رسانه الکترونيکی تابش کوثر - آخرين عناوين حجت الاسلام و المسلمین قرائتی :: نسخه کامل http://tabeshekosar.ir/OLAMA GHARAATI Fri, 24 Nov 2017 12:36:07 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://tabeshekosar.ir/skins/default/fa/96/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط رسانه الکترونيکی تابش کوثر http://tabeshekosar.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام رسانه الکترونيکی تابش کوثر آزاد است. Fri, 24 Nov 2017 12:36:07 GMT حجت الاسلام و المسلمین قرائتی 60 امر به معروف و نهی از منکر علامت زندگی است/ چرا همه دعاها مستجاب نمی‌شود؟ http://tabeshekosar.ir/vdchwmn-.23n6vdftt2.html به گزارش تابش کوثر ، حجت‌الاسلام «محسن قرائتی» استاد تفسیر قرآن کریم بیش از 30 سال است به تدریس معارف قرآن و اهل‌بیت(ع) می‌پردازد و سال‌ها است که پنج‌شنبه‌ها در برنامه درس‌هایی از قرآن میهمان خانه‌های ایرانیان است.  با توجه به تأکید مقام معظم رهبری مبنی بر توجه به انس عمومی با قرآن و توجه به مفاهیم الهی، خبرگزاری فارس گزیده‌ای از تفسیر قرآن حجت‌الاسلام قرائتی را در اختیار علاقه‌مندان قرار می‌دهد.  در ادامه بخشی از تفسیر قرآن حجت‌الاسلام قرائتی در برنامه درس‌هایی از قرآن با موضوع «وظایف ما در برابر پیامبران و امامان علیهم‌السلام» که در 25 آبان ماه سال 1396 ایراد شده است، تقدیم می‌شود.  - قرآن درباره‌ رهبری گفته: هرکس به درد رهبری نمی‌خورد. یک گروه‌هایی را اسم برده و گفته گوش به حرف اینها ندهید! «وَ لا تُطِعْ‏ مِنْهُمْ آثِماً أَوْ کَفُورا» (انسان/24) کسی گنهکار است یا کفور است اطاعت نکنید. «لا تطع» یعنی اطاعت نکن. «وَ لا تُطِعْ کُلَّ حَلَّافٍ‏ مَهِین‏» (قلم/10) آدم‌های پست را اطاعت نکن. «وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنا» (کهف/28) کسی از یاد ما غافل است، به حرف او گوش ندهید به درد رهبری نمی‌خورد. «لا تطع، لا تتبع، لا تطیعوا، لا تتبعوا» اگر مسرف است و اسراف می‌کند و ولخرجی می‌کند مناسب رهبری نیست.  - رابطه‌ امت با پیامبر اکرم(ص). 1- اول اینکه باید ایمان داشته باشیم. قرآن می‌فرماید: «آمِنُوا بِاللَّهِ‏ وَ رَسُولِه‏» (نساء/136) به پیغمبر ایمان داشته باشید. 2- غیر از ایمان، تبعیت هم بکنید... «آمِنُوا بِاللَّهِ‏ وَ رَسُولِه‏» پیروی! بعضی ممکن است ایمان دارند، گوش نمی‌دهند. خیلی‌ها را داریم که پیغمبر اسلام را قبول دارد ولی نماز نمی‌خواند. می‌گوید: پدر و مادرم را قبول دارم اما «وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْسانا» (بقره/83) را عمل نمی‌کنم. باید پیروی کنیم. اطاعت!  - «مَنْ یُطِعِ‏ الرَّسُولَ‏ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ» (نساء/80) اگر مطیع رسول شدید معلوم می‌شود مطیع خدا هم هستید. قرآن می‌فرماید: در اختلافات به پیامبر رجوع کنید. «فَإِنْ تَنازَعْتُمْ» (نساء/59)‏ تنازع یعنی نزاع، اگر بین شما در چیزی اختلاف شد، سراغ خدا و رسول بروید.  - اگر پیغمبر شما را دعوت کرد استجابت کنید. «یا ایها الذین آمنوا» ای مؤمنین! ای امت، «اسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاکُمْ لِما یُحْیِیکُمْ» (انفال/24) پیغمبر که شما را برای حیات دعوت می‌کند، حیات انسانی است.  - امر به معروف و نهی از منکر علامت زندگی است. حدیث داریم اگر کسی نسبت به خوبی‌ها بی تفاوت باشد. نسبت به گناهان هم بی تفاوت باشد، «فَهُوَ مَیِّتٌ‏» (وسایل الشیعه/ج16/ص133) این مرده است منتهی مرده‌ی عمودی! مرده افقی در قبرستان خوابیدند.  - کسی از من پرسید: من هرچه دعا می‌کنم، مستجاب نمی‌شود. چرا؟ مگر قرآن نگفته: «ادْعُونِی‏ أَسْتَجِبْ لَکُمْ» (غافر/60) دعا کنید من مستجاب می‌کنم. من هرچه دعا می‌کنم مستجاب نمی‌شود. گفتم: قرآن یک «أستجب» داریم، یک «استجیبوا» داریم. چطور آن آیه را بلد هستید؟ «استجیبوا» یعنی پیغمبر هم یک چیزی می‌گوید، تو اجابت کن. هرچه پیغمبر گفته است را گوش دادی؟ گفت: نه! گفتم: هرچه خدا گفته را گوش دادی؟ گفت: نه. گفتم: پس تو می‌خواهی خدا نوکر تو باشد؟ همه امامان نوکر تو باشند؟  - خمس؛ امت پیغمبر بیست درصد مالشان برای پیغمبر است. خمس می‌دهند؟ امام کاظم فرمود: اگر کسی خمس ندهد، مبلغی که باید خمس بدهد را ندهد، خدا زندگی‌اش را چنان تاب می‌دهد تا دو برابر آن مبلغ در راه باطل خرج کند.  - بعضی مسجدها مرگ بر آمریکا نمی‌گویند. می‌گویند: این مسجد مقدس‌هاست. ما سیاسی نیستیم. سیاسی نیست قرآن است. اینکه می‌خوانم آیه قرآن است. در قرآن می‌گوید: «أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ» یعنی مرگ بر آمریکا بگویید. «رُحَماءُ بَیْنَهُمْ» (فتح/29) نسبت به حزب الله، نسبت به مستضعفین جهان رحم کنید. البته بعد از «أشداء» و «رحماء» می‌گوید: «تَراهُمْ رُکَّعاً» رکوع هم بکنید. «سُجَّداً» سجده هم بکنید. ولی رکوع و سجده‌ای که مرگ بر آمریکا درونش نباشد این مسلمان پنجاه درصدی است.منبع:خبرگزاری فارس ]]> حجت الاسلام و المسلمین قرائتی Sun, 19 Nov 2017 07:29:16 GMT http://tabeshekosar.ir/vdchwmn-.23n6vdftt2.html انتقاد حجت الاسلام قرائتی از آموزش و پروش http://tabeshekosar.ir/vdcdk909.yt0kx6a22y.html به گزارش تابش کوثر  حجت الاسلام و المسلمین محسن قرائتی رئیس ستاد اقامه نماز کشور در اختتامیه دومین اجلاس از دوازدهمین کنگره اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان اظهار داشت: دانشگاه ها، آموزش و پرورش و حوزه با این دروس رسمی که اکنون تدریس می شود به جایی نمی رسند و باید به فکر گسترش مهارت آموزی باشیم.  وی با اشاره به وجود 64 هزار حدیث راجع به کار و مهارت افزود: این مسئله نشان از اهمیت کار و مهارت در اسلام است و در ادعیه ما آمده که از علم بی خاصیت به خدا پناه می برم.حجت الاسلام و المسلمین قرائتی اضافه کرد: بسیاری از مطالب طرح شده در کتب درسی ما تنها برای پر کردن ذهن دانش آموزان است و فایده ای برای دانش آموزان ندارد.  رئیس ستاد اقامه نماز کشور بیان داشت: خاک آموزش و پرورش را باید عوض کرد و مشکل ما نداشتن مرد تحول است.  وی با بیان اینکه باید نیازهای واقعی و مهارت جایگزین محفوظات شود، ادامه داد: به رهبر انقلاب در این خصوص نامه نوشتم و ایشان جوابی با این مضمون ارسال کرد: "مسئله مهارت آموزی مورد نظر نیازی حتمی و جدی است که لازم است بر آن تاکید شود".  حجت الاسلام و المسلمین قرائتی خاطر نشان کرد: هنر خنده حلال و خنداندن مردم هم در بسیاری از افراد وجود ندارد و در بسیاری از زمینه ها مهارتهای اجتماعی و حرفه ای دانش آموزان پایین است و باید نهضتی برای تحول در تمام زمینه های مهارت ایجاد شود.  وی تصریح کرد: علم غیر مفید را باید حذف کنیم و همه باید بسیج شوند تا این نهضت به جایی برسد.  رییس ستاد اقامه نماز کشور با بیان اینکه ارزش علم در افزودن بندگی است، خاطر نشان کرد: دانش آموزان به دروس آموزش و پرورش اکتفا نکنند و به دنبال کسب علوم مفید بروند. منبع: فارس ]]> حجت الاسلام و المسلمین قرائتی Fri, 13 Oct 2017 11:50:08 GMT http://tabeshekosar.ir/vdcdk909.yt0kx6a22y.html انتقاد قرائتی از کم کاری حوزه های علمیه http://tabeshekosar.ir/vdcfm1dt.w6dcyagiiw.html به گزارش تابش کوثر ، سید عزت الله ضرغامی در کانال شخصی اش نوشت: اوایل هفته جاری به طور تصادفی در یکی از نهاد ها با آقای قرائتی برخورد کردیم. یقه‌ی من و دکتر مخبر را گرفت و گفت حتماً باید نکات مهمی را به شما تذکر دهم. جایی برای نشستن نبود. همان‌جا روی چمن‌ها نشست و گفت کفش‌ها و جوراب‌هایتان را هم درآورید و راحت به حرف‌هایم گوش کنید! به شوخی میگفت حالا جزو پا برهنه ها هستیم ! مثل همیشه حرف‌های شیرین و سازنده زد و از دغدغه‌هایش در مورد هدر رفتن ظرفیت‌های عظیم کشور و ضرورت تحول بنیادین و نه شعاری در دستگاههای تبلیغی به ویژه در سازمان روحانیت گفت. معتقد بود که حوزه‌های علمیه در کادرسازی و تربیت طلاب فاضل و دردمند و آشنا با نیازهای واقعی و روزمره مردم و به ویژه روش‌های روانشناسانه برای تربیت دینی اقشار مختلف دچار کم‌کاری و عقب ماندگی هستند. خوشبختانه پس از گذراندن یک کسالت طولانی حالش خوب بود و با طنزهای دسته اول منشوری و غیرمنشوری! حال ما را هم خوب کرد. . . .