رسانه الکترونيکی تابش کوثر - آخرين عناوين حضرت فاطمه زهراسلام الله علیها :: نسخه کامل http://tabeshekosar.ir/ Fri, 22 Sep 2017 04:15:16 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://tabeshekosar.ir/skins/default/fa/yazahra96/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط رسانه الکترونيکی تابش کوثر http://tabeshekosar.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام رسانه الکترونيکی تابش کوثر آزاد است. Fri, 22 Sep 2017 04:15:16 GMT حضرت فاطمه زهراسلام الله علیها 60 طرح ختم قرآن کریم به مناسبت ولادت سیده زنان عالم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها http://tabeshekosar.ir/vdchq-nk.23n-mdftt2.html إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ كِتَابَ اللّه ِ وَ أَقَامُوا الصَّلاةَ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرّا وَ عَلاَنِيَةً يَرْجُونَ تِجَارَةً لَنْ تَبُورَ»«همانا كسانى كه كتاب خدا را تلاوت مى كنند و نماز را به پاى مى دارند و از آنچه روزيشان كرده ايم، در نهان و آشكار، انفاق مى كنند، اميد به تجارتى بسته اند كه هرگز كساد نمى شود»سوره فاطر آیه ۲۹رسانه الکترونیکی تابش کوثر از محبین اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام دعوت می کند تا به مناسبت ولادت سیده زنان عالم  در طرح ختم قرآن کریم هدیه به حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا سلام الله علیها شرکت کنندبرای شرکت در این طرح لطفا تعداد صفحاتی را که می خواهید تلاوت کنید در بخش نظرات (در انتهای این خبر ) به همراه شماره تماستان بفرستید تا صفحات مدنظر برای شما پیامک شود . (توجه : پیام درج شده شما در بخش نظرات در سایت منتشر نمی شود ) همچنین  عزیزانی که در شبکه اجتماعی تلگرام  عضو هستند می توانند تعداد صفحاتی را که می خواهند تلاوت کنند در تلگرام به شماره 09218912928 ارسال کنند. به عنوان نمونه ، شما پیام زیر را برای ما در بخش نظرات انتهای این خبر یا تلگرام  ارسال می کنید تا ظرف 24 ساعت پاسخ تابش کوثر برای شما ارسال شود : با سلام ، برای شرکت در طرح ختم قران هدیه به حضرت زهرا می خواهم 5 صفحه از قرآن کریم را تلاوت کنم از شرکت کنندگان عزیز می خواهیم که به این نکات توجه فرمایند :۱- در کنار نیات خود ، سلامتی و تعجیل در فرج حضرت بقیه الله ارواحنا له الفدا را مدنظر داشته باشید۲-طرح ختم قرآن کریم هدیه به حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها به مدت چهل روز  از دوشنبه 30  اسفند  ماه شروع می شود و در پایان روز جمعه 8 اردیبهشت ماه به اتمام می رسد و شرکت کنندگان می بایست در این مدت تلاوت صفحاتی را که اعلام کرده اند به اتمام برسانند که گفتنی است مسئولیت شرعی و اخلاقی آن به عهده شرکت کننده می باشد۳- تعداد ختم قرآن کریم در این دوره یک ماهه بستگی به شرکت مخاطبین عزیز در این طرح دارد ۴- اگر درباره طرح ختم قرآن کریم سوالاتی دارید اینجا را کلیک کنیدرسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله : علَيكَ بقِراءةِ القرآنِ ؛ فإنّ قِراءتَهُ كَفّارةٌ للذُّنوبِ ، و سَترٌ في النارِ ، و أمانٌ مِن العذابِپيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمودند : بر تو باد خواندن قرآن؛ زيرا خواندن آن كفّاره گناهان است و پرده اى در برابر آتش و موجب ايمنى از عذاببحار الأنوار: ۹۲/۱۷/۱۸. ]]> حضرت فاطمه زهراسلام الله علیها Mon, 20 Mar 2017 17:23:40 GMT http://tabeshekosar.ir/vdchq-nk.23n-mdftt2.html ولایت صدیقه طاهره سر الله است /ذکر خاطره ای از آیت الله بهاءالدینی درباره توسل به حضرت زهرا http://tabeshekosar.ir/vdchv-nk.23n-idftt2.html آیت الله مبشر کاشانی به مناسبت خجسته میلاد با سعادت کوثر نبی اکرم ، حضرت زهرا سلام الله علیها در گفتگو با تابش کوثر گفت : بعضی از مفسرین در  آیه شریفه  لَقَد كانَ لَكُم في رَسولِ اللَّهِ أُسوَةٌ حَسَنَةٌ (1)   فی رسول الله به معنای سیره رسول الله تفسیر کردند که در سیره نبی اکرم یا در دین نبی اکرم اسوه حسنه است و شاید این معنا و تفسیر هم باشد که  لکم فی رسول الله یعنی در نسل و ذریه رسول الله اسوه حسنه است که صدیقه طاهره اولین اسوه حسنه در بین ذریه رسول الله است.معظم له در ادامه افزود : اسوه به کسی می گویند که بتواند از حیث معنوی رهبریت انسان را به عهده داشته باشد  و از حیث عملی الگو باشد و اقتدای به او انسان را به اوج کمال برساند و اینکه در دعا می گوییم رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَفِی الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ (2). اگر حسنه در دنیا باشد و در آخرت نباشد ، حسنه کامله نیست و اگر در آخرت باشد و در زندگی دنیا نباشد باز هم کامل نیست لذا اگر هم در دنیا و هم در آخرت حسنه باشد این حسنه کامله است.صدیقه طاهره است که اسوه حسنه جامع کامل  است حضرت آیت الله مبشر کاشانی با بیان اینکه آیات قرآن هفتاد بطن و معنا دارد اظهار کرد : به نظر می رسد یکی از بطن های آیه شریفه می تواند این باشد که در ذریه رسول الله و نسل آن حضرت اسوه حسنه است و برترین آنها صدیقه طاهره است که اسوه حسنه جامع کامل  است . یعنی هم در دنیا و هم در آخرت حسنه خواهد بود .ایشان افزودند :  در تفسیر آیه شریفه رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَفِی الآخِرَةِ حَسَنَةً آمده که مراد از حسنه ولایت امیرالمومنین علیه السلام  و حب محمد و آل محمد است  که از خدا می خواهیم که هم در دنیا حب و محبت محمد و آل محمد و هم در آخرت همین حب و معرفت نصیب ما کند  چون حب و معرفت امیرالمومنین علیه السلام  در آخرت و تا ابد هم برای ما مفید و موثر خواهد بود و این طور نیست که فایده معرفت امیرالمومنین و سایر اهل ییت عصمت و طهارت فقط  برای ورود به بهشت باشد بلکه  تا ابد معرفت امیرالمومنین برای درجات بالاتر و برتر و بقای کامل در بهشت و لذات معنوی که در ان خواهد برد ، موثر است .فاطمه زهرا اسوه علی شناسی است این مدرس عالی حوزه با بیان اینکه رابطه بین این دو حسنه که یکی مراد از حسنه ولایت امیرالمومنین و دیگری  اسوه حسنه است ، تشریح کرد : فاطمه زهرا در بحث معرفتی و حبی ولی ، اسوه است یعنی کسی به اندازه ایشان امیرالمومنین نشناخت و به اندازه فاطمه زهرا به امیرالمومنین عشق نورزید و در آن عصر و زمان بعد از نبی اکرم هیچ یک از صحابه به اندازه فاطمه زهرا نه عارف به حق امیرالمومنین و نه عاشق به امیرالمومنین بود . پس فاطمه زهرا اسوه علی شناسی است .