رسانه الکترونيکی تابش کوثر - آخرين عناوين آیت الله مظاهری :: نسخه کامل http://tabeshekosar.ir/ Fri, 22 Sep 2017 13:16:16 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://tabeshekosar.ir/skins/default/fa/yazahra96/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط رسانه الکترونيکی تابش کوثر http://tabeshekosar.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام رسانه الکترونيکی تابش کوثر آزاد است. Fri, 22 Sep 2017 13:16:16 GMT آیت الله مظاهری 60 آیت‌الله مظاهری:قرآن کتاب جاودانی است که معانی آن کهنه نمی‌شود http://tabeshekosar.ir/vdccxpqp.2bq0o8laa2.html به گزارش تابش کوثر،  آیت‌الله حسین مظاهری عصر امروز در پیامی کتبی که در افتتاحیه چهاردهمین نمایشگاه قرآن و عترت اصفهان قرائت شد با اشاره به برکات برگزاری این نمایشگاه اظهار داشت: انجام چنین اقداماتی نشان از اهتمام و تلاش در راه قرآن دارد و ان‌شاءالله این تلاش‌ها در دوره‌های بعدی نمایشگاه هم استمرار خواهد یافت.وی در ادامه افزود: قرآن کریم کتاب جاودانی است که کهنه نمی‌شود و تعلیمات آن، راه هدایت را به مؤمنان نشان می‌دهد.رئیس حوزه علمیه اصفهان اذعان کرد: قرآن کریم، حقیقت را به طرق گوناگون تبیین می‌کند و وجود آن مایه سلامت، سعادت و ایمان می‌شود.مظاهری خاطرنشان کرد: قرآن حجابی میان مؤمنان و کافران است و با وجود چنین منظومه معرفی در دستان خود، باید تدبر و تعقل در معانی قرآن به خرج دهیم.وی تحقق جامعه قرآنی را هدف همه تعلیمات اسلام دانست و تأکید کرد: با تدبیر و تعقل در آیات قرآن و عمل به این کتاب، راه‌های تحقق جامعه قرآنی فراهم می‌شود.منبع:فارسک/۵۵۵ ]]> آیت الله مظاهری Tue, 06 Jun 2017 19:19:32 GMT http://tabeshekosar.ir/vdccxpqp.2bq0o8laa2.html سه عامل عاقبت به خیری/عید در نگاه امیر بیان http://tabeshekosar.ir/vdci3qa5.t1aq52bcct.html به گزارش تابش کوثر  حضرت آیت الله مظاهری در درس اخلاق خود به مفهوم عید از منظر روایات اشاره کرده و سپس سه عامل عاقبت به خیری را بیان کردند. عيد نوروز يک عيد ملّی است و همين مقدار که نهی از آن نشده است، امضاست و می ‌توان به نام عيد ملي، عيد گرفت و اشکالی هم ندارد. مرحوم محدث قمی در کتاب مفاتيح الجنان، وجه شرعی به اين عيد می ‌دهند که علاوه بر اينکه عيد ملی است، اسلام آن را امضا کرده و عيد شرعی نيز می باشد. مرحوم محدث قمی از معلّی بن خُنَيس و او از امام صادق علیه السلام نقل می ‌کنند: روز عيد نوروز غسل عيد نوروز کن و لباس نو بپوش، مثل مردم که لباس نو می ‌پوشند و روزه باش برای اينکه قُرب به خدا پیدا کنی. بعد از ظهر چهار رکعت نماز بخوان و بعد از نماز به سجده برو و دعايی را نقل کردند. در اواسط دعا اين جمله آمده است: «وَ بَارِكْ لَنَا فِي يَوْمِنَا هَذَا الَّذِي فَضَّلْتَهُ وَ كَرَّمْتَهُ وَ شَرَّفْتَهُ وَ عَظَّمْتَ خَطَرَهُ»[1] در عيد فطر به نام عيد می خوانیم: «أَسْأَلُكَ فِي هَذَا الْيَوْمِ الَّذِي جَعَلْتَهُ‏ لِلْمُسْلِمِينَ‏ عِيداً»[2] در اينجا اين گونه آمده که خدايا! اين روز، روز با شرافتی است و روزی است که تو اين روز را گرامی داشتی و روزی است که برای اين روز، عظمت قائل شدي. روايت گرچه در مفاتيح، مرسل است، اما در واقع مرسل نيست. بعضی در معلّی بن خُنَيس از نظر سند ايراد کرده اند و ما معلّی بن خُنَيس را در کتاب رجال، توثيق کرده ايم.[3] لذا روايت هم معتبر است. اگر کسی روايت را معتبر نداند، قانون تسامح در ادلۀ سنن، ‌روز عيد نوروز را عيد می ‌داند. بنابراین می ‌توان گفت: روز عيد نوروز از اعياد ملی بوده که شارع مقدس آن را امضا کرده است. * عید در نگاه امیر بیان (ع) از نظر اهل ‌بيت علیهم السلام وقتی عيد است که ما در آن روز گناه نکرده باشيم. اميرالمؤمنين علیه السلام می‌ فرمايند: «وَ كُلُّ يَوْمٍ لَا يُعْصَى اللَّهُ‏ فِيهِ‏ فَهُوَ يَوْمُ‏ عِيد»[4] مفهومش هم اين است که «کلُّ يومٍ فيه يعصی الله فهو يومٌ‌ عزا». لذا اين عيد ملی ما در اين چند روز برای ما عيد است، اگر گناهی در اين عيد نشود؛ متأسفانه در اين چند روز خيلی گناه می ‌شود و سال را نامبارک می ‌کند. قرآن می ‌فرمايد اگر می ‌خواهی عاقبت ‌به ‌خير شوي: «وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقين‏»[5] * عاقبت به ‌خيری به سه معنا است الف) داشتن تقوا عاقبت به ‌خيری به سه معنا است؛ اگر انسان می ‌خواهد ذلّت بعد عزّت پيدا نکند، باید تقوا داشته باشد. اگر می ‌خواهد، شيطانِ برون و شيطانِ درون ذهن او را نبرد و شبهات دربارۀ اسلام براي وی و فرزندانش پيدا نشود، رعایت تقوا لازم است. اگر شخص می ‌خواهد دم مرگ راحت و آسوده در خدمت اميرالمؤمنين علیه السلام در وادی ‌السّلام برود، باید تقوا داشته باشد. اگر فرد می ‌خواهد از راهی که گمان ندارد، يک زندگی پرنشاط، دارای رفاه و زندگی منهای گره براي او پيدا شود، لزوم داشتن تقوا ضروری است: «وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً ، وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لاَ يَحْتَسِبُ»[6] ب) امنیت از جانب خداوند (چه کسی شايستگی امنيّت دارد)؟ گناه، زندگی را تباه کرده و سال را خراب می ‌کند؛ در زمان ارتکاب گناه دست عنايت خداوند روی سر گناهکار نيست. امنيّت دل و امنيّت ظاهر برای او وجود ندارد: «فَأَی الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالْأَمْنِ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ»[7] چه کسی شايستگی امنيّت دارد؟ امنيّت دل و اينکه زندگی بدون غم و غصّه، دلهره و اضطرابِ ‌خاطر، زندگی منهای دشمن و امنيّت ظاهری داشته باشد. بعد خدا جواب می ‌دهد که: «الَّذينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إيمانَهُمْ‏ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ»[8] کسی که گناه در زندگی او نباشد. ظالم به خود و ظالم به ديگران نباشد. قرآن دوباره تکرار می ‌کند و می ‌فرمايد: «أُولئِکَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ». ج) اجتناب از گناهان/ گناهانی که در نزد ما کوچک شده است! تمام اين موارد مفهوم دارد؛ اگر متّقی نباشيم و در زندگی ما گناه باشد، امنيّت نخواهیم داشت. دست عنايت خداوند روی سرِ ما نيست و زندگی انسان، توأم با غم و غصّه، چه کنم چه کنم و دلهره و اضطرابِ ‌خاطر خواهد بود. متأسفانه در اين عيد نوروز گناه می ‌کنند. مجالس ما مجالس دينی نيست و اختلاط زن و مرد وجود دارد؛ زن آرايش کرده و مردِ چشم چران با هم بنشينند و با هم بگو و بخند کنند. این گونه گناه خيلی بزرگ است، اما در پيش ما کوچک شده است. طلبه ای نزد خدمت امام صادق علیه السلام آمد‌ و گفت: من يک مجلس زنانه دارم و اجازه دهيد بروم و برای زن ‌ها حرف بزنم. امام صادق علیه السلام فرمودند: کار، خيلی مشکل است. عرض کرد: يابن رسول الله! می ‌توانم کار کنم؟. حضرت فرمودند: برو! امّا مواظب خودت باش!. راوی می‌ گويد: من مدت ‌ها برای زن ‌ها درس می ‌گفتم. يک روز من شوخی خنده‌ داری کردم و همه خنديدند. امام علیه السلام او را خواستند و فرمودند: شنيده ‌ام در مجالس با نامحرم خنده و شوخی داري؟ بعد حضرت فرمودند: اگر اين تکرار شود، دين تو را می ‌بَرد. مجلسی که با هم مختلط باشند، نمی ‌توان گفت اين مجلس حضرت زهراست و مجلس زهراپسند و امام صادق پسند است. اما اتّفاقاً در اعياد ما هرچه عيد، بزرگ ‌تر است گناه فراوان شده است. شيطان خيلی بدجنس بوده و خوب بلد است، انسان را جهنّمی کند. شب پانزدهم شعبان و شب قدر که حکيمه خاتون می‌ گويد: وقتی من نرجس خاتون را در بغل گرفتم شروع به خواندن سورۀ «انا انزلناه» کردم، امام زمان (عج) در دل با من همراهی می ‌کردند.[9] در روايات هم داريم که آن شب قدر است؛[10] امّا اين شب قدر به اندازه ‌ای گناه می ‌شود. * از بس به صورتم سیلی زدند،‌ فرار کردم! يکی از بزرگان به من می گفت: من در شب پانزدهم شعبان قبل از نماز شب، خواب امام زمان (عج) را ديدم. حضرت آمدند، امّا عصبانی و ناراحت بودند. گفتم: آقا کجا بوديد؟ فرمودند: شب جشن من است و آمدم در جشن ‌ها سری بزنم؛ از بس سیلی به صورتم زدند،‌ فرار کردم! نبايد ساده از اينها بگذريم. ايام عيد، بد ايامی شده است. کوچه ها بدتر از منازل‌ و منازل بدتر از کوچه ‌ها گشته است. بی ‌حجاب ‌ها و بی‌ عفت ‌ها که هيچ، اما می ‌بينيم خواص و چادري ‌ها هم مراعات نمی ‌کنند. با اختلاط بين زن و مرد در مجالس گناه می ‌شود. اين يک مصيبت بزرگ است؛ اما ما آن را  کوچک می ‌کنيم و اسلام به اين راضی نيست. * بازار داغ گناه در عرصۀ سیاسی! مطلب مهم ‌تر از اين و گناه بيش از اين، مسائل سياسی است. غيبت‌ ها، تهمت ها، توهین ها و شايعه پراکنی ‌ها زياد بوده و عام البلوی شده است. اين مسأله در بین مردم و همچنین در بین طلاب وجود دارد؛ تا نزد هم نشسته و عید را تبریک ‌می گويند؛ شروع به گفتن شايعه‌ پراکنی می‌ کنند. امام صادق علیه السلام می ‌فرمايند: «كَفَى‏ بِالْمَرْءِ كَذِباً أَنْ يُحَدِّثَ بِكُلِّ مَا سَمِعَ»[11] کفایت می کند که در عالم ملکوت به او بگويند؛ دروغگو. يعنی هرچه بشنود، پخش کند. اما حرف‌ های ما خيلی بالاتر است و به يکديگر تهمت ‌ها و توهين ‌ها می زنیم!. دسته ‌ای به دستۀ ديگر توهين می ‌کنند و بالاخره مجالس ما پر از غيبت، تهمت، شايعه و توهين است. مرحوم کلينی روايت صحيح ‌السندی نقل می ‌کنند که: «مَنْ‏ أَهَانَ‏ لِي‏ وَلِيّاً فَقَدْ بَارَزَنِي بِالْمُحَارَبَة»[12] اگر کسی اهانت به ولیّ خدا کند، جنگ با خداست. امام صادق برای اينکه ما اشتباه نگيريم و ولیّ خدا را از اولياء الله و از خواص نگيريم، می ‌فرمايند: مراد از ولیّ، همين شيعيان ما هستند.