***پی نوشت*** . آقای قرائتی جزو سرمایه‌های ملی است. معتقدم همانطور که نتوانسته‌ایم بهشتی و مطهری تربیت کنیم، همانطور هم نمی‌توانیم مثل آقای قرائتی، درست با همین خصوصیات و توانمندی‌ها، به راحتی تربیت کنیم و تحویل جامعه دهیم. اما با اصلاح روش‌ها و رفتارها و نگاه‌های مردم سالارانه و توجه به روح و بطن دین می‌توان شاهد رویش‌های ارزشمند در نهادهای دینی بود. آخوند باید مردمی باشد، نگاه از بالا به پایین نداشته باشد، خوش اخلاق باشد، اصل را بر جذب بگذارد، تکبر نکند، با مردم راه برود و زبان مردم و به تعبیر قرآن لسان قوم را بداند، آنان را از دین نترساند و با همه وجود بداند که کارکرد دین آرامش بخشی به روح و روان مردم است.منبع:مشرقک/555 ]]> حجت الاسلام و المسلمین قرائتی Tue, 11 Jul 2017 20:14:10 GMT http://tabeshekosar.ir/vdcfm1dt.w6dcyagiiw.html اسلام بن بست ندارد http://tabeshekosar.ir/vdchxknk.23nw6dftt2.html به گزارش تابش کوثر، استاد محسن قرائتی در ادامه سلسله مباحث تفسیری خود با موضوع تفسیر قطره ای به تبیین وتفسیر آیه صدو هفت سوره بقره پرداخته است. مَا نَنْسَخْ مِنْ ءَایَةٍ أَوْ نُنْسِهَا نَأْتِ بِخَیْرٍ مِّنْهَآ أَوْ مِثْلِهَا أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلَى‏ كُلِّ شَی‏ءٍ قَدِیْرٌهر (حكم یا) آیه‏اى را كه نسخ كنیم و یا (نزول آن را) به تأخیر اندازیم، بهتر از آن یا مثل آنرا مى‏آوریم، آیا نمى‏دانى كه خداوند بر هر چیزى قادر است؟ قبله مسلمانان ابتدا رو به بیت‏المقدس بود، اما چون یهود آنرا دستاویز قرار داده و مى‏گفتند شما مسلمانان دین مستقل ندارید و لذا رو به قبله ما مى‏ایستید، بدستور خداوند قبله از بیت‏المقدس به مكّه تغییر یافت. این بار یهودیان، ایراد دیگرى را مطرح كردند كه اگر قبله اول درست بود پس چرا قبله را عوض كردید و اگر قبله دوم درست است پس اعمال قبلى شما همه باطل است. قرآن در پاسخ این ایرادها مى‏فرماید ما هیچ حكمى را نسخ نمى‏كنیم و یا آنرا به تأخیر نمى‏اندازیم مگر آنكه بهتر یا مثل آنرا، جانشین آن مى‏سازیم. تغییر قبله و همچنین تأخیر اعلام كعبه به عنوان قبله مسلمانان، دلایل و اهداف مختلفى دارد كه شما از آن غافل هستید. از آنجا كه احكام اسلامى، تابع مصلحت و حكمت است، لذا با تغییر زمان یا مكان یا شرایط، ممكن است مصلحتِ امور نیز تغییر كند و حكم قبلى نسخ و حكم دیگرى جایگزین شود. البته اصول احكام الهى ثابت و لاتغیّیر است ولى در جزییات و خصوصاً امور حكومتى چنین امرى قابل پذیرش است. این آیه نشان مى‏دهد كه اسلام بن بست ندارد چون یك دین جهانى و جاودانى است، در كنار احكام ثابت، مى‏تواند به اقتضاى مصلحت اسلام، قوانین متغیر نیز داشته باشد.منبع: خبرگزاری حوزهت/۴۴۴ ]]> حجت الاسلام و المسلمین قرائتی Sat, 29 Apr 2017 19:08:12 GMT http://tabeshekosar.ir/vdchxknk.23nw6dftt2.html قرائتی: حوزه علمیه به تولید محتوا در زمینه خنده حلال برای جامعه بپردازد http://tabeshekosar.ir/vdcftedj.w6demagiiw.html  به گزارش تابش کوثر حجت‌الاسلام محسن قرائتی عصر امروز در جمع معتکفان مسجد امام حسن عسکری(ع) اظهار داشت: کسانی که معتکف می‌شوند خود را در زمینه‌های دینی تقویت کنند و بعد از اعتکاف این موضوع را حفظ کنند.  وی با تاکید بر لزوم مقابله با جنگ نرم دشمن افزود: به طور کلی باید خودمان را مجهز کنیم چون دشمن شبهه‌های فراوانی در میان جوانان ایجاد می‌کند.  رئیس ستاد اقامه نماز با تاکید بر لزوم تدبر در قرآن کریم گفت: جوانان توجه کنند که قرآن در زندگی کتاب اصلی آن‌ها باشد و قرآن کریم و نهج البلاغه را مباحثه کنند.  قرائتی با بیان اینکه پر مطلب‌ترین کتاب قرآن است گفت: باید قرآن و نهج‌البلاغه را بخوانیم، بیاموزیم، بفهمیم و آن را به دیگران هم آموزش دهیم، طلاب و مبلغان باید مهارت صحبت کردن در جمع‌ها و محافل گوناگون را بیاموزند تا مخاطب آن‌ها خسته و یا زده نشوند.  وی افزود: اعتکاف اگر چه مستحب است اما در اعتکاف کارهای واجبی می‌توان انجام داد، باید تصمیمات مهمی بگیریم و ببینیم چه واجباتی زمین مانده و آن‌ها را زنده کنیم.  رئیس ستاد اقامه نماز اظهار داشت: 22 واجب اصلی فراموش شده داریم که یکی از این واجبات فراموش شده زکات است که باید مورد توجه باشد.  قرائتی افزود: یکی دیگر از مشکلات کشور مشکل مدیریت است، باید بتوانیم در هر شرایطی زندگی مان را مدیریت کنیم.  وی با اشاره به بیکاری دانشجویان  گفت: باید محتوای درس‌ها در مدارس در حوزه‌ها و در دانشگاه‌ها عوض شود و مهارت‌های گوناگون هم آموخته شود.  رئیس ستاد اقامه نماز با تاکید بر توجه ترویج خنده حلال در جامعه خاطرنشان کرد: خنده حلال در زندگی مردم ما حذف شده است، حوزه علمیه در این زمینه باید به صورت جدی وارد عمل شود.  قرائتی بیان کرد: مبلغان و طلاب می‌توانند مهارت‌های گوناگون اعم از خنداندن حلال، مهارت صحبت با وهابیت، مهارت آموزش قرآن، آموزش احکام، آموزش گفتن حدیث را بیاموزند و آن را تبلیغ کنند. منبع: فارس ]]> حجت الاسلام و المسلمین قرائتی Tue, 11 Apr 2017 19:50:49 GMT http://tabeshekosar.ir/vdcftedj.w6demagiiw.html ۷ راه برای افزایش برکت عید/ دیدگاه امام(ره) درباره کیفیت خودرو http://tabeshekosar.ir/vdcbgzba.rhb0spiuur.html به گزارش تابش کوثر  به مناسبت حضور در ایام نوروز صحبت‌های حجت‌الاسلام والمسلمین محسن قرائتی درباره عید را مرور می‌کنیم: کلمه‌ای که هم در قرآن مکرر آمده و هم در عرب و عجم و ایرانی و قدیم و جدید هست، کلمه‌ی تبریک است. مبارک باشد. تبریک یعنی چه؟ تبریک از برکت است. برکت یعنی خیر زیاد. قدیم که لوله‌کشی نبود، در خانه‌ها یک منبع آب بود. آب در خانه می‌رفت و ذخیره می‌شد. محل ذخیره آب را برکه می‌گفتند. برکه محل آب است که آب خیر و برکت و همه چیز است. ما چطور عیدمان را مبارک کنیم؟ با لباس شیک و تخمه کدو شکستن و خنده و دیده بوسی، برکت است؟ حالا این... من می‌خواهم مصادیق برکت را بگویم که بیاییم برکت عیدمان را بیشتر کنیم.1- توجه ثروتمندان به نیازمندان 1- اول اینکه در هر فامیلی چند نفر پولدار هستند،چند نفر فقیر هستند و چند نفر هم متوسط هستند. اکثراً متوسط هستند. در یک فامیل صد نفره، پنج نفر پولدار هستند، پنج نفر خیلی فقیر هستند. نود نفر معمولی هستند. این ماشین‌‌های قوی، ماشین‌های ضعیف را بوکسل کنند. یعنی پولدارها عید که دور هم جمع می‌شوند، در یک اتاق در از چشم فقرا جمع شوند و بگویند ببین در این صد تا فامیل وضع ما پنج نفر خوب است. بیاییم جهازیه دختر فلانی را حل کنیم. فلانی سه پسر دارد نمی‌تواند اینها را داماد کند. انگار پسر خودمان است. بیایید هرکدام یک مبلغی روی هم بگذاریم و این را داماد کنیم. این یک کار خوبی است که عید مبارک می‌شود. دلی را شاد کنید خدا دلتان را شاد می‌کند. این برکت است وگرنه شکستن تخمه کدو که همه دنیا تخمه کدو می‌شکنند. یکوقت در هواپیما نشسته بودیم، خلبان گفت: قسمت جلو بیا، در کابین کنار ما بنشین. ما رفتیم نشستیم و گفت: حاج آقا، چای بیاورم یا قهوه؟ گفتم: چای را که در خانه خودمان هم می‌خوریم. قهوه بده بیاید! حالا تخمه کدو در همه دنیا هست. آرایش هم در همه دنیا هست. دید و بوسی هم در همه دنیا هست. به عنوان یک انسان فرهیخته مسلمان چه کار نویی می‌کنی؟ کار نو این است که بعد از ملاقات عید اگر هر فامیلی یک گره باز کند، یک میلیون فامیل، یک میلیون گره باز می‌شود. این مورد اول. خدمات مالی... 2- توجه فرهنگیان به دانش آموزان 2- خدمات علمی؛ در هر فامیلی دانشجو و معلم داریم. بعد از عید هم، فروردین و اردیبهشت وقت امتحان بچه‌ها است. بچه‌ها هم همه‌جا یا دل نمی‌دهند، یا استادشان ضعیف است، یا کتابشان ضعیف است، یا خودشان ضعیف هستند. بخاطر یک ضعفی حالا یا استاد یا شاگرد یا کتاب است. به هر دلیلی ممکن است یک ضعفی بوده باشد. ممکن است این بچه‌ها امسال اردیبهشت یعنی دو ماه دیگر، در درس شکست بخورند. تو که دانشجو هستی حالا به وطنت آمدی، در شهر و روستایت آمدی، این بچه‌هایی که راهنمایی و دبستانی هستند را بگو بیایند، پنج روز که اینجا هستی، چهار روز که اینجا هستی، کمک اینها کن. اگر این کار را دانشجوهای ما... ما یک میلیون معلم داریم، پنج میلیون دانشجو داریم. شش میلیون تحصیل کرده داریم. دیپلمه هم هستند. دیپلم را نمی‌گوییم. پنج میلیون دانشجو، یک میلیون معلم، با یک خرده کم و زیاد ما شش میلیون فرهنگی داریم. اساتید دانشگاه و طلبه‌ها را کنار گذاشتیم. دیپلمه‌ها را کنار گذاشتیم. وقتی اینها صله رحم می‌روند، به بچه‌ها بگویند: بچه‌ها جمع شوید من یک نیم ساعت کمک شما کنم. آن درس مشکل است، من می‌خواهم برای شما توضیح بدهم. اگر این عید امسال این کار شود، ممکن است یک میلیون از افرادی هم که در درس ضعیف هستند و دوباره ممکن است تجدید شوند، یا در درسشان شکست بخورند، در فامیل خوار شوند. پیش خودش احساس حقارت کند. این هم یک کار علمی است. مگر نمی‌شود؟ چرا می‌شود. می‌شود از تعطیلات استفاده کرد. من بارها این حرف را زدم و باز هم تکرار کنم. آیت الله العظمی مکارم چهل سال پیش، سالها قبل از انقلاب از چند طلبه دعوت کرد، یکی هم بنده بودم. گفت: بیایید از وقت‌های باطله استفاده کنید و تفسیر بنویسیم. گفتیم: وقت باطله یعنی چه؟ گفت: چهارشنبه‌ها حوزه تعطیل است. دانشگاه هم تعطیل است. ما باید از تعطیلات استفاده کنیم. از پنج‌شنبه‌ها صبح که حوزه تعطیل بود و دانشگاه هم تعطیل است، تفسیر نمونه بیرون آمد. از بهترین تفسیرهای فارسی است. حدود هفتاد بار با کم و زیاد چاپ شده است. به چند زبان دنیا هم ترجمه شده است. از ما غیر از شکستن تخمه کدو کار دیگر هم برمی‌آید. یک کار این رقمی علمی، مالی هم پولدارها، فقرا را بوکسل کنند. علمی هم فرهنگی‌ها و دانشجوها، بچه‌های ضعیف فامیل را... اینها برمی‌گردد. یک بچه‌ای که در درسش شکست می‌خورد، شما چهار ساعت وقت صرف او کردی، چهار روز هر بار هم یک ساعت، کمک او کردی، فردا این ... یکوقت من یک سفری به اروپا داشتم. یک کسی گفت: من دوست دارم با خرجی خودم با تو بیایم. گفتم: چرا می‌خواهی با من بیایی؟ گفت: من یک وقت بچه بودم در آب افتادم. یک نفر پرید مرا نجات داد. الآن او فلان شهر آلمان است. من با تو می‌آیم تو برو سخنرانی کن و من هم بروم فامیلم را ببینم. چون او را می‌شناختم گفتم: خوب با پول خودت می‌آیی، بیا. همین آقایی که غرق شده و نجات پیدا کرده الآن از اساتید مهم دانشگاه است. اما می‌گفت: بچه بودم این مرا نجات داد. این مهم است. چند شب پیش یک خلبانی گفت: من با شما کار دارم. منزل ما آمد و گفت: من بچه فلان شهر هستم. تو در فلان شهر زمان شاه یک روز کفتر پران‌ها را دعوت کردی و برایشان قصه بگویی. راست می‌گوید من یادم آمد. من به یکی از تجار گفتم: آقا ما هرچه حرف می‌زنیم مذهبی‌ها می‌آیند، خیلی از کفترپران‌ها هم آدم خوبی هستند. حالا عاشق کفتر شده است. من دلم می‌خواهد برای بچه‌های کفتر پران صحبت کنم. منتهی اینها را باید با یک قلاب دیگر برد. بگویی بیا حجت‌الاسلام... نمی‌آیند. شما به اسم شام و ناهار دعوت کن... یک غذای خوبی هم به این کفترپران‌ها بده. گفت: کجا پیدایش کنم؟ گفتم: سر کوچه‌های محله به این آقای میوه فروش بگو: آقا در محله لات است؟ اگر لات است این کارت را بده، بگو: شام خانه ما بیا. این آدم‌هایی که به نظر ما لات و هرزه هستند، اینها را دعوت کن. این بنده خدا هم آدم لارجی بود، یک غذای بسیار لذیذی درست کرد و هرچه لات و کفتر پران دستش آمد، حدود دویست نفر لات و لوت، با یک قیافه عجیبی، یک مرتبه هم حجت‌الاسلام وارد شد. نگاه کردند! اینجا روضه است؟ گفتم: نه آقا من آمدم شما را بخندانم. یک حدیث خواندیم و یک خاطره گفتیم و اینها خندیدند و شام خوردند. گفتم: اگر دوست دارید، هفته دیگر هم اینجا شام بیایید. این آقای خلبان می‌گفت: یک لاتی در محل ما بود، او به خاطر جلسه تو منقلب شد. عوض شد! گفتم: خدایا یک قدرتی به من بده یک کمکی به آقای قرائتی بکنم. حالا وضع من خوب شده، خلبانی من هم تمام شده، من یک پولی دارم. من می‌خواهم این پول را به مسجد بدهم. حدود هفتاد میلیون است! گفتم: هفتاد میلیون مسجد نمی‌شود. ولی یک مسجد ناقص است برو تکمیلش کن. رفت و تکمیلش کرد. یعنی چهل سال پیش من برای لات‌هایی که نمی‌شناسم حرف زدم. یکی از این لات‌هایی که عوض شده رفیق خلبانی داشت، آن خلبان به شکرانه اینکه او هدایت شده، بعد از چهل سال می‌آید هفتاد میلیون خرج یک مسجد محله محروم می‌کند. یک شعر هست می‌گوید: تو نیکی کن.... در دجله انداز! خودم شیرجه می‌رم درش می‌آرم! (خنده حضار) خدا جبران می‌کند. 3- خدمت بدون چشم داشت موسی و خضر دو پیغمبر بودند وارد روستایی شدند، نان می‌خواستند. از مردم طلب نان کردند، «فَأَبَوْا أَنْ یُضَیِّفُوهُما» (کهف/77) «اسْتَطْعَما أَهْلَها» طلب طعام کردند، مردم این روستا دو نان به این دو پیغمبر ندادند. داشتند می‌رفتند، دیدند یک دیوار خراب شده است. گفت: بیا این دیوار را بنایی کنیم. موسی عصبانی شد. گفت: اینها یک تکه نان به ما ندادند. لااقل پول بدهند. کارگر مفت، تأمین اعتبار نیست. من که نمی‌سازم! «لَوْ شِئْتَ لاَتَّخَذْتَ عَلَیْهِ أَجْرا» (کهف/77) اگر هم می‌خواهی بنایی کنی، لااقل مزد بگیر. تمام برنامه‌ها موسی و خضر با هم بودند. با هم سوار کشتی شدند، «رکبا»، «استطعما»، «دخلا» همه جفت جفت است. به بنایی که رسید، می‌گوید: «فَأَقامَه‏» نمی‌گوید: «فاقاما». یعنی موسی دست به گل نزد. خود خضر تنهایی بنایی کرد و گفت: فایده‌اش چیست؟ گفت: زیر این دیوار گنج است، برای بچه‌های یتیم است. پدرشان آدم خوبی بوده است. خدا بخاطر خوبی پدرش می‌خواهد این پول به بچه‌هایش برسد، ما مأمور هستیم این دیوار را درست کنیم که بچه‌ها بزرگ شدند، وگرنه اگر دیوار را نسازیم این پول و گنج پیدا می‌شود و دیگران گنج را می‌برند. پول به بچه‌ها نمی‌رسد. «وَ کانَ أَبُوهُما صالِحا» (کهف/82) یعنی چه؟ یعنی خدا بخاطر اینکه بابا خوب است، دو پیغمبر را به کارگری می‌گیرد برای اینکه خیر بابا به بچه‌هایش برسد. نترسید! مگر من نوکرش هستم؟ به من ابلاغ نشده است. شرح وظیفه من نیست. من مدیر کل عطسه هستم، ایشان سرفه کرد. یعنی آدم‌هایی هستند پایشان را از روی مار برنمی‌دارند. هرکاری می‌کنند باید پولش باشد. اخیراً دیگر بعضی جاها من می‌روم صحبت کنم... البته من جلویش را گرفتم. دیدم قبل از اینکه در سالن بیایم، ورقه امضا می‌کنند. گفتم: چیه؟ گفتند: می‌خواهیم گواهی کنیم که ایشان یک ساعت به کلاس تو آمده است. گفتند: بریزیم در آموزش. گفتم: من سخنرانی نمی‌کنم. کار به اینجا کشیده که یک ساعت می‌خواهد دو تا حرف یاد بگیرد، باید با عمل سزارین یاد بگیرد. یا پولش بدهیم. یا توبیخش کنیم. خیلی زشت است. یک کار خیری که پیش آمد بکنید. منتظر اینکه بگویید: او دیدن من نیامد، من دیدن او بروم. او از من خداحافظی نکرد، من دیدن او بروم. من سنم بیشتر است، من دیدن او بروم. او باید دیدن من بیاید. این حرف‌ها را رها کنید. اینقدر خودتان را نبینید. 4- دوری از غرور و تکبر در دید و بازدیدها اگر خودمان را نبینیم، شاید این مثل را از من شنیده باشید. کسی سوار اسب بود، آمد به یک رودخانه رسید. رودخانه یک وجب آب بیشتر نداشت. اسب می‌توانست از روی این آب رد شود. ایستاد و هرچه شلاق زد، نرفت! میخ کوبید و نرفت! خودش پاچه‌های شلوارش را بالا زد و اسب را کشید و نرفت! البته هنرمندانی که پای تلویزیون نشستند کار من را هنری می‌دیدند. وقتی می‌گویم: شلاق زد، دستم را چنین می‌کنم. وقتی می‌گویم: میخ کوبید اینطور می‌کنم. وقتی می‌گویم: پاچه‌هایش را بالا زد، اینطور می‌کنم. یعنی فنی حرف می‌زنم. معلم و اینها... خیلی از معلم‌ها باید بنشینند و فوت و فن کلاسداری مرا یاد بگیرند. یک کسی سخنرانی که می‌کرد، حرف‌هایش ضد دستش بود. می‌گفت: یوسف در چاه رفت! پیغمبر هم معراج رفت! (خنده حضار) حرکت دست با الفاظ باید با هم بخورد. یک مرد حکیمی این صحنه را دید که اسب نمی‌رود، این هم هرچه سیخ می‌زند و میخ می‌کوبد نمی‌رود. گفت: چه شده؟ گفت: اسب می‌تواند برود و آب کم است. اما قفل کرده است! گفت: یک بیل بردار و آب را گلی کن، اسب می‌رود. این هم یک بیل برداشت و آب را گلی کرد. اسب حرکت کرد. گفت: خدا پدرت را بیامرزد. رمز این چه بود؟ گفت: آب که تمیز بود، اسب خودش را در آب می‌دید و هرکس خودش را ببیند، پا روی خودش نمی‌گذارد و هرکس خودش را ببیند، پا روی خودش نمی‌گذارد. من دکتر هستم. او آمپول زن است! من دیدن او بروم؟ او دیدن من بیاید. دکتر و آمپول زن را ول کن. دو تا مسلمان هستید، دیدن همدیگر بروید. امام حسن و امام حسین بچه بودند، مریض شدند. پیغمبر عیادت رفت. طوری نیست! ما گیر هستیم. گیر شرق و غرب نیستیم. گیر خودمان هستیم. الآن آمریکا یک کدخدا را در یک روستا نمی تواند عوض کند. کشورهای دیگر رئیس جمهور جابجا می‌کند. اینجا یک انجمن اسلامی را در یک روستا نمی‌تواند جابجا کند. ما گیر شرق و غرب نیستیم. اما گیر خودمان هستیم. من گفتم... من من! من من می‌کند. تو به خانمت سلام کن. نه من سنم بیشتر است، استاد دانشگاه هستم. من فوق لیسانس هستم، من دکتر هستم و او لیسانس است. در ازدواج‌ها گیر کردند. می‌گوید: من فوق لیسانس هستم باید برای من فوق لیسانس پیدا شود. فکر غلط! مثل اینکه من مرجع تقلید هستم، زنم هم باید مرجع تقلید باشد. هیچی پس باید نود سالگی ازدواج کنید! مشکل ما الآن مشکل فرهنگ است. مخ دخترها اینطور شده که چون لیسانس هستند، نباید هنرمند باشند. اشکال ندارد، لیسانس باش، هنر هم بلد باش. حالا یک قالی هم بلد باش. خیاطی هم بلد باش. آشپزی هم بلد باش. چه اشکالی دارد؟ مملکت ما گیرش در مخ ما است. مشکل فرهنگی داریم. آخر من لر هستم، او ترک است، او قزوینی است، او کاشانی است، او فارس است، او شیرازی است، او نیشابوری است، بابا این حرف‌ها را رها کن! اگر فکرتان به هم می‌خورد، ازدواج کنید. فرهنگ ما به ما نمی‌‌سازد. مثلاً فرهنگ شما چیست که نمی‌سازد؟ شما می‌گویید: چای و او می‌گوید: چغندر! هردو می‌گویید: چای! چنان ژست می‌گیریم... تازه درس‌هایی که می‌خوانیم خبری نیست. من نمی‌دانم بگویم یا نگویم. آقایانی که چهار سال درس می‌خوانند، چه حوزه، چه دانشگاه، چهار تا 50 تا... 52 جمعه داریم. 208 روز جمعه داریم. هر سالی 52 جمعه داریم. 208 پنجشنبه داریم. چهارسال دانشگاه درس می‌خوانیم، حوزه و دانشگاه برای من یکسان است. چهار سال، چهار تا تابستان دارد. چهار تا سه ماه، دوازده ماه. دوازده ماه هم می‌شود 365 روز. پس 365 روز تابستان داریم. 208 جمعه داریم. 208 تا پنجشنبه داریم. 20 روز هم عید تخمه کدو می‌شکنیم. 22 بهمن داریم، محرم داریم. شب قدر داریم. 20 روز هم آنها را حساب کن. اصلاً دیگه چه می‌ماند؟ 821 روز! 60 روز رویش می‌گذاریم. 881 روز! تقریباً سه سال. مثل گوشت کبابی است. در چهار کیلو، یک کیلو کبابی است. آخر یک لیسانس گرفتن دیگر  این به من نمی‌خورد... اصلاً ازدواج را عقب می‌اندازد بخاطر لیسانس... این چه فکر غلطی است؟ حالا درسش را بخواند. می‌گوییم: آقا شما تشنه هستی؟ ان‌شاءالله بعد از لیسانس آبت می‌دهم. تشنه‌اش است. دختر از سیزده، چهارده سالگی وقت ازدواجش است. پسر از شانزده، هفده سالگی وقت ازدواجش است. لیسانس چیست؟ دیپلم چیست؟ نه اینکه چیزی نیست. درس را بخوانید. ولی آن نباید مانع آن شود. گاهی وقت‌ها یک خیر مانع یک خیر دیگر می‌شود. مانعی ندارد، هم این خیر باشد هم او. 5- اقدام در جهت ازدواج جوانان ما در نهضت سواد آموزی یک همکار داشتیم، شب عروسی دخترش که می‌خواستند عروس را خانه بخت ببرند، به او گفتند: پسرت در جبهه شهید شد. یک مرتبه ایستاد، دخترم خانه داماد می‌رود، پسرم هم شهید شد. گفت: هیچی نگویید و به هیچکس حرف نزنید. کامشان تلخ نشود. پسرم شهید شد یک خیری بود. دخترم هم ازدواج کرد، یک خیری بود. نباید یک خیر جلوی خیر دیگر را بگیرد. این یعنی چه که مثلاً حالا ما ازدواج را عقب می‌اندازیم؟ بگذار درسش را بخواند. بگذار سربازی‌اش را برود. سربازی را نرود. عقد بسته باشد، سربازی هم به نفعش است. چون اگر عقد بسته باشد تا صد کیلومتری عروس را پست می‌دهد. چون قانون تصویب شد که هر سربازی همسر دارد، محل کارش نزدیک عروس باشد. این به نفعش است. مدت سربازی‌اش هم که مقداری کم می‌شود. در ثانی اگر دیپلم باشی توقع ندارند. یک طلبه یک خودکار به یک نفر بدهد، خوشحال است. ولی اگر آیت الله شدی و فوق لیسانس و دکتر شدی، کمتر از سکه قبول نیست. ای گدا! یک خودکار برای ما آورد. ولی به دیپلم کسی نمی‌گوید... می‌گوید: بابا اول زندگی‌اش است. همین یک خودکار هم خوب است. اگر آدم بی‌پول باشد... یک کسی می‌گفت: ما بی‌پول بودیم، پول نداشتیم خانه عروس برویم. یک جفت جوراب می‌خریدیم به عروس می‌دادیم. فرداشب می‌رفتیم عروس را ببینیم می‌گفتیم: ببخشید آن جوراب رنگش خوب نیست، بده عوض کنم. به هوای اینکه عروس خانم را یکبار دیگر ببینیم و پیش عروس خانم برویم. روز بعد می‌گفتیم: آقا به نظر من این جوراب قدش هم خوب نیست. می‌گفت: یک هفته همینطور با این جوراب ور می‌رفتیم که عروس را ببینیم. اگر کسی بی‌پول باشد، با یک جفت جوراب عروس قانع است. ولی وقتی آقا دکتر شد، استاد دانشگاه شد، هم محروم از ازدواج شده و الی آخر... گیر ندهید. در عروسی‌ها و در عیدها، اگر می‌خواهید عید امسالتان مبارک باشد، دلالی کنید. چه پسری به درد چه دختری می‌خورد؟ به شرط اینکه دلالی کنی و خودت دختر را زل نزنی و ببینی. نه من می‌خواهم دلالی کنم. (خنده حضار) به شرط اینکه عمه ببیند، نه دختر عمه! آخر بعضی‌ها اگر عمه‌شان دختر داشته باشد، می‌روند صله رحم. اگر خاله‌شان دختر داشته باشد، صله رحم می‌روند. صله رحمتان طوری باشد که... این را برکت می‌گویند. پنج میلیون تحصیل کرده هستند، هرکدام چهار، پنج ساعت کمک بچه‌ها کنند. پولدارها پنج نفر هستند، هرکدام کمک فقرای فامیل کنند. افرادی که ریش سفید و محترم در فامیل هستند، فامیل به آنها احترام می‌گذارند، برای ازدواج دلالی کنند، همسر پیدا کنند. 6- یادآوری امام و شهداء و پاسداری از خدمات انقلاب در عید وقتی تخمه کدو می‌شکنید، مسایل سیاسی هم بررسی شود. مملکت ما یک عیبی دارد، توجیه نکنید. من بارها این را گفتم. سه کلمه یادگاری است. توجیه حماقت است. ما خیلی باید آدم احمقی باشیم، که بگوییم: مملکت ما همه آدم‌ها خوب هستند و همه کارها هم درست است. ما اگر توجیه کنیم معلوم می‌شود آدم احمقی هستیم. توجیه نکنید اما تضعیف هم جنایت است. بگوییم: خوب حالا که اینطور شد، پس ما دیگر نماز جمعه نمی‌رویم. ما دیگر در انتخابات شرکت نمی‌کنیم. تضعیف جنایت است. چرا؟ بخاطر اینکه صدها هزار جوان عمودی جبهه رفتند و افقی با آمبولانس برگشتند. کشور ما مثل مصر نیست که یک کودتایی شود. مثل خیلی از کشورها یک کودتا شود. کل امت جوشید و شاه را بیرون کرد. تضعیف این همه شهید جنایت است. تکمیل رسالت است. دربحث‌های سیاسی که عید می‌شود. توجیه نکنیم. این عیب‌های را دارد. اما نباید بگوییم: حالا که عیب دارد پس ما نیستیم. نظام را تضعیف نکنیم. جنایت به خون شهدا است. پس چه کنیم؟ تکمیل رسالت است. رسالت و مسئولیت ما تکمیل است. این برای بحث‌های سیاسی که دنبال تخمه کدو سبز می‌شود.         منکراتی هست، منکرات را حل کنیم. رودروایسی نداشته باشیم. آقا این کار منکر است. امر به معروف و نهی از منکر کنیم. راجع حجاب و عفاف و نماز. در فامیل افرادی هستند که نماز را بلد نیستند یا مسجد نمی‌روند. بالاخره این برکت شما تخمه کدو و آرایش و دید و بوس نیست. برکت شما این است که یک بی‌سواد، با سواد شود. یک فقیر، غنی شود. یک بی‌همسر، همسردار شود. گاهی هم افراد خودشان پول ندارند ولی آبرو دارند، شما می‌توانید دلالی کنید. از دیگران بگیرید و کمک کنید. ماه رجب یک دعایی هست، دستشان را به ریششان می‌گیرند و اینطور می‌کنند. یکی ریش نداشت، ریش بغل دستی‌اش را گرفت و اینطور کرد. (خنده حضار) حالا ممکن است خود شما پول نداشته باشی. اما می‌توانی از دیگران پول بگیری. در قرآن می‌گوید: اگر ریش نداری، ریش دیگری را بگیر. آیه‌اش این است. «وَ لا یَحُضُّ عَلى‏ طَعامِ الْمِسْکین‏» (ماعون/3) یحض یعنی تحریک کن. آیه دیگر دارد «وَ لا تَحَاضُّونَ عَلى‏ طَعامِ الْمِسْکین‏» (فجر/18) خدا گله می‌کند و می‌گوید: درست است پول نداشتید ولی آبرو داشتید. تو می‌توانستی با آبروی خودت... قرائتی پول نداری، دوربین تلویزیون که داری. تو از دوربین تلویزیون مردم را دعوت کن که این کار را بکنند. کسی نگوید من نمی‌توانم و نمی‌شود. به هر حال مسأله‌ی فامیل‌های...  در مسافرت افراد گمنام، از هلال احمر، از پلیس، تشکر شود. رانندگی ما قبلاً جزء کشورهای درجه یک از حوادث رانندگی بود. یعنی سالی بیست هزار کشته داشتیم. عید همه‌جا خاموش است ما تولید می‌کنیم. تولیدات عید ما چیست؟ آدم‌های معلول، تصادف می‌کنیم افراد دست و پا شکسته، تولید معلول. تولید یتیم، تولید زن بیوه، چقدر دادگاه و تولید پرونده در دادگاه‌ها، بیمه، نیروی انتطامی، چقدر نیروهایش را می‌گیریم. هزینه‌های درمانی و بیمارستانی، هزینه‌های دارویی، چقدر ماتم، چقدر داغدار. البته پارسال تلاش‌هایی که پلیس کرد، رئیسشان به من گفت: ما هزار کشته کمتر داشتیم. هزار کشته، هر کشته حداقل بیست خانواده دارند. بیست هزار خانواده در عیدی که همه می‌خندند، به گریه می‌نشینند. آنوقت خود زن بیوه چه آفاتی دارد؟ بچه یتیم چه سختی‌هایی دارد؟ خیلی مشکل است. در رانندگی مراعات کنیم. مشکل رانندگی چیست؟ من به ذهنم هفت چیز آمد: 1- خواب آلودگی و خستگی 2- عجله 3- عصبانیت 4- قانون شکنی 5- هوس؛ دلش می‌خواهد مثلاً مانور بدهد و ویراژ برود. 6- تکبر و غرور دارد. 7- ماشین قراضه، جاده خراب... با ماشین قراضه مسافرت نروید. یک خاطره از امام بگویم. امام در این چهارده سالی که نجف بود. بعضی وقت‌ها شب جمعه یا مناسبات دیگر کربلا می‌رفت. کربلا و نجف هم یک ساعت است. می‌گفت: یک ماشین خوب تهیه کنید! دفتر آقا حساس شد که امام هیچوقت نگفت: یک لباس خوب، فرش خوب، غذای خوب، چای خوب! به ماشین می‌گوید، ماشین خوب. گفتند: بپرسیم. پرسیدند: آقا شما به ماشین که می‌رسی، می‌گویی: ماشین خوب. ولی یکبار حتی نگفتی: مثلاً یک غذای خوب. گفت: نان خالی آدم را نمی‌کشد. لباس کرباس آدم را نمی‌کشد. ماشین قراضه آدم را می‌کشد! من یک عمر هم نان خالی بخورم، نمی‌میرم. اما ماشین قراضه مرا می‌کشد. برای چه؟ ماشین‌هایتان را تنظیم کنید. وسایل و کمک‌های اولیه‌تان را بردارید. صدقه و دعا مهم است. صدقه هم که می‌دهید فقط برای سلامتی خودتان ندهید. حالا یک ریال است یا پنج هزار تومان و صد هزار تومان، هرچه صدقه می‌دهید، دفع بلا از کل بشریت باشد. نگو: برای سلامتی من! بگو: برای سلامتی ما! چرا بگویی: من؟ بگو: ما. دعا خیلی مهم است. 7- توجه به نماز اول وقت در سفر وقت نماز که می‌شود هرکجا هستید، هلال احمر یک کاری پارسال کرد، امیدواریم امسال هم بکند. یک خیمه‌هایی در جاده به نام خیمه نماز می‌گذارند. اصلاً اگر پیاده شوید، وضو بگیرید و نماز بخوانید، خوابتان هم برطرف می‌شود. خستگی‌تان هم برطرف می‌شود. یک هوایی هم می‌خورید. تصادفات شما کم می‌شود. به لطف خدا در سایه جمهوری اسلامی هفتصد مسجد در جاده‌ها ساخته شده است. من خیلی ناراحت بودم هی می‌گفتند: کاروانسرای شاه عباسی، شاه عباس چهارصد سال پیش یک شاه طاغوتی آمده و رفته، در بیابان ما اثر گذاشته است. حالا الحمدلله می‌گویند: مسجدهای جمهوری اسلامی! هفتصد مسجد داریم، پیاده شویم. بعد هم می‌گوید: آقای قرائتی! من فلان منطقه هستم. این مسجد بین راه لامپش شکسته است. گفتم: خوش انصاف! مگر نماز برای من است؟ تو هم مسلمان هستی. برو یک لامپ بگیر و وصل کن. آقا کثیف است.آقای خادم را صدا بزن، بگو: این صد تومان و هزار تومان را بگیر، مسجد را جارو کن. دیشب برای من از یک روستا نامه نوشتند، که آقا در روستای ما غسال خانه نیست. بابا مگر در یک روستا چند نفر می‌میرند؟ در یک روستا سالی پنج نفر می‌میرند. اینقدر مردم حال ندارند که دیگر خیلی بی‌حال شدیم. وا رفتیم. دیگر حال غذا پختن نداریم. ساندویچ می‌خوریم. اخیراً آب میوه می‌خورند و حال جویدن هم ندارند. (خنده حضار) ساندویچ را باید جوید. برای غسال خانه نامه می‌نویسد. بابا شما یک مقدار غیرت دارید. همت دارید، دین دارید. غسال خانه چیست؟ یک اتاق می‌خواهد و یک شیر آب می‌خواهد. سالن پذیرایی که نمی‌خواهد. یک اتاق و شیر آب و سنگی که مرده را روی آن بگذارند و غسل بدهند. دیگر برای این هم شما باید به من نامه بنویسی؟ بعد هم می‌گوید... گاهی هم مثلاً رو نوشت به چند نفر می‌زنند. یک کسی یک نامه نوشته بود، رونوشت به رئیس جمهور، مقام معظم رهبری، به رئیس مجلس، به چه... پانزدهمی رونوشت به علامه‌ی جعفری جهت پیگیری. (خنده حضار) من گفتم: اصلاً این مثل اینکه خل است. بنده خدا علامه جعفری یک عالم فقیه و فیلسوفی بود، پیگیری نمی‌شود که... علامه جعفری جهت پیگیری... اصلاً این برای بی‌حالی خودمان است. ما یک چیزی باید در مملکتمان باشد که آن کمرنگ شده است. علم بالا رفته، جوهر پایین آمده است. طرف جوهر ندارد. حاضر است مثلاً یک کتاب برای اذان بنویسد، من در یک پژوهشکده‌ای رفتم، دیدم یک آخوندی پای کامپیوتر نشسته است. گفتم: چه پژوهش می‌کنی؟ گفت: آیات و روایات اذان را؟ مچش را گرفتم و بیرون آوردم و گفتم: الآن غروب است، برو پشت بام اذان بگو!  این رفت اذان گفت. گفتم: حالا پژوهشت درست است. ما حال نداریم اذان بگوییم. آیات و روایات اذان را پژوهش می‌کنیم. ما اینقدر آدم داریم که کتاب راجع به مسجد نوشته و خودش پیشنماز نیست. مشکل ما جوهر است. اگر می‌خواهیم عید ما مبارک باشد، با ماشین که می‌روید، بالاخره این بنده خدا زن و بچه‌اش را رها کرده، بخاطر سلامتی شما هلال احمر است، پلیس است، نیروهای راهداری هستند. از وزارت راه و هر وزارتخانه‌ای، این بالاخره شب و روزش را در بیابان برای سلامتی مسافران گذاشته است. آقا خسته نباشید. خدا خیرت بدهد. اگر آجیل می‌خوری، یک مشت آجیل به او بده. یک دعایی بکن. یک سلامی به او بکن. نخیر! به اینها ابلاغ شده طبق وظیفه از ماده فلان، تبصره فلان باید اینجا بایستد. این یعنی چه؟ حدیث داریم روز قیامت به افرادی می‌گویند: تو شکر نکردی. می‌گوید: من شکر کردم. می‌گوید: نه! مردم به تو خدمت کردند، تو از مردم قدردانی نکردی. «من لم یشکر المخلوق‏ لم یشکر الخالق‏» (بحارالانوار/ج110/ص429) خانم شما غذا می‌پزد، خانم دست شما درد نکند. ان‌شاءالله خانم من پای تلویزیون نباشد. خانم دست شما درد نکند. نه! وظیفه‌اش است. چه وظیفه‌ای! ما تشکرمان کم است. یک کلمه بی‌پرده حرف بزنم. حدود چهل هزار نماز جماعت در آموزش و پرورش در سایه جمهوری اسلامی اقامه شد. آیا پدر و مادری هست که یک تلفن بزند و بگوید: الو! مدرسه فلان، سلام علیکم! من مادر فلان بچه هستم، یا پدر فلان بچه هستم. چون بچه من در مدرسه شما نماز می‌خواند، از اینکه نماز جماعت برقرار کردید و بچه‌های ما را به نماز دعوت کردید، تشکر می‌کنم. در یک هفتاد میلیون، هفت تلفن شده است. نه یک هزارم، یک میلیونم! ما شل هستیم. پژوهشگر ما پژوهش می‌کند. ما به جای این پژوهش یک کار دیگر بکنیم خوب می‌شود. پژوهش‌های مفید باید باشد. یک مشکلی را حل کند. کاشان ما یک کسی سوار الاغ شده بود. دید این الاغ نمی‌رود. هی به الاغ می‌زد. الاغ نرفت. آخر گفت: اینقدر که پایم را از این طرف آوردم، از این طرف رفته بودم، رسیده بودم. (خنده حضار) گاهی وقت‌ها دویست، سیصد پژوهشکده یکجایی هست، اگر اینها در پژوهشکده را ببندند، بیایند با بچه‌ها صحبت کنند، یک خرده اسلام پیش می‌رود. می‌خواهید عیدتان را مبارک کنید، یکبار دیگر می‌گویم برای کسانی که دیر پای تلویزیون آمدند. بسم الله الرحمن الرحیم. هی می‌گوییم: مبارک باشد، برای چیست؟ برکت به این است. 1- در عید امسال چهار فقیر، پولدار شوند. ممکن است در طول سال پول بدهی ناراحت شود و بگوید: مگر من فقیر هستم. ولی اگر به اسم عیدی بدهی، به او برنمی‌خورد. حدیث داریم اگر به فقیری بگویی زکات است، غصه می‌خورد نگو: زکات است. بگو: عیدی است. در دلت نیت بکن. اما به او نگو این پول زکات است که غصه بخورد. بگو: می‌خواهم عیدی بدهم. بعضی فامیل بگویند: من برای شما عیدی آوردم. یک بخاری برای شما آوردم. یک پتو برای شما آوردم. ما جهازیه را درست کردیم. این را عیدی ما حساب کنید. اگر می‌خواهید برکت داشته باشد 1- نماز را در سفر بخوانید. آغاز سالتان را با نماز شروع کنید. حرکت خوبی است که وقت سال تحویل مردم در امامزاده‌ها و ائمه و مسجدها می‌روند. سر سفره هفت‌سین می‌نشینند و دعای محول الحال می‌خوانند. یعنی با خدا و پیغمبر شروع کنید. صدقه برای خودتان ندهید، برای همه بدهید. چند تا همسر برای بی‌همسرها پیدا کنید. دانشجوها و معلمین کمک علمی به بچه‌ها بکنند. کمک مالی پولدارها بکنند. خانه فقرا زودتر برویم. فرق بین فقیر و غنی نگذاریم. اگر دو عمه و چهار عمو داریم یکسان نگاه کنیم. نه آن عمه‌ای که پولدار است، زودتر برویم، دو ساعت بنشینیم آن عمه‌ای که فقیر است ده دقیقه بنشینیم. اینها را مواظب باشید که عدالت بین هردو باشد. حتی بین بچه‌ها یکسان باشد. حدیث داریم اگر یکی وصیت کرد به این بچه دو تومان بدهید و به این بچه یک تومان بدهید، گناه کبیره کرده است. بین بچه‌ها و فامیل فرق نگذاریم. افراد منکر را که دیدیم در جمعیت هستند، مثلاً یک دختری وضعش خوب نیست، اگر شما محرم آن دختر هستید، یک خانمی یا اگر یک مردی محرم او است، صدایش کند در یک اتاق دیگر بگوید: خانم چرا اینطور می‌کنید؟ این کار شما خلاف شرع بود. نهی از منکر کنید. جلسات عید ما با گناه نباشد. ما ریشمان دست خداست. باران ما قطع شود پیر ما درمی‌آید. خدا ما را در این دنیای پر از دشمن نگه داشته است. امام با خدا بود همه دنیا علیه جمهوری اسلامی بودند. همه دنیا علیه جمهوری اسلامی بودند، امام با خدا بود و پیروز شد. ما باید با خدا باشیم پیروز شویم. عیدتان مبارک، ان‌شاءالله حرف‌های مرا به عنوان اینکه یک معلم قرآن هستم و از قرآن و حدیث می‌گویم ان‌شاءالله بپذیرید... خدایا تمام مشکلات فردی و اجتماعی ما را حل بفرما. باران رحمتت را بر ما نازل بفرما. یک چیزی یادم رفت بگویم. در فامیل ممکن است افرادی با هم قهر باشند. یک جلسه خصوصی تشکیل بدهید و این قهرها را آشتی کنید. حدیث داریم اگر دو نفر را آشتی دادید، از همه نمازهای مستحبی و روزه‌های مستحبی بیشتر ثواب دارد. ختم انعام، ختم اعراف، از هر ختم و ذکر و وردی... این هنر را داشته باشید که امسال عیدتان اگر یک میلیون فامیل هست و در یک میلیون فامیل یک میلیون آدم با هم قهر هستند، آشتی‌شان بدهید. خودتان را بشکنید، بزرگ‌ها دیدن بچه‌ها بروند. نگوید: نه! من پدر بزرگ هستم. او باید دیدن من بیاید. بله احترام بزرگ‌ها لازم است. اما اگر یک بچه‌ای احترام شما را نگرفت، شما احترام او را بگیر و دیدن او برو. قرآن می‌گوید: «ادْفَعْ بِالَّتی‏ هِیَ أَحْسَن‏» (مؤمنون/96) اگر او به تو بدی کرد، تو خوبی کن. حتی قرآن می‌‌گوید: اگر کسی با تو برخورد زشتی کرد تو به او بگو: سلام علیکم! سلامش کن. «وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاما» (فرقان/63) اگر چرت و پرت گفت، «مَرُّوا کِراما» (فرقان/72) انتقام نکشید، حالا که او گفت: این کانال نه! من هم می‌گویم: این کانال نه! زن و شوهر نشستند این می‌گوید: این کانال بزن، او می‌گوید: آن کانال بزن. با هم لج می‌کنند. می‌گوید: حالا که گفتی: خاموش کن، پس من هم این را خاموش می‌کنم. این زندگی است!؟ کوتاه بیاییم. در قلبتان کینه کسی نباشد. سال مبارک سالی است که قلب شما پاک باشد؛ قلب سلیم و قلب منیب. حالا یک فحشی داده قورت بده!منبع:خبرگزاری فارس ]]> حجت الاسلام و المسلمین قرائتی Fri, 24 Mar 2017 12:38:28 GMT http://tabeshekosar.ir/vdcbgzba.rhb0spiuur.html 2 خبر غیبی خداوند در سوره «کوثر»/ چرا خداوند مصداقی برای «کوثر» ذکر نکرد http://tabeshekosar.ir/vdcbwsba.rhbsgpiuur.html به گزارش تابش کوثر ، به مناسبت فرارسیدن سالروز شهادت دخت نبی گرامی اسلام حضرت فاطمه زهرا(س) تفسیر سوره مبارکه «کوثر» از منظر حجت‌الاسلام محسن قرائتی در ادامه می‌آید:  سیماى سوره کوثر  این سوره سه آیه دارد و در مکّه نازل شده و کوچک‏ترین سوره قرآن کریم است.  نام سوره برگرفته از آیه اول و به معناى خیر کثیر و فراوان است.  بر اساس روایات متعدّد از شیعه و سنّى، عاص بن وائل، پدر عمرو عاص که از بزرگان مشرکان مکّه بود، پس از آنکه پسران پیامبر از دنیا رفتند و آن حضرت دیگر پسرى نداشت، از روى طعنه و زخم زبان، پیامبر را ابتر و بدون دنباله خواند.  خداوند براى تسلّى خاطر پیامبر و پاسخ به این سخن نابجا، سوره کوثر را نازل فرمود و ناکام بودن دشمنان و دوام و بقاى نسل و فکر پیامبر را خبر داد.  در روایات، براى کسى که این سوره را در نمازهاى واجب و مستحب بخواند، سیراب شدن از حوض کوثر در قیامت، وعده داده شده است.( تفسیر نورالثقلین) بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏؛ به نام خداوند بخشنده مهربان‏  إِنَّآ أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ؛ همانا ما به تو خیر کثیر عطا کردیم. نکته‏‌ها: آنجا که خداوند در مقام دعوت به توحید است، ضمیر مفرد به کار مى‌‏برد، همانند «أنا ربّکم فاعبدون» (انبیاء، 92) پروردگار شما من هستم، پس مرا عبادت کنید. «أنَا ربّکم فاتَّقون» (مؤمنون، 52) من پروردگار شما هستم، از من پروا کنید. «انّنى أنَا اللّه» (طه، 14.) همانا من خداوند یکتا هستم. همچنین در مواردى که خداوند کارى را بدون واسطه انجام مى‌‏دهد یا در مقام بیان ارتباط تنگاتنگ خالق با مخلوق است، ضمیر مفرد به کار مى‏‌رود، همانند: «و أنَا الغفور الرحیم» ( حجر، 49.) تنها من بخشنده مهربانم. «فانّى قریب»( بقره، 186) من به بندگانم نزدیکم. اما گاهى آیه در مقام بیان عظمت خداوند و شرافت نعمت است که در این موارد ضمیر جمع همچون «اِنّا» به کار مى‏‌رود، چنانکه در این آیه مى‏‌فرماید: «اِنّا اعطیناک الکوثر» زیرا عطاى الهى به بهترین خلق خدا، آن هم عطاى کوثر، به گونه‌‏اى است که باید با عظمت از آن یاد شود. همچنین در مواردى که خداوند کارى را با واسطه انجام مى‏‌دهد، نظیر باران که با واسطه تابش خورشید و پیدایش بخار و ابر مى‏‌بارد، از ضمیر جمع استفاده مى‏‌شود، چنانکه مى‏‌فرماید: «وانزلنا من السماء ماءً» (مؤمنون، 18) ما از آسمان آبى فرو فرستادیم. از میان یکصد و چهارده سوره قرآن، چهار سوره با کلمه «اِنّا» آغاز شده است: سوره‏‌هاى فتح، نوح، قدر و کوثر. «اِنّا فَتَحنا لک فتحاً مبیناً» ما براى تو پیروزى آشکار قرار دادیم. «اِنّا ارسلنا نوحاً» ما نوح را به سوى مردم فرستادیم. «اِنّا انزلناه فى لیلة القدر» ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم. «اِنّا اعطیناک الکوثر» ما به تو کوثر عطا کردیم. در آغاز یکى از این چهار سوره، از حضرت نوح که اولین پیامبر اولوالعزم است و بعد از حضرت آدم، پدر دوم انسان محسوب مى‏‌شود، سخن به میان آمده است. در آغاز سه سوره دیگر، به نعمت‏‌هاى ویژه‌‏اى همچون نزول قرآن، پیروزى آشکار و عطاى کوثر، اشاره شده است. شاید میان این چهار موضوع ارتباطى باشد که یکى رسالت اولین پیامبر اولوا العزم، دیگرى نزول آخرین کتاب آسمانى، سوّمى پیروزى مکتب اسلام و چهارمى تداوم خط رسالت و ابتر نماندن آن را بیان مى‏‌کند. کلمه «کوثر» از «کثرت» گرفته شده و به معناى خیر کثیر و فراوان است. و روشن است که این معنا می‌تواند مصادیق متعدّدى همچون وحى، نبوّت، قرآن، مقام شفاعت، علم کثیر و اخلاق نیکو داشته باشد، ولى آیه آخر سوره، می‌تواند شاهدى بر این باشد که مراد از کوثر، نسل مبارک پیامبر اکرم است. زیرا دشمنِ کینه‏توز با جسارت به پیامبر، او را ابتر مى‏نامید و خداوند در دفاع از پیامبرش فرمود: «انّ شانئک هو الابتر» دشمن تو، خود ابتر است. بنابراین اگر مراد از کوثر، نسل نباشد، براى ارتباط آیه اول و سوم سوره، توجیه و معنایى دل‏پسند نخواهیم داشت. جمله «انّ شانئک هو الابتر» دلیل آن است که مراد از کوثر، نسل کثیر پیامبر است که بدون شک از طریق حضرت زهرا علیها السلام است. این نسل پر برکت از طریق حضرت خدیجه(س) نصیب پیامبر اکرم‏(ص) شد. آرى خدیجه مال کثیر داد و کوثر گرفت. ما نیز تا از کثیر نگذریم به کوثر نمى‏‌رسیم. فخر رازى در تفسیر کبیر مى‏‌گوید: چه نسلى با برکت‏‌تر از نسل فاطمه که مثل باقر و صادق و رضا از آن برخاسته است و با آنکه تعداد بسیارى از آنان را در طول تاریخ، به خصوص در زمان حکومت بنى‏‌امیّه و بنى‏‌عبّاس شهید کردند، امّا باز هم امروز فرزندان او در اکثر کشورهاى اسلامى گسترده‌‏اند.  در زمانى که خبر تولّد دختر سبب اندوه پدر مى‏‌شد، به گونه اى که صورتش از غصه سیاه شده و به فکر فرو مى‏‌رفت که از میان مردم فرار کند یا دخترش را زنده به گور کند: «یتوارى من القوم ام یدُسّه فى التّراب» ( نحل، 59) در این زمان قرآن به دختر لقب کوثر مى‏‌دهد تا فرهنگ جاهلى را به فرهنگ الهى و انسانى تبدیل کند. بر اساس روایات، نام یکى از نهرها و حوض‌‏هاى بهشتى، کوثر است و مؤمنان از آن سیراب مى‏‌شوند. چنانکه در روایت متواتر ثقلین نیز پیامبر فرمود: «انّهما لن یفترقا حتّى یردا علىّ الحوض» کتاب و عترت از یکدیگر جدا نمى‏شوند تا آنکه در قیامت، در کنار حوض به من ملحق شوند. کوثر الهى، به جنسیّت بستگى ندارد؛ فاطمه، دختر بود امّا کوثر شد. به تعداد کثیر بستگى ندارد؛ فاطمه، یک نفر بود امّا کوثر شد. آرى خداوند می‌تواند کم را کوثر و زیاد را محو کند. هدیه کننده خداوند، هدیه گیرنده پیامبر و هدیه شده فاطمه است. لذا عبارت «اِنّا اعطیناک الکوثر» به کار رفته که بیانگر عظمت خداوند و بزرگى هدیه اوست. خداوند مصداقى براى کوثر در آیه نیاورد تا همچنان مبهم بماند تا شاید اشاره به این باشد که عمق برکت کوثر عطا شده حتّى براى خود پیامبر اکرم در هاله‌‏اى از ابهام است. در این سوره دو خبر غیبى نهفته است: یکى عطا شدن کوثر به پیامبر، آن هم در مکّه‌‏اى که حضرت دست خالى بود و فرزند پسر نداشت، دیگر ابتر ماندن دشمن که داراى فرزندان و ثروت‏‌هاى بسیار بود. تاریخ و آمار بهترین شاهد بر کوثر بودن این عطیّه الهى است. هیچ نسلى از هیچ قومى در جهان، به اندازه نسل حضرت فاطمه‏ علیها السلام رشد و شکوفایى نداشته است. خصوصاً اگر کسانى را که مادرشان سیّد است، از سادات به حساب آوریم، آمار سادات در جهان نشانه معجزه این خبر غیبى است. عطا کردن کوثر به شخصى مثل پیامبر، زمانى معنا دارد که عطا کننده سرچشمه علم و حکمت و قدرت و رحمت باشد. بنابراین عطاى کوثر نشانه صفات وکمالات الهى است. الطاف خداوند به پیامبر اکرم(ص) گاهى با درخواست آن حضرت صورت گرفته است، نظیر «قل ربّ زدنى علماً» ( طه، 114) پروردگارا! مرا از نظر علمى توسعه بده. امّا کوثر هدیه‏‌اى الهى بود که بدون درخواست، به پیامبر عزیز داده شد.  کوثر چیست؟ از آیه آخر سوره، یعنى «انّ شانئک هو الابتر» استفاده مى‌شود که مراد از کوثر چیزى ضد ابتر است و از آنجا که عرب به افراد بى‏‌عقبه و بى‏‌نسل که فرزند پسر ندارند و با مردن، آثارشان محو می‌شود، ابتر مى‏‌گوید، بهترین مصداق براى کوثر، ذریّه پیامبر است که امامان معصوم از نسل فاطمه زهرا(س) هستند. البتّه کوثر، معنایى عام دارد و شامل هر خیر کثیر مى‌‏شود. اگر مراد از کوثر، علم باشد، همان چیزى است که پیامبر مأمور به خواستنش بود. «قل ربّ زدنى علماً» اگر مراد از کوثر اخلاق نیک باشد، پیامبر داراى خلق عظیم بود. «انّک لعلى خلق عظیم» ( قلم، 4) اگر مراد از کوثر عبادت باشد، حضرتش به قدرى عبادت مى‏‌کرد که آیه نازل شد: ما قرآن را نفرستادیم تا این گونه خود را به مشقّت اندازى. «ما انزلنا علیک القرآن لتشقى» ( طه، 2) اگر مراد از کوثر نسل کثیر باشد که امروزه بیشترین نسل از اوست. اگر مراد از کوثر امّت کثیر باشد، طبق وعده الهى اسلام بر تمام جهان غالب خواهد شد. «لیظهره على الدین کلّه» ( توبه، 33) اگر مراد از کوثر شفاعت باشد، خداوند تا جایى که پیامبر راضى شود از امّت او مى‏ب‌خشد. «و لسوف یعطیک ربّک فترضى» ( ضحى، 5) هر کثیرى کوثر نیست. قرآن مى‏‌فرماید: اموال و اولاد مخالفان، شما را به تعجب واندارد، زیرا که خداوند اراده کرده آنان را در دنیا از طریق همان اموال و اولاد عذاب کند. «فلا تعجبک اموالهم و لا اولادهم انما یرید اللّه لیعذّبهم بها فى الحیاة الدنیا»( توبه، 55) در قرآن سوره‏اى به نام کوثر داریم و سوره‏اى به نام تکاثر. امّا کوثر ارزش است و تکاثر ضدّ ارزش، زیرا اولى عطیّه الهى است که دنباله‏‌اش ذکر خداست: «اعطیناک الکوثر فصلّ» و دومى یک رقابت منفى که دنباله‌‏اش غفلت از خداست. «الهاکم التکاثر». کوثر ما را به مسجد مى‏برد براى نماز: «فصلّ لربّک» و تکاثر ما را به گورستان مى‏برد براى سرشمارى مردگان. «حتى زُرتم المقابر» در عطاى کوثر بشارت است: «انّا اعطیناک الکوثر» و در تکاثر تهدیدهاى پى در پى. «کلاّ سوف تعلمون ثمّ کلاّ سوف تعلمون» کوثر، عامل رابطه با خالق است: «اعطیناک الکوثر فصل» و تکاثر، وسیله‌‏اى براى سرگرمى با مخلوق. «الهاکم التّکاثر» کوثر که بزرگ‏ترین هدیه الهى است در کوچک ترین سوره قرآن مطرح شده است. هدیه اشرف معبود به اشرف مخلوق چیزى جز کوثر نمى‏‌تواند باشد. «انّا اعطیناک الکوثر» عطاى استثنایى در سوره استثنایى با الفاظ استثنایى: عطا بى‏‌نظیر است، چون کوثر است؛ سوره بى‏‌نظیر است، چون کوچک‏ترین سوره قرآن است و الفاظ بى‏‌نظیرند، چون کلمات «اعطینا»، «الکوثر»، «صلِ‏ّ»، «انحر»، «شانئک» و «ابتر» تنها در این سوره به کار رفته و در هیچ کجاى قرآن شبیه ندارد. بر اساس روایات، آن دشمن کینه‌‏توزى که به پیامبر اکرم جسارت کرد و او را ابتر خواند، پدر عمرو عاص بود. خداوند هم سبب ساز است هم سبب سوز. او مى‌‏تواند از یک فاطمه کوثر بیافریند و می‌تواند افرادى را که پسران رشید دارند به فراموشى بسپارد. او می‌تواند دریا را با زدن عصاى موسى خشک، «اِضرب بعصاک البحر فانفلق»( شعراء، 63) و با زدن همان عصا به سنگ، دوازده چشمه جارى سازد. «و اضرب بعصاک الحجر فانفجرت» ( بقره، 60)  پیام‌‏ها:  1- خداوند به وعده‏‌هاى خود عمل می‌کند. در سوره ضحى، خداوند وعدهى عطا به پیامبر داده بود: «و لسوف یعطیک ربّک فترضى» ( ضحى، 5) پروردگارت در آینده عطائى خواهد کرد که تو راضى شوى. در این سوره می‌فرماید: ما به آن وعده عمل کردیم. «انّا اعطیناک الکوثر»  2- فرزند و نسل عطیّه الهى است. «انّا اعطیناک الکوثر» «فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ» پس براى پروردگارت نماز بگزار و  (شتر) قربانى کن. نکته‌ها: در این سوره که سه جمله بیشتر ندارد، پنج بار شخص پیامبر مورد خطاب قرار گرفته است. زیرا علاوه بر ضمیر کاف «ک» «اعطیناک»، در خطاب «صلّ» و «لربک» دو بار و در عبارت «انحر» و «شانئک» نیز دو بار، پیامبر مخاطب است. «اعطیناک، فصلّ، لربّک، انحر، شانئک» در سراسر قرآن نیز، بیش از دویست بار خداوند به پیامبرش می‌فرماید: «ربّک» با آن که او پروردگار تمام هستى: «ربّ کلّ شى‏ء» ( انعام، 164.) و پروردگار همه‏ى مردم است: «ربّ النّاس» ( ناس، 1)، ولى از میان واژه‏هاى «ربّ» کلمه «ربّک» بیش از همه به کار رفته و این نشانه آن است که خداوند بر پیامبرش عنایت خاصّى دارد. چنانکه نمونه این عنایت ویژه را در آیات دیگر نیز مشاهده مى‏کنیم، مثلاً خداوند نام اعضا و جوارح پیامبر را در قرآن مطرح کرده است: چهره‏ات: «وجهک»( بقره، 144)، زبانت: «لسانک»( قیامت، 16) چشمانت: «عینیک»( حجر، 88) گردنت: «عنقک»(اسراء، 29) دستانت: «یدک»(اسراء، 29) سینه‏ات: «صدرک»( اعراف، 2) کمرت: «ظهرک» ( ضحى، 3) در ماجراى فتح مکّه که مشرکان دسته دسته و فوج فوج به اسلام وارد مى‏شدند، خداوند تنها دستور تسبیح مى‏دهد: «و رَأیتَ النَّاس یَدخلون فى دینِ اللَّه أفواجا فَسَبّح» ولى براى عطا کردن کوثر می‌فرماید: «فصلِ‏ّ لربّک» نماز بگزار. گویا اهمیّت کوثر از اسلام آوردن مشرکان بیش‏تر است. شتر در قرآن، هم در بحث توحید مطرح شده است: «أفلا ینظرون الى الابل کیف خلقت» ( غاشیه، 17) هم در مورد مقدّمات قیامت نام آن آمده است، «و اذا العشار عطّلت»( تکویر، 4) هم در احکام و شعائر حج مطرح شده است، «و البُدن جعلناها»( حج، 36) و هم مورد قربانى و کمک‏رسانى به جامعه قرار گرفته است. «وانحر» بر اساس روایات، مراد از «وانحر» آن است که به هنگام گفتن تکبیرها در نماز، دستان تا مقابل گودى زیر گلو که محلّ نحر است، بالا آورده شود که این زینت نماز است.( تفسیر مجمع‏البیان) پیام‌ها:  1- نعمت‏‌ها حتّى براى پیامبر اسلام مسئولیّت‌‏آور است. « انّا اعطیناک الکوثر... فَصلِّ لربک و انحر»  2- در قرآن به نماز یا سجده شکر سفارش شده است. «فَصلِّ لربک و انحر»  3 - تشکّر باید فورى باشد. «فَصلِّ لربک و انحر » (حرف فاء براى تسریع است)  4- نوع تشکّر را باید از خدا بیاموزیم. «فَصلِّ لربک و انحر»  5- در نعمت‌‏ها و شادى‏ها خداوند را فراموش نکنیم. «اعطیناک الکوثر فصلّ لربک و انحر »  6 - آنچه می‌تواند به عنوان تشکّر از کوثر قرار گیرد، نماز است. «فَصلِّ لربک و انحر» (نماز جامع‌‏ترین و کامل‏ترین نوع عبادت است که در آن هم قلب باید حضور داشته باشد با قصد قربت و هم زبان با تلاوت حمد و سوره و هم بدن با رکوع و سجود. مسح سر و پا نیز شاید اشاره به آن باشد که انسان از سر تا پا بنده اوست. در نماز بلندترین نقطه بدن که پیشانى است، روزى سى و چهار بار بر زمین ساییده می‌شود تا در انسان تکبّرى باقى نماند. حضرت زهراعلیها السلام در خطبه معروف خود فرمود: فلسفه و دلیل نماز پاک شدن روح از تکبر است. «تنزیهاً لکم من الکبر»)  7- دستورات دینى، مطابق عقل و فطرت است. عقل تشکّر از نعمت را لازم می‌داند، دین هم به همان فرمان مى‏‌دهد. «فصلّ لربّک و انحر »  8- چون عطا از اوست: «انّا اعطینا» تشکّر هم باید براى او باشد. «فصلّ لربّک و انحر » 9- قربانى کردن، یکى از راه‌هاى تشکّر از نعمت‌‏هاى الهى است. (زیرا محرومان به نوایى مى‏‌رسند.) « فصلّ لربّک و انحر»  10- هر که بامش بیش برفش بیشتر. کسى که کوثر دارد، ذبح گوسفند کافى نیست باید شتر نحر کند و بزرگ‏ترین حیوان اهلى را فدا کند. «فصلّ لربّک و انحر»  11- رابطه با خداوند بر رابطه با خلق مقدّم است. «فصلّ لربک و انحر»  12- انفاقى ارزش دارد که در کنار ایمان و عبادت باشد. «فصلّ لربّک وانحر»  13- شکرِ عطا گرفتن از خدا، عطا کردن به مردم است. «اعطیناک الکوثر فصلّ لربّک وانحر»  14- نمازى ارزش دارد که خالصانه باشد، «لربّک» و انفاقى ارزش دارد که سخاوت‏مندانه باشد. « فصلّ لربّک وانحر» «إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ»  همانا دشمن تو بى‏‌نسل و دم بریده است. نکته‌ها: کلمه «ابتر» در اصل به حیوان دم‏‌بریده و در اصطلاح به کسى گفته می‌شود که نسلى از او به یادگار باقى نمانده باشد. از آنجا که فرزندان پسر پیامبر در کودکى از دنیا رفتند، دشمنان مى‏‌گفتند: او دیگر عقبه و نسلى ندارد و ابتر است. زیرا در فرهنگ جاهلیّت دختر لایق آن نبود که نام پدر را زنده نگاه دارد. خداوند از اولیاى خود دفاع می‌کند. به کسى که پیامبر را بى‏‌عَقَبه مى‏‌شمرد، پاسخ قولى و عملى مى‏‌دهد. وجود فاطمه پاسخ عملى و جمله «هو الابتر» پاسخ قولى است. خداوند نه تنها از اولیاى خود، بلکه از همه مؤمنان دفاع می‌کند: «انّ اللّه یدافع عن الّذین آمنوا»( حج، 38) هر چه ضربه به دین و مقدّسات دینى شدیدتر باشد، دفاع هم باید قوى‏تر باشد. به پیامبر اسلام جسارت‏‌هاى زیادى کردند و او را ساحر، کاهن، شاعر و مجنون خواندند که همه آنها به نحوى در قرآن جبران شده است. به پیامبر گفتند: «انّک لمجنون»( حجر، 6) تو جنّ زده‏اى، ولى خداوند فرمود: «ما انتَ بنعمة ربّک بمجنون» (قلم، 2.) به لطف الهى تو مجنون نیستى. به آن حضرت گفتند: «لَستَ مُرسلاً»(رعد، 43) تو فرستاده خدا نیستى، خداوند فرمود: «انّک لمن المرسلین» ( یس، 3) قطعاً تو از پیامبرانى. به حضرت نسبت شاعرى و خیال بافى دادند: «لشاعر مجنون»( صافّات، 36) خداوند فرمود: «و ما علّمناه الشعر و ما ینبغى له» ( یس، 69) ما به او شعر نیاموختیم و براى او سزاوار نیست. گفتند: این چه پیامبرى است که غذا مى‏‌خورد و در بازار راه مى‌‏رود: «و قالوا ما لهذا الرسول یاکل الطعام و یمشى فى الاسواق» ( فرقان، 7) خداوند فرمود: پیامبران پیش از تو نیز غذا مى‏‌خوردند و در بازارها راه مى‌‏رفتند: «و