ایشان افزودند : در حدیث کساء می بینیم وقتی امیرالمومنین وارد منزل می شود و سلام می دهد حضرت صدیقه طاهره پاسخ می دهد السلام علیک یا امیرالمومنین و با عنوان پسر عمو خطاب نمی کند و می گوید یا امیرالمومنین تا به فرزندان هم آموزش بدهد که اگر پدر هم هست باید بگویید امیرالمومنین که این معرفت به ولی نشان می دهد زیرا صدیقه طاهره مستغرق در حب و معرفت امیرالمومنین بود .کوثر یعنی ذاتی طاهر و مطهرحضرت آیت الله مبشر کاشانی با بیان اینکه خداوند می فرماید ما به تو کوثر دادیم ، گفت : تعریف  کوثر  مثل تعریف آب است یعنی ذاتی طاهر و مطهر ، کوثر موجودی است که در کثرت معرفت و محبت بی نهایت است و این چشمه معرفت و محبت معطی معرفت و محبت است.یعنی اگر کسی می خواهد در علی شناسی  قوی شود توسل به صدیقه طاهره داشته باشد.ایشان افزودند : حسنه دنیا و آخرت هم توسط کوثر داده می شود. درجاتی که در بهشت به انسان ها داده می شود  بر اساس درجاتی است  که توانسته عارف به کوثر باشد و از کوثر بهره مند شود . بنابراین در این دنیا اگر بخواهد سیر درجات معنوی داشته باشد مضاف بر اینکه مشکلاتش هم برطرف شود باید به کوثر متوسل شود و از چشمه کوثر در این دنیا با توسلات بنوشد یعنی معرفت و محبت صدیقه طاهره را درک  و در وجودش تجلی کند.معرفت و محبت صدیقه طاهره ، معرفت و محبت کامل جامع   استاین مدرس عالی حوزه با بیان اینکه حب صدیقه طاهره سلام الله علیها ،  حب جامع بین حب النبی و حب الولی و حب الائمه است ، اظهار کرد :  اگر کسی مستغرق در حب صدیقه طاهره شود ،  مستغرق در حب امیرالمومنین و امام زمان  هم خواهد شد ولی عکس آن صادق نیست یعنی ممکن است کسی امام رضا را دوست داشته باشد و نسبت به امام نهم اینطور نباشد و  هشت امامی شود و می بینید که هفت امامی و هشت امامی داریم ، معرفت و محبت صدیقه طاهره ، معرفت و محبت کامل جامع   است یعنی اگر عارف به صدیقه طاهره باشید عارف به پیامبر و امیرالمومنین و ائمه اطهار  هستید ولایت صدیقه طاهره سر الله استایشان افزودند : از همین جهت است که عرض کردم ولایت صدیقه طاهره سر الله است و یکی از اسرار سر الله بودنش این است که ولایت او ولایت جامع  و حب او حب جامع است و لذا در توسلات می گوییم  يَا مَوْلَاتِي يَا فَاطِمَةُ أَغِيثِينِي و از جهت ولایت حضرت وارد می شویم یعنی  من ولایت تو را پذیرفته ام و معتقد هستم تو بر من  ولی هستی و ولایت تو ولایت جامع و کامل است و وقتی ولایت کامل جامع  باشد  می توانیم به او استغاثه کنیم و کمک بگیریم .حضرت آیت الله مبشر کاشانی با بیان اینکه ولایت کامل جامع  یعنی اینکه  ولایت همه صاحبان ولایت از انبیاء و مرسلین و ائمه هدی در او جمع است و این سری است از اسرار الهی که او جامع ولایت هاست و خدا این را مستور کرد چون خلق نمی توانستند ولایت جامع حضرت صدیقه طاهره را درک کنند .منزلت صدیقه طاهره پس از منزلت پیامبر اکرم و امیرالمومنین برترین منزلت هاست و ما مقامی افضل از صدیقه طاهره در کره زمین بعد از پیامبر و امیرالمومنین نداریم که  اگر در این زمینه در روایات و کلام بزرگان کم بیان شده به خاطر همین سر بودنش است .معظم له در ادامه تشریح کرد : یک روز به آیت الله کشمیری گفتم در دعای اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ ، سر در اینجا چه معنایی دارد ، ایشان گفت : اگر سر را من و دیگران می دانستیم که دیگر سر نبود ، سر یعنی چیزی که نمی توانیم بشناسیم.ایشان افزودند : در عین حال به نظر بنده به احتمال قوی مراد از سر ولایت جامع صدیقه طاهره سلام الله علیهاست که دست ایشان در این دنیا بسیار قوی است . یک روز آیت الله بهاء الدینی می فرمود من فقط می دانم اگر کسی متوسل به صدیقه طاهره شود و فاطمه زهرا به امام زمان اشاره کند حاجتش را لبیک گوید و  براورده می شود هر گز امام زمان درخواست مادرش فاطمه زهرا را رد نمی کند پس اگر کسی متوسل شود چون حب و ولایتش  جامع است رسول اکرم و  دوازده امام  می گویند لبیک .معظم به در پاسخ به این سوال که چگونه  به حضرت زهرا سلام الله علیها متوسل بشویم گفت : به مدت سه روز  بعد از نماز صبح دو رکعت نماز به نیت استغاثه به حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها بخواند (به همان کیفیت نماز صبح یعنی مثل نماز صبح ) که بهتر است در رکعت اول حمد و  کافرون و در رکعت دوم حمد و توحید خوانده شود و بعد از اتمام نماز بهتر است  تسبیهات حضرت زهرا را بگوید  و بعد پیشانی بر مهر بگذارد و صد مرتبه بگوید يَا مَوْلَاتِي يَا فَاطِمَةُ أَغِيثِينِي و بعد گونه راست صورت را بگذارد و همین ذکر را صد مرتبه بگوید و سپس گونه چپ صورت را بر مهر بگذارد و صد مرتبه همین ذکر را بگوید و در نهایت مجدد پیشانی را بر مهر بگذارد و 110 مرتبهاین ذکر را بگوید که در مجموع می شود 410 مرتبه که در بعضی از کتب دیدم  بهترین وقت این استغاثه بعد از نماز صبح است البته در زمان های دیگر هم می شود خواند ولی بهترین استغاثه به صدیقه طاهره بعد از نماز صبح است و بعضی فرمودند سه روز دق الباب کنید  حتما عنایت می کند و حاجت می گیرید.پی نوشت:1) لَقَد كانَ لَكُم في رَسولِ اللَّهِ أُسوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَن كانَ يَرجُو اللَّهَ وَاليَومَ الآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثيرًا مسلّماً برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی بود، برای آنها که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد می‌کنند. سوره الأحزاب آیه ۲۱2) رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَفِی الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ «و بعضى می‌گویند: پروردگارا! به ما در دنیا نیکى عطا کن! و در آخرت نیز نیکى مرحمت فرما! و ما را از عذابِ آتش نگاه دار!». سوره بقره آیه 201 ]]> حضرت فاطمه زهراسلام الله علیها Sun, 19 Mar 2017 14:13:38 GMT http://tabeshekosar.ir/vdchv-nk.23n-idftt2.html کوثر به معنی حب جامع و معرفت جامع است http://tabeshekosar.ir/vdcj.vetfuqe88sfzu.html رسانه الکترونیکی تابش کوثر - خدا را شاکریم که توفیقی نصیبمان شد و