رسانه الکترونيکی تابش کوثر - آخرين عناوين آیت‌الله مجتبی تهرانی :: نسخه کامل http://tabeshekosar.ir/olama_mojtabatehrani Sat, 23 Sep 2017 10:58:58 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://tabeshekosar.ir/skins/default/fa/yazahra96/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط رسانه الکترونيکی تابش کوثر http://tabeshekosar.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام رسانه الکترونيکی تابش کوثر آزاد است. Sat, 23 Sep 2017 10:58:58 GMT آیت‌الله مجتبی تهرانی 60 اهتمام اسلام به مسئله محبت از نگاه آیت الله مجتبی تهرانی http://tabeshekosar.ir/vdcdkf0o.yt0556a22y.html به گزارش تابش کوثر  مرحوم آیت الله آقامجتبی تهرانی در خصوص پایه گذاری مسائل اخلاقی بر مبنای محبت  گفته اند : اگر رابطه محبت در کار باشد، این رابطه از وحدت عدالت، قوی تر است، چراکه هر فعل ارادی که از انسان صادر می شود، مسبوق به محبت است. به عبارت دیگر نزدیک ترین مقدمه نسبت به عمل، محبت است ولی مسئله کارکرد عقلی در رابطه با عمل، مقدمه دوردستی است. هر عملی که انسان انجام می دهد، از نظر روش داخلی این گونه است که ابتدا آن عمل را تصویر می کند و بعد در داخل روی آن کار می کند. به این صورت که آیا این عمل برای من نافع است یا نه؟ حالا نفع آن در هر رابطه ای که می خواهد باشد؛ اعم از اینکه در رابطه با عقل باشد یا در رابطه با شهوت، غضب و امثال اینها، که حکما در مقدمات اراده، آن را «تصدیق به فایده» می گویند. اول تصویر عمل و سپس تصدیق به فایده آن وجود دارد و بعد از این که آن عمل را تصدیق به فایده کرد، آنجا است که نسبت به آن عمل محبت پیدا کرده و عمل، مورد علاقه او قرار می گیرد. دیدگاه حکما درباره تصویر عمل و محبت به آن  حکما در این عرصه دو گروه هستند. اکثر فلاسفه می گویند: اصلا اراده ، «شوق مؤکد» است؛ یعنی محبت و علاقه در یک سطح بالا، اراده است. ولی نظریه جدیدتر دیگری در این زمینه وجود دارد که می گوید: بعد از شوق مؤکدی که در انسان پیدا شد، یک حالت دیگری در او پیدا می شود که آن حالت «اراده» است که او اراده می کند و بعد هم عمل، انجام می شود. نظریه ای که می گوید خود اراده، شوق مؤکد است، خیلی روشن است که اگر انسان مسائل اخلاقی را بر وحدت محبت پایه گذاری کند، کاربرد آن خیلی بهتر و آفتش کمتر است؛ چون همان محبت است که سبب ایجاد فعل و عمل است که عمل هم نقش مؤثری از نظر اخلاقی دارد. اما کسانی که می گویند وقتی شوق مؤکد حاصل شود، بعد از آن اراده در نفس حاصل می شود، یعنی آن حالتی که موجب می شود انسان به سمت آن عمل حرکت کند، در اینجا هم مسئله محبت و شوق، به عمل نزدیک تر از مسائل عقلی است؛ چون آنچه در رابطه یا عقل است، تصویر فعل است که این کار به وسیله قوه وهمیه انجام می شود و به تعبیر دیگر، عقل فکر می کند و مطلب را بالا و پایین می کند تا این که فایده ای عقلانی برای آن عمل تصویر کند. در صورتی که اخلاق بر مبنای عدالت، یعنی قسط داخلی پایه گذاری شود، در واقع این قسط داخلی توسط عقل نظری برقرار شده است. بنابراین عدالت یک مقدمه بعیده ای در رابطه با فعل است. ولی محبت و شوق، به عمل نزدیک تر است. اهتمام اسلام به مسئله محبت اگر ما مسائل اخلاقی را بر مبنای محبت پایه گذاری کنیم، آنجا است که به مسائل اخلاقی نزدیک تر می شود، گذشته از این که آفتی ندارد، نزدیک تر هم می شویم. لذا این هم یکی از جهات برتری روش «کشفیون» بر روش «نظریون» در باب مسئله اخلاق است. یعنی این که «حقیقت سعادت چیست». حقیقت سعادت، محبت است؛ چون محبت کارساز است. انسانی سعادتمند است که محبتش در رابطه با خیر مطلق باشد و خیر مطلق یعنی وجود مطلق، مبدأ واحد یعنی الله است. اگر نگاهی اجمالی به دستوراتی که در مکتب اسلام است، بیندازیم، می بینیم که این مکتب الهی هم در مسائلی می خواهد از همین رابطه محبت استفاده کند. با نگاهی به عبادات می بینیم که اسلام می گوید نمازهای پنچگانه یا نماز جمعه را به جماعت بخوان، چرا؟ یک بُعد آن، بُعد سیاسی است، اما نباید از بُعد اخلاقی آن غفلت کرد. وقتی انسان در جماعت حاضر می شود، وقتی که هر روز چند بار به مسجد برود و افراد را ببیند، آنجاست که عواطف او در رابطه با مسائل انسانی تحریک می شود. اینجا بحث عقل را مطرح نمی کند، بلکه از راه عاطفه- البته به طور ناخودآگاه- وارد شده است. این مسئله در منابع و کتب روایی ما نیز مطرح شده است. وقتی شخصی که دارای یک رفاه نسبی است، وارد مسجد می شود و با افرادی که در مضیقه هستند، برخورد می کند، این قهری است که عواطفش خواه ناخواه تحریک می شود، چون مسئله یک بار نیست، بلکه روزی چند بار است. یا برخوردهایی که انسان در مسئله حج با دیگران دارد، عواطف او تحریک می شود. یکی از سنن اسلامی این است که انسان ها را به عیادت از بیماران تحریض و ترغیب می کند؛ یک بُعد آن این جهت است که او متنبه شده و عواطفش تحریک شود. در این جا رابطه محبتی ایجاد شده و موجب می شود تا اعمالی را که در رابطه با فضائل انسانی است، انجام بدهد و ملکه حسنه ای که یک انسان در رابطه با برادران ایمانی اش باید داشته باشد، برای روح او حاصل شود. لذا