وحید خراسانی گفتند: علمای عامه حتما روایت شکیات نماز خلیفه دوم را قبول دارند، زیرا در کتب خود نیز این مطلب را آورده‏اند که خلیفه مساله شکیات نماز را در زمان خلافت از ابن عباس که یک جوان بود پرسید و این درحالی است که این مساله مبتلابه انسان مومن است و هر لحظه در طول عمر بندگی خود ممکن است به این مساله نیاز پیدا کند و سوال اینجاست که چگونه ممکن است انسانی به این سن و سال برسد، ولی این مساله را نداند؛ سوال دیگری که در این زمینه بوجود می آید این است که زمانی که این شک برای وی ایجاد می شده است در این سالها چه می کرده است.  این مرجع تقلید بیان کردند: مساله بعدی مساله حفظ جان و نفس است که این مساله نیز مصرح قرآن و سنت نبوی است؛ یک انسان هم در قبال جان خود مسئول است و هم در قبال جان دیگران؛ به قدری که اگر کسی دیگری را بکشد خالد در جهنم خواهد بود و این مساله عین نص قرآن است.  حضرت آیت الله وحید خراسانی گفتند: بازهم علمای عامه به استناد کتاب بخاری این روایت که خلیفه می خواست زنی را بدون سوال و جواب در خصوص شرایط زنا، رجم کند را تایید می کنند؛ در اینجا نیز ابن عباس این حکم شفاف و ساده را برای تصمیم گیرندگان تشریح کرد؛ یعنی آنها می خواستند زنی را بدون احراز شرایط رجم، بکشند.  این مرجع تقلید بیان کردند: حال چگونه ممکن است پیامبر اکرم(ع) امام علی(ع ) را که به تصریح همه علما باب علم و حکمت نامیده است را بگذارند و جامعه اسلامی را رها کنند و مردم را به حال خود واگذارند تا این اتفاقات بیافتد؟ ]]> آیت‌الله وحيد خراسانی Thu, 12 Nov 2015 08:39:32 GMT http://tabeshekosar.ir/vdcdfn0x.yt0996a22y.html آیت الله وحید خراسانی:در روز غدیر قرآن ناطق برای خلافت بلا فصل منصوب شد http://tabeshekosar.ir/vdcb58b5.rhb08piuur.html به گزارش خبرگزاری «حوزه»، این مرجع تقلید در جلسه درس خود در مسجد اعظم به تشریح این روایت از رسول خدا -صلی الله علیه وآله وسلم- که فرمودند: " علیٌّ مع القرآن والقرآن مع علیّ " پرداختند و به نکات دقیق و عمیقی از آن اشاره فرمودند. معظم له در ابتدای سخنانشان ضمن اشاره به برخی از منابع معتبر روایی که این روایت را نقل کرده اند و نزد مخالفین مذهب اعتبار ویژه ای دارد، فرمودند: اعتبار سند و مدرک آن به حدی است که بر همه مبانی رجال عامّه و با بیست میزان، این حدیث وزن شده و از تمام مناقشات تهذیب شده است؛ از این رو از نظر همه مذاهب عامّه این روایت در حد اعلای از صحت است.ایشان در بیان جایگاه رفیع رسول خدا -صلی الله علیه وآله وسلم، گفتند: این روایت از زبان کسی صادر شده که به پایه او در عقل، نه اولین از مخلوقات و نه آخرین از آنها نمی رسند، و در فصاحت و بلاغت، جمیع امم به آن نائل نمی شوند؛ همچون کسی حرف می زند. او عقل کل و کل عقل است لذا باید دید در بیان او چه اسراری نهفته است.حضرت آیت الله وحید خراسانی پس از بیان برخی از لطائف این روایت، فرمودند: پیامبر اکرم -صلی الله علیه وآله وسلم- با این بیان(علی با قرآن و قرآن با علی است) خواست به بشر بفهماند آن کتاب مکنونی که قرآن می فرماید: جز پاكان نمي توانند به آن دست يابند، حقیقت علویه است و همان هم حامل قرآن است. و از این مطلب، سر بیان حضرت امیر المؤمنین علیه السلام روشن می شود آن زمانی که فرمود: من کتاب گویای خدا هستم.معظم له در فرازی دیگر از سخنان خود ضمن اشاره به آیه شریفه " وَتَعِيَهَا أُذُنٌ وَاعِيَةٌ "(و گوشهاى شنوا آن را نگاه دارد) گفتند: همه مفاخر علم تفسیر نوشتند که آن گوش شنوا علی بن ابی طالب-علیهما السلام- است؛ او گوش شنوای هر چیزی شد که بر عقل کل نازل گشت ، همانی که عصاره اش قرآن شد و بر زبان خاتم النبیین-صلی الله علیه وآله-جاری گردید، و نتیجه این شد که علی با قرآن است و قرآن با علی.ایشان در پایان تصریح کردند: باید دید قلب علی علیه السلام با چه قرآنی است. این قرآن همان قرآنی است که خداوند بر نزول آن خودش را حمد نمود و بر آن تبارک فرمود، این همان قرآنی است که به آن کوه ها از جا کنده می شود و مرده ها به سخن می آیند، این همان قرآنی است که قدرت یک حرف آن تخت بلقیس را برای سلیمان حاضر کرد و این همان قرآنی است که بیانگر هر چیزی است.مشروح سخنان این مرجع تقلید بدین شرح است:بِسمِ اَللهِ الرحَمن الرحَیماَلحَمدُللهِ رَبِّ العالَمَین وَ صَلَّی اللهُ عَلَی سِیدَنا مُحَمَّد وَ آلهِ الطاهِرِین، سِیَّما بَقیةِ اللهِ فِی اَلارَضین وَ العنُ عَلَی اَعَدائِهم اِلی یَومِ الدین.