به خدمت حضرت آیت الله مبشر کاشانی رسیدیممعظم له در زمینه عرفان و معرفت حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا سلام الله علیها به نسبت خدا و ولی خداگفت : معرفت حضرت زهرا در حدی بود که به نسبت ولی خدا خودش را فانی در ولی الله اعظم که امیرالمومنین باشد قرار داد و این نشان دهنده این است که در اوج معرفت به ولی خدا قرار دارد و به ملازمه در اوج معرفت الرسول و معرفت الله است . ایشان در ادامه پیرامون معرفت ما نسبت به حضرت زهرا سلام الله علیها گفت : آنچه در قرآن در توصیف مقامات حضرت زهرا سلام الله علیها آمده مثل سوره کوثر ، بخشی از سوره قدر ، آیه مباهله و سوره هل اتی و آیات دیگر که به معرفت صدیقه طاهره ارتباط دارد و به ما کمک می کند تا عرفانمان قوی تر و بیشتر بشود ، باید به آن آیات رجوع کنیم. در سوره کوثر مراد از کوثر شخص صدیقه طاهره است . هرچه در شناخت کوثر معرفتمان بیشتر بشود باز هم به نسبت معرفت این شخصیت عظیم الشان که در عالم خلقت علت الوجود است یعنی اهل بیت عصمت و طهارت از جمله صدیقه طاهره علت الوجودند که عالم هستی به طفیل او به وجود آمده و یکی از معانی کوثر هم همین است که کوثر یعنی چشمه هستی ، هستی جهان را آفریده لولا فاطمه لما خلقتکما که ادامه حدیث لولاک لما خلقت الأفلاک و لولا علی لما خلقتک و لولا فاطمه لما خلقتکما برای همین علت الوجود بودن و علت موجده بودن حضرت صدیقه طاهره نسبت به عالم هستی کفایت می کند .مکتب فاطمی یک مکتبی است که انسان را به اوج عرفان می رساندایشان در ادامه افزود : و یکی از معانی کوثر این است که آنچه افاضات باید از طرف حق تعالی به وسیله حجت خدا به خلق بشود منبع آن صدیقه طاهره است یعنی افاضات فیض حق تعالی تنزل می کند در مرحله و در رتبه فاطمه زهرا و از رتبه فاطمه زهرا به امامان و از رتبه امامت به خلق می رسد .بنابراین واسطه اولیه پیامبر و امیرالمومنین خواهد شد و واسطه دوم صدیقه طاهره است و واسطه سوم حجت خداست . در آن دعای استغاثه که می گوییم یا محمد یا علی اکفیانی فانکما کافیان وانصرانی فانکما ناصران بعد می گوییم یا فاطمه بعد می گوییم یا صاحب الزمان در خیلی از ادعیه بعد از توسل به پیامبر و امیرالمومنین آمدیم صدیقه طاهره را واسطه قرار دادیم: یا محمد یا علی یا فاطمه یا صاحب الزمان ادرکنی و لا تدرکنی یعنی واسطه اول پیامبر و علی است ، واسطه دوم صدیقه طاهره است و واسطه سوم سایر اهل بیت هستند به خصوص حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه شریف این سه مرحله کلی و سه رتبه کلی برای وساطت است . در آیه شریفه الله نورالسماوات والارض مثل نوره کمشکاه همین وساطت را نشان می دهد که فیض خداوند تبارک و تعالی به واسطه مشکاه به عالم هستی برسد . منبع انرژی های باطنی ، منبع انوار باطنی که رشد و کمال عوالم خلقت است به وسیله مشکاه است . او مشکاه عالم هستی است و از آنجایی که قرآن بعض مفسر بعض است کوثر به یکی از معانی همان مشکاه بودن است .و مشکاه بودن عالم هستی به یک معنا همان کوثر بودن است . چون مفسر و موید یکدیگر هستند .لازمه داشتن حب و معرفت صدیقه طاهره برای نوشیدن آب حوض کوثر حضرت آیت الله العظمی مبشر کاشانی در ادامه معنای دیگری از کوثر را تشریح کرد و گفت : و یکی از معانی کوثر این است که اگر بخواهیم بعضی از آیات و روایات به هم ربط بدهیم حوض کوثر که امیرالمومنین ساقی آن است و در روز قیامت شفاعت از همان جا آغاز می شود ، این حوض از سرچشمه پر می شود و آن سرچشمه کوثر است . همیشه آبی که حوض را پر می کند از یک سرچشمه ای نشئت می گیرد (خود به خود جوشش ندارد) از یک جایی آب در حوض نشئت می گیرد ، حوضی که در قیامت همه انسان ها باید بر آن وارد بشوند بهشتیان باید بر آن وارد بشوند و از آن آب حوض باید استفاده کنند سرچشمه اش کوثر است به این معنا که اگر حب صدیقه طاهره نباشد ، اگر معرفت صدیقه طاهره نباشد کسی از آن حوض نخواهد توانست بهره بری کندایشان در ادامه تصریح کرد : امیرالمومنین صلوات الله و سلام الله علیه از آن آب حوضی که باید در قیامت به ما بنوشاند تا به کمال برسیم (چون آبی که امیرالمومنین در قیامت ساقی آن است دوتا خاصیت دارد : یک نواقص را بر طرف می کند و دو : موجبات کمال را ایجاد می کند یعنی خلقت انسان را تغییر می دهد ، خلقت نوین می شود یعنی وقتی می خواهد وارد بهشت بشود باید وجودش با وجود بهشتی تناسب پیدا کند )و اگر آن آبی که باید از دست ساقی کوثر بنوشیم ،ننوشیم هرگز نمی توانیم . انسان از اب حوضی که از سرچشمه کوثر و از حب و معرفت صدیقه طاهره پر می شود ، بنوشد تمام نواقص امکانی انسان را برطرف می کند و موجبات کمال را در وی ایجاد می کند و لیاقت از اینکه در دنیای بهشتی بتواند با آن جهان و با نعم جهان آخرت سنخیت پیدا کند و برای شفاعت لیاقت پیدا کند و مقدار مراحل کمال در بهشت به آن مقدار ی که انسان از دست ساقی کوثر بنوشد بستگی دارد. یک جرعه باشد دو جرعه باشد سه جرعه باشد همینطور به اوج کمال برسد هر چه بیشتر این معرفت را داشته باشد از ان اب کوثر بیشتر خواهد نوشید و حب صدیقه طاهره در وجودش باشد بیشتر سنخیت و لیاقت پیدا می کندکوثر به معنی حب جامع و معرفت جامع است معظم له در ادامه افزود : کما اینکه کوثر به معنی حب جامع و معرفت جامع است به این معنا که معلوم نیست کسی پیامبر(ص) را دوست داشته باشد ولی حتما علی(ع) را دوست داشته باشد، فاطمه زهرا(ع)  را دوست داشته باشد حتی ممکن است علی(ع)  را دوست داشته باشد و صدیقه طاهره (ع) را دوست نداشته باشد ولی هر کس فاطمه زهرا(ع)  را دوست دارد هم پیامبر(ص) دوست دارد هم علی بن ابی طالب (ع) وهم فرزندان ایشان علیهم السلام را دوست دارد پس حب صدیقه طاهره حب جامع است و معرفت صدیقه طاهره معرفت جامع است آنچه که باید معرفت داشته باشد با معرفت فاطمه زهرا سلام الله علیها دارا خواهد بود به تعبیر دیگر هرکس حب و معرفت خانم صدیقه طاهره فاطمه زهرا سلام الله علیها را داشته باشد کمبود معرفتی و محبتی به نسبت خدا و پیامبر و ولی الله الاعظم امیرالمومنین تا حجت بن حسن عسکری، ائمه هدی کمبودی نخواهد داشت بلکه می شود گفت حب جامع به این معناست که هر کس محب فاطمه زهرا سلام الله علیها باشد و هر کس عارف به حق حضرت زهرا سلام الله علیها باشد ، عارف به جمیع چهارده معصوم و عارف بالله و عارف به جمیع انبیاء و عارف به همه اولیا من البدو الی الخلق است یعنی اگر کسی عارف به حضرت زهرا سلام الله علیها باشد عارف به همه انسان های کمبلین عالم هستی از آدم تا خاتم است عارف به همه ی کتب الهیه است ،عارف به قرآن است ، عارف به تورات و انجیل و زبور است ،عارف به صحف ابراهیم است ،عارف به همه ی اولیاء الهی است که در خط تکاملی توحید قرار دارند، در صراط مستقیم قرار دارند ،عارف به همه مومنینی که در همه اقوال تاریخ بشریت یعنی مومنینی که در زمان موسی بودند ،مومنینی که در زمان عیسی بودند ،عارف به همه می شود ،حب جامع معناش این است و عرفان صدیقه طاهره عرفان به همه عوالم است ، عرفان بالله است عرفان به اهل بیت است ،عرفان به همه انبیاء به همه مرسلین ،عرفان به شهداست، عرفان به خط شهادت است وسیله معنوی که انسان باید پناه ببرد به خدا ، مظاهر اسمائی است.