دستورات اسلام ابعاد گوناگونی دارد و در بُعد اخلاقی اش مسائل را بر محور وحدت محبت پایه گذاری می کند. مبنا رابطه عاطفی است؛ نه این که استدلالات عقلی آن چنانی را پیش بکشد و از عدالت کتابی سخن بگوید. اینها بی شباهت به شعار نیست. اینها درست و صحیح است؛ اما صرف الفاظ است که گفته می شود. کمتر کسی است که شنیده و بخواهد حد وسطی، آن هم بر مبنای این استدلالات خشک عقلی در خودش ایجاد کند. برگرفته از کتاب اخلاق ربانی ]]> آیت‌الله مجتبی تهرانی Tue, 04 Apr 2017 08:33:11 GMT http://tabeshekosar.ir/vdcdkf0o.yt0556a22y.html اصلی ترین خطر برای جامعۀ اسلامی از نگاه مرحوم آیت الله مجتبی تهرانی http://tabeshekosar.ir/vdcfyxdj.w6dtvagiiw.html به گزارش تابش کوثر در منزل ششم کتاب سلوک عاشورایی از مجموعه مباحث حضرت آیت الله مجتبی تهرانی آمده است :  🔹قالَ رَسُولُ اللهِ (صل الله علیه و اله):  إنِّي مَا أخَافُ عَلَي اُمَّتِي الْفَقْرَ  من از #فقر و تنگدستي بر امّت خود بيمناک نيستم.  اصلاً نمي ترسم که مسلمانان گرسنه یا تشنه بمانند.  اين اعجاز است که حضرت چنین کلامی را می فرمایند و نسبت به استقامت امّت تا قیامت، از این ناحیه، احساس آسودگی خاطر می کنند!   🔸بعد در ادامه می فرمایند:  وَلکِنْ أخَافُ عَلَيْهِمْ سُوءَ التَّدْبِيرِ  من از #فقر_فرهنگي برای امّتم بيم دارم؛  سوءالتدبیر، همان #کج_انديشي است. منشاء کج اندیشی هم #اضلال و #اغوا است.  🔆به تعبير عامیانۀ بنده، فقر مشکل بزرگی نیست، بلکه بی شعوری و نفهمی ریشۀ همۀ بدبختیها است! اگر شعور از بین برود، کسانی می آیند و حق را می پوشانند، باطل را می آرایند و به جای حق می نشانند و هیچ کس هم صدایش در نمی آید که چه کلاه بزرگی بر سر مردم رفته است.   🔹پیغمبر فرمود: من از اين می ترسم! می ترسم که امّتم دچار کج فهمی و سوءتدبیر شود. از زمان پيغمبر تا الآن، و از امروز تا قیامت، تمام بدبختی های امّت اسلامي از همين بوده و هست. بعد از پيغمبر، مشکلات از همین جا شروع شد.   ]]> آیت‌الله مجتبی تهرانی Sat, 25 Feb 2017 01:38:09 GMT http://tabeshekosar.ir/vdcfyxdj.w6dtvagiiw.html آخرین روزهای امام (ره) چگونه س‍پری شد/ اولین مخالف رهبری «آیت الله خامنه‌ای» چه کسی بود؟ http://tabeshekosar.ir/vdcg739w.ak9x74prra.html به گزارش تابش کوثر وقتی آیت الله خامنه‌ای به سفر چین می‌رفت، نمی‌دانست این آخرین سفر خارجی اش قبل از فوت امام خواهد بود و پس از بازگشت از این سفر امام را از دست خواهد داد.18 اردیبهشت 1368 رئیس جمهور وقت ایران عازم سفر به چین و کره شمالی شد؛ سفری که پنج روزش در چین و پنج روزش در کره شمالی می‌گذشت. 19 اردیبهشت در مراسم رسمی مقامات چینی از رئیس جمهور استقبال کردند. تلویزیون چین هم فیلمی از زندگی آقای خامنه‌ای پخش کرد. در کره شمالی با کیم ایل سونگ رئیس‌جمهور کره دیدار کرد و برای مردم کره شمالی هم سخنرانی کرد. از انقلاب اسلامی گفت. (1)دیدار آیت الله خامنه‌ای؛ رئیس جمهور(وقت) با مسلمانان چین در بازار شهر کاشغر. عکاس: سیف الله طاهری. 23 اردیبهشت 68علاء الدین بروجردی از همراهان رئیس جمهور: « قبل از نشستن هواپیما در فرودگاه پکن، خبر دادند که رهبر چین به شدت مریض است و امکان ملاقات او با حضرت آیت الله خامنه‌ای وجود ندارد. آیت الله خامنه‌ای نیز تصمیم گرفتتند متقابلا یکی دو ملاقات تنظیم شده را لغو کنند، چون ملاقات با رهبر چین بسیار مهم بود و می‌بایست انجام پذیرد. نزدیک ساعت 6 عصر، وقت ملاقات با نخست وزیر چین بود و آقا فرمودند من به ملاقات نمی‌روم! برای من به عنوان یک سفیر، این خبر بسیار تلخ بود. نگران بودم که چه اتفاقی رخ خواهد داد. ما موضوع را به اطلاع چینی‌ها رساندیم. ساعت مقرر فرا رسید. همه‌ی افراد آماده مذاکره بودند. خبرنگارها ایستاده بودند، اما از ورود هیئت ایرانی خبری نشد! خبرنگارها مخابره کردند که در رابطه‌ی ایران و چین مشکل جدی ایجاده شده است. مدتی گذشت، ساعت 6:5 عصر، نخست وزیر چین از محل کنگره‌ی خلق به محل اقامت رئیس جمهور ایران آمد و از همان دور، با صدای بلند گفت: کوچکتر به دیدار بزرگتر آمده است! بعد وارد اتاق شد. حدود یک ربع با آقا صحبت کرد و گفت ما نهایت احترام به مهمان را به خصوص شخصیتی مثل جنابعالی، وظیفه خود می دانیم. مشکل بیماری رهبر چین جدی است و پزشکان ایشان را ممنوع الملاقات کرده‌اند. با این حال، ما موضوع ملاقات را بررسی می‌کنیم تا حل شود. با توجه به وعده‌ی نخست وزیر چین، آیت الله خامنه‌ای پذیرفتند که در جلسه شرکت کنند و با یک ساعت تاخیر در کنگره حاضر شدند و مذاکره انجام شد. روز بعد به آقا گفته شد با توجه به نامساعد بودن حال رهبر چین، فقط 10 دقیقه ملاقات صورت بگیرد که ملاقات در 20 دقیقه انجام شد.» (2)*روزهای آخر اماموقتی ایشان از سفر چین بازگشتند حال امام وخیم شد. رئیس مجلس، دوم خرداد: « به سوی بیت امام حرکت کردم. ساعت 8:35 دقیقه به بیمارستان مجاور بیت رسیدم. آقای خامنه‌ای قبل از من رسیده بودند. امام را بیهوش کرده بودند. روی تخت عمل بودند. از تلویزیون مداربسته، جریان عمل را مشاهده می‌کردیم. بیش از دو ساعت طول کشید. ضمن عمل جراحی خبر از رضایت پزشکان می‌رسید. با سران سه قوا، احمدآقا، دکتر عارفی، دکتر فاضل، دکتر معتمد کلانتری و طباطبایی جلسه‌ای داشتیم. نظر این شد که عمل جراحی را اعلام کنیم، دکترها هم توضیح بدهند. به منزل آمدم. آنها هم از اجتماع دکترها و ما ها در بیت امام چیزی فهمیده بودند. به مجلس رفتم و کارهای دفترم را انجام دادم. عصر در شورای بازنگری [قانون اساسی] جلسه داشت. اسم مجلس شورای اسلامی به جای مجلس شورای ملی تصویب شد و بحث تعدادی از نمایندگان ناتمام ماند. آقای خامنه‌ای خبر دادند که جلسه‌ی ظهر با جمعی از اعضای شورا موفقیت آمیز بوده و اتفاق نظر بر کیفیت تمرکز در قوه‌ی اجراییه بوده است.»