این حدیث: «علیٌ مع القرآن والقرآن مع علی»، اولاً سند حدیث، ثانیاً فقه الحدیث. اول، روایت؛ بعد ، درایت؛ آن وقت روشن خواهد شد غدیر یعنی چه، و این روز چه روزی بود که الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ ، و این تعبّد نیست، عین تحقیق دقیق بر مبنای ادّق براهین است، چون امتیاز این مذهب این است، نیازی به تعصب نیست، اساس بر حکمت است و منطق و استدلال و عقل و کتاب و سنت. چون چنین است، حدیث سنداً ملاحظه بشود، تا به دلالتش.اعتبار روایت "علی مع القرآن" نزد مخالفین مذهبالمعجم الصغیر، جلد اول؛ المجعم الأوسط جلد پنجم؛ الجامع الصغیر، جلد دوم؛ کنز العمّال جلد اول. فیض الغدیر جلد چهارم؛ سبیل الهدی والرشاد جلد اول؛ ینابیع الموده جلد اول؛ مستدرک حافظ حاکم نیشابوری جلد سوم؛ تلخیص امام المنقدین ذهبی؛ این قسمتی از مدارک است. اما سند روایت در کمال صحت است، به حدّی که بر جمیع مبانی رجال عامّه با بیست میزان این حدیث وزن شده و از تمام مناقشات رجالیّه تهذیب شده است. نتیجه این است که از نظر تمام مذاهب عامّه این روایت در حد اعلای از صحت است. این روایت.باهم بودن و مشارکت وجودی علی علیه السلام و قرآناما متن که برهان قاطع بر بطلان خلافت اول و دوم و سوم است، و دلیل قطعی بر خلافت بلا فصل علی بن ابی طالب است، این متن است؛ متن این است:علیٌ مع القرآن والقرآنُ مع علی، لن یتفرقا حتی یردا علیَّ الحوض.این متن حدیث است، اما فهم حدیث. اضافه دو قسم است: یک قسم اضافات مختلفة الأطراف، مثل ابوّت و بنوّت؛ مقوله، اضافه است اما طرفین اضافه مختلف است. یک قسم اضافه متفقة الأطراف، مثل أخوّت. این طرف و آن طرف یک مفهوم است، نه دو مفهوم.این روایت از زبان کسی است که عقل کل است و کل العقل است؛ از جهت مغزش. از جهت پوستش و قشرش: افصح من نطق بالذات است. نه به پایه او در عقل، اولین و آخرین می رسند، نه به حد او در فصاحت و بلاغت، جمیع امم نائل می شوند؛ همچو کسی حرف می زند. اضافه ای که به کار برده است- آن کسی که « وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى » - اضافۀ متحدةُ الاطراف است، و آن معیت است.نکته مهم این است که در این اضافه، یک طرف مغنی از طرف دیگر است. وقتی گفتند: زید برادر عمرو است، محتاج نیست که باز بگویند : عمرو برادر زید است. قدرت علمی اینجاست. فرمود: علیٌ مع القرآن، کافی بود که القرآن مع علی، اما در عین حال در این اضافه متفقة الأطراف، به یک طرف اکتفا نکرد، فرمود: علیٌ مع القرآن، باز برگرداند: والقرآن مع علی؛ سرّش چیست؟ آنچه ما استقصا کردیم، هفت مطلب است ولی به قدری که بشود گفت.سرّ اول این است: ترکیب این چنین است: علیٌ مع القرآن والقرآن مع علی. اول علی، آخر علی. در این اولیت و آخریت بحثی است. علی با قرآن، قرآن با علی. شروع به علی، ختم به علی. قرآن...، قرآن، وسط واقع شده است؛ قلب، شده است قرآن. قلب این دو کلمه چیست؟ والقرآن مع علی. القرآن... باز در آن "القرآن" و در آن "والقرآن" بحث مفصلی است. غوغایی است این حدیث.علی علیه السلام قرآن ناطق استقرآن را در وسط گذاشته است، باید دید آنچه در وسط است، چیست؟ آنچه در قلب علی است، چیست؟ علی دو قسمت شد، در وسط، قرآن قرار گرفت. قرآن چیست؟ « وَإِنَّكَ... » - این ها را خوب دقت کنید- « وَإِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآَنَ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ »، قرآن تجلی علم لا یتناهی است. قرآن بروز حکمت غیر متناهی است. این چه غوغایی است؟! در این سینه چه گذاشته شده است؟! « إنَّهُ لَقُرْآَنٌ كَرِيمٌ ، فِي كِتَابٍ مَكْنُونٍ ». خواست بفهماند به بشر- اما بشر، نه صورت بشر- که این، همان کتاب مکنون است. « إنَّهُ لَقُرْآَنٌ كَرِيمٌ ،فِي كِتَابٍ مَكْنُونٍ ،لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ ». گفت: أنا کتاب الله الناطق. اما کی فهمید که او چه گفت؟ پیغمبر در اینجا نشان داد به علیٌ مع القرآن والقرآنُ مع علی، که آن کتاب مکنون، حقیقت علویه است که حامل قرآن است.علی علیه السلام گوش شنوا و حافظ قرآن استآن وقت سرّ اعلای بحث این است که: علی، شده ظرف؛ مظروف چیست؟ قرآن. قرآن در وسط است؛ دو طرف، علی. بعد ریشه این مطلب باز خود قرآن است: « وَتَعِيَها أُذُنٌ واعِيَةٌ». آن وعا چیست؟ آن وعایی که خدا در آن آيه فرموده: «وَتَعِيَها أُذُنٌ واعِيَةٌ»، آن وعا و ظرف كیست؟- چون ما در این بحث، از مذهب شیعه هیچ استفاده نمی کنیم، فقط مبنا کتاب و سنتی است که چهار مذهب بیچاره اند، بپذیرند. اساس این است- آن ظرف که در اینجا شده علی. « وَتَعِيَهَا أُذُنٌ وَاعِيَةٌ »، آن اذن واعیه کیست؟