ایشان در ادامه افزود : حب و معرفت صدیقه طاهره کوثر است به این معنا که قدرت و انرژی عروج الی الله و تقرب الی الله به ما داده می شود ، ما در استغاثه به صدیقه طاهره می گوییم یا مولاتی یا فاطمه اغیثینی و یکی از توسلات ما به فاطمه زهرا همین است که بهترین راه همین است که زود هم اجابت می شود و زود هم انسان به نتیجه می رسد چند صباحی این توسل داشته باشد ، صبح ها بعد از نماز صبح دو رکعت نماز به نیت استغاثه به صدیقه طاهر ه سلام الله علیها بخواند (به همان کیفیت نماز صبح یعنی مثل نماز صبح ) و بعد از سلام نماز پیشانی را بر خاک بگذارد و صد مرتبه بگوید یا مولاتی یا فاطمه اغیثینی و بعد طرف راست صورت را بگذارد باز همین ذکر را صد مرتبه بگوید و بعدگونه چپ صورت را بر مهر بگذارد و صد مرتبه همین ذکر را بگوید و برای آخرین بار پیشانی را بر مهر بگذارد صد و ده مرتبه بگوید یا مولاتی یا فاطمه اغیثینی البته بعضی صور دیگرهم به شکل های دیگر فرمودند که جمعش می شود ۵۱۰ مرتبه ولی همین طریق بهتر است.زمانش هم بهترین زمان همین زمان صبح است و عجیب هم فاطمه زهرا حاجت می دهد و جالب اینکه او مظهر هو المغیث است. اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام مظهر هو المغیث هستند .از پیامبر تا وجود مقدس امام زمان مظاهر اسماء الله تعالی هستند ، مظاهر اسماء الحسنی هستند ویکی از اسماء الله مغیث بودن خداست که ما باید به خدا پناه ببریم و او ما را یاری فرماید، استغاثه به خداوند تبارک و تعالی در مقام مظهریت که همیشه باید به مظهریت پناه ببریم چون خود خدای تبارک و تعالی فرمود وَ لِلّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها (۲) ، أَیّاًما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى(۳)در ذیل آیه شریفه فرمودند نحن اسماء الحسنی ، ما اسماء الحسنی هستیم، یکی از اسماء الحسنی ، هو المغیث است . در اینجا می گوییم یا مولاتی یا فاطمه اغیثینی وقتی می گوییم اغیثینی یعنی تو مظهر هو المغیث هستی و ما به مظهر پناه می بریم . خود قران می فرمود وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسیلَةَ (۴) بروید دنبال وسیله ، وسیله معنوی که انسان باید پناه ببرد به خدا ، مظاهر اسمائی است. مظاهر اسمائی خداوند تبارک و تعالی بهترین وسیله توسل به خدا و بهترین وسیله تقرب به خداست و بهترین وسیله حاجت خواستن از خداوند تبارک و تعالی است . ما از خدا حاجت می خواهیم اما آنها را واسطه قرار می دهیم واسطه ، اسم هو المغیث است ، اسم خارجی و تکوینی خداوند تبارک و تعالی و مغیث ذات حضرت حق است ، خود خداوند تبارک و تعالی ذات مقدس حضرت حق مغیث است چون مسمای این اسم است لکن از اسم باید به مسمی پناه ببریم این راهی است که قرآن به ما آموخته وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسیلَةَ و فرمود : فَادْعُوهُ بِها با اسماء الله ، خدا را صدا کنید و امام صادق فرمودند نحن اسماء الله پس فاطمه زهرا به خاطر اینکه ما می گوییم اغیثینی ، مظهر هو المغیث است و مظهر ولایت تامه حضرت حق تبارک و تعالی است چون می گوییم یا مولاتیاین مرجع تقلید در ادامه گفت : با اعتقاد به اینکه ولایت تامه و ولایت مطلقه حضرت حق که به ذات دارد ،بالعرض و به جهت مظهریت اسمائی که یکی از اسماء خدا مولاست مظهر هو المولی صدیقه طاهره است کما اینکه مظهر هو المغیث اوست .ما در این نماز استغاثه با اعتقاد به دو مظهریت اسمائی صدیقه طاهره سلام الله علیها ، او را صدا می کنیم و می گوییم یامولاتی یعنی اعتقاد دارم که تو مظهر هو المولی هستی و مظهر هو المولایی یعنی اینکه ولایت مطلقه کامل کلیه ، مربوط به صدیقه طاهره است یعنی او همچین ولایتی دارد همان ولایتی که پیامبر اکرم دارد همان ولایتی که امیرالمومنین دارد همان ولایتی که سایر اهل بیت و حجت بن الحسن دارد ولایت مطلقه کامل دارد با این اعتقاد می گوییم یا مولاتی یا فاطمه اغیثینی. : و اگر بخواهیم حتی معرفتمان به حضرت زیاد بشود با همین نماز می توانیم معرفت را بخواهیم و همچنین با همین نماز می توانیم حاجات دنیویمان را هم بخواهیم.برای زیاد شدن معرفتمان به حضرت زهرا چه کار کنیم ؟معظم له در پایان و در پاسخ به این سوال که برای زیاد شدن معرفتمان به حضرت زهرا سلام الله علیها چه کار کنیم گفت : همان نماز استغاثه به حضرت زهرا را بخوانیم و بعد از حضرت به جای حاجات دنیوی معرفت حضرت را بخواهید. و برای معرفت بیشتر صلوات به حضرت هدیه کنیم صلوات هم : اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها بعدد ما احاط به علمک در یک جلسه دو رکعت نماز حاجت بخوانید و ۴۳۰ مرتبه این صلوات شریفه که مربوط به خود فاطمه زهرا است بفرستید و حاجت بخواهید ، حاجت اش براورده می شود مضافا به این که اگر این روش را ادامه بدهد رابطه حبی و معرفتی وی با حضرت بیشتر می شود.