(3)10 خرداد: «سری به بیت امام زدم. دکترها و اطرافیان راضی بودند و احمدآقا نگران بود و برای تعجیل در اتمام کار بازنگری قانون اساسی تاکید داشت. کنار تخت امام ایستادم و دستم را روی دست‌شان گذاشتم. انگشت شصت من را گرفتند و با کلمات مقطع فرمودند: «در بازنگری قانون اساسی تسریع شود» و سپس چشم‌شان را باز کردند و شمرده با صدای ضعیف اضافه کردند: «اگر متحد باشید، انقلاب پیشرفت می‌کند.» مکثی کردند و ادامه دادند: به خصوص شما و آقای خامنه‌ای، نگذارید خناسان بین شما و ایشان فتنه کنند.»(4)*آخرین ساعات امامهمیشه فکر کردن به روزی که امام از میانشان برود سخت و تلخ بود اما گویا این بار امام ساعاتی بیشتر مهمانشان نبود. نگرانی و ناراحتی، اندیشیدن به هر موضوعی را سخت می کرد اما می‌دانستند برای امام نیز سرنوشت انقلاب و جمهوری اسلامی بر هر چیزی اولویت دارد؛ پس باید فکرهایی می کردند تا ثمره‌ی نهضت امام در خطر قرار نگیرد. آیت الله امامی کاشانی: «نزدیک به غروب آفتاب بود که امام در حال احتضار بودند. ما به اتفاق جمعی از دوستان از جمله مقام معظم رهبری، آیت الله موسوی اردبیلی، آیت الله مشکینی، آیت الله امینی، دوستان شورای نگهبان و ... به بیت رفتیم. در حضور احمدآقا این بحث انجام شد که باتوجه به شرایط خاصی که وجود دارد، بعد از امام چه باید کرد. اولین مسئله‌ای که مطرح شد تشکیل شورای رهبری بود. در شورای رهبری صحبت از آقای مشکینی و شخص مقام معظم رهبری بود. گرم این صحبت‌ها بودیم که حاج احمدآقا آمدند و گفتند امام فوت کردند. این خبر باعث شد که جلسه بهم بخورد.» (5)آیت الله مهدوی کنی: «در ایام کسالت حضرت امام (ره)، برای معالجه در خارج از کشور بودم ولی بعد از ارتحال برای تشییع امام برگشتم. در میان راه با خبرنگارانی مواجه شدم که می خواستند به ایران بیایند به طوری که هواپیما پر شد. این افراد حتی حاضر بودند با قیمت های کلانی بلیط بگیرند، چون فکر می کردند بعد از امام، انقلاب و نظام اسلامی از هم پاشیده خواهد شد.» (6)*رحلت امامدر حیاط جماران همه گریه می‌کردند. آقای خامنه ای هم غم زده در کنار درختی نشسته بود. بنا بود اعلام خبر رحلت را 24 ساعت تاخیر بیندازند تا پس از انتخاب جانشین هر دو خبر را باهم اعلام کنند. آقای خامنه‌ای نظرش این بود که خبر رحلت اعلام شود؛ یکی از نگرانی‌ها این بود که رسانه‌های خارجی خبر را زودتر اعلام و فضای سازی کنند. (7)* رهبری جدیددیلیپ هیرو در کتاب «طولانی‌ترین جنگ» می‌نویسد: بسیاری از تحلیلگران تصور می‌کردند که پس از درگذشت [امام]خمینی جنگ خونین برای دستیابی به قدرت آغاز می شود. (8) اما هیچ کس پیش بینی نمی‌کرد ایرانی‌ها که همیشه نگران درگذشت امام بودند با کمترین چالشی انتخاب جانشین امام را پشت سر بگذارند. امام رفته بود و مریدانش مصیبت زده بودند. آقای خامنه‌ای: «سخت‌ترین ساعات عمرمان را گذراندیم و خدا می داند که در آن شب و صبح شنبه چه بر ما گذشت.» (9)مسئولان نگران بودند تاخیر در انتخاب جانشین یا جانشینان رهبر درگذشته عواقب خطرناکی داشته باشد. سران نظام شبانه جمع شدند تا مشورت کنند.آقای خامنه ای: «برادرها از روی مسئولیت و احساس وظیفه، با فشردگی تمام، فکر و تلاش می کردند که چگونه قضایا را جمع و جور کنند. مکرر از من به عنوان عضو شورای رهبری اسم می‌آوردند که البته در ذهن خودم آن را رد می کردم؛ اگر چه به نحو یک احتمال برایم مطرح می‌شد که شاید واقعا این مسئولیت را به من متوجه کنند.»(10)هاشمی رفسنجانی: «به این نتیجه رسیده بودیم که شورایی مرکب از آیات خامنه‌ای، موسوی اردبیلی و مشکینی رهبری را به عهده بگیرند.»(11)*جلسه خبرگان رهبریصبح روز 14 خرداد در جلسه خبرگان پلمپ وصیت نامه امام را شکستند؛ سال 61 نوشته شده بود و سال 66 امام تغییراتی در آن را داده بود. امام نوشته بود وصیت نامه را به ترتیب احمد بخواند، اگر نه رئیس جمهور، اگر نه رئیس مجلس، اگر نه رئیس دیوان عالی کشور یا یکی از اعضای شورای نگهبان. احمدآقا گفت حال مساعدی ندارد و آقای خامنه ای رئیس جمهور وقت خواند. بعضی جاها بغض راه گلویش را می‌بست اما تا آخر خواند، دو ساعت و نیم طول کشید. (12)*شورای رهبریجلسه به ظهر رسید و ادامه اش به بعدازظهر موکول شد. در جلسه ی بعدازظهر بحث رهبری مطرح شد. عده‌ای به شورا معتقد بودند و عده‌ای به فرد. آقای خامنه‌ای طرفدار شورا بود. برای شورا اسامی مختلفی مطرح شد. ترکیب «خامنه‌ای، مشکینی و موسوی اردبیلی»، «خامنه ای، مشکینی، موسوی اردبیلی، هاشمی و احمد خمینی».