[13] کسی که به يک شيعه توهين کند، جنگ با خداست. * داد زدن بر سر خودتان دشمن را خوشحال می ‌کند! بنابراين خيلی بايد مواظب باشيم. اين تهمت ‌ها، شايعه ‌پراکني ‌ها، اهانت‌ ها و حرف ‌های رکيک، اهانت به يکديگر است. طرفداران یک گروه، ديگران را خراب می ‌کند و بالعکس؛ بر سر هم داد می ‌زنند. مقام معظم رهبری هم می ‌گفتند: اگر دادی داريد بر سر دشمن بزنيد. داد زدن بر سر خودتان دشمن را خوشحال می ‌کند!. بالاترين چيزی که ما را شکست می ‌دهد، اختلاف ماست. همين اختلاف ‌ها به جاهای باريک می ‌رسد. * ارتکاب گناه به قصد قربۀ الی الله!! بعضی افراد قربة الی الله غيبت می ‌کنند؛ قربة الی الله تهمت می ‌زنند؛ قربة الی الله توهين می‌ کنند و يک دسته را خراب می ‌کنند. جرج جرداق نصرانی در کتاب الامام علی علیه السلام می‌ گويد: انسان گاهی به جایی می ‌رسد که ولیّ خدا را در خانۀ خدا قربةً ‌الی الله می ‌کُشد!. حال وضع به اينجا رسیده که قربة الی الله تهمت می ‌زند؛ شايعه پراکنی می ‌کند؛ قربة الی الله توهين می‌ کند؛ قربة الی الله آبروی مسلمان را می ‌برد و قربة الی الله توهينی می ‌کند که جنگ با خداست!. اين گناه دوم بدتر از گناه بدحجابی و بی‌ حجابی است و اين مورد در ميان مردم زياد وجود دارد و اگر بخواهيم عيدمان مبارک باشد، سال با امنيتی داشته باشيم و عاقبت ‌به‌ خير شويم به آن سه معنايی که بیان شد، بايد در ايام عيد گناه نداشته باشیم و ثواب ‌های ما بيشتر باشد. * اعمال عید نوروز اول غسل روز عيد عبادت است،؛ دوّم روزه بگير؛ سوم نماز ظهر و عصر را اول وقت و با جماعت بخوان؛ چهارم اينکه چهار رکعت نماز بخوان و بگو امروز عيد است و عيد من را مبارک کن. سرتاپای روايت معلّی بن خُنَيس عبادت است. مابقی اعياد نيز همين گونه است. مثل عيد غدير که به اندازه ‌ای عمل دارد که انسان هرچه زرنگ باشد، نمی ‌تواند تمام اعمال شب و روز عيد غدير را انجام دهد. در تمام مفاتيح  سفارشی که راجع به اعياد شده رابطه با خداست. اگر رابطه با خدا نباشد اين روز عزاست. حال روز عيد غدير باشد يا روز عید نوروز يا روز ديگر. بايد با عبادت و رابطه با خداوند روز و سال خود را مبارک کنيم. اميدوارم اين عيد برای شما مبارک باشد و ان ‌شاء‌الله با صحّت و سلامتی و امنيّت و دلِ خوش و تقوا و محبّت، اين سال را طی کنيد. پاورقی: [1]. مفاتیح الجنان، ص 299. [2]. من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 513. [3]. الثقات الاخیار من رواة الاخبار، ص 375. [4]. نهج البلاغه، حکمت 428. [5]. الاعراف، 128. [6]. الطلاق‏، 2و 3. [7]. الأنعام‏، 81. [8]. الأنعام‏، 82. [9]. کمال الدین، ج 2، ص 428. [10]. وسائل الشیعه، ج 8، ص 106. [11]. معانی الاخبار، ص 159. [12]. الکافی، ج 2، ص 352. [13]. همان، ص 353.منبع:خبرگزاری حوزه ]]> آیت الله مظاهری Mon, 20 Mar 2017 08:47:23 GMT http://tabeshekosar.ir/vdci3qa5.t1aq52bcct.html آیت الله مظاهری؛ مطالعۀ آثار علماء، کمترین کاری است که نسل امروز برای جبران زحمات آنان انجام می دهد http://tabeshekosar.ir/vdcawane.49n0e15kk4.html  به گزارش خبرگزاری «حوزه»، حضرت آیت الله مظاهری در کتاب "سير و سلوک" در نوشتاری دربارۀ «اهمیت فعالیت علمی و تحقیقاتی» می نویسند:  بر اساس تعالیم روح افزای قرآن و عترت (سلام الله علیهم)، انسان باید علاوه بر اهتمام به ارتباط با معبود، با عبادالله نیز رابطه داشته و همان گونه که به اعمال عبادی واجب و مستحب‌ می ‌پردازد، در اجتماع نیز حضوری فعّال و با نشاط داشته و در رفع حوائج خود، خانواده و اجتماع، کوشا باشد.  فعّالیت اجتماعی انسان‌ ها در بسترهای گوناگونی می‌ تواند انجام شود. در واقع کار و اشتغال انسان ‌ها به اقسامی منقسم می ‌شود که از آن جمله می ‌توان به کارهای علمی و تحقیقاتی، فرهنگی، تولیدی، زراعی، بازرگانی و خدماتی اشاره نمود. همۀ موارد ذکر شده از مصادیق کار شایسته هستند و پرداختن به آنها می‌ تواند برای اجتماع، مفید واقع شود.  * توجه به محکم کاری در هر حرفه و شغل  به عبارت دیگر جامعۀ اسلامی برای خودکفائی و استقلال اقتصادی به کوشا‌ بودن مسلمانان در همۀ زمینه‌ های کار شایسته، محتاج است. ولی نکته ‌ای که باید در پرداختن به هر حرفه‌ ای مورد توجّه ویژه قرار گیرد، محکم کاری است. هرکسی هر کاری که انجام می ‌دهد، باید محصول کار خود را به عالی‌ ترین وجه ممکن تحویل جامعه دهد تا مورد رضایت پروردگار عالم واقع شود. این دستور دین مبین اسلام است و باید بدان عمل شود.  در روایتی نقل شده که رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) به هنگام تدفین یکی از اصحاب و در حالی که سنگ لحد او را می‌ گذاشتند، فرمودند: «اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُحِبُّ عَبْداً إِذَا عَمِلَ عَمَلًا فَأَحْكَمَهُ» [1]  این فرمایش پیامبر گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم) و محکم کاری ایشان در نهادن سنگ لحد، تکلیف مسلمانان و خصوصاً شیعیان را در سایر کارها روشن می ‌سازد. هرکسی باید دوام محصول کار خود را ابدی در نظر بگیرد و به هیچ وجه از کیفیت آن نکاهد.  حال به شرح قسم اوّل فعّالیت اجتماعی (فعّالیّت علمی و تحقیقاتی) که زمینه ‌ساز رشد انسان‌ ها در سایر بسترها است و مورد تأکید فراوان آموزه ‌های دینی نیز می ‌باشد، پرداخته خواهد شد.  * فعّالیت علمی و تحقیقاتی  هر انسانی‌ باید به‌ ‌‌اندازۀ توان خود به ‌تحصیل علم ‌بپردازد. پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده ‌اند:  «أطلبُوا الْعِلم مِنَ المَهْدِ إلَي اللَّحْد» [2]  به گفتار پيغمبر راستگوي            زگهواره تا گور دانش بجوي  این فرمایش نبیّ گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم)، علاوه بر آن که بیانگر تأکید آن حضرت بر تحصیل علم است، یک نکتۀ تربیتی مهم را نیز اثبات می ‌نماید و آن این که غریزۀ علم‌‌ یابی مانند غریزۀ خوردن و آشامیدن در کودکان بالفعل است و پدر و مادر وظیفه دارند غریزۀ علم‌ جوئی فرزند خویش را به درستی ارضاء نمایند. به‌ گونه ‌ای که از همان طفولیت تا آخر عمر، جویندۀ دانش باشد و تحت هیچ شرایطی از مطالعه و کوشش در جهت کسب علم، منصرف نشود.  * مباحثه علمی در شب عروسی  کمی دقت در زندگی‌ نامۀ دانشمندان بزرگ و اهل علم، مداومت آنان بر مطالعه و تحصیل علم و دانش را نشان می‌دهد. در زندگی ‌نامۀ مُلا صالح ‌مازندراني ـ داماد علامۀ مجلسي‌ ـ آمده که ایشان در شب عروسی، اوّل طبق معمول هر شب مطالعه کرد و بعد به نزد همسر خود رفت. اتفاقاً نقل کرده ‌اند مسئلۀ مورد مطالعه برای او حل نشد و چون دختر علامۀ مجلسی اهل علم بود، مسئلۀ شوهر را پاسخ گفت. در واقع آن زن و شوهر در شب عروسی خود، مباحثۀ علمی داشتند. علاقۀ وافری که این گونه افراد به مطالعه و تحصیل دانش دارند، از نوع تربیت آنان در کودکی سرچشمه می ‌گیرد.  * سروکارداشتن والدین با کتاب در فرزندان تأثیر دارد  اگر پدر و مادر، اهل تحقیق و مطالعه باشند و در مقابل دید فرزندان خود با کتاب سر و کار داشته باشند، فرزندان از شیرخوارگی با برداشت از رفتار والدین خود کتاب خواندن را می ‌آموزند و تا آخر عمر اهل مطالعه می ‌مانند. همچنان ‌که اگر پدر و مادر، صرفاً اهل خوش‌ گذرانی و تماشای فیلم و سرگرمی‌ های دیگر باشند و وقت خود را به بطالت بگذرانند، نباید از فرزندان خود انتظار مطالعه داشته باشند.  هر ملّتی که مطالعۀ کافی دارد و فرهنگ کتاب خواندن و تحقیق و پژوهش در میان افراد آن ملّت رایج است، موفّق و پیروز خواهد شد و چنانچه قومی یا ملّتی پیشرفت نمی ‌کند و وابسته است، باید به کمبود مطالعه در بین افراد آن ملّت پی برد.  قرآن کریم تأکید فراوانی بر علم اندوزی و تحصیل دانش دارد. همانطور که قبلاً بیان شد، اوّلین آیاتی که در غار حرا بر قلب نازنین پیامبر گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شد، در خصوص تعلیم و تعلّم بود و برنامۀ آموزشی آن حضرت را تدوین می‌کرد: «الَّذي عَلَّمَ بِالْقَلَم‏، عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَم» [3]  بنابراین اگر کسی طالب پیشرفت است، باید به تحصیل علم و تحقیق و مطالعه بپردازد. همۀ افراد باید به نسبت مقطع تحصیلی که در آن قرار دارند یا به نسبت موقعیّت سنّی و اجتماعی خود، تلاش علمی داشته باشند. دانش آموز، دانشجو یا طلبۀ علوم دینی باید خوب درس بخواند و اوقات پرارزش خود را به بطالت و بیهودگی نگذراند.  * جوان شیعه باید با اقامۀ برهان قاطع، امامت را اثبات کند  اگر کسی طالب دینداری است، باید در خصوص علوم دینی تحقیق و مطالعه کند. اساساً در اصول دین، تقلید جایز نیست و هر مسلمانی باید با تحقیق و مطالعه، اصول دین اسلام را به صورت استدلالی بیاموزد. به گونه ‌ای که اگر از او دربارۀ توحید، نبوت یا معاد، سؤال نمودند، با منطق و استدلال قادر به پاسخگوئی باشد. اگر از یک شیعه بپرسند: دلیل تو برای اثبات امامت ائمۀ هدی (سلام الله علیهم) چیست؟ باید بتواند با اقامۀ برهان قاطع، امامت را اثبات کند. موضوع مهدویت که امروزه رویکرد مناسبی در جامعه دارد، باید با تحقیق جامع برای جوانان حل شده باشد و بتوانند پاسخگوی شبهاتی که در این خصوص وارد می شود، باشند. تسلط استدلالی بر اصول دین و دانستن موارد ذکر شده، نیاز به مطالعۀ مستمر و منظّم دارد.  * مطالعۀ آثار علماء کمترین کار نسل امروز برای جبران زحمات آنان است  رسالۀ توضیح المسائل یک مرجع تقلید، حاصل بیش از پنجاه سال زحمت و تلاش شبانه روزی می باشد؛ لذا شایسته است نسل حق‌ جوی جوان، لااقل احکام ضروری خود که به دانستن آن نیاز دارند را از رساله مطالعه نموده و به دیگران نیز بیاموزند. بزرگان دین برای بقای دین و انتقال معارف اسلامی از نسلی به ‌‌نسل دیگر، متحمّل شدائد و مصائب فراوانی شده ‌اند. بسیاری از آنان در این راه نورانی به‌ طرز جانگدازی به شهادت رسیده ‌اند،‌ ولی‌ دست از تحقیق در علوم دینی نکشیده ‌اند‌ و کتب ارزشمندی برای نسل ‌های بعدی به یادگار گذاشته ‌اند.‌ حداقل کاری که نسل امروز می ‌تواند برای جبران زحمات علمای گذشته انجام دهد، این است که به مطالعۀ کتب آنان بپردازد و وقت خود را بیهوده تلف ننماید.  پی نوشت ها:  [1]. بحارلانوار، ج 70، ص 298  [2]. نهج الفصاحة، ص 218  [3]. العلق/ 5-4.  منبع: کتاب "سير و سلوک" آیت الله العظمی مظاهری313/م حوزه نیوز ]]> آیت الله مظاهری Mon, 07 Nov 2016 07:37:40 GMT http://tabeshekosar.ir/vdcawane.49n0e15kk4.html آثار و برکات عزاداری امام حسین‌ علیه‌السلام/ عاقبت به خیری انسان در جلسات عزاداری http://tabeshekosar.ir/vdcdk50s.yt09s6a22y.html به گزارش تابش کوثر ، آیت الله  مظاهری در نوشتاری با موضوع: آثار و برکات عزاداری برای امام حسین‌ علیه‌السلام، سرمشق گرفتن از درس‌های اخلاقی عاشورا امری لازم دانسته و تصریح نموده اند: ثواب عزاداری‌ و زیارت حضرت ابی‌عبدالله‌الحسین‌ علیه‌السلام مانند آن است که خدای سبحان را در عرش زیارت کند. (کامل‌الزیارات/147) بر این اساس، ثواب زیارت امام حسین‌ علیه‌السلام، از دور یا نزدیک، مانند آن است که اگر می‌توانستید خدا را در عرش زیارت کنید، از چنان ثوابی بهره‌مند می‌شدید.فواید، آثار و برکات عزاداری‌  * آمرزش گناهان اولین نتیجه عزاداری‌، آمرزش گناهان است. طبق روایات، اگر کسی وارد جلسه عزای امام حسین‌ علیه‌السلام شود و عزاداری کند، گناهان او آمرزیده می‌شود. (ر.ک: تفسیر القمی/2/292) چنان‌که از پیامبر‌ صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و ائمه طاهرین‌ علیهم‌السلام روایاتی در اهمیت عزاداری و این‌که گریه بر مصایب اهل‌بیت‌ علیهم‌السلام بهشت را واجب می‌گرداند، وارد شده است. بحمدالله همیشه جلسات عزاداری رونق داشته و سزاوار نیست کسی خود را از فیض آن و نتایج مفید آن محروم سازد.  * ثواب فراوان در روایات معصومین‌ علیهم‌السلام برای عزاداری‌ و زیارت امام حسین‌ علیه‌السلام، ثواب حج و عمره بیان شده است. (کامل الزیارات/156) حتی در روایات آمده است که افضل از همه اعمال است. (کامل الزیارات/146) هم‌چنین در روایات فرموده‌اند ثواب عزاداری‌ و زیارت حضرت ابی‌عبدالله‌الحسین‌ علیه‌السلام مانند آن است که خدای سبحان را در عرش زیارت کند. (کامل‌الزیارات/147) بر این اساس، ثواب زیارت امام حسین‌ علیه‌السلام، از دور یا نزدیک، مانند آن است که اگر پروردگار متعال عرشی داشت و شما می‌توانستید خدا را زیارت کنید، از چنان ثوابی بهره‌مند می‌شدید. تحلیل آمرزش گناهان و اعطای ثواب در عزاداری همان‌طور که بیان شد، عزاداری و گریه برای امام حسین‌ علیه‌السلام یکی از اسباب آمرزش گناهان است و ثواب‌ها و پاداش‌های شگفت‌آوری نیز برای آن وضع شده است. تحلیل این مطلب آن است که عزادار امام حسین‌ علیه‌السلام باید با آن حضرت رابطه عاطفی برقرار کند؛ به این معنا که به اندازه عشق و محبتی که به ایشان و شعائر حسینی دارد، از گناهانش افسرده و ناراحت بوده و به پیروی از اهل‌بیت‌ علیهم‌السلام علاقه داشته باشد. به تعبیر دیگر، معنای روایت چنین می‌شود که: اگر کسی برای عزاداری امام حسین‌ علیه‌السلام وارد جلسه عزا شد و توبه کرد و از گناهان خود پشیمان شد، گناه او هرچه بزرگ و فراوان باشد، آمرزیده می‌شود. بنابراین برقراری رابطه عاطفی و رابطه عملی با امام حسین‌ علیه‌السلام، نوعی توبه به شمار می‌رود و طبق تصریح قرآن کریم، گناه هرچه بزرگ و فراوان باشد، با توبه، ‌آمرزیده می‌شود: «قل یا عبادی الذین أسرفوا على‏ أنفسهم لا تقنطوا من رحمة الله إن‌ّالله یغفرالذنوب جمیعاً إنَه هو الغفورالرحیم» (زمر/53) توبه حقیقی، عبارت از سرافکندگی در محضر حق‌تعالی و خجالت‌زدگی از اهل‌بیت‌ علیهم‌السلام است که ناظر بر اعمال انسان هستند. چنین توبه‌ای ثوابی بیشتر از حج و عمره و حتی بیش از زیارت ابی‌عبدالله‌الحسین‌ علیه‌السلام دارد و در تعالیم دینی بسیار حائز اهمیت است. لذا این‌که در روایات می‌خوانیم گریه برای مظلومیت امام حسین‌ علیه‌السلام موجب آمرزش گناهان است، به این معناست که اگر کسی عزاداری کند، به شرط آن‌که به اندازه عشق به امام حسین‌ علیه‌السلام، رابطه عاطفی و عملی با آن حضرت پیدا کند، بالاترین ثواب‌ها را می‌برد و پروردگار عالم به‌خاطر این عزاداری، گناهان او را می‌آمرزد. ▪ نقش تأثیرگذار عمل نیکو در تثبیت ایمان شخصی به نام ابودعامه نقل می‌کند در زمان بیماری امام هادی‌ علیه‌السلام که منتهی به شهادت ایشان شد، برای عیادت خدمت آن حضرت رفتم. وقتی می‌خواستم از نزد ایشان مرخص شوم، حضرت فرمودند: تو با عیادت خود بر من حقی پیدا کردی، دوست‌ داری در ازای آن یک روایت برایت نقل کنم؟ راوی می‌گوید: اظهار خرسندی ‌کردم. سپس آن حضرت فرمودند: پدرم از پدرش از پدرانش، از جدم رسول خدا‌ صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم نقل فرمود: «الإیمان ما وقر فی‌القلوب و صدقته الأعمال» (بحارالأنوار/50/208) یعنی تشیع و ایمان، آن است که از نظر دل، شیعه باشید و عمل شما کاشف از آن عقیده باشد. ▪ لزوم سرمشق گرفتن از درس‌های اخلاقی عاشورا در مجالس عزاداری باید توجه شود که امام حسین‌ علیه‌السلام در روز عاشورا، در آن بحبوحه جنگ، نماز خواندند، پس شیعه ایشان هم باید به نماز اهمیت بدهد. در عزاداری‌ها می‌فهمیم که امام حسین‌ علیه‌السلام به‌خاطر دین، همه هستی خود، حتی بچه شیرخوار خود را در راه خدا فدا کردند، پس ما نیز باید درباره دین، از هیچ کوششی دریغ نکنیم و در رابطه با دیگران، ایثار و گذشت و فداکاری داشته باشیم. امام حسین‌ علیه‌السلام برای احیای تشیع، تلاش کردند، ما نیز باید با عمل و رفتار خود، تشیع را سربلند کنیم. وقتی این‌گونه رفتار کردیم، مسلماً ثواب این عزاداری بالاترین ثواب‌هاست. از وقتی کسی وارد مجلس عزاداری امام حسین‌ علیه‌السلام می‌شود، به‌خاطر توبه و رابطه عاطفی با آن حضرت، گناهان او می‌ریزد و بالاترین ثواب‌ها را که از حج و عمره نیز بالاتر است، می‌برد. بنابراین، حتی در یک شبانه‌روز یا یک جلسه عزا، انسان می‌تواند جداً خود را اصلاح کند و با برقراری رابطه عاطفی با امام حسین‌ علیه‌السلام، در قیامت همراه با آن حضرت زیر لوای حمد رفته، از آب کوثر بنوشد تا سایر مردم از حساب و کتاب فارغ شوند، سپس با امام حسین‌ علیه‌السلام به بهشت برود. * دستیابی به حسن عاقبت فایده سوم عزاداری، عاقبت به خیری است. به عبارت دیگر، دست عنایت امام حسین‌ علیه‌السلام روی سر عزاداران قرار می‌گیرد و به این واسطه، از عاقبت سوء و سرنوشت بد، مصون و در امان خواهند ماند. حسن عاقبت سه معنا دارد: اول این‌که ذلت بعداز عزت پیدا نمی‌کند. دوم این‌که تا آخر عمر، حالت انحراف برای او پدید نمی‌آید و سوم این‌که هنگام مرگ، اهل‌بیت‌ علیهم‌السلام را می‌بیند، آن بزرگواران به فریاد او می‌رسند و او نزد ایشان سربلند است. جلسات عزاداری، هر سه معنای حسن عاقبت‌ را برای عزاداران پدیدار می‌سازد. به تجربه هم اثبات شده افرادی که با مسجد، روحانیت و جلسات عزاداری رابطه دارند، عاقبت به خیر می‌شوند. حسن عاقبت، از دنیا و آن‌چه در دنیاست، ارزشمندتر است. این‌که انسان بعداز عمری عزت، ذلیل شود، یا پس‌از عمری دین‌داری، با یک شبهه، دچار انحراف گردد و به تشیع شک کند، یا هنگام مرگ، معصومین‌ علیهم‌السلام به بالین او نیایند، خسارت بزرگی است و عزاداری‌، رافع این خسارات است. * ابقای اسلام و احیای تشیع فایده چهارم عزاداری، که از فواید قبلی بالاتر و ارزشمند‌تر است، این است که عزاداری، عامل بقای اسلام و احیای تشیع است. امام حسین‌ علیه‌السلام برای احیای اسلام و تشیع به کربلا آمدند. در آن زمان، اسلام در خطر و تشیع در حال نابودی بود و شیعیان نمی‌توانستند ابراز عقیده کنند، اما شهادت امام حسین‌ علیه‌السلام ورق را برگرداند؛ اسلام باقی ماند و تشیع زنده شد. در واقع، زحمات رسالت پیامبر اکرم‌ صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم در تبلیغ اسلام و معرفی تشیع که پس‌از جریان نامبارک سقیفه بنی‌ساعده، در حال از بین رفتن بود، زنده شد. در آن دوران، حتی امیرالمؤمنین‌ علیه‌السلام چه قبل‌از خلافت و چه بعد از آن، به شدت در تنگنا بودند. پس‌از ایشان نیز امام مجتبی‌ علیه‌السلام تنها بودند و بدین سبب مجبور به صلح با معاویه شدند. امام حسین‌ علیه‌السلام تا زمان مرگ معاویه، به صلح برادر خویش پای‌بند بودند. اما پس‌از آن و با روی کار آمدن یزید که عهدشکنی آشکاری بود، اقدام به قیام کردند، زیرا می‌دانستند با وجود یزید، باید فاتحه اسلام را خواند، لذا فرمودند: اگر کسی مثل یزید حاکم باشد، اسلام نابود می‌شود: «على‌الإسلام السلام إذ قد بلیت الأمة براع مثل یزید» (اللهوف/24) لذا قیام کردند و طبق گواهی تاریخ، پس‌از شهادت ایشان، طولی نکشید که ریشه بنی‌امیه خشکید و اسلام عزیز باقی ماند. از این جهت، تردیدی وجود ندارد که بقای اسلام و احیای تشیع مرهون شهادت امام حسین‌ علیه‌السلام است. اما آن شهادت و آثار عظیم آن سزاوار نبود که در کربلا تمام شود. آن امام بزرگوار نیز توجه داشتند که موج کربلا باید در جهان اسلام سراسری شود؛ لذا خاندان و فرزندان را نیز به همراه خود بردند. در آستانه حرکت حضرت، محمدبن حنفیه گفت: اگر شما برای شهادت می‌روید، چرا زنان و کودکان را می‌برید؟ فرمودند: «إنّ‌الله قدشاء أن یراهنَ سبایا» (اللهوف/65) یعنی این‌ها ادامه‌دهنده رسالتی هستند که با شهادت آغاز می‌شود. بر این اساس، پس از عاشورا و شهادت امام، نوبت به حضرت زینب‌ سلام‌الله‌علیها و اهل‌بیت امام حسین‌ علیه‌السلام رسید که با اسارت خود،‌ موج شهادت امام‌ علیه‌السلام و وقایع کربلا را سراسری کنند. اسارت این خانواده، موجی در عالم اسلام ایجاد کرد. پس‌از اسارت نیز با عزاداری، به‌خصوص توسط سایر ائمه معصومین‌ علیهم‌السلام موج شهادت، عالم‌گیر شد. در واقع، حرکت حسینی، ابتدا با اسارت خاندان رسول خدا‌ صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و سپس با عزاداری شیعیان، جاودان و سراسری ‌شد و همیشه باقی خواهد ماند. از این‌رو می‌توان گفت: شهادت، اسارت و عزاداری در یک راستا هستند. به‌عبارت دیگر، استمرار عزاداری، تا روز قیامت، سبب و عامل بقای اسلام و احیای تشیع است. بنابراین اگر ثواب آن از حج و عمره بالاتر باشد، تعجب ندارد. تأکید مکرر تعالیم دینی بر عزاداری نیز به‌خاطر نقش مؤثر آن بر بقای تشیع است. در روایات می‌خوانیم کسانی که به عزاداری اهمیت می‌دهند، مانند اصحاب اباعبدالله در روز عاشورا هستند. * استجابت دعا از دیگر فواید عزاداری، استحابت دعا است. مرحوم آیةالله‌ دستغیب‌ قدس‌سره نقل می‌کنند: در شیراز حصبه آمده بود و بسیاری از افراد مبتلا شده بودند. در آن زمان، حصبه دارویی نداشت و همه دم مرگ رفته بودند. آقای دستغیب از قول یکی از افرادی که خانواده او دچار حصبه شده بودند، نقل می‌کنند که گفته بود: روزی همسایه ما جلسه روضه داشت. من به آن جلسه رفتم و برای امام حسین‌ علیه‌السلام گریه کردم و از حضرت زهرا‌ سلام‌الله‌علیها شفای زن و بچه‌ام را خواستم. وقتی به خانه آمدم، دیدم که زن و بچه‌ام نشسته و غذا می‌خورند و سالم هستند. تعجب کردم. دخترم گفت: پدر جان، حضرت زهرا‌ سلام‌الله‌علیها در این اتاق آمدند و سیاه‌پوش بودند. وقتی نشستند، به امام حسین‌ علیه‌السلام گفتند: روی سر این‌ها دست بکش تا خوب شوند. امام حسین‌ علیه‌السلام روی سر ما دست کشیدند و همه خوب شدیم. این وقایع به تجربه اثبات شده و حاکی از عنایت خاص معصومین‌ علیهم‌السلام به عزاداران است. ▪ دعا برای فرج و دعا به نظام جمهوری اسلامی به تناسب بحث دعا، لازم است یادآوری ‌و تقاضا کنم که در وضع فعلی، به جمهوری اسلامی دعا کنید. همین‌طور که در ایام پیش‌رو و در جلسات عزاداری برای حوایج خودتان دعا می‌کنید، برای این نظام مقدس هم دعا کنید. نظام جمهوری اسلامی، همان‌طور که قبلاً نیز بارها متذکر شده‌ام، مبتلا به سه فساد «اقتصادی، اخلاقی و اداری» است و رفع این مفاسد هم بسیار مشکل است. از این‌رو بهبود این وضعیت و بهبود وضعیت زندگی مردم نیاز به دعا دارد. هم‌چنین در عزاداری‌ها، دعا برای سلامتی حضرت ولی‌عصر‌ عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف و تعجیل در ظهور آن حضرت فراموش نشود تا ان‌شاءالله مورد نظر لطف آن حضرت قرار گیرید. ▪ سابقه عزاداری توسط اهل‌بیت‌ علیهم‌السلام ائمه طاهرین‌ علیهم‌السلام علاوه بر اصرار و پافشاری بر برگزاری عزاداری، خود نیز به ذکر مصیبت می‌پرداختند. مثلاً امام صادق‌ علیه‌السلام روضه می‌خواندند، اما معمولاً غیرمستقیم بود؛ در فرصت‌ها گریه می‌کردند و عطش یا سایر مصائب کربلا را یادآوری می‌فرمودند. (مصباح‌المتهجد/2/782) امام سجاد‌ علیه‌السلام وقتی آب و غذا می‌دیدند، گریه می‌کردند و می‌فرمودند: اباعبدالله را گرسنه و تشنه کشتند. (مثیرالاحزان/115) ائمۀ طاهرین‌ علیهم‌السلام در جلسات عزاداری نیز به شدت گریه می‌کردند و مداح هرچه سعی می‌کرد روضه را تمام کند، آن‌ها با اصرار می‌فرمودند باز هم ادامه بده. (ر.ک: کامل الزیارات/104 و 105) پیامبر اکرم‌ صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم نیز خود برای امام حسین‌ علیه‌السلام گریه می‌کردند و روضه می‌خواندند. آن حضرت وقتی امام حسین‌ علیه‌السلام را می‌دیدند، او را روی دامن خود می‌نشاندند، گلوی او را می‌بوسیدند و برخی از اوقات، روضه آن حضرت را می‌خواندند که چگونه کشته می‌شود. (ر.ک: الإرشاد/‏2/131) امیرالمؤمنین، حضرت زهرا و ائمه اطهار‌ علیهم‌السلام چنین روشی داشته‌اند. واکنش تاریخی بدخواهان تشیع نسبت به عزاداری در طول تاریخ، بدخواهان تشیع و به‌خصوص بنی‌امیه و بنی‌عباس، تشکیل مجالس عزاداری را ممنوع کرده، مانع زیارت کربلا می‌شدند؛ زیرا آنان به‌خوبی دریافته بودند که عزاداری، مایه بقا و حیات تشیع است. در زمان پهلوی هم در راستای اجرای دستورات انگلیس، عزاداری ممنوع شد. در آن دوران، مبارزه با روحانیت، مساجد و حسینیه‌ها و مخصوصاً عزاداری‌ها در دستور کار پهلوی و ایادی او قرار داشت. در واقع، هدف بیگانگان براندازی تشیع بود و رسیدن به این هدف، مستلزم تعطیلی رمز بقای آن، یعنی عزاداری‌ بود. اما در همان دوران نیز با وجود خفقان شدید، علما و بزرگان، آشکارا یا مخفیانه مجالس عزاداری برگزار ‌کردند و مانع تعطیلی این فیض عظیم شدند. پهلوی هم طولی نکشید که با عاقبت عبرت‌آموزی نابود شد. ▪ لزوم برگزاری عزاداری به شیوه سنتی و پرهیز از افراط و تفریط مطلبی که نیاز به توجه جدی، به‌خصوص از سوی روحانیت و جوانان دارد، این است که باید در عزاداری سوژه و بهانه به‌دست معاندان تشیع ندهند. عزاداری باید به روش سنتی که ائمه طاهرین‌ علیهم‌السلام داشتند و در زمان ما مراجع و علما و بزرگان دارند، برگزار شود. برگزارکنندگان جلسات باید از افراط و تفریط بپرهیزند و برای رسانه‌های بیگانه سوژه تهیه نکنند. اصل عزاداری با سخنرانی، ذکر مصیبت، گریه کردن، سینه زدن و آن‌چه عرف مردم به آن عزاداری می‌گویند، حتماً باید باشد، اما افراط و تندی که همیشه بد بوده و در زمان ما بدتر است، نباید باشد. در زمانی که دشمن به‌دنبال موقعیت و سوژه برای کوبیدن و تمسخر تشیع می‌گردد، نباید بهانه دست او داد. گاهی دیده می‌شود در سایت‌ها و خبرگزاری‌ها، به‌خاطر رفتار برخی از جوانان در عزاداری‌ها، به شیعه توهین می‌کنند، لذا باید همگان مواظب باشند در عین اهتمام به عزاداری که رمز بقای تشیع است، از انجام کارهایی که موجب وهن تشیع است، بپرهیزند. ▪ ضرورت تحکیم بنیه اعتقادی آن‌چه در این مبحث توجه جدی می‌طلبد، این است که اگرچه اعتقادات تشیع ریشه‌دار و مستحکم است، اما متأسفانه جامعه و به‌خصوص جوانان، آن‌طور که شایسته است، در جهت تحکیم مبانی اعتقادی تلاش نمی‌کنند. حاصل کوتاهی در تقویت بنیه اعتقادی، تأثیر شبهات رنگارنگ بر ذهن و فکر جوانان است. به‌خصوص در زمان ما که زمان شبهه شده است و متأسفانه بدخواهان تشیع، بسیار پرکارند و هر روز برای تشیع، برای ولایت و برای عزاداری به شبهه‌پراکنی می‌پردازند. امروز معاندان تشیع با جنگ نرم به مصاف تشیع آمده‌اند و به طرز مرموز و زیرکانه‌ای در دانشگاه‌ها و در بین جوانان شبهه‌افکنی می‌کنند. حرکت‌های انحرافی در آستانه محرم بیشتر می‌شود تا جوانان نسبت به شرکت در جلسات عزاداری، سرد و بی‌انگیزه شوند. لذا همه باید مواظب باشند و همه باید برای تحکیم و تقویت اعتقادات خود و اطرافیان بکوشند.