تفسیر ابن جریر، جار الله زمخشری، هیثمی، فخر رازی، ابن عساکر، حلیة الأولیاء، درّ المنثور، کنز العمّال، نور الأبصار، تمام این اساطین تفسیر عامّه، همه [نوشتند]: « وَتَعِيَهَا أُذُنٌ وَاعِيَةٌ » آن اذن واعیه علی بن ابی طالب است. همان اذن واعیه که فرا گرفت همه آنچه را که بر عقل کل نازل شد، همان شد عصاره اش از قرآن؛ تنزّل کرد به لسان خاتم؛ نتیجه این شد: علیٌ مع القرآن والقرآنٌ مع علی.همراهی جدایی ناپذیر علی علیه السلام وقرآنآن وقت آیا آنهایی که این روایات را ضبط کردند، فهمیدند این معیت به کجا منتهی می شود؟ این معیتی که...- مهم این است، بعد از معیت - چون معیت اعم است: تارة تنتهی به تفرق، تارة لا تنتهی. برای دفع دخل مقدّر فرمود: لن یتفرقا، این معیتی است که این دو از هم هرگز جدا شدنی نیستند حتی یردا عَلَیَّ الحوض.قرآنی که همراه علی علیه السلام استاگر مطلب این است، اینجا جای این بحث هست. علیٌ مع القرآن، چه قرآنی ؟! دو کلمه است. خوب دقت کنید. خدا اگر خودش را حمد کند باید دید مورد حمد چیست؟ اگر خودش به خودش تبارک بگوید، باید دید آن مورد چیست؟ « الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْكِتَابَ »؛ این قرآنی است که خدا به نزول آن، خودش را حمد کرده است؛ این قرآنی است که خدا خودش به خودش در نزول این قرآن تبارک گفته است: « تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ »؛ این چیست؟ چون این قرآن، عصاره علم صد و بیست و چهار هزار پیغمبر است مع شئ زائد، و آن شی زائد، لا یدرک ولا یوصف است. فقط اشاره ای شده است: « وَلَوْ أَنَّ قُرْآَنًا... »- در قلب او این است. این است فقه حدیث، علیٌ مع القرآن والقرآن مع علی. چه قرآنی با علی است؟ چه علی با قرآن است؟ - اما آن قرآنی که با علی است، این قرآن است:« وَلَوْ أَنَّ قُرْآَنًا سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبَالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتَى بَلْ لِلَّهِ الْأَمْرُ جَمِيعًا »؛ قرآنی که به آن قرآن کوه ها از جا کنده می شود، قرآنی که به آن قرآن مرده ها به سخن می آیند، قرآنی که یک حرف آن قرآن، قدرتش این بود: قَالَالَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ ... تخت بلقیس را حاضر می کنم به یک حرف از این کتاب قبل از این که پلک بالای چشمت به پلک پایین برسد.یک حرف پیش آصف بود اما « وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ » در قلب علی بن ابی طالب است. این است قرآنی که با علی است ]]> آیت‌الله وحيد خراسانی Wed, 30 Sep 2015 12:28:11 GMT http://tabeshekosar.ir/vdcb58b5.rhb08piuur.html دسته عزاداری شهادت حضرت امیرالمومنین علیه السلام همگام با آیت الله وحید خراسانی‎ http://tabeshekosar.ir/vdcfyed0.w6dmmagiiw.html دسته عزاداری شهادت حضرت امیرالمومنین علیه السلام همگام با آیت الله العظمی وحید خراسانی‎به گزارش تابش کوثر به نقل از شفقنا این دسته عزاداری روز چهارشنبه ساعت ۱۹ در شهر مقدس قم، صفائیه، بیت حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی برگزار می شود ]]> آیت‌الله وحيد خراسانی Tue, 07 Jul 2015 08:56:25 GMT http://tabeshekosar.ir/vdcfyed0.w6dmmagiiw.html ساعت ۱۱ شب نیمه شعبان همگان دعای فرج را قرائت کنند/اگر یک نظر کند، با آن نظر عالم را اکسیر اعظم می‌کند http://tabeshekosar.ir/vdcgqw9x.ak9xy4prra.html به گزارش تابش کوثر ، این مرجع تقلید شیعیان در درس خارج فقه خود پیرامون جایگاه و مقام اعلی حضرت حجت بن الحسن العسکری(عج) سخن گفت و اظهار داشت: شب نیمه شعبان، ساعت یازده، تمام مملکت دعای فرج را خواهد خواند. امید است به برکت نام نامی او خداوند متعال نظری کند؛ بلایا، محن، مصائب، از مسلمین، از شیعیان ممالک برطرف بشود.متن بیانات حضرت آیت الله وحید خراسانی به شرح زیر است:دعای عهد و اهمیت آنهر روز این دعا[ عهد] را خواندید: اللهم إني أجدد له... بارالها! من تازه می‌کنم برای او عهد و عقد و بیعت در گردنم. بارالها! همان طوری که مرا به این تشریف مشرف کردی و به این فضیلت مفضل ساختی- بارالها!- مرا از انصار و اشیاع او قرار بده و از ذابین عنه.[خواندن] این دعا هر روز بسیار مهم است. خداوندا! مرا به این تشریف مشرف کردی و به این فضیلت مفضل نمودی، بارالها! مرا از انصار او و از اشیاع او و از ذابین از او قرار بده.ماه رمضان در پیش است. بهار عبودیت است، نفوس مستعد است، همه غنیمت بشمارید، مبادا این سعادت از دست شما برود. لیتفقهوا في الدین ولینذروا قومهم إذا رجعوا إلیهم. دوران تفقه مقدمه ی انذار و کفالت ایتام آل محمد است.روشنایی زمین به درخشش امام زمان علیه السلامشب نیمه شعبان در پیش است. چه کسی او را شناخت؟ نه قدرت عقل و فکر در آن ساحت مقدس راه دارد، نه هیچ بیانی نمی‌تواند تکلم کند به فضائل کسی که خدا در شأن او این آیه را نازل کرده: وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ... - بهت انگیز است برای کی؟ برای شیخ طوسی تا شیخ انصاری- وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا. قطب الدین راوندی از اعلام طائفه، شیخ المحدثین صدوق هر دو نقل کرده اند که وقتی او ظهور کند، زمین را خدا به نور خودش روشن می‌کند؛ مردم مستغنی می‌‌شوند روز از آفتاب، شب از ماهتاب. وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا. سعی کنید هم خودتان در حد میسور... - والمیسور لا یسقط بالمعسور- در حد میسور بشناسید و به مردم معرفی کنید.امام زمان علیه السلام و مقام بقیت اللهی[امام زمان علیه السلام] صد و هشتاد و دو اسم دارد. قیامتی است! عقل مبهوت است! چه اسم هایی! صد و هشتاد و دو. یک اسم از این صد و هشتاد و دو بقیت الله است. نص قرآن این است: بَقِيَّةُ اللّهِ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ. کسی که بقیه خداست. بقیت " الله ". الله را باید شناخت. هزار و یک اسم در این اسم است. اگر الله را بشناسی... کیست که بشناسد؟ الله را الفش را برداری می‌شود لله. لله ما في السموات وما في الأرض. لام اول را برداری می‌شود له. لام دوم را برداری می‌شود هو. یا من لا هو إلا هو. قل هو الله أحد . بقیه ی الله امام زمان است. این کلمه عقل هر حکیمی را، فقه هر فقیهی را متحیر می‌کند. دعای شب نیمه شعبان و ویژگی های امام زمان علیه السلامشیخ طوسی در کتابی که هزار سال قبل نوشته، فرموده: مستحب است شب نیمه شعبان این دعا را هر کسی بخواند اما دعا:اَللّهُمَّ بِحَقِّ لَيْلَتِنا هذِهِ‏ وَمَوْلُودِها، وَحُجَّتِكَ وَمَوْعُودِهَا الَّتي‏ قَرَنْتَ إلى‏ فَضْلِها فضلک ، فَتَمَّتْ كَلِمَتُكَ‏ صِدْقاً وَعَدْلاً. کیست که بفهمد؟ انبیاء انگشت حیرت به لب دارند. فَتَمَّتْ كَلِمَتُكَ‏ صِدْقاً وَ عَدْلاً. تمام علوم ، تمام معارف از تمام انبیاء، از جمیع اوصیاء، از آدم تا امام یازدهم، همه در او جمع شده. المنتهی إلیه مواریث الأنبیاء ولدیه موجود آثار الأصفیاء. شب نیمه شعبان وقتی متولد شد، سر به سجده گذاشت، گفت: وَتَمَّت كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدقًا وَعَدلا. دیگر ختم شد هم صدق، هم عدل.بعد غوغا این است: نُورُكَ الْمُتَاَلِّقُ،وَ ضِيآؤُكَ الْمُشْرِقُ ، کسی که نور خداست اما چه نوری؟ نورک المتألق. ضیاء خداست. هم نور الله است، هم ضیاء الله است. این است امام زمان. نورُكَ الْمُتَاَلِّقُ،وَضِيآؤُكَ الْمُشْرِقُ، وَالْعَلَمُ النُّورُ فى‏ طَخْيآءِ الدَّيْجُورِ، الْغائِبُ‏ الْمَسْتُورُ، جَلَّ مَوْلِدُهُ. جلّ را کجا می‌ گویی؟ عزّ را کجا می‌ گویی؟ ان الله سبحانه وتعالی جلّ وعزّ. رسید به آن جایی که جَلَّ مَوْلِدُهُ. میلاد او فوق تصور است.وَكَرُمَ مَحْتِدُهُ، وَالْمَلائِكَةُ شُهَّدُهُ. همه ملکوتیان شب نیمه شعبان چشمشان به زمین دوخته بود که بقیت الله کی ظاهر خواهد شد. بهت انگیز از این جا: سَيْفُ اللَّهِ الَّذى‏ لا يَنْبوُ، وَ نُورُهُ الَّذى‏ لايَخْبوُ، وَذوُ الْحِلْمِ الَّذى‏ لا يَصْبوُا. کمال آدمیت در سه چیز است: انسان عصاره خلقت است. اکمل افراد انسان که می‌شود نتیجه‌ تمام خلقت و بعثت، عصاره می‌شود در سه کلمه: علم، حلم، قدرت. اما علم او چیست؟ علم، نور خداست. گفتنی نیست. نور الله علم اوست. بعد نوبت می‌رسد به حلم او. ذوُ الْحِلْمِ الَّذى‏ لا يَصْبوُا . بعد نوبت می‌رسد به قدرت او. قدرت چه قدرتی است؟ سَيْفُ اللَّهِ الَّذى‏ لا يَنْبو، شمشیر خداست در قدرت؛ نور خداست در حکمت. این امام زمان ماست. هم بشناسید، هم به مردم بشناسانید.بعد عقل مبهوت است در این کلمه: مَدارُ الدّهْرِ. مدار الدهر!!! نه تنها زمان بلکه دهر! زمان وعاء مادیات است، دهر وعاء مجردات است. ولی عصر، حجة ابن الحسن کسی است که مدار دهر است. دهر و همه مجردات دور او می‌ گردند. این مقام اوست. مَدارُ الدّهْرِ. مقام یداللهی امام زمان علیه السلاموقتی ظهور کند...- قطب راوندی در خرائج، صدوق در کتب مختلف نقل کرده اند به سند تام - دست می‌ گذارد بر سر هر کسی. به مجرد رسیدن دست او به آن سر، هم عقل کامل می‌شود، هم هر مردی قدرت چهل مرد پیدا می‌کند. این است معنی ید الله. عین الله الناظرة في العباد، ید الله الباسطة علی العباد. خلاصه نه او را شناختیم، نه مقامش را به دیگران شناساندیم.فضیلت امام زمان شناسیاز ماه رمضان استفاده کنید... خدا به موسی فرمود: اگر می‌ خواهی ثواب صد سال روزه همه ایام، صلات همه لیالی در نامه عملت ثبت بشود، این کار را بکن. گفت: بارالها! چه کنم؟ فرمود: ضالی را هدایت کن. پرسید از تفسیر این جمله. خطاب آمد: مردم را به امام زمانشان آشنا کن. این است ارزش شناساندن او به بندگان خدا. بگذریم، این سخن پایان ندارد. وَتَمَّت كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدقًا وَعَدلا. کاری کنید که گوشه چشمی به شما بکند. اگر یک نظر کند، با آن نظر عالم را اکسیر اعظم می‌کند.از امروز هم همه تان ترک نکنید و به مردم هم به هر کوی و برزن سفارش کنید: هر روز از اول قرآن، ما تیسر لهم، بخوانند، به خود او هدیه کنند. اگر دوره سال تو عزیزترین گوهر را هر روز به او هدیه کردی، آیا شب قدر و هر جمعه که دفتر اعمالت به امضاء او می‌رسد، با تو چه خواهد کرد؟تو بندگی چو گدایان به شرط مزد نکن *** که خواجه خود روش بنده پروری دانداللهم کن لوليک الحجة بن الحسن صلواتک عليه وعلی آبائه، في هذه الساعة وفي کل ساعة وليا وحافظا وقائدا وناصرا ودليلا وعينا حتی تسکنه أرضک طوعا وتمتعه فيها طويلا.شب نیمه شعبان، ساعت یازده، تمام مملکت این دعا را خواهد خواند. امید است به برکت نام نامی او خداوند متعال نظری کند؛ بلایا، محن، مصائب، از مسلمین، از شیعیان ممالک برطرف بشوداللهم أصلح کل فاسد من أمور المسلمین بحرمة بقیة الله في الأرضین ]]> آیت‌الله وحيد خراسانی Mon, 01 Jun 2015 18:51:56 GMT http://tabeshekosar.ir/vdcgqw9x.ak9xy4prra.html چرا انسان های خوب در روز قیامت حسرت می‌خورند http://tabeshekosar.ir/vdcc01qi.2bqii8laa2.html به گزارش خبرگزاری «حوزه»، این مرجع تقلید در دیدار جمعی از وعاظ جوان کشور که در دفتر معظم له برگزار شد، با اشاره به آیاتی از قرآن کریم اظهار داشتند: ایام دائما در حال گذر است و امروز که یک سال دیگر گذشته همه وجود دارند؛ اما کان لم یکن شیئا مذکورا که هیچ اتفاقی نیفتاده است.معظم له افزودند: انسانی که چهل سال از عمر آن گذشته باید ببیند از عمر خود چه سودی برده است، چرا که ما بقی ایام عمر نیز بدین نحو می گذرد و باید از آن در جهت جمع آوری توشه برای آخرت استفاده کرد.ایشان در ادامه آیه‌ " وَأَنذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ الْأَمْرُ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ وَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ ..." را مورد توجه قرار دادند و گفتند: انسان وقتی با دو آیه مذکور مواجه می‌شود مبهوت می‌گردد ،این دو آیه همیشه باید مد نظر افراد باشد و طبق آن عمل کند.حضرت آیت الله وحید خراسانی در تشریح انذار گفتند: به چه کسی گفته شده انذار کن؛ به کسی که شخص اول عالم است؛ روز قیامت در قرآن ۲۷ اسم دارد؛ يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ ، به خاطر همین قیامت از این جهت قیامت گفته شده است، «یوم الفصل»، «یوم النشور» و یکی از اسماء بیست و هفت گانه قیامت «یوم الحسره» است؛ این حسرت حسرتی است که دامن گیر همه خواهد بود و خوبان متخسر و بدان متحصر خواهند بود.معظم له افزودند:آفت حسرت آن روز این است که بدها در این حسرت هستندکه چرا خوب نشدیم و خوب ها دراین حسرت که چرا خوبتر نشدیم، می توانستیم یک نفر دیگر را هدایت کنیم اما نکردیم.حضرت آیت الله وحید خراسانی با بیان مثال هایی از حسرت روز قیامت گفتند: اگریک تارک الصلاه را نماز خوان کنی برای روز قیامت بسیار خوب خواهد بود؛ چرا که روز حسرت روزی است که می‌گویی؛ می‌توانستم یک نفر را توبه بدهم اما ندادم؛ یک شعار اهل بیت(ع) را احیا کنم، اما نکردم که این ها باعث حسرت و ندامت برای روز قیامت می شود.ایشان با اشاره به داستانی از قرآن کریم درباره حضرت موسی(ع) گفتند: قرآن درباره موسی بن عمران می‌فرماید؛ «و نادیناه من جانب الطور الایمن و قربناه نجیا». به چنین کسی خدا فرمود که یا موسی اگر دو کار کنی برای تو بهتر است از این که صد سال هر روز روزه بگیری و هر شب نیز تا به صبح به نماز بایستی... موسی متحیر شد که این چه کاری است که افضل از صد سال قیام به ایام و لیالی است کلیم الله... پرسید آن دو کار چیست؛ خطاب آمد؛ ان ترد آبقا ان ترشد ظاهرا" یعنی این که بنده گناه کاری که از درگاه ما گریخته به درگاه ما رد کنی تا توبه بدهی و دوم کسی که امام زمانش را نشناخته او را به امام زمانش آشنا کنی. ]]> آیت‌الله وحيد خراسانی Sun, 31 May 2015 12:48:19 GMT http://tabeshekosar.ir/vdcc01qi.2bqii8laa2.html ائمه اطهار مفسران واقعی قرآن هستند http://tabeshekosar.ir/vdcg7q9x.ak9xt4prra.html به گزارش تابش کوثر،حضرت آیت‌الله حسین وحید خراسانی از مراجع تقلید صبح امروز در درس تفسیر قرآن که در مسجد اعظم قم برگزار شد،‌ به ادامه تفسیر سوره مبارکه «یس» پرداخت.