در رای گیری پیشنهاد رهبری فردی رای آورد.آیت الله مومن: «آیت الله خامنه ای فرمودند که رهبری شورایی را که رد کردید پس چه کنیم؟ من در این موضوع فکر کرده بودم و چند نفر را در نظر داشتم و اسامی را در یک برگ کاغذ نوشته بودم که همراهم بود. من یک نفر را معرفی کردم که برای رهبری مناسب است. آیت الله خامنه‌ای فرمودند: نه. البته بعدا فهمیدم که این شخص صلاحیت رهبری را نداشته است. به ایشان (آیت الله خامنه ای) گفتم خود شما چطور؟ ایشان بی اعتنایی کرد. » (13)*رای گیری برای رهبری فردیهر چند در قانون اساسی هنوز شرط مرجعیت وجود داشت اما امام نهم اردیبهشت در نامه ای به آیت الله مشکینی رئیس مجلس خبرگان نوشته بود: «خواسته بودید نظرم را در مورد متمم قانون اساسی بیان کنم. هر گونه آقایان صلاح دانستند عمل کنند. من دخالتی نمی کنم. ما که نمی‌توانیم نظام اسلامی‌مان را بدون سرپرست رها کنیم. باید فردی را انتخاب کنیم که از حیثیت اسلامی‌مان در جهان سیاست و نیرنگ دفاع کند. من از ابتدا معتقد بوده و اصرار داشتم که شرط مرجعیت لازم نیست. در اصل قانون اساسی من این را می گفتم ولی دوستان در شرط مرجعیت پافشاری کردند و من هم قبول کردم. من در آن هنگام می دانستم که این، در آینده ی نه چندان دور قابل پیاده شدن نیست.» (14)بنا بود در اصلاح قانون اساسی شرط مرجعیت حذف شود اما هنوز کار اصلاح به پایان نرسیده بود و برخی پیشنهاد رهبری آقای گلپایگانی را دادند که شرط مرجعیت را هم داشت. این نظر طرفداران زیادی نداشت از دلایلش سن زیاد و توان جسمی آیت الله هم بود. نام آقای خامنه ای مطرح شد. دو نفر از نمایندگان به ناگاه فریاد زدند: «اگر امام درباره صلاحیت آقای خامنه‌ای برای رهبری سخنی گفته‌اند بگویید تا ما هم بدانیم. نظر امام برای ما مهم است.» (15)*خاطره هاشمی رفسنجانی در جلسه ای که با حضور روسای سه قوه و برخی از آقایان، خدمت امام رسیده و نگرانی خود را از خلاء رهبری بعد از عزل آقای منتظری توسط ایشان ابراز کردیم، امام (قدس سره) فرمودند: «خلاء رهبری پیش نمی‌آید. شما آدم دارید». گفتیم چه کسی؟ ایشان در حضور آقای خامنه ای فرمودند: «همین آقای خامنه‌ای» که بعد از آن، آقای خامنه ای خدمت امام عرضه داشتند که نقل مطالب این جلسه را بر ما تحریم کنید و حضرت امام نیز چنین کردند. بعدها در جلسه ای که تنهایی خدمت امام رسیدم، مطالب خود را با صراحت بیشتر بیان کرده و گفتم:« آقا با وضعیت به وجود آمده، درباره‌ی رهبری چه کنیم؟ ما که کسی را نداریم و ...» حضرت امام (قدس سره) فرمودند: با وجود آقای خامنه ای چرا این قدر تردید به خود راه می‌دهید؟» موسوی اردبیلی هم نظر امام را تایید کرد.» (16) آقای خامنه ای قبل از جلسه نگران مسئولیت سنگین حضورش در شورای رهبری بود و حالا جلسه به سمتی پیش می رفت که رهبر شود؛ «روز شنبه قبل از تشکیل مجلس خبرگان، با تضرع و توجه و التماس، به خدای متعال عرض کردم: پروردگارا! تو که مدبر و مقدر امور هستی، چون ممکن است به عنوان عضوی از مجموعه ی شورای رهبری، این مسئولیت متوجه من شود، خواهش می‌کنم اگر این کار ممکن است اندکی برای دین و آخرت من زیان داشته باشد، طوری ترتیب کار را بده که چنین وضعیتی پیش نیاید. واقعا از ته دل می‌خواستم که این مسئولیت متوجه من نشود.» (17) حاج احمد آقا نیز نظر امام درباره صلاحیت آقای خامنه‌ای برای رهبری را تایید کرد. آیت الله موسوی اردبیلی نیز شاهد دیگری برای سخنان امام بود که او نیز بر تایید امام از شایستگی‌های رهبری شهادت داد. * سخنان تاریخی از جدی ترین مخالفت‌هایی که با رهبری او شد، مخالفت خودش بود.آیت الله مومن: «ایشان ردیف‌های عقب مجلس به گمانم ردیف 7 یا 8 نشسته بودند. تا این پیشنهاد را شنیدند، پا شدند و با تمام استیحاش تشریف آوردند جلو و تعابیری به کار بردند مبنی بر این که من نمی‌توانم این کار را بکنم و از پذیرش این پیشنهاد امتناع کردند. بزرگان جلسه نپذیرفتند. آقای آذری(ره) که نزدیک تر به هیئت رئیسه ی خبرگان نشسته بودند، در دفاع از این پیشنهاد بلند شدند و گفتند: نخیر، قطعا این کار از شما برمی‌آید و باید این پیشنهاد را قبول کنید. آقای خامنه ای در رد این پیشنهاد سوال کردند که آقای آذری، اگر من به عنوان رهبر انتخاب شوم، آیا شما حاضرید تمام حرف‌ها و دستورات مرا گوش کنید؟ ایشان گفت: بله، من به عنوان وظیفه ی شرعی، بر خود واجب می‌دانم به هر چه شما دستور دهید، عمل کنم.»(18) * رهبر جدید هاشمی رفسنجانی: «خبر آماده باش نیروهای عراقی در مقابل منطقه ی عین خوش که در اثنای جلسه توسط دکتر حسن روحانی رسید و من به جلسه اطلاع دادم، تاثیر زیادی در آمادگی اعضای خبرگان برای ختم کار داشت.»  (19) رای گیری انجام شد و آقای خامنه ای با 60 رای از 74 عضور حاضر رای آوردند. هاشمی رفسنجانی: « تمام شدن سریع کار خبرگان و رأی‌آوری ایشان پنج دلیل داشت: اول این که اوضاع خطرناک بود و خبرهایی هم از جبهه رسیده بود که نیروهای صدام حرکت کردند و به جلو می‌آیند. همه نگران بودیم که خلأ وجود رهبری آن هم پس از رحلت امام مشکل‌ساز شود. دوم همین حرف‌هایی که پنج ‌نفری از امام شنیده بودیم مطرح کردیم. سوم نقل نظر امام که مجتهد کافی است و احتیاج به مرجع نیست. چهارم آن حرف‌هایی هم که نقل کردند امام پای تلویزیون گفتند، مؤثر بود. پنجم که مهم‌تر از همه است، شخصیت و صلاحیت‌های خود آیت‌الله خامنه‌ای است که برای خبرگان شناخته شده بود و اصلح‌تر از ایشان کسی را نمی‌شناختند.» (20)آقای خامنه ای رهبر شد. «کوشش و تلاش و استدلال و بحث کردم تا این کار انجام نگیرد ولی انجام گرفت و این مرحله گذشت.» (21) این انتخاب مخالفانی هم داشت؛ رئیس وقت مجلس:«به دفترم آمدم. نمایندگان مجلس جمع بودند. خواستند که جریان جلسه ی خبرگان را برایشان تعریف کنم؛ پذیرفتمن. متنی برای تایید و امضای این انتخاب تهیه شد. بعضی از رادیکال‌ها مخالفت دارند.» (22) * پی نوشت: 1- روزنامه جمهوری اسلامی، 1368/2/192- مصاحبه با علاء الدین بروجردی، نگهداری شده در آرشیو پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس3- اکبر هاشمی رفسنجانی بازسازی و سازندگی، ص 1324- همان، ص 1435- روایت آیت الله امامی کاشانی در برنامه تلویزیونی شناسنامه، 1392/6/296- غلامرضا خواجه سروی، خاطرات آیت الله مهدوی کنی، ص 4827- حیدر کرمی پور، خاطرات آیت الله ابوالقاسم خزعلی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ اول، تابستان 1382، ص 187 و 1588- دیلیپ هیرو، طولانی‌ترین جنگ، رویارویی نظامی ایران و عراق، نشر مرز و بوم، علیرضا فرشچی، چاپ اول، 1390، ص 4389- آیت الله سید علی خامنه ای، سخنرانی در مراسم بیعت ائمه ی جمعه سراسر کشور، 12/04/ 136810- (همان)11- اکبر هاشمی رفسنجانی، باسازی و سازندگی، ص 148 تا 15212- همان.13- مجله حکومت اسلامی، شماره 41، ص 14 تا 2614- صحیفه امام خمینی، ج 21، ص37115- خاطرات آیت الله سید علی قریشی، ص 16316- گفت و گوی آیت الله مومن با ویژه نامه تداوم آفتاب، روزنامه جام جم، مرداد 138717- آیت الله سید علی خامنه ای، سخنرانی در مراسم بیعت ائمه ی جمعه سراسر کشور، 12/04/ 136818- گفت و گوی آیت الله مومن با ویژه نامه تداوم آفتاب، روزنامه جام جم، مرداد 138719- اکبر هاشمی رفسنجانی بازسازی و سازندگی، ص 13220- قدرت الله رحمانی، بی پرده با هاشمی رفسنجانی، ص 74 21- آیت الله سید علی خامنه ای، سخنرانی در مراسم بیعت ائمه ی جمعه سراسر کشور، 12/04/ 136822- اکبر هاشمی رفسنجانی بازسازی و سازندگی، ص 132*«روایتی از زندگی و زمانه حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای»منبع:مشرق ]]> سياسی Fri, 03 Jun 2016 08:13:33 GMT http://tabeshekosar.ir/vdcg739w.ak9x74prra.html آیت الله مجتبی تهرانی : مال وثروت را فدای خود کن http://tabeshekosar.ir/vdch-xni.23nxkdftt2.html تابش کوثر / قالَ الحُسَينُُ بنُ عَلِيٍّ (ع): مالُكَ اِن لَم يَكُن لَكَ كُنتَ لَهُ مُنفِقاً فَلا تُنفِقهُ بَعدَكَ فَيَكُن ذخيرَهً لِغَيرِكَ وَ تَكُونُ اَنتَ المُطالَبَ بِهِ، اَلمَأخُوذَ بِحِسابِهِ اِعلَم اَنَّكَ لاتَبقي لَهُ وَ لايَبقي عَلَيكَ فَكُلهُ قَبلَ اَن يَاكُلَكَ[۱] حضرت امام حسین علیه السلام فرمودند:مال و اموال تو اگر براي تو و به نفع تو نباشد، بايد آن را انفاق كني؛ چون آن اموال را بعد از مرگ خودت نمي­‌تواني انفاق كني و براي ديگران مي‌­شود؛ در نتيجه در رابطه با آن مال و آن كسي كه آن مال را براي او گذاشته اي از تو حساب مي­‌كشند و مطالبه مي­‌كنند. بدان كه تو به خاطر اموالت نمي­‌ماني و اموال تو هم براي تو نمي­‌ماند، پس قبل از آنكه مال تو، تو را بخورد تو آن را بخور.شرح حدیث: اگر مال انسان به نفع انسان نباشد، بايد آن را از خودش جدا كند؛ يعني انفاق كند. اگر نفع و سود، جنبه مالي داشته باشد، بهره­‌گيري از امور مادي لازم است مانند خوراك، پوشاك، مسكن و... كه تمام اينها ابزاري است براي رسيدن انسان به خداوند. اما اگر نمي تواني بهره و سود واقعي ببري يعني بعد از مرگ تو و در مسير برزخ و قيامت برايت كارسازي ندارد، انفاق كن. آن هم در راه خداوند، زيرا ذخيره مي شود براي تو و اگراين كاررا نكردي، ذخيره مي شود براي بعد از تو و ديگر از اختيارت خارج مي شود. وارثان و ديگران از آن بهره مي برند ولي تو درباره­ آن مسئول هستي و مورد سؤال قرار مي‌­گيري كه مال را از كجا آوردي؟ چه مقدار آورده اي؟ در چه راهي خرج كردي؟ و براي چه كساني گذاشتي؟ممكن است به خاطر آن مال تو را عذاب كنند و لي ورثه تو را به خاطر خرج درست و انفاق همان مال به بهشت ببرند و تو پشيمان ترين افراد خواهي بود. اگر انسان مي داند ورثه او نااهل بوده و ممكن است مالي را كه براي او به ارث گذاشته است در راه غيرالهي و ناصواب خرج كند بداند كه حساب آن مال را از او خواهند كشيد. حالا چه بايد كرد؟ مال را فداي خودت بكن، قبل از آنكه تو فداي آن شوي. آن امور مادي كه در دنيا بهره­‌اي از آن ندارم بايد فداي من شود نه من فداي او بشوم. منظور اين نيست كه انسان مال نداشته باشد، بلكه نحوه بهره گيري مهم است كه مال را فداي ايمان، اعتقاد و... خود بكن.* روزنامه کیهان به نقل از پایگاه اطلاع رسانی آیت الله شیخ مجتبی تهرانی(ره)_____________[۱]بحار الانوار، جلد ۷۵ ، صفحه ۱۲۸ ]]> آیت‌الله مجتبی تهرانی Sat, 27 Jun 2015 00:01:20 GMT http://tabeshekosar.ir/vdch-xni.23nxkdftt2.html شب آخر ماه رجب در بیان حاج آقا مجتبی تهرانی+ صوت http://tabeshekosar.ir/vdccmmqi.2bqse8laa2.html به گزارش تابش کوثر به نقل از مشرق - یکی از موقعیت های از دست رفته، موقعیت های زمانی است. دوستان ماه رجب رفت؛ چکار کردیم در این ماه رجب؟ تمام شد. آیا ناراحت هستید شما امشب که ماه رجب از ما گرفته شد؟ رفت دیگر، تمام شد.چه ماه خوبی بود. ماه پر از رحمت؛ ماه خدا بود؛ ماه استغفار بود به تعبیراتی که در روایات داشت که ماه رجب را أصب می گویندکه ریزش می کند رحمت خدا در این ماه بر امت و مغفرت خدا در این ماه. آیا از این باران رحمت در این ماه به دل ما هم رسید؟ این را احساس می کنیم؟ آیا خودمان را در این معرض قرار دادیم؟ واقعا فکر کنیم.موقعیت های زمانی و مکانی همه جوره داریم. ا ز دست رفته ها. حال به ماه شعبان وارد می شویم، این هم یکی از این موقعیت هاست. حزن نسبت به گذشته باید نقش سازندگی داشته باشد نسبت به آینده. تدارک بکند. باید این طور باشد. ما در روایات داریم ماه شعبان ماه پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) است. در این ماه هم وارد شده است که بسار راجع به استغفار سفارش شده است. اگر کسی واقعا دلش تکان خورده باشد و واقعا از نظر دل و قلبش محزون باشد نسبت به گذشته از دست رفته اش درصدد جبران است تا حدی نسبت به آینده اش. خوب میتواند انسان بفهمد. لذا اهل معرفت می گویند ما حزن را از مقامات معنویه می دانیم که نقش سازندگی دارد و نسبت به مافات قابل تدارکات است. بعد می گویند برای حزن سه درجه است: حزن عامه، حزن خاصه و حزن خاصه الخاصه.دانلود ]]> آیت‌الله مجتبی تهرانی Mon, 18 May 2015 20:31:58 GMT http://tabeshekosar.ir/vdccmmqi.2bqse8laa2.html 4 سفارش امام حسن عسکری به مومنان/بهترین ذکر چیست http://tabeshekosar.ir/vdcewp8z.jh8foi9bbj.html به گزارش تابش کوثر به مناسبت خجسته میلاد با سعادت یازدهمین اختر تابناک امامت و ولایت ، شرح حدیثی از امام حسن عسکری علیه آلاف التحیه و الثنا توسط مرحوم آیت الله مجتبی تهرانی در ذیل می آیدرُوِیَ عَن الحَسنَ بن عَلِیٍّ العَسکَری (صَلَواتُ اللهُ عَلَیهما) قالَ: أَکْثِرُوا ذِکْرَ اللَّهِ وَ ذِکْرَ الْمَوْتِ وَ تِلَاوَةَ الْقُرْآنِ وَ الصَّلَاةَ عَلَی النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله وسلم)فَإِنَّ الصَّلَاةَ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ عَشْرُ حَسَنَات . روایت از امام عسکری (علیه السلام) منقول است که حضرت فرمودند: زیاد به یاد خدا باشید، « اَکثِرُوا ذِکرَ اللهِ تَعالی »، این ذکر(یاد) به معنای ذکر درونی است، چون در جمله بعد دارد: « و ذِکْرَ الْمَوْتِ » ومرگ نیز فراموشت نشود، چون در این عبارت ذکر به معنای ذکر درونی است. ذکر در عبارت اوّل نیز به قرینه، به معنای یاد است، نه ذکر زبانی و این ذکر نقش سازنده دارد. حضرت می فرمایند: خدا یادت نرود، مرگ هم فراموش نشود. این دو سفارش، درونی بود؛ حضرت دو سفارش بیرونی هم فرمودهاند. سوم: قرآن زیاد بخوانید « وَ تِلَاوَةَ الْقُرْآنِ ». تلاوت قرآن آثار بسیار زیادی دارد و از نظر معنوی، نورانیّت می آورد. چهارم: زیاد درود بر پیامبر بفرستید، « وَ الصَّلَاةَ عَلَی النَّبِیِّ ». حضرت سفارشات قبل را بدون علّت فرمودند و فقط برای همین سفارش علّت فرمودند: « فَإِنَّ الصَّلَاةَ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ عَشْرُ حَسَنَات » چون صلوات بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) ده حسنه محسوب می شود. مسأله صلوات بحث مفصلی است که در اینجا اشاره ای می کنم. صلوات هم نقش اثباتی دارد و هم نقش محوی. اینکه حضرت می فرمایند: هر یک صلوات وقتی در نامه عمل ثبت و ضبط می شود، ده حسنه نوشته می شود، نقش اثباتی است. از طرف دیگر حضرت در روایت دیگری می فرمایند، نقش محوی نیز دارد، یعنی نقش استغفار هم دارد. در روایت متعدّد داریم که صلوات نقش نفیی هم دارد، یعنی از یک طرف حسنه نوشته می شود از طرف دیگر، سیّئه ای هم پاک می شود، به تعبیر دیگر صلوات، دو چهره ای است؛ این که می گویند: بهترین ذکر صلوات است، به علّت دو چهره ای بودن او است. صلوات هم مداد است، هم مداد پاک کن. لذا بسیار به صلوات سفارش شده است. جنبه اثباتی صلوات نیز بحث مفصلی است، حتّی در یک روایت داریم وقتی کسی صلوات بفرستد، برایش ده حسنه می نویسند، از آن طرف ملائکه هفتاد صلوات برای او می فرستند، از طرف دیگر هم خدا هفتصد درود بر او می فرستد. جنبه ضریب صلوات بسیار بالا است و ما نمی دانیم که در فرستادن یک صلوات چه خبرها است. لذا امام عسکری (علیه السلام) سفارش به صلوات فرمودند. منبع : بحارالأنوار ج ۷۵، ص ۳۷- پایگاه اطلاع رسانی حوزه به نقل از پاگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله مجتبی تهرانی ]]> آیت‌الله مجتبی تهرانی Thu, 29 Jan 2015 10:32:46 GMT http://tabeshekosar.ir/vdcewp8z.jh8foi9bbj.html شرح حدیثی از امام حسن عسگری علیه السلام توسط آیت الله مجتبی تهرانی http://tabeshekosar.ir/vdch-wnz.23n--dftt2.html به گزارش تابش کوثر مرحوم آیت الله مجتبی تهران در اسفند ماه سال 1389 در مسجد جامع بازار تهران به شرح حدیثی از امام حسن عسکری علیه السلام می پردازند که به مناسبت سالروز شهادت یازدهمین اختر تابناک امامت و و لایت در ذیل می آید :رُوِيَ عَنْ حَسَن بن عَليٍّ العَسكري (عليهما السّلام) قال لِشیعَتِه:أَكْثِرُوا ذِكْرَ اللَّهِ وَ ذِكْرَ الْمَوْتِ وَ تِلَاوَةَ الْقُرْآنِ وَ الصَّلَاةَ عَلَى النَّبِيِّ فَإِنَّ الصَّلَاةَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ عَشْرُ حَسَنَات.