این نماز و صلوات یکی از راه های توسل به حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها که هم معرفت انسان به حضرت زیادتر می شود و هم حاجت های دنیوی امان می توانیم بگیریم ۱- سوره نور آیه ۳۵۲- سوره اعراف آیه ۱۸۰۳- سوره اسراء آیه ۱۱۰۴- سوره مائده آیه ۳۵ ]]> آیت الله مبشر کاشانی Fri, 03 Mar 2017 22:14:09 GMT http://tabeshekosar.ir/vdcj.vetfuqe88sfzu.html شرح زیبا و خواندنی حدیث لولا فاطمه لما خلقتکما http://tabeshekosar.ir/vdcb.9b5urhbw8iupr.html رسانه الکترونیکی تابش کوثر - خدارا شاکریم که توفیقی نصیبمان شد و به خدمت حضرت آیت الله العظمی گرامی رسیدیم . معظم له در تفسیر حدیث لولاک لما خلقت الأفلاک گفت : درکتاب کافی شریف در فصل حضرت زهرا سلام الله علیها یک حدیث آمده است که بعد از پیغمبر اکرم ۷۵ روز حضرت زهرا سلام الله علیها زنده بود و در این مدت جبرائیل امین می آمد و با حضرت مطالبی را درباره حوادث می گفت ، در حقیقت یک نوع وحی از باطن عالم به ظاهر عالم است روایت دوم مطلبی است که بعضی از بزرگان علمای شیعه نقل کرده اند و آن اینکه طبق حدیث قدسی خداوند به پیامبر اکرم فرمود که لولاک لما خلقت الأفلاک ، اگر تو نبودی آسمان ها را نمی آفریدم ، و لولا علی لما خلقتک ، اگر علی نبود تو را خلق نمی کردم ، ولولا فاطمه لما خلقتکما ، اگر فاطمه نبود شما دوتا را خلق نمی کردم . حدیث دوم به این تعبیر سند قوی ندارد اما به هر حال به طور مرسل یا مرفوع بعضی از علما نقل کرده اند . این حدیث آیا خلاف قواعد است یا طبق قواعد کلیه است که توضیح می دهم این مرجع تقلید در ادامه تشریح کرد : هدف از خلقت عالم ، انسان است که این معلوم است ، از نظر تاریخ که بشر به همه جا دست اندازی می کند و از همه استفاده می کند و هیچ منعی هم نرسیده و روایات و آیات هم که در این موضوع است . یک نمونه از آیات این است : سَخَّرَ لَکُمْ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ (۱) و یک نمونه از روایات : یا ابن آدم خلقت الاشیاء لاجلک و خلقتک لاجلی عالم را برای تو آفریدم و تو را برای خودم آفریدم ، پس هدف از خلقت عالم ، آدم است .ایشان در ادامه با طرح این پرسش که هدف از خلقت انسان چیست ؟ فرمود: به نظرم نوشته ای که ما قدیما به نام خدا در نهج البلاغه را داشتیم ، اگر حافظه ام یاری کند هفت نظریه را آنجا داریم که برای هدف از خلقت ذکر شده است ؛ که هدف از خلقت اخلاقه یا علمه یا عمله ، اخلاق فردی است یا جمعی و مطالبی در این زمینه که به نظر می رسد ، هدف از خلقت انسان ، استکمال انسان است و کمال انسان پیوستن به وجود برتر و وجود بالاتر که بالاتر از انسان فقط خدا است ، اینکه در بعضی از آیات کریمه قران دارد که ما انسان را بر کثیری از مخلوقات برتری دادیم ، نمی گوید بر همه مخلوقات به خاطر این است که فرشته در مقام ذات افضل از انسان هستند یعنی چون فرشتگان مبتلای به قوای شهویه و غضبیه نیستند پس در مقام ذات نورانی ترند ولی در مقام فعل انسان ها می توانند خیلی بالاتر از ملائکه و فرشتگان برسد . همه می دانیم که پیامبر اکرم در سفر معراج به جاهایی رفت که جبرائیل نمی توانست به آنجا برود جبرائیل نمونه بزرگ عالم فرشتگان است که قرآن هم در تعبیر ما می گوید مُطاعٍ ثَمَّ أَمِینٍ ﴿۲﴾ جبرائیل در آن عالم مورد اطاعت تمام فرشتگان و همه موجودات آنجا است ، پس الگوی تمام فرشتگان جبرائیل است و در انسان ها هم الگوی تمام انسان ها پیغمبر خاتم است و پیغمبر از جبرائیل جلو زد و جبرائیل نتوانست به آنجا برود .بنابراین در مقام عمل و فعل فرشتگان بالاتر از انسان نیستند بلکه بالاتر از انسان فقط خداست ایشان در ادامه افزود : پس هدف از خلقت انسان می شود کمال و کمال انسان پیوستن به وجود خداست و پیوستن به وجود خدا برنامه می خواهد و بدون برنامه امکان ندارد ، برنامه اش هم سخت است و هم هر کسی این برنامه را نمی داند ، انسان ها برنامه زندگی روزمره خودشان را هم نمی دانند ، دائما مجالس شورا و مصلحتی کل کشور های عالم که وقتی پیشرفته می شوند و مجالس شورا دارند دور هم می نشینند و مشورت می کنند و معمولا نمی توانند دقیقا آنچه را نیاز دارند بفهمند به شهادت اینکه دائما قانون وضع می کنند و عوضش می کنند و این امر نشان دهنده این است که نفهمیدند و این است که برنامه حرکتی انسان را (که برنامه سختی هم هست ) فقط خدا می تواند بدهد اوست که خالق انسان است و نیازها و احتیاجات انسان را میداند ؛ فقط اوست و دیگری نمی داند. قران تعبیرش این است یا أَیُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّکَ کادِحٌ إِلى رَبِّکَ کَدْحاً فَمُلاقِیهِ ﴿۳﴾ بشر می خواهی به خدا برسی آسان نیست سخت است عمل سخت و برنامه سخت و این برنامه سخت را فقط خدا می تواند بدهد خداوند به وسیله همه انبیاء برنامه هایی را فرستاده اما اکمل همه برنامه ها ، برنامه هایی است که در ختم نبوت پیغمبر اکرم است و او خاتم انبیاست و ان برنامه اکمل همه برنامه هاست .اگر پیغمبر اکرم نبود عالم خلق نمی شداین مدرس عالی حوزه های علمیه افزود : برنابراین هدف از خلقت عالم ، انسان است و هدف از خلقت انسان خدا است و انسان برای رسیدن به خدا برنامه می خواهد و این برنامه را خدا به انسان داده است که در ختم انبیاء مهمترین برنامه است که برنامه اسلام نام دارد. پس اگر پیغمبر اکرم نبود عالم خلق نمی شد . برای اینکه عالم برای انسان است و انسان برای وصل به خداست ، وصل به خدا برنامه می خواهد و برنامه هم به وسیله پیغمبر اکرم به دست انسان ها رسید پس اگر پیغمبر اکرم نبود عالمی نبود برای اینکه هدف این است . پس هدف نبوت پیغمبر اکرم است ولی از طرف دیگر ، نبوت متن قانون است و قانون بدون اجرا که فایده ای ندارد ، اگر قانونی بیاورند ولی هرگز قابل اجرا نباشد یا مجری برایش نگذارند این خاصیتی ندارد عینا مثل این است که نسخه پزشک را بگیرد و چه بسا با صدای خوب هم بخوانید ولی عمل نکنید هیچ خاصیتی ندارد ، اجرا یعنی مقام امامت بنابراین پس اگر مقام امامت نباشد قانون بدرد نمی خورد ، معنایش این است که اگر حضرت علی نبود پیغمبر فایده ای نداشت . ایشان در ادامه تصریح کرد : حضرت علی به مقام امامت و اجرا اشاره است ، البته پیغمبر اکرم هم امامت داشته است پیغمبر اکرم هم پیغمبر بوده است هم امام . در زمان پیغمبر مدیریت و اجرای جامعه به وسیله خود پیغمبر بود اما عملا وقتی می خواهیم از پیغمبر نام ببریم به عنوان پیغمبر نام می بریم نمی گوییم امام بنابراین تجلی نام پیغمبر اکرم در نبوت است چنانجه تجلی نام مولا علی علیه السلام در امامت است پس در نتیجه اگر آدم نبود عالم نبود اگر پیغمبر نبود آدم نبود و اگر امامت نبود ، نبوت نبود برای اینکه هدف از نبوت اجرا است و اگر امامت نبود ، نبوت هم نبود. حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها الگوی برنامه های کامل ترین برنامه نبوت استحضرت آیت الله العظمی گرامی در ادامه گفت : حالا این برنامه استکمالی که خداوند به وسیله انبیاء و مهمترینش پیغمبر خاتم فرستاده و برای آن مجری هم معین