ما ارسلنا قبلک من المرسلین الاّ انّهم لیاکلون الطعام و یمشون فى الاسواق» ( فرقان، 20)  به آن حضرت ابتر گفتند، خداوند فرمود: «انّ شانئک هو الابتر». آرى، پاسخ کسى که به اشرف مخلوقات ابتر بگوید، آن است که خداوند به او کوثرى عطا کند که چشم همه خیره و عقل همه مبهوت شود. هر زخم زبان و کلامى وزنى دارد. به شخص پیامبر اکرم توهین‏‌ها شد، کلماتى از قبیل مجنون، شاعر، کاهن و ساحر به او گفتند و به یاران او نیز توهین‏‌ها شد تا آنجا که گفتند: این بیچارگان را از خود دور کن تا ما دور تو جمع شویم. براى هیچ کدام سوره اى مستقل نازل نشد، امّا در نسبت ابتر دادن یک سوره نازل شد که خیر کثیر به تو عطا کردیم و دشمن تو ابتر است و این به خاطر آن است که جسارت به شخص و یاران قابل تحمّل است، امّا جسارت به راه و مکتب که او ابتر و راه او گذرا و بى‏آینده است، قابل تحمّل نیست. گاهى جسارت برخاسته از لغوگویى است که باید با کرامت از کنارش گذشت. «اذا مرّوا باللغو مرّوا کراما» گاهى جسارت به خاطر جوّ فاسد و دوستان ناباب است، که باید از آنان اعراض کرد. «اذا رأیت الّذین یخوضون فى آیاتنا فاعرض عنهم»( انعام، 68.) امّا گاهى جسارت به مکتب و رهبر است، آن هم از سوى افراد سرشناس و سیاسى که باید جواب سخت به آن داده شود. «انّ شانئک هو الابتر» همان گونه که منافقان از روى غرور مى‏‌گفتند: آیا ما مثل افراد بى خرد به پیامبر ایمان بیاوریم. «أنُومن کما آمن السفهاء» قرآن، جسارت اینگونه افراد را چنین پاسخ مى‏‌دهد: «الا انّهم هم السّفهاء و لکن لا یعلمون» ( بقره، 13) آنان خود بى‏خردند ولى نمى‌‏دانند! پیام‌ها: 1- دشمنان پیامبر و مکتب او ناکام هستند. (کلمه شانِئ اسم فاعل است و شامل هر دشمنى در گذشته و حال و آینده می‌شود. اگر مى‏‌گفت: «من شانک هو الابتر» تنها کسانى را که در گذشته دشمنى کرده ‏اند شامل مى‌‏شد و اگر مى‏‌گفت: «من یشونک هو الابتر» تنها دشمنان آینده را در برمى‏‌گرفت. «انّ شانئک هو الابتر».)  2- توهین به مقدّسات، توبیخ و تهدید سخت دارد. «انّ شانئک هو الابتر»  3- از متلک‏‌ها و توهین‏‌ها نهراسیم که خداوند طرفداران خود را حفظ می‌کند. «انّ شانئک هو الابتر»  4- زود قضاوت نکنیم و تنها به آمار و محاسبات تکیه نکنیم که همه چیز به اراده خداوند است. (مخالفان، با مرگ پسر پیامبر و داشتن پسران متعدّد براى خود، قضاوت کردند که پیامبر ابتر است، ولى همه چیز برعکس شد.) «انّا اعطیناک الکوثر... انّ شانئک هو الابتر»منبع:خبرگزاری فارس ]]> حجت الاسلام و المسلمین قرائتی Thu, 02 Mar 2017 10:03:41 GMT http://tabeshekosar.ir/vdcbwsba.rhbsgpiuur.html قرائتي:حج مظهر اقتدار امت اسلام است http://tabeshekosar.ir/vdcj8iex.uqexizsffu.html به گزارش تابش کوثر حجت الاسلام و المسلمين محسن قرائتي، رئيس ستاد اقامه نماز كشور در گفت و گو با خبرنگار پايگاه اطلاع رساني حج با بيان اينكه در روايات ائمه(ع) تأكيد شده است كه مسلمانان به حج بروند، گفت: امام سجاد(ع) بارها با پاي پياده براي انجام سفر حج از مدينه به مكه عزيمت كردند.  وي با ذكر اينكه حج سازنده ترين سفر معنوي براي هر انساني است، گفت: در كنار جنبه فردي، حج جنبه هاي سياسي و اجتماعي نيز دارد و قدرت و اقتدار مسلمانان در اين است كه هرساله حج برگزار شود.  حجت الاسلام قرائتي افزود: در اين سفر معنوي ميليون ها انسان فارغ از رنگ، نژاد، مذهب همه اعمال مشتركي را انجام مي دهند و از تكبر و خودخواهي خود را آزاد كرده و هواي نفس را ذبح مي كنند و اين درياي جمعيت كه همه با لباس احرام هستند، نشان مي دهد ملي گرايي و نژادپرستي در حج جايي ندارد.  اين مفسر قرآن كريم با بيان اينكه در سفر حج بايد خالص باشيم، گفت: نبايد اين سفر معنوي از كمال غافل شويم؛ حج فرصتي خوبي است تا رضاي خداوند را به دست آوريم و با انجام مناسك با خداوند بيعت كنيم و بدانيم كه ميهمان خداوند هستيم.  رئيس ستاد اقامه نماز كشور با ذكر اجتماع مسلمانان در كنگره حج يك گردهمايي بزرگ سياسي نيز است، گفت: اين حضور نشانه قدرت و اقتدار امت اسلامي براي مقابله با توطئه هاي دشمنان است.  وي با اشاره به روايتي از امام محمد باقر(ع) گفت: ايشان مي فرمايند«بني الاِسلام علي الخَمس الصَلوة و الزَكوة و الصَوم و الحَج و الوِلايَة»،(اسلام بر پنج چيز استوار است، بر نماز و زكات حج و روزه و ولايت)؛ اين روايت ارزش و اهميت حج براي مسلمانان را نشان مي دهد.  اين مفسر قرآن كريم در پايان با ذكر اينكه حج درسهاي فراواني به مسلمانان مي دهد، افزود: حضور در سرزمين وحي درس فداكاري، تواضع، اعلام برائت از دشمنان، وحدت، بندگي خدا، پيروي از ولايت و امام و تسليم در برابر خداوند را به مسلمانان مي دهد. ]]> حجت الاسلام و المسلمین قرائتی Sat, 18 Feb 2017 08:13:52 GMT http://tabeshekosar.ir/vdcj8iex.uqexizsffu.html رئیس‌جمهور از حجت‌الاسلام قرائتی عیادت کرد http://tabeshekosar.ir/vdchmqnx.23nwkdftt2.html به گزارش تابش کوثر  به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست‌جمهوری، حجت‌الاسلام حسن روحانی رئیس جمهوری امروز سه‌شنبه با حضور در بیمارستان‌ خاتم الانبیا(ص) تهران از حجت الاسلام والمسلمین محسن قرائتی، رئیس ستاد اقامه نماز کشور عیادت کرد.  روحانی همچنین با پزشکان معالج حجت‌الاسلام قرائتی گفت‌وگو و از روند اقدامات انجام شده در راستای درمان وی  مطلع و با تقدیر از تلاشهای کادر پزشکی دستورات لازم را برای رسیدگی هرچه بهتر و کامل به وضعیت وی صادر کرد.  رییس جمهوری در جریان عیادت از حجت الاسلام قرائتی که به‌ علت عارضه‌ گوارشی در بیمارستان خاتم الانبیاء (ص) بستری شده است، برای سلامتی و بهبودی این معلم قرآن و اخلاق دعا کرد.  روحانی همچنین با حضور در چند بخش از بیمارستان خاتم الانبیا(ص)، از بیماران بستری در این بخش ها نیز عیادت و با آنان احوالپرسی کرد و از زحمات و تلاشهای پرسنل، پرستاران و پزشکان این بیمارستان تقدیر کرد. ]]> حجت الاسلام و المسلمین قرائتی Tue, 13 Dec 2016 18:27:56 GMT http://tabeshekosar.ir/vdchmqnx.23nwkdftt2.html فرائتی: باید خنده حلال بین مردم رواج یابد http://tabeshekosar.ir/vdcfcjdm.w6dejagiiw.html رئیس ستاد اقامه نماز کشور با اشاره به اینکه باید خنده حلال در بین مردم رواج یابد، گفت: اگر بتوانم سایت خنده راه‌اندازی می‌کنم، و با این روش می‌توانیم بسیاری از جوان‌ها را جذب کنیم.  به گزارش فارس، حجت الاسلام والمسلمین محسن قرائتی در همایش اساتید تفسیر که در دارالقرآن علامه طباطبایی برگزار شد با اشاره ضرورت بیان تفسیر قرآن کریم برای اقشار مختلف بیان کرد: باید در خصوص تفسیر قرآن کریم مردمی فکر کنیم؛ تفاسیر ملایی است ولی بیان للناس نیست بلکه بیان للخواص است.  وی خطاب به مفسران قرآن کریم اضافه کرد: اگر می‌خواهید تفسیر بگویید از داستان‌ها و قصص قرآنی و سوره‌های کوچک آغاز کنید چرا که مردم با سوره‌های کوچک انس بیشتری دارند.  رئیس ستاد اقامه نماز کشور با اشاره به اینکه باید به گونه‌ای سخن بگوییم که برای مردم و عام فهم باشد گفت: قرآن دریایی از معارف است و 2700 نکته حقوقی از قرآن کریم توسط دو دکتر حقوق استخراج شد.  وی با اشاره به اینکه 22 جز تفسیر برای بچه‌ها نوشته‌ایم گفت: خلاصه‌گویی و روان‌گویی یک اصل است که باید در تفسیر قرآن کریم به آن توجه کرد.  قرائتی با بیان اینکه باید در تفسیر قرآن کریم نسبت به مصادیق روز توجه داشته باشیم تصریح کرد: تفسیر نباید فقط به برخی از ایام سال مثل ماه رمضان محدود شود.  وی خاطرنشان کرد: با مرحوم مطهری چند سال قبل از انقلاب در اهواز آشنا شدیم؛ وقتی کلاس‌های من را دید گفت قرائتی من تهران بروم می‌گویم یک طلبه جوان کشف کرده‌ام.  رئیس ستاد اقامه نماز کشور گفت: بعد از انقلاب شهید مطهری نزد امام رفت و گفت که قرائتی به تلویزیون برود، امام فرمودند که بنده او را نمی‌شناسم، شهید مطهری گفت که به درد تلویزیون می‌خورد و می‌خواهم به دستور شما برود و این اتفاق افتاد. الان 35 سال است که یک شب جمعه برنامه ما تعطیل نشده است.  وی با اشاره به اینکه باید قرآن در همه امور ما ساری و جاری باشد، اضافه کرد: باید شوخی‌ها و حتی روضه‌های ما قرآنی باشد.  قرائتی با اشاره به اینکه باید خنده حلال در بین مردم رواج یابد، گفت: باید آیات قرآن را در قالب‌های مختلف از جمله فیلم برای مردم تبیین کنیم.  وی با اشاره به اینکه اگر بتوانم سایت خنده راه‌اندازی می کنم، اظهار کرد: با این روش می‌توانیم بسیاری از جوان‌ها را جذب کنیم.منبع:تابناک ]]> حجت الاسلام و المسلمین قرائتی Fri, 28 Oct 2016 11:44:18 GMT http://tabeshekosar.ir/vdcfcjdm.w6dejagiiw.html