منبع:خبرگزاری حوزه         ]]> اجتماعی Sat, 08 Oct 2016 08:34:55 GMT http://tabeshekosar.ir/vdcdk50s.yt09s6a22y.html آیت الله مظاهری:گناه انسان را زمین­گیر می کند http://tabeshekosar.ir/vdcdfo0s.yt09z6a22y.html به گزارش تابش کوثر حضرت آیت الله مظاهری در بحث معرفة ‌النفس درس اخلاق هفتگی خود دربارۀ «رابطۀ انسان با خدا» اظهار داشتند: اگر رابطۀ انسان با خدا محکم و جداً عالی باشد، شخص می ‌تواند به جايی برسد که به جز خدا نداند. «وَ الَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ»[1]‌ و كسانى كه در راه ما كوشيده ‏اند، به يقين راه ‌هاى خود را بر آنان مى ‏نماييم و در حقيقت، خدا با نيكوكاران است. قرآن فراوان به همۀ ما دستور می ‌دهد که اگر راه را می‌ خواهي، مجاهدت کن. مجاهدت يعنی به همۀ واجبات و مخصوصاً نماز اهمیت بده. از نماز لذت ببرد. اگر نماز بخواند و نماز برايش سنگين باشد، به جايی نمی ‌رسد. بايد نماز شب بخواند و از نماز شب رابطۀ کامل با خدا را پيدا کند. بايد به فکر ديگران باشد و به هر اندازه می ‌تواند حاجت مردم را برآورده نماید؛ خدمت به خلق خدا بالاترين چيزها و دوش به دوش نماز است. بالاتر از این دو، اجتناب از گناه است. گناه انسان را زمين می ‌زند. اگر کسی با مجاهده و با عمل به جايی هم برسد، اگر يک گناه به سوی او بیاید، سقوط می ‌کند. زياد ديده ‌ايم از اهل دل که به جاهايی رسيده ‌اند، اما ناگهان به خاطر يک گناه سقوط کردند يا به خاطر يک شبهه يا غذای شبهه ‌ناک سقوط کردند. * دستورالعملی که آیت الله العظمی خویی از یک عارف گرفتند مرحوم آيت ‌الله العظمی خوئی (ره) انصافاً مرد بزرگ و اهل دلی بود. ايشان گفته بودند: من در خوی طلبه بودم و کسی آمد و قرآن را در تاريکی می ‌خواند. ما اطرافش را گرفتيم که اين چه معجزه ‌ايست. مثل کربلايی کاظم نور قرآن را می ‌ديده است. مرحوم آیت الله خوئی از وی تقاضا کرده بودند يک دستورالعمل به ايشان بدهند و او يک دستورالعمل داده بودند. ایشان گفته بودند: آن فرد، دستورالعمل چهل روزه به من داد؛ اما يک امتحان برايم شخصی کرد. ایشان دستور داده بود روزه بگيرم و از غذایی که برایم می ‌آورد، افطار کنم، امّا روزی برای افطار نيامد و من نتوانستم تاب بياورم و به کبابی رفتم و غذا خوردم؛ تا غذا تمام شد، ديدم آنچه در این مدّت به دست آورده‌ ام، تمام شد. بعد آن مرد آمد و تبسمی کرد و گفت: نتوانستی در امتحان نمره بياوري! هر وقت توانستی در امتحان نمره بياوري، می ‌آيم و به تو کمک می ‌کنم. اگر بخواهيم می ‌شود و خداوند رُسُلش را می ‌فرستد. قرآن می‌ گويد ملائکه می ‌آيند و می‌گويند ما نوکر شما هستیم: «إِنَّ الَّذينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتي‏ كُنْتُمْ تُوعَدُونَ ، نَحْنُ أَوْلِياؤُكُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ»[2] کسانی که جداً می ‌گويند الله؛ يعنی رابطه با خدايشان محکم است و اهميّت به واجبات می ‌دهند و با لذّت اهميّت به مستحبّات می ‌دهند و اجتناب از گناه دارند، قرآن می ‌گويد ملائکه بر اينها نازل می ‌شوند و به اينها دلداری می ‌دهند که‌ از آينده نترسید و از گذشته غم و غصّه نداشته باشید؛ ما در دنيا و آخرت کمک کار شما هستيم. فقط در آخرت نیست که دست شما را می‌ گيريم و فقط در آخرت نیست که به اذن اميرالمؤمنين شما را پای حوض کوثر می ‌بريم، بلکه در دنيا نيز به شما کمک می‌ کنيم. جوان ‌ها! بياييد و تجربه کنيد. جداً اهميّت به همۀ واجبات دهيد. برسد به آنجا که وقتی موقع نماز شد، دگرگونی در شما پيدا شود. قرآن می ‌گويد بايد چنين باشد که وقت نماز در خيابان ‌ها ترافیک نباشد. خيابان ‌ها و بازارها صددرصد خلوت بوده و مسجد پر از جمعیت باشد. * توبه، لطف خدا به بنده يکی از الطاف خدا توبه است: «قُلْ يَا عِبَادِی الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لاَ تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ»‌[3] بگو: اى بندگان من كه بر خويشتن زياده ‏روى روا داشته ‏ايد، از رحمت خدا نوميد مشويد. در حقيقت، خدا همه گناهان را مى ‏آمرزد، كه او خود آمرزنده مهربان است. خداوند به گنهکار و به آنکه روسياه و دل سياه است، خطاب می ‌کند: ای بندۀ گنهکارم که خيلی گناه کرده ‌اي! مأيوس نشو و جداً‌ توبه کن. کسی از رحمت خدا نااميد نمی ‌شود و گناه هرچه بزرگ و فراوان باشد، اگر توبه کند، خدا حتماً می ‌آمرزد. اين راهی است که خدا جلوی پای ما گذاشته است. به ‌راستی صد بار هم اگر توبه شکستید، بازآیید و در راه باشید. خداوند وعده داده، دست انسان را بگيرد. خدا به ملائکه وعده داده که به ما کمک کند. قرآن می ‌فرمايد: «لَهُ‏ مُعَقِّباتٌ‏ مِنْ‏ بَيْنِ‏ يَدَيْهِ‏ وَ مِنْ‏ خَلْفِهِ‏ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ»[4] براى او فرشتگانى است كه پى در پى او را به فرمان خدا از پيش رو و از پشت سرش پاسدارى مى ‏كنند. یک دسته از ملائکه مواظب ما هستند. معنای اين آيه اين است که اگر حرفشان را بشنوي، ‌آنها محيط هستند و شيطان فرار می ‌کند. شيطان با کسی است که حرف شيطان را بشنود و الاّ قرآن می ‌فرمايد شيطان حق ندارد کسی که خدا را دارد، وسوسه کند. شيطان وقتی راندۀ درگاه خدا شد، به خدا قسم خورد و گفت خدايا من همه را گمراه می ‌کنم، اما با مخلصين هيچ کاری نمی ‌توانم بکنم و مخلصين از دست من رها شدند و در صورت من زدند و من از آنها مأيوسم. بنابراین يک دسته ملائکه منتظر اين انسان هستند و کمک کار او هستند. می ‌رسد به اينجا که اين ملائکه با او حرف می ‌زنند و می‌ گويند: «نَحْنُ أَوْلِياؤُكُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ» به او می ‌گويند هم در دنيا و هم در آخرت به تو کمک می ‌کنيم. رابطۀ با خدا آدم را به اينجا می‌ رساند. * عالمی که به خاطر ترک یک نماز شب گریه می کرد! حاج ميرزا علی آقای شيرازی يکی از علمای بزرگ اصفهان بود. مرحوم شهيد آيت الله مطهری عاشق او بود و ايام تعطيلی برای درس نهج ‌البلاغۀ محضر اين آقا می‌ آمد. ايشان به قم آمده بود و يک شب نماز شبش تعطيل شده بود و علت آن هم مهمانانی بود که به دیدنش آمده بودند و موجب شد، ایشان در وقت مشخص نخوابد، لذا در خواب ماند و از خواندن نماز شب محرو شد. فردای آن روز به خاطر قضا شدن نماز شبش مثل باران گريه می‌ کرد، معلوم است که چنین شخصی به جاهايی می‌ رسد و راه را پيدا کرده و می‌ تواند در اين راه برسد به جايی که به جز خدا نداند. پاورقی: [1]. [2]. العنكبوت‏، 69. [2]. فصلت‏، 30 و 31. در حقيقت، كسانى كه گفتند: پروردگار ما خداست سپس ايستادگى كردند، فرشتگان بر آنان فرود مى ‏آيند [و مى‏ گويند:] هان، بيم مداريد و غمين مباشيد، و به بهشتى كه وعده يافته بوديد شاد باشيد، در زندگى دنيا و در آخرت دوستانتان ماييم. [3]. الزمر، 53. [4]. الرعد، 11.منبع:خبرگزاری حوزه ]]> آیت الله مظاهری Wed, 28 Sep 2016 10:48:02 GMT http://tabeshekosar.ir/vdcdfo0s.yt09z6a22y.html چگونه والدین در گناه فرزندان شریک می شوند/ آثار اخروی احترام به همسر http://tabeshekosar.ir/vdca0mne.49nwi15kk4.html به گزارش تابش کوثر  آیت الله العظمی مظاهری در تفسیر آیۀ 12 سورۀ یس در خصوص تجسم اعمال و آثار آن بیان داشتند: اگر كسي مركز فحشايي ساخت و مردم در آنجا رفتند و مرتكب گناه شدند. علاوه بر اينكه براي صاحبش يك طبقه ‌اي جهنم درست مي ‌شود، تابوتي، سلولي و خانه ‌اي از جهنم ساخته مي ‌شود. به همان اندازه گناهي كه در نامه عمل شركت ‌كنندگان در اين مركز فحشاء مي ‌نويسند، در نامة عمل سازندة اين مركز فحشاء نيز نوشته مي ‌شود.    * تجسّم اعمال خداوند متعال در آیه 12 سوره یس می فرماید: «إِنَّا نَحْنُ نُحْيِ الْمَوْتى‏ وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ وَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ أَحْصَيْناهُ في‏ إِمامٍ مُبينٍ» به ‏يقين ما مردگان را زنده مى ‏كنيم وآنچه را از پيش فرستاده ‏اند و آنچه را از خود باقى گذاشته ‏اند؛ و همه چيز را در كتاب روشنگرى احصا كرده ‏ايم. عالم آخرت، باطن دنياست. اين دنيا ظاهر و آن دنيا باطن، اين دنيا عرض و آن دنيا حقيقت است. اعمال ما، در آن دنيا به تناسب كارهاي ما در اين دنيا، مجسم مي ‌شود. گاهي مار و گرز آتشين مي ‌شود و گاهي درخت و سبزه و گل و نهرهاي آب و قصرهاي با شكوه مي‌ گردد. اين آيه به همين موضوع اشاره مي‌كند كه «نَكْتُبُ ما قَدَّموا» آنچه از پيش فرستاده ‌اند ضبط مي ‌كنيم. معمولاً اگر براي كسي پرونده ‌اي تشكيل دهند، آنچه در پرونده مي ‌آيد كيفر است، خود عمل در پرونده نمي ‌آيد، اما در آخرت پرونده اين طور نيست. در آنجا پرونده، خود عمل است. يك معناي نامه عمل «ميزان»‌ «صراط مستقيم» و «پل صراط» است. اينها همان اعمال ما و اين اعمال در آنجا كتاب ماست. «هُنالِكَ تَبْلُوا كُلُّ نَفْسٍ ما أَسْلَفَتْ وَ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُون‏»[1] در آن جا، هر كس عملى را كه قبلاً انجام داده است، مى ‏آزمايد. و همگى به سوى خداوند يگانه كه مولا و سرپرست حقيقى آنهاست بازگردانده مى ‏شوند؛ و چيزهايى را كه به دروغ همتاى خدا قرار داده بودند، از نظرشان گم و نابود مى ‏شوند. انسان ممكن است اينجا آنچه در دل دارد مخفي كند اما در آنجا چشم ها حقيقت بين است: «لَقَدْ كُنْتَ في‏ غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَديدٌ»[2] به او خطاب مى ‏شود تو از اين صحنه غافل بودى و ما پرده را از چشم تو كنار زديم، و امروز چشمت تيزبين است. چشم ها حقيقت بين و درون ‌نگر است. اعمال و كرداري كه روي نفس ما اثر گذاشته، ظاهر مي ‌شود «تَبْلُوا كُلُّ نَفْسٍ ما أَسْلَفَتْ» اين معني فشردة «ما قَدَّمُوا» است. *معنای آثار هم اما معني «وَ آثارَهُمْ» اين است كه آثار اعمال هم ضبط مي ‌شود. مثل كار خيري كه انجام گرفته و تصوير آن باقي مانده است. مثلاً حسينيه ‌اي ساخته كه به آن باقيات الصالحات مي ‌گويند. حسينيه، خودش يك پاداش دارد، به تناسب در بهشت قصري مي ‌شود و به همان تناسب در روز قيامت ظاهر مي‌گردد. خود حسينيه هم يك آثاري دارد: مثلاً جلسه ‌اي در حسينيه است. اگر اين جلسه مورد رضايت و لطف خداوند و حضرت بقية ‌الله «عج» قرار بگيرد، يعني يك نفر در آنجا براي شما حديث و روايت بگويد و شما هم براي خدا و قرآن آنجا برويد تا چيزي از اسلام بفهميد خيلي ثواب دارد. ثواب را به شما مي ‌دهند، اما به اندازه ‌اي كه به شما ثواب مي‌ دهند به آن كسي هم كه حسينيه را ساخته است، ثواب مي ‌دهند «فَلَهُ اَجْرُها وَ اَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِها» اجر حسينيه را دارد، اجر آثار حسينيه را هم دارد يعني همان. «نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ». قَوْلِ النَّبِيِّ (ص) «مَنْ سَنَّ سُنَّةً حَسَنَةً كَانَ لَهُ أَجْرُهَا وَ أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ» و در ادامه حضرت می فرمایند: «وَ مَنْ سَنَّ سُنَّةً سَيِّئَةً كَانَ عَلَيْهِ وِزْرُهَا وَ وِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَة» [3] اگر كسي به جاي حسينيه، مركز فحشايي ساخت و مردم در آنجا رفتند و مرتكب گناه شدند. علاوه بر اين كه براي صاحبش يك طبقه ‌اي جهنم درست مي ‌شود، تابوتي، سلولي و خانه ‌اي از جهنم ساخته مي ‌شود. به همان اندازه گناهي كه در نامه عمل شركت ‌كنندگان در اين مركز فحشاء مي ‌نويسند، در نامة عمل سازندة اين مركز فحشاء نيز نوشته مي ‌شود. اين را «وَ آثارَهُمْ» مي ‌گويند. يعني علاوه بر اينكه اعمال را ضبط مي ‌كنيم، آثارش را هم ضبط مي ‌كنيم و اين تنها مربوط به مثل حسينيه و مسجد نيست. مثلاً اگر پدر و مادري زحمت كشيده، خون جگر خورده و بچه ‌اي را تربيت اسلامي كرده ‌اند. مادر زحمت كشيده، 9 ماه بچه را در شكمش پرورانده و وقتي كه بچه به دنيا آمده او را شير داده، او را تربيت اسلامي كرده، يك دختر شوهرداري تحويل جامعه داده، اين دختر وقتي كه در خانه خويش شوهرداري مي ‌كند ثواب ها دارد، مثل اين است كه در خط مقدم جبهه بجنگد. *اجر و پاداش والدینی که فرزند صالح تربیت کنند در روايت داريم كه اگر اين دختر سفره را پهن كرد يا ظرفي براي رضايت خدا شست تا اين كه شوهرش در رفاه باشد و امور زندگي را اداره كند، ثوابش اين است كه در خط مقدم جبهه جهاد كند[4]. خوب به اندازه ثواب اين دختر، مادر او را هم ثواب مي ‌دهند. چون مادرش او را چنين تربيت كرده است. پدر زحمت كشيده و فرزندش را تربيت اسلامي كرده و يك جوان مسلمان تحويل اجتماع داده، نمازخوان، خدمتگزار، جبهه‌رو و ... اين جوان وقتي كه در خط مقدم جبهه مي ‌جنگد خيلي ثواب دارد، به همين اندازه ثواب هم به پدر مي ‌دهند، به مادر هم مي ‌دهند. وقتي فرزند نماز مي ‌خواند به او ثواب مي‌ دهند و به همين اندازه ثواب به پدر و مادرش هم مي ‌دهند. به عكس اگر مادري در مقابل شوهر، زبان دراز، بي‌ حيا و تنبل بود، خوب خانه ‌داري نكرد، آن طور كه مي ‌بايست شوهرداري نكرد، بچه‌ داري نكرد و يك دختر زبان دراز تحويل جامعه داد، وقتي كه دختر به خانة شوهر رفت و در مقابل شوهر زبان درازي كرد. گناه بسيار بزرگي به حسابش مي ‌نويسند و به همان اندازه هم به حساب آن مادر مي ‌نويسند كه او را بد تربيت كرده است. حرفي كه اينجا هست اين است كه اگر مادر در تربيت اين دختر كوتاهي كرده و شوهرداري را يادش نداده باشد، یا عمل خودش در مقابل شوهر، زبان درازي بوده و اين دختر از مادر ياد گرفته، خودش خانه ‌دار نبوده، اين دختر هم حالا خانه ‌دار نيست، اين دختر گناه مي ‌كند و به جهنم مي ‌رود و به همان اندازه گناه هم به مادرش مي ‌دهند، و لو اينكه مادرش حالا زن خوبي باشد. قرآن مي ‌فرمايد: «فَاعْبُدُوا ما شِئْتُمْ مِنْ دُونِهِ قُلْ اِنَّ الخاسِرينَ الّذينَ خَسِروا اَنْفُسَهُمْ و اَهْليهِمْ يَوْمَ القِيامَةَ اَلا ذلِكَ هُوَ الخُسْرانُ المُبينُ»[5] پس شما هر چه را جز او مى‏ خواهيد بپرستيد كه زيانكاريد. بگو: «زيانكاران واقعى كسانى هستند كه سرمايه وجود خويش و بستگانشان را در روز قيامت از دست داده ‏اند. آگاه باشيد زيان آشكار همين است.» *ورشکسته خیلی آشکار در آخرت ورشكستة خيلي آشكار كسي است كه به خاطر اولاد بايد به جهنم برود و آن كسي است كه در تربيت اولاد كوتاهي كرده و وضعش طوري بوده كه فرزند، لاابالي شده است. يك پدر روزه‌ خوار كه با بي ‌حيائي در منزل و در مقابل بچه ‌هايش روزه مي ‌خورد و نماز نمي ‌خواند، بچه ‌‌اش روزه‌ گير و نمازخوان نمي ‌شود. بسيار خوب كسي كه نماز نمي‌ خواند و روزه نمي ‌گيرد و گناهش خيلي بزرگ است، در سر حد كفر است و گناه آن در نامه اعمالش نوشته مي ‌شود، علاوه بر آن اگر پسر هم به تقليد از پدر يا به خاطر تربيت ناصحيح او، نماز نخواند، هم به حساب او گناه مي ‌نويسند و هم به حساب پدر؛ و آن وقت گناه روي  گناه قرار می گیرد. «وَ كُلَّ شَيْيٍ اَحْصَيْناهُ في اِمامٍ مُبينِ» ما در لوح محفوظ خدا (يا قلب امام خليفة ‌الله) آشكارا همه را به شماره آورده ‌ايم در اينجا مي‌ خواهد بگويد علاوه بر اين كه انسان يك نامه عمل دارد و همه اعمال او در آن ضبط مي ‌شود، يك لوح محفوظي هم هست كه همه چيز در آن ثبت شده است. پاورقی: [1]ـ سوره يونس، آيه 30. [2]ـ سوره ق، آيه 22. [3]ـ الفصول المختارة، (شیخ مفید) ص: 136 [4]ـ عَنِ النَبي جِهادُ الْمَرْأةِ حُسْنُ التَّبَعُلِ بحارالانوار علامة مجلسي ج18، ص107، نقل از قصص الانبياء. و اين روايت از حضرت اميرالمؤمنين(ع) هم رسيده است. در بحارالانوار ج10، ص99، نقل از خصال صدوق (ره). [5]ـ سوره زمر، آيه 15. منبع: خبرگزاری حوزه از کتاب «معارف اسلام در سوره يس» آیت الله العظمی مظاهری ]]> آیت الله مظاهری Tue, 05 Apr 2016 08:55:15 GMT http://tabeshekosar.ir/vdca0mne.49nwi15kk4.html سه پیامد ویرانگر ربا برای اقتصاد http://tabeshekosar.ir/vdchivnx.23nvxdftt2.html تابش کوثر -  پیامدهای سه گانه ربا برای اقتصاد جامعه» را به قلم آیت الله العظمی مظاهری ارائه می دهد.  رباى تصاعدى، فقر فردى را به دنبال دارد؛ رباى تصاعدى كه كار فعلى بانك هاى استعمارى است، يك ميليون تومان را در ظرف چند سال به ميليون ها تومان مى ‏رساند، حتّى گفته شده كه يك تومان با سود 20% در ظرف ده سال بيش از 40 تومان مى ‏شود! آيا ظلمى بالاتر از اين هست؟  شايد به همين جهت باشد كه قرآن كريم ظلم را حكمتِ حرمتِ ربا معرفى كرده است: «فَلَكُمْ رُؤُسُ أَمْوالِكُمْ لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُونَ».  در مورد استثمار جامعه نيز كافى است كه نمونه اى به نقل روزنامه‏ اطلاعات از كتاب «اسلام و رباخوارى» ذكر گردد:  «... خوانندگان عزيز اگر عطف توجّهى بگذشتۀ مملكت ما بفرمائيد ملاحظه خواهيد نمود كه در قبال اخذ وام از خارج چه مصيبت ها بر سر اين كشور آمده است، يك روز عايدات گمرك ما به گرو قرضه رفته و روز ديگر در ازاى قرضه از ما امتيازات سياسى و اقتصادى و نظامى گرفته ‏اند، و اخيراً هم متأسفانه عايدات نفتمان را به گرو برمى ‏داشتند»[1]  مؤلف اين كتاب زير عنوان «صهيونيسم عامل شيوع ربا در اورپا» مى ‏نويسد:  «مسألۀ ربا در اروپا به وسيلۀ يهودي ها و عمال صهيونيسم بين المللى شايع شد، آنها خواستند بدين ‏وسيله اقتصاد كشورها را در دست بگيرند تا در واقع بر همه حكومت كنند، البته اين موضوع نخست در اروپا شيوع يافت ولى سپس در آمريكا و آسيا و آفريقا نيز با طُرق ديگرى عملى شد، و در هر موردى بهره ‏بردارى خاصى شد، مثلاً در اروپا و امريكا بدين وسيله سياست هاى داخلى و خارجى تحت نفوذ و سيطرۀ كامل سهام داران بانك ها، تراست ها، كارتل ها و شركت هاى نفتى قرار گرفت، و در آسيا و آفريقا همين وام ها و قرض ها مقدمۀ استعمار و استثمار ملّت ها گرديد، نخست كمك بلا عوض دادند سپس قرض و وام هاى طويل المدة پرداختند و هنگامي كه طرف معامله عاجز از پرداخت سود و اقساط لازم در موقع معين گرديد، دوران استعمار و حكومت رسمى يا غير رسمى بر كشورها و ملّت ها شروع گرديد»[2]  * ربا موجب بيكارى می شود  ‏ربا موجب بيكارى و مُفت خوارى و سرباز زدن از كوشش و فعاليت است، زيرا رباخوار فقط منتظر رسيدن وقت سررسيدها و دريافت سود است، و بدون آن كه كارى انجام دهد يا فعاليت و كوششى بكند و يا ضررى متحمل شود استفاده مى ‏برد.  بى ‏ترديد بدون كار و كوشش و به بطالت گذراندن عمر، فسادها برمى ‏انگيزد، و به فرمودۀ امير مؤمنان على عليه السلام:           إنّ الشباب و الفراغ و الجدة             مفسدة للمرء أيّ مفسدة‏ [3]  جوانی و بيكارى و پولدارى براى مرد بسيار مفسده ‏زا است.  آموزه های دین اسلام نیز بیان داشته اند که: مبغوض ترين افراد در اسلام كسانى هستند كه عمر را به بطالت مى ‏گذرانند.  در روايات بسيارى چنين آمده است: «إِنَّمَا حَرَّمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الرِّبَا كَيْلَا يَمْتَنِعُوا مِنْ صَنَائِعِ الْمَعْرُوفِ»[4] خداى متعال بدان جهت ربا را حرام فرموده كه مردم از كارهاى خير سرباز نزنند.  و در روايات بسيار ديگر: «فَحَرَّمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى الْعِبَادِ الرِّبَا لِعِلَّةِ فَسَادِ الْأَمْوَالِ»[5] خداى متعال ربا را حرام كرد زيرا رباخوارى به تباهى اموال مردم مى ‏انجامد.  