کرده اند و پیغمبر اکرم ، حضرت علی علیه السلام و بعدا هم همه ائمه اطهار در مقام امامت ، حال آیا الگویی هم داریم که یک نفر در کل عالم بشود الگوی برنامه های کامل ترین برنامه نبوت که برنامه اسلام است . ادعای ما این است این الگو در کل عالم خلقت یک نفر و آن هم فاطمه زهرا سلام الله علیها بود . به دلیل اینکه برنامه های استکمالی که خداوند به وسیله پیغمبر خاتم فرستاده این برنامه ها از قبل از تولد شروع می شود یعنی می گویند پدر در غذای خودش و در افکار خودش در هنگام آمیزش مراقب باشد و زن در دوران حمل و در دوران شیردادن بچه چطور عمل کند و در مورد تربیتش چگونه تربیت بشود ، این برنامه به طور اکملش فقط در مورد حضرت زهرا سلام الله علیها بوده است البته به عنوان یک الگوی تامی که در این عالم برای افراد معمولی قابل پیاده شدن نیست ولی می خواهد دورنمایی نشان بدهد که ما یک همچنین چیزی می خواهیم . حالا به مقداری که می توانید بیاورید . بسیاری از حوادث دنیا را خداوند فراهم کرده برای اینکه انسان تضرع به خدا پیدا بکندایشان در ادامه تشریح کرد : پیغمبر اکرم مامور می شود که چهل روز از خدیجه فاصله بگیرد . یعنی در عبادت است و در مسجد معتکف است ، خود اعتکاف عبادت است ،عبادتی که آنجا مشغول است عبادت فوق عبادت است . دستوری هم که از طرف خداوند رسید که چهل روز پیش خدیجه نرود و خود این امر هم برای هر دو آنها یک قدری سوال انگیز است که چرا به جدایی مامورشدند . خود این حالت تضرع می اورد اصلا بسیاری از حوادث دنیا را خداوند فراهم کرده برای اینکه انسان تضرع به خدا پیدا بکند وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا إِلى أُمَمٍ مِنْ قَبْلِکَ فَأَخَذْناهُمْ بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرّاءِ لَعَلَّهُمْ یَتَضَرَّعُونَ (۴) ما مردم را مبتلای به سختی و آسانی و همه برنامه ها را می آوریم بلکه اینها متوجه به خدا بشوند حالا پیغمبر اکرم مامور شد که چهل روز فاصله بگیرد همین چهل روز عبادت ، آن هم در مسجد و اعتکاف و خانه خدا آن هم در مسجد الحرام تا ببینیم دستور چیست بعد شب چهل روز برای پیامبر اکرم غذا آوردند و چه غذایی نه اینکه فقط حلال است و نه فقط طیب و طاهر است بلکه غذایی است از بهشت و بهترین غذا و آن هم سیب .خود سیب معطر ، آن هم سیب بهشتی ، دست بشر به آن نخورده که حلال و حرام مخلوط بشود ، جبرائیل هم آورنده است ایشان در ادامه افزود : در سوره بقره و در آیه آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَیْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ تا آخر می گوید مومنین نه فقط ایمان به خدا دارند بلکه ایمان به برنامه های استکمال و نبوت و فرشتگان و کتب هم دارند ، فرشتگان یعنی واسطه ها یعنی ما نه فقط متن قانون را بلکه واسطه ها را هم حساب می کنیم .حالا غذای بهشتی را خدا درست کرده است ، خداوند ایجاد کننده ، محل ایجاد بهشت ، واسطه هم بدانیم چه کسی است (دست نخورده باشد) ، واسطه هم جبرائیل ،آنوقت این غذا را برای پیغمبر اکرم آوردند : یا رسول الله این غذا را شما باید خودت بخوری دیگری هم حتی علی در این غذا شریک نیست و بعد از این غذا پیغمبر مامور می شود نزد خدیجه کبری برود . این اصل انقعاد مرکز ولادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها است. آیا این بر هیچ پیغمبری از انبیاء الهی موفق شده است ؟ بر احدی موفق نشده است این مرجع تقلید در ادامه افزود : بعد در دوران حمل ، فاطمه زهرا در رحم خدیجه است .خدیجه آن زنی هست که اگر نبود بر حسب ظاهر اسلام نبود به این معنا که مال خدیجه ، زحمات خدیجه ،موقعیت خدیجه ،زحمت هایی که خدیجه کشید، مقابل تمام زنان قریش و غیر قریش ایستاد ،همه در ازدواج با محمد یتیم سلام الله علیه و آله و صلوات الله علیه و آله توبیخش می کردند ،این خدیجه از تجار بزرگ و بسیار معروف شبه جزیره است ، وقتی دوران تولد و ولادت حضرت فاطمه زهرا می رسد به هر کجا از اشنایان پیغام می دهند که برای مسئله ولادت و قابله گری بیایند هیچ کس نمی آید و می گویند که به تو گفتیم با این ازدواج مکن ، ازدواج کردی و ما هم نمی آییم . هیچ کسی نمی آید . خداوند چه کرد قابله را از بهشت فرستاد . هوا بود ، آسیه بود ، اینها آمدند ، چهار نفر از انسان های حوریه صفت بهشتی اینها آمدند .برای چه کسی این چیز ها محقق شده است بر احدی از انبیاء و اولیاء این مسائل محقق نشده است .بنابراین طبق قاعده است لولا فاطمه لما خلقتکما و این معلوم و درست است که برای دیگران غذای بهشتی نمی آورند و جبرائیل هم نمی آورد اما می خواهیم بگوییم آن دورنمایی که ما می خواهیم یک همچین چیزی است غذای طیب و طاهر و افکار مرد طیب و طاهر باشد.حرکت استکمالی در عدد چهل استایشان در ادامه تصریح کرد : در روایات ما دارد که موقع آمیزش نظر مرد در خیال به زن دیگری نباشد که این هم به نوعی حکم زنا پیدا می کند ، نه از نظر فقهی بلکه از نظر اخلاقی منظور است . غذا چه غذایی باشد اینها تمام موثر است . چرا می گویند به مشروب خوار دختر ندهید برای اینکه خود شرابی که خورده ولو قبلا اثراتی در باطن این گذاشته ولو این میخواهد با فاصله آمیزش بکند . پس اگر غذای بهشتی نیست ولی دورنمایی داریم که نشان می دهیم که ما یک غذای طیب و طاهر برای انقعاد نطفه می خواهیم. در فقه ما هست در روایات ما هست که مرد وقتی می خواهد در عروسی تماس بگیرد هم خودش و هم عروس دو رکعت نماز بخواند و از خداوند طلب فرزند صالح بکند . این در ورایات ما آمده است حالا پیامبر اکرم نه تنها نماز میخواند وطلب چنین و چنان می کند اساسا چهل روز اعتکاف و عبادت و توجه به خداو اینها می کند یعنی می خواهد بگوید دورنما این چنین است . ضمنا نشان می دهد حرکت استکمالی در عدد چهل است اینجا چهل روز ذکر شده است و درباره حضرت موسی هم قران کریم دارد که حَتّى إِذا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِینَ سَنَةً (۶) وقتی به چهل سالگی رسیده است که به کمال رسیده است پس کمال در عدد چهل است آنجا چهل سال است و در اینجا چهل روز . وقتی خواستند به خمیره عالم روح بدهند . چهل روز گذشت که در آن حالت مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍمَسْنُونٍ (۷) بود بعدا روح به او دمیده شد . چهل روز پیغمبر مامور به اعتکاف می شود آن هم در مسجد الحرام . ایشان در ادامه تشریح