[۱]ترجمه حدیث: امام حسن عسكري (صلوات الله عليه) خطاب به شیعیان خود فرمودند: زیاد به یاد خدا باشید و بسیار به یاد مرگ باشید و فراوان تلاوت قرآن کنید و بر پیامبر (صلّی الله علیه وآله و سلّم) زیاد صلوات بفرستید. پس بی‏شک هر صلوات بر پیامبر (صلّی الله علیه وآله و سلّم) ده حسنه محسوب می­شود.شرح حدیث: در روايت مفصّلي، امام حسن عسكري(صلوات الله عليه) خطاب به شيعيانشان فرمودند: «أَكْثِرُوا ذِكْرَ اللَّهِ وَ ذِكْرَ الْمَوْت»؛ زياد ذكر خدا بگویيد، زیاد به ياد خدا باشيد و بسیار به ياد مرگ باشيد. باید توجّه داشت که هم یاد خدا و هم یاد مرگ براي انسان نقش سازندگي دارد. انسان آن‏گاه كه ـ‏نعوذبالله‏ـ دست‏خوش غَفَلات و مرتكب خطایا مي­شود،‌ جهتش اين است که خدا را فراموش كرده است و مردن را! اين‏طور نيست؟! اگر انسان به ياد خدا باشد، ‌اگر انسان به ياد موت باشد، هيچ‏وقت اين‏طور متهوّرانه گناه نمي­كند. لذا امام عسکری(علیه السلام) در اين روايت خطاب به شيعيانشان فرمودند زياد به ياد خدا باشيد و زياد به ياد مرگ باشيد. چرا که هر دوی اينها، هم انسان را از گناه باز می­دارد و هم از آن طرف، انسان را به سوي اطاعت خدا مي‏كشاند.«وَ تِلَاوَةَ الْقُرْآنِ»؛ قرآن هم زياد تلاوت كنيد. قرآن كلام الله است و اين كلام الهي اثرش اين است كه انسان را حفظ مي­كند. بعد حضرت مي­فرمايد: «وَ الصَّلَاةَ عَلَى النَّبِيِّ»؛ و زیاد بر پيغمبر اكرم (صلّي الله عليه و آله و سلّم) درود بفرستید. زياد صلوات بفرستید. چرا؟ «فَإِنَّ الصَّلَاةَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ عَشْرُ حَسَنَات». يعني به واسطه هر يك صلوات، دَه حسنه براي انسان نگاشته مي­شود.اين برای انسان، يك جنبه ذخيره­اي است. آنهايي كه دنبال اين هستند كه حسنات را ذخيره كنند، ‌از بهترين ذكرها برای این کار صلوات است. ما اذكار زيادی داريم؛ ولي در بين اذكار، ذکر صلوات غير مسأله ذخيره حسنه بودنش – که در این روایت هم اشاره شد – خودش کاربرد دارد و گره‏گشا است. ما در بين اذكار دو ذكر داريم كه اينها سرآمد اذكار هستند. و آن دو عبارت از «صلوات» و «استغفار» است. اين دو ذکر كاربرد گره‏گشايي دارند.حتي من اين را مي­خواستم اشاره كنم كه گاهي هم اگر سقفي براي صلوات مي­گذارند، خيال نكنيد كه رعايت آن سقف عددي‏اش، ‌مدخليّت زيادی داشته باشد. نه!‌ اين‏گونه نيست. من این را از بزرگان به یادگار دارم که دنبال اين نباشيم که در صلوات رقم و عدد بياوريم. بله رقم‏ها و سقف‏هایی که گذاشته شده سر جاي خودش درست است؛ امّا خود اين ذكر صلوات في‏نفسه گره‏گشايي دارد و سوای حسنه بودنش، از آن طرف ذکر صلوات از نظر گره گشايي‏اش در كارهاي انسان اثر وضعي دارد. ذکر صلوات یک چنین کاربردی دارد.[۲] [۱]. بحارالانوار، جلد ۷۵، صفحه ۳۷۲ - تحف العقول، صفحه ۴۸۸ ]]> آیت‌الله مجتبی تهرانی Wed, 31 Dec 2014 08:45:44 GMT http://tabeshekosar.ir/vdch-wnz.23n--dftt2.html توصیه های حاج آقا مجتبی تهرانی درباره نماز http://tabeshekosar.ir/vdccm1qs.2bqpm8laa2.html به گزارش تابش کوثر  مرحوم آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی (رضوان ا..علیه) ،در کتاب توضیح المسائل خود درباره نماز ، به نکات مهمی اشاره کرده و به شرح زیر می نویسند: نماز، مهمترين اعمال دينى است كه اگر قبول درگاه خداوند عالم شود، عبادت‏هاى ديگر هم قبول مى‏شود و اگر پذيرفته نشود اعمال ديگر هم قبول نمى‏شود.همان طور كه اگر انسان شبانه‏روزى پنج نوبت در نهر آبى شست وشو كند، چرك در بدنش نمى‏ماند نمازهاى پنجگانه هم انسان را از گناهان پاك مى‏كند.سزاوار است كه انسان نماز را در اول وقت بخواند و كسى كه نماز را پست و سبك شمارد، مانند كسى است كه نماز نمى‏خواند.پيغمبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم فرمود: كسى كه به نماز اهميت ندهد و آن را سبك شمارد سزاوار عذاب آخرت است.روزى حضرت در مسجد تشريف داشتند، مردى وارد مسجد و مشغول نماز شد و ركوع و سجودش را كاملاً به جا نياورد، حضرت فرمودند: اگر اين مرد در حالى كه‏نمازش اين طور است از دنيا برود، به دين من از دنيا نرفته است پس انسان بايد مواظب باشد كه به عجله وشتابزدگى نماز نخواند ودر حال نماز به ياد خدا و با خضوع و خشوع و وقار باشد، و متوجه باشد كه با چه كسى سخن مى‏گويد و خود را در مقابل عظمت و بزرگى خداوند عالم بسيار پست و ناچيز ببيند.اگر انسان در موقع نماز كاملاً به اين مطلب توجه كند، از خود بى خبر مى‏شود، چنانچه در حال نماز تير را از پاى مبارك امير المومنين عليه السلام بيرون كشيدند و آن حضرت متوجه نشدند، و نيز بايد نمازگزار توبه و استغفار نمايد و گناهانى كه مانع قبول شدن نماز است، مانند حسد، كبر، غيبت، خوردن حرام، آشاميدن مسكرات و ندادن خمس و زكات؛ بلكه هر معصيتى را ترك كند.