و نيز: «إِنَّهُ لَوْ كَانَ الرِّبَا حَلَالًا لَتَرَكَ النَّاسُ التِّجَارَاتِ وَ مَا يَحْتَاجُونَ إِلَيْهِ فَحَرَّمَ اللَّهُ الرِّبَا لِتَنْفِرَ النَّاسُ مِنَ الْحَرَامِ إِلَى الْحَلَالِ وَ إِلَى التِّجَارَاتِ مِنَ الْبَيْعِ وَ الشِّرَاءِ فَيَبْقَى ذَلِكَ بَيْنَهُمْ فِي الْقَرْضِ»[6]  اگر ربا حلال مى ‏بود مردم تجارت و آن چه از كارها و معاملات كه نيازمند آنند رها مى ‏كردند، پس خداى متعال ربا را حرام كرد تا مردم از حرام دورى كرده و به حلال و تجارت ها و معاملات رغبت نمايند- و اگر ربا حلال بود جز قرض ربوى در ميان آنان چيزى باقى نمى ‏ماند.  * زيان هاى اقتصادى‏  1- همچنان كه در روايت فوق الذكر بيان شده، ربا موجب آن است كه رباخوار از كارهاى توليدى و توزيعى دست كشيده و از كوشش و فعاليت در اين كارها سر باز زند و يا لااقل نسبت به چنين كارهايى كه براى جامعه ضرورى است كم تفاوت يا بى ‏تفاوت شود؛ و آشكار است اگر كارهاى توليدى نظير زراعت، دامدارى، صنعت، و كارهاى توزيعى مثل كسب و تجارت در جامعه ‏اى بى ‏رونق شود، اقتصاد آن جامعه لطمه خورده و به سوى نابودى سوق مى ‏يابد، و زمينه اى مناسب براى استعمار و استثمار به وجود مى ‏آيد؛ نمونۀ روشن چنين پیامد سوئى را در رژيم منفور سابق در ايران ديديم كه با اسم هاى فريبنده، كشاورزى، دامدارى و صنعت را يا نابود ساختند يا به نابودى نزديك كردند تا بازار پررونقى براى مصرف كالاهاى استثمارگران اجنبى فراهم شود و كشور اسلامى ما در همه چيز حتى در نيازمندي هاى ضرورى و اوّليه به آنان محتاج باشد.  2- از پیامدهاى سوء ربا يكى تمركز ثروت است؛ تمركز ثروت به اين معنا كه پول در انحصار برخى افراد جامعه باشد، اقتصاد جامعه را فلج مى ‏كند؛ زيرا رابطۀ ميان توليد و مصرف‏، و عرضه و تقاضا اقتضا دارد كه توليد بيش از مصرف و مصرف بيش از توليد نباشد زيرا توليد بيش از مصرف، موجب تورّم است، و مصرف بيش از توليد، موجب ترقّى نرخ هاست و تعادل ميان توليد و مصرف به جريان پول در ميان همۀ افراد جامعه بستگى كامل دارد، و هنگامي كه پول در انحصار برخى از افراد قرار گيرد ناچار توازن و تعادل از بين مى ‏رود، و لازمۀ آن تورّم است؛ و تورّم مفاسد و پیامدهایی نظير: ورشكستگي ها، كم‏ كاري ها، بى‏كاري ها و استثمارها را در برخواهد داشت‏  تمركز ثروت موجب شكاف طبقاتى است كه سرآغاز مفاسدى چون عقده‏ ها و عياشي ها است و سرانجام به سيستم سوسياليسم منجر مى ‏شود كه خود مصيبت ‏ها به همراه داشته و دارد.  و چون دريافتيم كه ربا موجب تمركز ثروت و شكاف طبقاتى است؛ مى ‏توان گفت؛ بانك ها به دست صهيونيسم بين الملل به وجود آمد تا شكاف طبقاتى را ايجاد کرده و بتواند بر سرنوشت ملّت ها سلطه يابد چنانكه همين طور هم شد.  3- اسلام ربا را موجب نابودى مال، و انفاق و قرض الحسنه را موجب افزايش اموال مى ‏داند:  «يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبا وَ يُرْبِي الصَّدَقاتِ»[7] (خداوند ربا را نابود مى ‏سازد و به صدقه افزايش و بركت مى ‏دهد.  «مَنْ ذَا الَّذي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً كَثيرَةً وَ اللَّهُ يَقْبِضُ وَ يَبْصُطُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ»[8]  چه كسى به خدا قرض الحسنه مى ‏دهد تا خدا آن را چندين برابر براى او افزايش دهد، و خداست كه روزى را تنگى و گشايش مى ‏دهد و به سوى او بازگشت مى‏ كنيد.  اختصاص اين ‏گونه آيات به آخرت وجهى ندارد زيرا:  الف: ‏با جملۀ:‏ «يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبا» سازگار نيست چرا كه در آخرت ربا نابود نمى ‏شود و ربا در اين دنيا، موجب آتشِ در آخرت است كه شكم رباخوار را از آن پر مى ‏كنند، چنانكه در روايات نيز به همين مطلب اشاره شده است.  ب: ‏با جملۀ: «يَقْبِضُ وَ يَبْصُطُ» سازگار نيست زيرا قبض به معناى گرفتن است و در آخرت قبضى در كار نيست، و در دنياست‏ كه آنچه رباخوار گرفته، از او گرفته مى ‏شود.  ج: ‏با جملۀ:‏ «وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ» سازگار نيست، زيرا ذكر اين جمله بعد از «يَقْبِضُ وَ يَبْصُطُ» دليل آن است كه پاداش در آخرت غير از پاداش دنيوى است.  بهر حال ما وجهى براى آنكه اين ‏گونه آيات را فقط راجع به آخرت بدانيم، نمى ‏بينيم، و اتفاقاً به تجربه ثابت شده كه افراد نيكوكار غالباً در همين دنيا نيز نسلاً بعد نسل سعادتمندند، و افراد متجاوز و مخصوصاً رباخواران نسلاً بعد نسل شقى و بدبخت و گرفتارند.  رباخوار اگر خودش هم فقير و گرفتار نشود، نمى ‏تواند با اموالش ديگران را بهروزى و سعادت بخشد؛ شاهد بر فرمايش قرآن، مسائلى است كه در دنياى امروز مى ‏بينيم؛ رباخوارى در عصر حاضر در جهان شايع است و اسباب نابودى اموال نيز براى آنان شيوع بيشترى دارد، يك مجلس شب ‏نشينى، يك جلسه قمار، يك جلسه عياشى براى نابودى اموال برخى كافى است ... آيا همين معناى‏ « يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبا» و «يُرْبِي الصَّدَقاتِ» نيست؟!.  پاورقی:  [1]. كتاب اسلام و رباخوارى  [2]. كتاب اسلام و رباخوارى  [3]. ديوان منسوب به امير مؤمنان على عليه السلام  [4]. من لا يحضره الفقيه، ج‏3، ص: 566  [5]. همان.  [6]. وسائل الشيعة، ج‏18، ص: 120  [7]. سوره‏ بقره آيه‏ 276  [8]. سوره‏ بقره آيه 245.  منبع: کتاب «مقايسه ‏اى بين سيستم ‏هاى اقتصادى»، آیت الله العظمی مظاهریخبرگزاری حوزه ]]> آیت الله مظاهری Mon, 14 Mar 2016 08:37:28 GMT http://tabeshekosar.ir/vdchivnx.23nvxdftt2.html پیام تسلیت آیت الله مظاهری در پی در گذشت آیت الله واعظ طبسی http://tabeshekosar.ir/vdca0anu.49nom15kk4.html به گزارش تابش کوثر به نقل از خبرگزاری «حوزه» ، متن کامل پیام تسلیت حضرت آیت الله مظاهری بدین شرح است:  بسم الله الرّحمن الرّحیم  انّا لله و انّا الیه راجعون  مصیبت ارتحال اسفناک عالم مجاهد و شخصیّت تابناک اسلام و انقلاب مرحوم آیت‌الله آقای واعظ طبسی«قدّس‌سرّه‌الشّریف»، موجب تأسف و تأثر بسیار گردید.  این عالم بزرگوار، بی‌شک یکی از استوانه‌های متین نظام مقدّس جمهوری اسلامی بودند و اکنون ضایعۀ فقدان ایشان، حقّاً جبران ناپذیر است.  کارنامۀ درخشان عمر پربرکت این عالم وارسته که از دوران جوانی و با پیشقدمی در مبارزات علیه رژیم ستمشاهی و همراهی با نهضت امام راحل عظیم‌الشّأن«رضوان‌الله‌علیه» در مشهد مقدس آغاز گردید و در روزهای آغازین پیروزی انقلاب اسلامی با حکم آن امام عزیز در منصب والا و پرافتخار خدمت و تولیّت آستان قدس رضوی«صلوات‌الله‌وسلامه‌علیه»، ادامه یافت و خدمات عظیم و پرشمار و بی‌سابقۀ دینی، علمی، فرهنگی و رفاهی که به آن آستان مقدّس و مطهّر به‌وسیلۀ فکر و عزم و همّت و تلاش و مدیریتِ تحسین‌برانگیز این خادم حقیقی و بااخلاص حضرت ثامن‌الحجج«سلام‌الله‌علیه» تقدیم گردید، و مجاهدت و سعی مشکوری که به‌منظور اداره و اعتلاء و رشد حوزۀ علمیّۀ مقدّسۀ خراسان در طی سال‌های متمادی از این عالم پرهیزکار بروز یافت و همچنین تفکّر روشن بینانه و اهتمام والای ایشان در تأسیس مجامع و مراکز بزرگ علمی و تحقیقاتی حوزوی و دانشگاهی از جمله دانشگاه علوم اسلامی رضوی«سلام‌الله‌علیه» که از ابتکارات ماندگار این عالمِ روشن‌نگر است، و خدمات برجستۀ دیگر در مجلس خبرگان رهبری و مجمع تشخیص مصلحت نظام، در کنار صفا و وفا و روحیۀ معنوی و خلوص و صداقت و فضیلت‌مداری این عالم مهذّب و متخلّق، همه و همه، باقیات صالحاتی است که اینک به لطف عمیم پروردگار مهربان و در ملأ اعلی، اجر و پاداش الهی را برای ایشان به ارمغان آورده است. «طوبی له و حسن مأب».  اینجانب با اظهار اندوه و دریغ فراوان، رحلت این صدیق دیرین و باوفا و این شخصیّت عالیقدر را به حوزۀ علمیّۀ مشهد مقدّس و به مقام معظّم رهبری و به خاندان داغدار ایشان خصوصاً به بیت مکرّم و فرزندان محترمشان و به سایر ارادتمندان و شاگردان ایشان، صمیمانه تسلیت عرض می‌کنم و از پیشگاه قدس خداوند سبحان، علوّ درجات آن خادم صادق و مخلصِ حضرت ثامن‌الائمة‌ النّجباء «علیه‌آلاف التّحیّة‌والثّناء» را مسألت کرده و عنایات خاصّه و مراحم ویژۀ آن امام رئوف را در ملکوت اعلی برای ایشان خواستارم و نیز صبر و اجر و سعادت خاندان مصاب را آرزو می‌کنم. والسّلام علیه و علیهم و رحمة‌الله و برکاته.  حسین‌المظاهری ]]> آیت الله مظاهری Sat, 05 Mar 2016 09:52:08 GMT http://tabeshekosar.ir/vdca0anu.49nom15kk4.html ۵ ویژگی برجسته و مهم آیت الله بهبهانی(ره) http://tabeshekosar.ir/vdcfmcd0.w6devagiiw.html به گزارش تابش کوثر ، حضرت آیت الله مظاهری، در پیامی به همايش بزرگداشت مرحوم حضرت آیت الله حاج میرسید علی موسوی بهبهانی، با برشمردن 5 ویژگی بارز آن عالم فقید، تصریح کردند: ایشان عالمی متبحّر، جامع معقول و منقول و تربیت شدۀ علمی و عملی بزرگان همچون حضرات آیات‌الله العظام آخوند، صاحب کفایه و سید صاحب عروه است.  متن پیام این مرجع تقلید در ادامه می آید:  بسم‌الله الرّحمن الرّحيم  قال‌الله تعالی: يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ‏ دَرَجاتٍ.  برگزاری همایش بزرگداشت فقیه متضلّع و مرجع عالیقدر مرحوم حضرت آیت الله العظمی آقای حاج میرسید علی موسوی بهبهانی«قدّس‌سرّه‌الشریف»که در چهلمین سال ارتحال آن عالمِ جامعِ عامل، و در حوزه علمیه اصفهان برپا می‌گردد، اقدامی به حقّ، شایسته و بمنزلۀ یادکردی سپاسگزارانه از خدمات والای آن فقیه فقید به این حوزۀ مبارکه در دهۀ آخر عمر پر برکت ایشان است.  