وی با استناد به آیات «وَیَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ. مَا یَنظُرُونَ إِلَّا صَیْحَةً وَاحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَهُمْ یَخِصِّمُونَ»، گفت: برخی درباره وعده عذاب و قیامت تردید می‌کنند و خداوند می‌فرماید شما زمانی که سرگرم جدل هستید با صیحه آسمانی غافلگیر می‌شوید.این مرجع تقلید با اشاره به روایات به تبیین مسأله معاد پرداخت و ابراز کرد: وقتی خدا اهل زمین را می‌میراند فاصله‌ای به اندازه زمان خلقت خلق تا زمان میراندن خلق قرار می دهد و پس از آن اهل آسمان را می‌میراند.استاد برجسته درس خارج حوزه علمیه بر ضرورت توجه به روایات و آیات درباره معاد و قیامت تأکید کرد و گفت: وقتی ما درباره قیامت و معاد تحقیق می‌کنیم متوجه می‌شویم که چیزی در این باره نمی‌دانیم.حضرت آیت‌الله وحید خراسانی با تأکید بر این که تفسیر آیات قرآن به ویژه آیات معاد کار هر کسی نیست، ابراز کرد:‌ تفسیر آیات باید از سوی مفسران واقعی که اهل بیت عصمت و طهارت(ع) هستند، انجام شود.استاد تفسیر حوزه علمیه با اشاره به ویژگی‌های مفسر قرآن، اظهار داشت: مفسر قرآن کسی است که از هوا و خطا معصوم باشد.وی با بیان این‌که نمی شود به تفاسیر نفوسی اعتماد کرد، گفت: قرآن کلامی الهی است که از مصدر الهی صادر شده و کسی می‌تواند آنرا تفسیر کند که مبیّن این کلام باشد.منبع:رسام/110 ]]> آیت‌الله وحيد خراسانی Wed, 27 May 2015 10:42:31 GMT http://tabeshekosar.ir/vdcg7q9x.ak9xt4prra.html پیامبر(ص) در بدرقه امیرالمومنین(ع) به یمن چه دعایی کردند http://tabeshekosar.ir/vdcf01d0.w6dy0agiiw.html به گزارش تابش کوثر،حضرت آیت الله وحید خراسانی در اجلاسیه عمومی نشست دوره ای اساتید سطوح عالی و خارج حوزه علمیه قم که چهارشنبه شب در دفتر این مرجع تقلید برگزار شد، سخنانی بیان کردند که متن کامل آن بدین شرح است: هرکسی باید کاری را که مشغول است بشناسد کار شما اولا چه کاری است، «ما هو» در اینکار چیست؟ بعد مبدأ، منتهی، وسط، کار، تفقه در دین است این کلمه گفتنش سهل ولی درکش ممتنع است، «التفقه فی الدین»، اولاً دین را باید شناخت بعد روح دین، لب دین، فقه دین می شود. اگر این ماده در هیأت تفعل آمد می شود تفقه، اما عظمت مطلب؛ دو حدیث هست هر دو بهت انگیز است وقتی خاتم صلی الله علیه و آله و سلم مبعوث کرد امیر المومنین علیه السلام را برای یمن، دعایی که بدرقه راه او کرد این دعا است: «اللهم فقّهه فی الدین» ما کجا فهمیدیم فقه دین یعنی چه؟ شخص اول عالم به شخص دوم دعایش این است «اللهم فقهه فی الدین» خود امیرالمومنین به فرزندش امام حسن علیهما السلام دستورش این است «یا ولدی تفقه فی الدین» این کاری که منتهی الآمال شخص اول عالم برای باب مدینه علم و حکمت است، ملعبه نیست. ما یک وقت می بافیم یک وقت واقع را می نگریم، هیچ نشدیم نه چیزی هستیم نه کار کردیم خلاصه زندگی خود من در دو کلمه جمع می شود، اول قصور، دوم تقصیر. عظمت مطلب این است. هرچه کار عظیم تر، مقتضی برای تحقق اصعب، شرائط طاقت فرسا موانع بهت انگیز فهم اجزا سبب برای تفقه از امر اول که عبارت از مقتضی است، امر دوم تحصیل شرایط، امر سوم رفع موانع بعد باید مرجع فقط قرآن و نصوص کلمات اهل عصمت علیهم السلام، بسیار بهت آور است که یک آیه در سه سوره آمده است هم در سوره انعام هم در سوره اسراء هم در سوره کهف منتهی با اختلاف در حرف «و جعلنا» در جایی «إِنَّا جَعَلْنا عَلى‏ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوه‏» فقاهت ملعبه نیست «إِنَّا جَعَلْنا عَلى‏ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ في‏ آذانِهِمْ وَقْرا» عظمت امر در این حد است آن «اکنه» را باید شناخت آیا شناختیم؟ «اکنه» هست نه «کِن» جمع است، مفردش «کن» است «کن» غطاء است دل ها همه پوشیده اما نه به یک پوشش، به پوشش ها «إِنَّا جَعَلْنا عَلى‏ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ في‏ آذانِهِمْ وَقْرا» قوی ترین راه استدلال دو راه است یکی برهان، یکی دلیل اما برهان عبارت از درک مطلب لماً، اما دلیل عبارت از ادراک مطلب است اناً، اما از جهت لِم، تفقه در دین باید ریشه امر را جست آن دین چیست؟ «ان الدین عند الله الاسلام» در مقام عندیت است ملیک مقتدر دین است، نیل به این دین تا برسد به تفقهش، دونه خرط القتاد. عمری گذشت و ما نفهمیدیم وقتی ابراهیم، کیست ابراهیم؟ بهت انگیز است کیست اسماعیل؟ قرآن را بخوانید اینها را بشناسید، آن ابراهیم، آن اسماعیل مامور شدند به بناء بیت «وَ إِذْ يَرْفَعُ إِبْراهيمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَ إِسْماعيلُ رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّميعُ الْعَليم‏» عظمت دینی که شما مشغول تفقه آن هستید این است «رَبَّنا وَ اجْعَلْنا مُسْلِمَيْنِ لَك‏» منتهی الآمال این دو این است که به حقیقت این دین نائل بشوند «وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دينا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرين‏» آن وقت این دین از جهت لم، بعد از جهت اِن، متن روایت کافی این است اگر در راه فقه مرگ کسی برسد آیا حکم او چیست؟ بیان امام این است اگر در طریق فقه مرگش رسید مصداق این آیه است «وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ» آن مبدأ این منتهی، کسانی که در صراط تفقه هستند مهاجرند اما غایت هجرت کیست؟ ذات قدوس حی قیوم و شخص اول عالم امکان، این مبدأ، این منتهی، وسط «التفقه فی الدین» همه آماده بشوید بحث مفصل است آن «اکنه»  چیست؟ «إِنَّا جَعَلْنا عَلى‏ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ» جاعل هم خود خدا است «وَ يُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمينَ وَ يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاء» وقتی بشر ظالم شد مقتضای عدل معامله با ظالم این است چرا؟ چون تفقه در دین خدا، آن هم دینی که مبدأش چیست؟ قرآن، کلمات اهل بیت علیهم السلام، اما او که قرآن است، مصدرش کیست؟ سبوح قدوس، اما آن روایات مصدرش کیست؟ «عَصَمَكُمُ‏ اللَّهُ‏ مِنَ الزَّلَلِ وَ آمَنَكُمْ مِنَ الْفِتَنِ وَ طَهَّرَكُمْ مِنَ الدَّنَسِ وَ أَذْهَبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ طَهَّرَكُمْ تَطْهِيرا» ینچنین دینی و اینچنین فقهی که مصدرش مقام عصمت است با آلودگی میسر نیست، شرط اول این است، همه فنون لابشرط است بدون استثناء، بهمنیار فیلسوف است، رجال در مغرب زمین اهل نظرند در فنون فلسفی طب لابشرط است، ریاضی لابشرط است همه فنون لابشرط اما کتاب و سنت بشرط، «ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فيهِ هُدىً لِلْمُتَّقين‏»، «يَهْدي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ وَ يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّور» آن قرآن، این حدیث، «فَإِنَّهُ لَايُنَالُ‏ مَا عِنْدَ اللَّهِ إِلَّا بِالْوَرَع‏» آیا ما فقیهیم، بفهمید ادعا سهل و ساده است و لکن اثبات فی غایة الاشکال، «التفقه فی الدین» عنوان بصری، این قضیه مهم است چون علامه مجلسی تعبیرش این است وجدت بخط شیخنا البهائی قدس سره و او باز نقل کرده از چه کسی؟ از محمد بن مکی شمس الدین شهید اول بحر مواج فقه الدروس و بیان، او باز نقل کرده از شیخ احمد فراهانی از عنوان بصری، نود و چهار سال از عمر این مرد گذشته در تمام این عمر در محضر مالک ابن انس بوده است، امام مذهب مالکی، آخر ینکشف، دنیا هنوز خواب است بعد از نود و چهار سال بیدار شد، امام المنقدین شمس الدین ذهبی در عقائد مالک ابن انس که سخن او حجت قاطع است برای تمام عامه، اعظم ائمه مذاهب اربعه مالک ابن انس است راس و رئیس اول مذهب، اعتقادش به خدا این بود که خدا در آسمان است، اما علم او در زمین است! چه کسی عبادت کرده خدا را؟ همه اینها منشأش بی سوادی است، سواد مرد می کند بی سوادی حالت انفعالی و نامردی می آورد «ادْعُ إِلى‏ سَبيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتي‏ هِيَ أَحْسَن‏» خدایی که در آسمان است مظروف است، ظرفش آسمان است! این خدا معرفتش چیست تا برسد به عبادتش، نه شناخت نه عبادت، بعد که فهمید چه خبر است، آن جا چه مطلبی است، اینجا چه خبر است «مَعَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ لَا بِمُقَارَنَةٍ وَ غَيْرُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ لَا بِمُزَايَلَةٍ ‏» «این الاین فلا این له کیف الکیف فلا کیف له ضاد النور بالظلمه» بعد که بیدار شد آمد در خانه امام ششم در را زد، پیرمردی نود و چهارساله گفت آمده ام تحصیل فقه دین بکنم امام  فرمود «انا رجل ظنین و لی اوراد و انا مشغول بها» من دو گرفتاری دارم اولاً در تعقیب حکومت هستم ثانیا به اورادی مشغول هستم فرصت ملاقات ندارم. دست از طلب ندارم تا کام دل برآرم رفت پیرمرد نود و چهارساله کنار قبر پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم دو رکعت نماز خواند پروردگارا قلب جعفر بن محمد (علیهما السلام) را به من مهربان کن تا از علم او بهره مند شوم بعد از زیارت و نماز و توسل باز آمد در خانه را زد این مرتبه گفت، بیا، بعد که وارد شد گفت از ما چه می خواهی؟ گفت آمده ام فقط در طلب علم راه تفقه اینجا است، بعد امام این جمله را فرمود ـ آیا ما چنین شدیم؟ ـ « لَيْسَ الْعِلْمُ بِكَثْرَةِ التَّعَلُّمِ إِنَّمَا هُوَ نُورٌ يَقَعُ فِي قَلْبِ مَنْ يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَه‏» این در و آن در نزن، «فَاطْلُبْ أَوَّلًا فِي‏ نَفْسِكَ‏ حَقِيقَةَ الْعُبُودِيَّة» این علم نور است نه سواد است، اختیار هم در دست اوست تو باید در خودت ایجاد کنی قواعد عبودیت را، بعد آن «اکنه» آن اغطیه از قلب زدوده می شود آن چراغ را خدا در روح تو روشن می کند بعد عنوان پرسید راه عبویت چیست؟ تا اینجور نشوی از فقاهت خبری نیست فرمود «اوجد فی نفسک حقیقه العبودیه» پرسید چه کنم؟ فرمود اول بفهم عبد هستی، « الْعَبْدُ لَا يَمْلِكُ‏ شَيْئاً إِلَّا مَا مَلَكَ مَوْلَاه‏»  وقتی رسیده به این مطلب این کلمه اول است دوم تو بنده ای او مولاست تدبیر امر از او است نه از تو، این هم دوم، سوم تمام اشتغالت در شبانه روز در دو کلمه باشد، یکی در اعتماد به امر او، یکی در انتها از نهی او اگر اینجور شدی بعد نور علم در دل تو روشن می شود.   حدیث مفصل است، مختصر دو سه کلمه، پرسید یابن رسول الله وصیتی بکن یک جمله فرمود ـ همه شما اهل فهم هستید اهل علم هستید فکر کن ـ اول فرمود «تلک الدار الاخره» واقعاً  قرآن کمرشکن است «تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقين» جایی مقامی، اصلاً متعلق اراده آنها نیست این قدم اول است «تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقين» سه وصیت می کنم یک وصیت در نفست وصیت دوم در حلم، وصیت سوم در علم. اما وصیت من نسبت به نفس تو این است که آنچه را اشتها نداری مبادا بخوری که مورث بله و حماقت می شود. دوم تا گرسنه نشدی مبادا لقمه ای بخوری سوم مبادا جز حلال لقمه ای از گلویت پایین برود این وصیت من بالنسبه به نفست چون روح و بدن به جوری مرتبط هستند که این در او، او در این، فاعل و منفعل هستند فعل و انفعال طرفینی است. امام حسن علیه السلام به در مسجد نگاه می کرد رنگ زرد می شد روح اتصال به مبدأ قیافه زرد است یک مرتبه منقلب می شد، بدن هم در روح موثر است، مبادا جز حلال بخوری اما وصیت من در حلم به تو این است اگر کسی به تو گفت اگر یکی بگویی، ده تا جواب می دهم تو در جواب بگو اگر به من ده تا ناروا بگویی یک ناسزا نشنوی، این وصیت من در حلم، وصیت دوم من در حلم این است که اگر او وعده داد که برای تو چه ها تهیه کند در مضرت تو به او وعده بده من جز منفعت برای تو نخواهم داشت بعد که وصایا را در حلم تمام کرد رسید به علم، فرمود اما وصیت من در علم ـ راهی که ما باید طی کنیم در این جمله است ـ فرمود آنچه را نمی دانی از علما بپرس علما کیانند؟ عالم هرکسی نیست، قرآن بخوان عالم را بشناس. «إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ إِنَّ اللَّهَ عَزيزٌ غَفُور» وقتی منحصراً با انما که موضوع است برای حصر خشیتش منحصر به یک نقطه شد این عالم است بقیه اهل سواد هستند نه علما. «إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ» فرمود آنچه را نمی دانی بپرس بعد هم که می پرسی سوال تعنتی نباشد نکته نهایی این است «استفهم الله» آن سوال مقدمه است ذی المقدمه این است سوال کن از علما، پای درس برو اما اینها همه وسیله است «استفهم الله»  طلب فهم از او بکن، فقه فهم است از او بخواه شرط خواستن از او باز در قرآن است، «يَهْدي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ وَ يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّور» راه تفقه در دین این است گذشت از خواب بیدار نشدیم خوشیم به خیالات ولکن روز حسرت در پیش است «اجتمعت علیهم سکرة الموت و حسرت الفوت» وصیت آخر من در علم این است که مبادا به هرجا که رسیدی دست از احتیاط برداری، راه تفقه در دین این راه است، مقام تفقه در دین آن مقام است که خواسته خاتم برای امیرالمومنین ان شاءالله از امروز همه شما استمداد کنید از ولی عصر علیه السلام، غیر از او پناهی نیست و به همه شاگردانتان سفارش کنید خودتان هم عمل کنید؛ مددی گر به چراغی نکند آتش طور چاره تیره شب وادی ایمن چه کند مگر او دست عنایتی بر سر بگذارد، راهش هم بیان شده است در حدیث صحیح السند، عصاره اش این است از اول قرآن شروع کنید هیچ روزی هم ترک نکنید «یا علی اوصیک بتلاوة القرآن علی کل حال فانها ربیع القلوب» و آن قرآن را به خود امام زمان علیه السلام هدیه کنید اگر شما هر روز عزیزترین گوهر را که کلام الله است به او هدیه کردی هر دوشنبه و جمعه که نامه عملتان به امضای او می رسد آیادر مقابل این هدیه با شما چه خواهد کرد این راه کمک و توفیق تفقه است.منبع:خبرگزاری حوزهم/110 ]]> آیت‌الله وحيد خراسانی Fri, 22 May 2015 11:30:48 GMT http://tabeshekosar.ir/vdcf01d0.w6dy0agiiw.html