کرد : خدیجه عاشق پیغمبر بود. به جهت عشقش است که حنانه می گویند. خدیجه هم در این چهل روز مامور می شد از معشوق خودش فاصله بگیرد . و در این مدت هم همه اش در حالت تضرع و عبادت خدا است . بعد در دوره حمل پیغمبر اکرم وقتی می آمد خانه می دید خدیجه دارد صحبت می کند گفت خدیجه با چه کسی صحبت می کنی گفت با دختری که در شکم دارم ، سوال - مگر دختر درشکم حرف می زند پاسخ : بله . مگر عیسی با مریم همان آنی که متولد شد صحبت نکرد ، اگر در آن تولد می شود صحبت کند قبل تولد هم می شود . عیسی همان بدو تولد که مریم ناراحت شد و گفت : قالَتْ یا لَیْتَنِی مِتُّ قَبْلَ هذا وَ کُنْتُ نَسْیاً مَنْسِیّاً (۸) می گوید ای کاش مرده بودم و این وضع پیدا نمی کردم . قَدْ جَعَلَ رَبُّکِ تَحْتَکِ سَرِیّاً (۹) غصه نخور مادر همه چیز فراهم است و درست می شود. خداوند برای خدیجه همه چیز را آسان کرد تا هنگام تولد حضرت زهرا سلام الله علیها ، حضرت زهرا در یک همچنین فضایی متولد می شود . حضرت آیت الله العظمی گرامی در ادامه گفت : من سابقا هم صحبتی کرده بودم در جمعی از فضلا پیرامون همین حدیث لولا فاطمه ( که بعد از یک کمی اصلاحاتی) چندین مرتبه در تیتراژ وسیعی چاپ شد ( الان هم نیست و تمام شده است ). بعضی ها گفته بودند حدیثی که سند ندارد فلانی این را کتابش کرده است . یک اقایی هم که در علوم قرانی چندین جلد کتاب نوشته است (که البته به مزاق اهل تسنن نوشته نه به مزاق ما . ) همه اش بر اساس آن حرفی که آنها زده اند که قرآن عمر و اینها جمع کرده اند که ما به هیچ وجه این مطالب را قبول نداریم . در یک سفری که از مشهد می آمدیم ایشان هم همراه ما بود با ماشین در حرکت از فرودگاه تهران به قم ، شاید یکی دو دقیقه ای یک صحبتی شد در مورد این حدیث که اولا ایشان گفت این حدیث را یک مداحی خوانده است . گفتم این طور نیست کتاب را شما مطالعه کنید آنجا آوردیم بعضی از علمایی که نقل کرده اند چه کسانی بوده اند .خواستیم بگوییم این روایت نه اینکه خلاف و دروغ است . چون یکی دو نفر گفته بودند این روایت دروغ است . حالا سند نداشتن یک مطلب است خیلی از روایات است که در فقه هم مطرح است سند هم ندارد به آن می گویند درباب تسامح در ادله سنن بهش عمل می کنیم . اختصاص به این ندارد . در آداب خیلی از اوقات اینطوری است . در الزامیات خیلی سخت است که مته به خشخاش می گذاریم که سند صد درصد درست باشد. در آداب و مستحبات که روایات است برفرض واقع این طور نباشد ثواب را به شما می دهند که عمل میکنید که به آن می گویند ادله تسامح در ادله سننایشان در ادامه افزود : بعد دیدم در یک مصاحبه ای هم آن آقایی که در علوم قرانی چیزی نوشته است گفته است : ما با کسی که این روایت را کتابش کرده در سفر مشهد که با او می آمدیم صحبت مفصلی شد و دیدیم که ایشان به هیچ صراط مستقیمی نیست و همین روایت می خواهد قبول کند . شاید یکی دو دقیقه ای هم نشد صحبتی که ان آقا با ما می کرد در کل می خواهم بگویم عظمت حضرت زهرا اختصاص به این روایت ندارد بیش از اینهاست که ما عقلمان برسد و بفهمیم و ما فقط اشاره ای بکنم اولا این روایت مشابه اش در روایات دیگر هم هست . حدیث در بحار است که در همان کتاب (لولا فاطمه) شماره صفحه و جلد را هم آورده ام (حالا شاید الان با یک قدری کم و زیاد نقل بکنم .). خداوند نور پیغمبر را آفرید از آن نور مثلا عرش را آفرید نور علی را آفرید از ان نور کرسی را آفرید نور امام حسن و امام حسین را آفرید و از آنها آسمان ها و زمین را آفرید . و هنوز ظلمت در آفرینش بر قرار بود ملائکه شکایت بردند به سمت خدا از ظلمت و خداوند زهرا را آفرید ، ظلمت بر طرف شد . این هم مفاد همان است . اگر هدف از خلقت نورانیت است ، نورانیت مطلقه بدون زهرا نشد. این حدیث که عرض کردم قمست اول آن لولاک لما خلقت لأفلاک این متواتر است روایات خیلی زیاد است لولا انت ، لولاک اگر تو نبودی عالم را نمی آفریدم . حالا كسروى در یکی از کتابهایش یک وقتی دیدم از نظر ادبیت اشکالی کرده و می گوید لولا سر کاف که ضمیر متصله است در نم آید ، باید بگویند لولا انت نه لولاک . آنجا ما جواب دادیم که قبول داریم که قاعده این است که لولا انت بیاید ولی لولا سر ضمیر متصل هم درمی آید و این در اطلاقات عرب زیاد است . به اینها می گویند سماعی نه قیاسی .ایشان در ادامه افزود : در قیاسی طبق قاعده این است که لولا انت باشد اما از نظر سماعی در لغت عرب این است ، پس قسمت اول که لولاک خطاب به پیغمبر است تقریبا متواتر است قسمت دوم که لولا علی لما خلقتک ، این لولا انتما را در روایات زیاد داریم که خطاب شده به پیامبر و علی اگر شما دوتا نبودید . هر دو را باهم آورده و وقتی هر دو را با هم می آورند . پیغمبر می شود نبوت و حضرت علی می شود امامت و گفتیم که خودمان می فهمیم که امامت فوق نبوت است . نمی گویم حضرت علی فوق پیغمبر است می گوییم امامت فوق نبوت است و الا پیغمبر هم پیغمبر بوده و هم امام ولی آن جهت امامت ایشان بالاتر از جهت نبوت پیغمبر اکرم است . لولا انتم ، لولا هولاء ، در روایات خیلی زیاد داریم . به آدم می گویند لولاء هولاء اگر اینها نبودند اشاره به ائمه است ، به خود ائمه در عالم انوار خطاب می شود لولا انتم تنها موجوداتی که اصلا ظلمت عالم به آنها نرسید اهل بیت هستندایشان در ادامه افزود : به هر حال قبل از اینکه ما به این عالم بیاییم یک اصلی داشتیم ، از عدم که خلق نشدیم ، ذات باری تعالی اصل ما می شود ، نفخت فیه من روحی . از روح الهی به بشر داده شده است . همه در عالم انوار بودیم منتها بعدا به غیر از چهارده معصوم همه موجودات وقتی به عالم طبیعت آمدند یک مقداری مبتلا به ظلمت شدند تنها موجوداتی که اصلا ظلمت عالم به آنها نرسید اهل بیت هستند . در زیارت آقا امام حسین خواندید که لم تنجسک الجاهلیه بانجاسها ، ولم تلبسک المدلهمات من ثیابها(۱۰) ظلمت لباس طبیعت اصلا به بدن اهل بیت ننشست . گردی از این عالم طبیعت به دامان اینها ننشست . انها در نورانیت مطلقه ی خودشان باقی مانندند اینها یک کلیات بود در مقام برسی ذات فاطمه زهرا سلام الله علیها . اگر فاطمه زهرا نبود در همان دو سه ماهه بعد از پیغمبر اکرم امامت از بین رفته بودمعظم له در ادامه گفت : از نظر بعد اجتماعی و خدمات و مقام فعل و مقام عمل به طوری که عقل همه امان برسد . خیلی روشن و کوتاه است ؛ شما ببینید گفتیم امامت فوق نبوت است اگر اجرای قانون و مجری قانون نباشد قانون بدرد نمی خورد . حالا مجری قانون یعنی امام را چه کسی حفظ کرد . اگر فاطمه زهرا نبود در همان دو سه ماهه بعد از پیغمبر اکرم امامت از بین رفته بود ، حضرت علی را در همان نطفه خفه کرده بودند . بعد هم دیگر هیچی ، اصلا رشته خلافت هم یک چیز دیگری می شد ، بعد ها هم به حضرت علی نمی رسید یعنی حضرت علی موجود نبود که بعد ها بخواهد به علی برسد چرا حضرت علی در خانه نشست و فاطمه زهرا پشت در رفت ؟