مرحوم آیت الله العظمی بهبهانی«رضوان‌الله‌علیه» اگرچه عالمی متبحّر و جامع معقول و منقول و تربیت شدۀ علمی و عملی بزرگان عالی مقداری همچون حضرات آیات‌الله العظام جناب آخوند صاحب کفایه و جناب سید صاحب عروه «قدس‌سرّهما» است و خود نیز محقّقی خبیر و دانشمندی کم نظیر و عالمی طراز اوّل به شمار می‌آید و نبوغ ویژه و فکر نقّاد و ذهن وقّاد ایشان، باعث احاطۀ علمی و قدرت حفظ و بیان و استحضار به معارف الهی و جامعیّت در علوم از تفسیر و فقه و اصول گرفته تا فلسفه و کلام و عقاید و تا لغت و ادب و علوم بلاغی گشته بود، امّا با این همه در زندگی سراسر خیر و برکت این فقیه پارسا پنج نکتۀ نورانی و درس‌آموز می‌درخشد که شایان توجه و اقتداء است:  نخست: آن که بخش‌های اعظم عمر شریف این عالم عامل در هجرت برای تعلیم علوم الهی و تربیت فضلاء و روحانیون گذشته است و در غیر از شهر بهبهان که مسقط الرأس ایشان بوده، از رامهرمز و اهواز گرفته تا بروجرد و اصفهان و حتی نجف اشرف و کربلای معلّی، خیل کثیری از روحانیت از محضر پرفیض ایشان مستفید و مستفیض گشته‌اند و به مصداق«طبیب دوّار بطبّه» در هرکجا که دست نیازی به سوی آن بزرگوار دراز شده است، آن را اجابت کرده و اگرچه همین دور بودن از مرکزیّت حوزه علمیه، باعث گشت تا قدر واقعی ایشان مجهول بماند، امّا گویی پدیدۀ مقّدس هجرت، جزئی از زندگانی پربار و برکت این عالم مهاجر الی‌الله گشته بود و به شیوۀ پیامبران خدا با ندای: «انّی مهاجر‌ُ الی ربّی انّه هو العزیر الحکیم» به ایفای مسئولیت خطیر تبلیغ رسالات الهی و صیانت از دین و معارف دینی می‌پرداخت و البته خداوند سبحان نیز الطاف خاصّۀ خود را بر ایشان نازل کرده بوده «وآتیناه اًجرهُ فی الدنیا و انه فی الاخرة لَمِن الصالحین».  دوّم: مقام معنوی و صفای باطن و تزکیۀ روح و خالی بودن از هوای نفس و آراستگی به فضایل الهی و انسانی نظیر تواضع و صبر از جملۀ ویژگی‌های بارزِ این عالم عامل بوده و ایشان در این جهت مشارٌ بالبنان بودند و این مرتبت، همان چیزی است که نیاز اصلی امروز و همیشۀ ما در حوزه‌های علمیه و مایۀ اعتماد و تکیه اجتماع مردم به روحانیت و عامل تزکیه و سازندگی روحی مخاطبان ماست.  همین مرتبت شایستۀ معنوی در کنار مقام والای علمی باعث شده بود تا آیت الله العظمی بهبهانی از جایگاه و حرمت ویژه‌ای در میان همۀ مراجع عظام وقت و علمای اعلام بلاد برخوردار باشند، چنان‌که به عنوان نمونه، استاد عظیم‌الشأن، حضرت امام راحل«قدس‌سرّه‌الشریف‌» نیز احترام فوق‌العاده‌ای برای ایشان قائل بوده و با عنوان تکریم آمیز سیدالعلماء از این فقیه عالی مقدار نام می‌بردند.  سوّم: روحیۀ مردمی و اجتماعی این مرجع بزرگوار و برکنار نبودن از اجتماع و توجه ایشان به نیازهای طبقات گوناگون مردم، سبب پدید آمدن آثار پرخیر و برکتی گردید که از جملۀ این آثار، تأسیس مساجد و حسینیه‌ها و کتابخانه و درمانگاه و مسکن برای طبقات ضعیف و آسیب دیده در شهرهای مختلف خصوصاً در منطقۀ خوزستان و نیز در اصفهان است و از اهمّ این خدمات در بُعد حوزوی هم تأسیس مدارس علمیه متعدد است که تا به امروز منشأ و جایگاه تربیت فضلاء و روحانیون در استان خوزستان بوده و ان‌شاء‌الله برکات آن روز افزون خواهد بود.  چهارم: مراتب ارادت خاصۀ این عالم بزرگوار به آستان رفیع ولایت و امامت و دلدادگی ایشان به ساحت قدس حضرات اهل‌بیت عصمت و طهارت«علیهم صلوات الله»، نیز کم نظیر بوده است.  در این جهت، کتاب شریف و ارزشمند «مصباح الهدایه فی اثبات الولایه» که از بهترین کتب دربارۀ امامت و اثبات ولایت ائمه اطهار «علیهم السلام» از طریق آیات بیّنات قرآن کریم و اخبار و روایات شریف عترت طاهره است و از زمرۀ برترین کتاب‌های اربعین حدیث می‌باشد، گواه صادقِ شیفتگی عالمانه و آگاهانه ایشان به محضر آل الله است و چنان‌که از خاتمۀ این کتاب پر ارج معلوم می‌شود، تألیف آن در کربلای معلی و در جوار عتبۀ مقدسه حضرت سید الشهداء«ارواحناه فداه» پایان یافته است و به حق باید آن را از عنایات آن امام همام به مرحوم آیت الله العظمی بهبهانی«قدس‌سرّه» به شمار آورد.  پنجم: همراهی و حمایت این فقیه والاقدر از نهضت شکوهمند امام راحل عظیم الشأن از جملۀ همراهی‌های اولیّه بوده و از مخالفت علنی و مکتوب ایشان با لایحۀ تشکیل انجمن‌های ایالتی و ولایتی در سال 1341 آغاز و سپس با هدایت و رهبری مردم و روحانیت خوزستان برای اعتراض به وقایع اسفناک 15 خرداد سال 1342 و آنگاه هجرت به همراه سایر مراجع و علماء بلاد به تهران برای آزادی امام راحل و پس از آن با صدور اعلامیه‌های شدید اللّحن علیه دستگاه حاکمه و تصریح به فاسد بودن و استعماری بودن دولت و حکومت و نیز محکومیت رژیم غاصب اسرائیل در سال‌های بعد ادامه می‌یابد که باعث اهانت و احضار ساواک به این مرجع عالیقدر گردید. همۀ این اقدامات حاکی ار روشن بینی این فقیه والامقام و روحیۀ ایستادگی در برابر ظلم و بیداد و شیوۀ اصلاح‌گری اجتماعی ایشان دارد که این نیز بسیار درس‌آموز است.  و امّا حضور ده ساله ایشان در حوزه علمیۀ اصفهان که همه ساله در شش ماه از سال و در دهۀ آخر عمر شریف ایشان تکرار می‌گردید، به حقّ مایۀ رونق هر چه بیشتر این حوزۀ مقدسّه در آن زمان بوده و علماء اعلام و فضلاء و روحانیون و نیز عموم مردم و مؤمنین اصفهان، مقدم ایشان را گرامی می‌داشتند و از برکات وجود مبارک این فقیه مهاجر الی الله بهره می‌جستند و از این جهت ایشان را بر حوزه علمیۀ اصفهان و بر تحکیم موقعیت دینی و مذهبی این سامان، حقّی فراموش ناشدنی است و باید گفت این حضور پربرکت البته باعث شد تا منزلت علمی مجهول این مرجع جامع متضلّع، قدری آشکار گردد، هرچند شایسته است تا آثار غیر مطبوع ایشان و از جمله تقریراتی که از دروس اساتید عالیقدر خود داشته‌اند، به همّت بیت محترم و شاگردان ایشان به زیور طبع آراسته گردد تا حوزه‌های علمیه از برکات آن برخوردارگردند.  در خاتمۀ سخن لازم می‌دانم ضمن درود و سلام به روح مطّهر آن فقیه پارسا و عظیم‌القدر، از همۀ متصدیان و مسئولان برگزاری این همایش و نیز از عموم شما شرکت‌ کنندگان گرامی خصوصاً میهمانان مکّرمی که از حوزۀ علمیه مقدسه قم و حوزۀ علمیه اهواز در این مراسم تشریف فرما شده‌اند و به‌ویژه علماء اعلام«دامت برکاتهم» صمیمانه تشکر و قدردانی کرده و علّو درجات مرحوم آیت‌الله العظمی آقای بهبهانی«قدس‌ الله روحه» و توقیق روز افزون همگان را مسألت نمایم. . والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته.  حسين‌  المظاهري‌  11 / ربیع‌الاول /‌ 1437  2/10/1394 منبع:خبرگزاری حوزه   ]]> آیت الله مظاهری Thu, 24 Dec 2015 08:25:04 GMT http://tabeshekosar.ir/vdcfmcd0.w6devagiiw.html نتایج تدلیس و دروغ در معامله http://tabeshekosar.ir/vdcf1cd0.w6dvyagiiw.html به گزارش تابش کوثر به نقل از خبرگزاری رسا ، حضرت آیت الله حسین مظاهری رییس حوزه علمیه اصفهان صبح امروز در مسجد امیرالمؤمنین خیابان جی و در ادامه جلسات تفسیر خود با بیان تفسیر آیاتی از سوره مطففین گفت: مُطَفِّفِین افراد فریب کار هستند.  وی با بیان مفهوم واژه «وَیلٌ» افزود: معنای ظاهری واژه «وَیلٌ» همان معنای عام آن یعنی اگر کسی کار خطایی مرتکب شود، به او گفته می شود، وای بر تو، است ولی این واژه در معنایی دیگر که بر گرفته از روایات معصومین است، به معنای چاهی عمیق در جهنم است که مخصوص برخی از جهنمیان خلق شده است.   حضرت آیت الله مظاهری با اشاره به معنای حقیقی واژه «مُطَفِّفِین» بیان کرد: مُطَفِّفِین افرادی هستند که در تجارت خود با دیگران، با ظاهرسازی های دروغین، آن ها را فریب می دهند و موجب گمراهی آن ها می شوند.  رییس حوزه علمیه اصفهان ابراز کرد: تدلیس و فریب دیگران، در مکتب تشیع، عملی ناپسند است و در هر معامله ای، اعم از مالی و غیر مالی که وجود داشته باشد، آن معامله را باطل می کند.   وی با بیان این جمله که مسلمانان باید چشم یکدیگر باشند، تصریح کرد: فریب دادن دیگران حق الناس محسوب می شود، بنابراین اگر مسلمانی، مسلمان دیگر را فریب دهد و تا پایان عمرش از او حلالیت نطلبد، به راستی که مستحق عذاب خواهد بود.   حضرت آیت الله مظاهری در ادامه دروغ گفتن را یکی از عوامل اصلی تخریب کننده روابط بین افراد دانست و گفت: اگر مسلمانی دائماً دروغ بگوید و در این حال از دنیا برود، در روز قیامت با منافقان محشور شده و به بدترین شکل عذاب خواهد شد.   مرجع تقلید با اشاره به آیه «فاقرءو ما تیسر من القران» بیان کرد: تفاسیری که در بازار موجود است در اصل یک ترجمه برگرفته از روایات اهل بیت است ولی همین ترجمه هم بسیار مفید فایده است چرا که موجب مأنوس شدن انسان با قرآن می شود.   وی در پایان مردم را به خواندن قرآن و در کنار آن به تدبر در آن دعوت کرد و گفت: بهترین انس با قرآن زمانی حاصل می شود که انسان پس از تدبر در آیات قرآن، نور قرآن را مشاهده کند، یعنی آیات قرآن را درک کند ]]> آیت الله مظاهری Tue, 03 Nov 2015 11:38:26 GMT http://tabeshekosar.ir/vdcf1cd0.w6dvyagiiw.html