همچنين سزاوار است كارهايى كه ثواب نماز را كم مى‏كند به جا نياورد، مثلاً در حال خواب آلودگى و خوددارى از بول به نماز نايستد، و در موقع نماز به آسمان نگاه نكند و نيز كارهايى كه ثواب نماز را زياد مى‏كند به جا آورد، مثلاً انگشترى عقيق به دست كند و لباس پاكيزه بپوشد و شانه و مسواك كند و خود را خوش بو نمايد. ]]> آیت‌الله مجتبی تهرانی Wed, 05 Nov 2014 23:05:40 GMT http://tabeshekosar.ir/vdccm1qs.2bqpm8laa2.html سیره عملی آیت الله آقا مجتبی تهرانی بررسی می شود http://tabeshekosar.ir/vdccmsqs.2bqii8laa2.html به گزارش تابش کوثر به نقل از خبرگزاری مهر برنامه امروز عصر ضیافت که به مناسبت ماه رمضان از شبکه قرآن پخش می شود امروز به بررسی شخصیت اخلاقی آیت الله آقا مجتبی تهرانی می پردازد. این برنامه امروز با حضور محسن اسماعیلی عضو حقوقدان شورای نگهبان و یکی از شاگردان حاج آقا مجتبی تهرانی برگزار خواهد شد. ضیافت ویژه برنامه افطار شبکه قرآن و معارف سیماست که در آن به صورت زنده ساعت ۱۹ با حضور بستگان و شاگردان علمای برجسته جهان اسلام، سیره عملی آنان بازگو می شود. ]]> آیت‌الله مجتبی تهرانی Sat, 19 Jul 2014 14:45:25 GMT http://tabeshekosar.ir/vdccmsqs.2bqii8laa2.html مومن پنج نشانه دارد http://tabeshekosar.ir/vdcb.0baurhbssiupr.html رسانه الکترونیکی تابش کوثر - آیت الله العظمی مجتبی تهرانی - حدیث ۹۱/۰۴/۲۱روی عن علی بن الحسین (علیهما‌السلام) قال:«عَلَامَاتُ الْمُؤْمِنِ خَمْسٌ: الْوَرَعُ‌ فِي‌ الْخَلْوَةِ وَ الصَّدَقَةُ فِي الْقِلَّةِ وَ الصَّبْرُ عِنْدَ الْمُصِيبَةِ وَ الْحِلْمُ عِنْدَ الْغَضَبِ وَ الصِّدْقُ عِنْدَ الْخَوْفِ.» روایتی از امام زین العابدین(صلوات‌الله‌علیه) منقول است که حضرت فرمودند: مؤمن پنج نشانه دارد.[۱] اوّل؛ «الْوَرَعُ‌ فِي‌ الْخَلْوَةِ»، مؤمن حالت کناره‌گیری از گناه دارد، آن هم در موقعی که غیر از خدا حاضر و ناظری نیست. اگر کسی در عَلَن معصیتی را ترک کند، مثلاً شرب خمر نکند یا نعوذ بالله با نامحرم نامشروع برقرار نکند، خوب است، امّا این ترک گناه در عَلَن، گویای این نیست که این فرد به‌اصطلاح ایمان قوی داشته باشد.اگر در جایی که جز خدا کسی نبود،‌ گناه را ترک کرد، آنجا معلوم می‌شود که ایمان در قلب او رسوخ کرده است و به تعبیر اهلش اعتقاد، از واردات قلبیّه او شده است، چون جز خدا هیچ‌کس را حاضر و ناظر نمی‌بیند و خودش را در محضر الهی می‌بیند؛ لذا این ترک گناه خیلی ارزشمند است.دوم؛ «وَ الصَّدَقَةُ فِي الْقِلَّةِ»؛ وقتی مؤمن تنگ دست است، به مقدار توانش در راه خدا انفاق می‌کند و صدقه می‌دهد. این مورد نیز گویای این است که وابستگی مؤمن به خدا از نظر درونی قوی است. چون آن کسی که دستش خالی نیست بلکه از امور مادّی پر است و فراوان دارد، اگر چهار سنّار هم به این و آن کمک کند، خوب است، امّا خیلی هنر نکرده است. چرا؟ چون دستش پر است. اگر کمکی هم کند، چیزی از او کم نمی‌شود. اگر آنجایی که می‌بینی از تو کم می‌شود و نسبت به امور دنیایی تعلّق داری، آنجا انفاق کردی ارزش دارد، «وَ الصَّدَقَةُ فِي الْقِلَّةِ».سوم؛ «وَ الصَّبْرُ عِنْدَ الْمُصِيبَةِ»، آنگاه که مصیبتی متوجّه مؤمن می‌شود، صبر می‌کند، تحمّل می‌کند، نعوذ‌بالله زبان به شکایت از خداوند نمی‌گشاید. این صبر کاشف از این است که رابطه اش باخدا رابطه‌ای معنوی و قوی است، «وَ الصَّبْرُ عِنْدَ الْمُصِيبَةِ»، این عمل ارزشمند است.چهارم؛ «وَ الْحِلْمُ عِنْدَ الْغَضَبِ»، حلم یعنی بردباری، آنگاه که نیروی خشمش برانگیخته می‌شود و عصبانی می‌شود، خودش را کنترل می‌کند و این حلم و بردباری کشف از ایمان او می‌کند. مؤمن هنگام خشم جلوی خودش را می‌گیرد تا خشم و غضبش افسار گسیخته نباشد. این هم یکی از نشانه‌های مؤمن بود.پنجم؛ «وَ الصِّدْقُ عِنْدَ الْخَوْفِ»، معمولاً‌ کسانی‌که مبتلا به دروغگویی می‌شوند، به خاطر یکی از این دو چیز است: یا جلب منفعت است یا دفع ضرر، ریشة دروغگویی این‌دو هستند. شخص چون می‌ترسد که منفعتی را از دست بدهد، دروغ می‌گوید. مثلاً مشتری آمده، برای آنکه نکند از دستش بدهد به او دروغ می گوی ، از خوف اینکه منفعتی را از دست بدهد دروغ می‌گوید، یا از آن‌طرف، از اینکه ضرری متوجّه‌اش شود، بیم دارد. آنجا خوف از دست رفتن منفعت بود، این یکی خوف از جلب ضرر است، لذا دفع ضرر هم علّت متوسّل شدن به دروغ می‌باشد. اوّلی جلب منفعت بود، دوّمی دفع ضرر. «وَ الصِّدْقُ عِنْدَ الْخَوْفِ». آنجایی که مؤمن بیم دارد نفعی از دستش برود یا ضرری متوجّه‌اش شود، بازهم راست می‌گوید. لذا حضرت پنج مورد از نشانه‌های خیلی مهمّی مؤمن را فرمودند و اگر انسان واقعاً‌ دارای این خصلت‌ها باشد، از نظر ایمانی بهترینِ افراد است.بحار الانوار ج‌۶۴ ص۲۹۳چهار شنبه ۲۱ تیر ۹۱ – ۲۱ شعبان ۱۴۳۳[۱] . ما راجع به نشانه های مؤمن و علامات مؤمن روایات بسیار داریم و تعداد زیادی هم در آن شمارش شده. در این روایت حضرت پنج‌تایش را مطرح می فرماید. ]]> Wed, 21 Aug 2013 08:19:00 GMT http://tabeshekosar.ir/vdcb.0baurhbssiupr.html