فاطمه زهرا بود که علی را حفظ کرد . دیگر همه می دانید که وقتی ریختند در خانه این در همه ی کتاب های تاریخی آنها هم آمده . فاطمه زهرا دوید جلو . گاهی برخی سنی ها عنوان کرده اند که چرا حضرت علی در خانه نشست و فاطمه زهرا پشت در رفت ، فاطمه رفت جلوی در بلکه آنها از دختر پیغمبر خجالت بکشند ، ناموس پیغمبر است چرا این کار را کرد ؟ برای حفظ امامت ، حالا هم رسم است وقتی ماها را در آن مبارزات علیه طاغوت می گرفتند خانم هامون می دویدند جلو سر آن ساواکی ها داد و فریاد می زدند خانم خود من که الان نزدیک چهل روز است فوت کرده است در ساواک قم یک دادو فریادی به پا کرد غوغایی کرد . برای اینکه خانم ها از یک نوع حفاظتی برخوردارند می دوند جلو برای حفاظت از مردشان . فاطمه زهرا طبق همین قانون عمل کرد. او دوید جلو بلکه آنها از ناموس پیغمبر اکرم خجالت بکشند متاسفانه خجالت نکشیدند . صدای عمر که بلند شد فاطمه زهرا صدا زد یا ابتاه یا رسول الله ماذا لقينا بعدك من ابن الخطاب پس از تو چه کشیدیم از ابن خطاب . و وقتی علی را ریختند و دستگیر کردند و می بردند . باز فاطمه زهرا بود که کمربند علی را گرفته بود و رها نمی کرد . رها نمی کرد داشت تقریبا تحولی در مدینه ایجاد می شد که عمر دستور داد به قنفذ که زهرا را بزن ، انقدر با غلاف شمشیر به بازوی فاطمه زهرا سلام الله علیها زدند که دست او جدا شد حالا افتاد زمین شاید بیهوش شد ، به هوش که آمد فریاد زد علی را کجا بردند ، شنید که حضرت را به مسجد بردند ، دوان دوان خودش را رساند مسجد فریاد زد خلّوا عن ابن عمی عموزاده ام علی را رها کنید ، آنجا در سخن اول نگفت خلیفه پیغمبر برای اینکه اول یک قدری مسئله را مسئله احساسی و خویشاوندی کند ، دست از او بردارید وگرنه نفرین می کنم که سلمان دوان دوان آمد و تقاضا کرد که نفرینی نشود و عذاب عمومی نازل نشود .معظم له در ادامه تصریح کرد : اگر فاطمه نبود علی نمانده بود ، عجب عمر با برکتی یک عمر دو سه ماهه بعد از پیغمبر اکرم منشاء حفاظت امامت از علی تا مهدی سلام الله علیهم اجمعین است بنابراین از نظر بعد اجتماعی هم خوب می فهمیم که حفاظت امامت به وسیله فاطمه زهرا شد . در حقیقت حفظ برنامه های اسلام که مهم آن مجری قانون است که امامت است همه را تا قیام قیامت فاطمه زهرا تضمین کرد . این مشخص است هدف از همه چیز الگویی می شود به نام حضرت زهرا سلام الله علیها به هر حال امیدوار هستیم ما از زندگی حضرت فاطمه زهرا و آن مقاومتی که در مقابل دشمن کرد الگو بگیریم و اعمال خودمان را در آن مسیر قرار بدهیم . انشاء الله . امیدوارم که همگی موفق باشیم در مسیر رضای خدا و ارتباطمان را با اهل بیت مستحکم تر کنیم و حضرت زهرا سلام الله علیها را الگو بدانیم نه الگو فقط برای زنها بلکه برای همگان ، وقتی امام حسن عسکری سلام الله علیه می فرماید که ما امامان حجت بر خلق هستیم و فاطمه زهرا سلام الله علیها بر ما امامان حجت است بنابراین پیداست که حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها فقط حجت بر زنها نیست بلکه بر همه حجت است و در آخر عجیب کاری کرد که قبر من باید مخفی باشد ، با این کار در طول تاریخ مظلومیت علی علیه السلام و مقام امامت را به نمایش گذاشت و هنوز هم چون هدف انجام نشده است و قسمت اعظم مسلمین هنوز کسانی هستند که می گویند خلیفه همان ها هستند پس هنوز روشن نشده قضایا . و این مبارزه آخری بود که حضرت انجام داد و باقیست به بقای مخفی بودن قبر فاطمه زهرا سلام الله علیها پی نویس : ۱- سوره لقمان آیه ۲۰- خداوند آنچه را در آسمانها و زمین است مسخّر شما کرده ۲- سوره تکویر آیه ۲۲ ، إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ (۱۹) ذِی قُوَّةٍ عِنْدَ ذِی الْعَرْشِ مَکِینٍ ﴿٢٠﴾ مُطاعٍ ثَمَّ أَمِینٍ ﴿٢١﴾ که این (قرآن) کلام فرستاده بزرگوارى است[= جبرئیل امین] ﴿١٩﴾ که صاحب قدرت است و نزد (خداوند) صاحب عرش، مقام والایى دارد! ﴿٢٠﴾ در آنجا فرمانروا و امین است! ﴿٢١﴾۳- سوره انشقاق آیه ۶- اى انسان! تو با تلاش و رنج به سوى پروردگارت مى روى و او را ملاقات خواهى کرد. ۴- سوره انعام آیه ۴۲- ما به سوى امّتهایى که پیش از تو بودند، (پیامبرانى) فرستادیم; (و هنگامى که با این پیامبران به مخالفت برخاستند،) آنها را با سختى و رنج مواجه ساختیم; شاید تسلیم گردند.۵- سوره بقره آیه ۲۸۵ - آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَیْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ کُلٌّ آمَنَ بِاللهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ کُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا غُفْرانَکَ رَبَّنا وَ إِلَیْکَ الْمَصیرُ - پیامبر، به آنچه از سوى پروردگارش بر او نازل شده، ایمان آورده است; و همه مؤمنان (نیز)، به خدا و فرشتگانش و کتابهاى او و فرستادگانش، ایمان آورده اند; (و گفتند:) «ما در میان هیچ یک از پیامبران او، فرق نمى گذاریم (و به همه ایمان داریم)». و گفتند: «شنیدیم و اطاعت کردیم. پروردگارا! به آمرزشِ تو امیدواریم; و بازگشت (ما) به سوى توست.»۶- سوره احقاف آیه ۱۵- تا زمانى که به نیرومندى و کمال خود بالغ گردد و به چهل سالگى برسد۷- سوره حجر آیه ۲۸- وَ إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّی خالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍمَسْنُونٍ و (به خاطر بیاور) هنگامى را که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشرى را از گل خشکیده اى که از گل بدبوى (تیره رنگى) گرفته شده، مى آفرینم. ۸- سوره مریم آیه ۲۳ - قالَتْ یا لَیْتَنِی مِتُّ قَبْلَ هذا وَ کُنْتُ نَسْیاً مَنْسِیّاً - گفت: «اى کاش پیش از این مرده بودم، و کاملاً فراموش شده بودم!»۹- سوره مریم آیه ۲۴ - قَدْ جَعَلَ رَبُّکِ تَحْتَکِ سَرِیّاً - پروردگارت زیر پاى تو چشمه آبى (گوارا) قرار داده است.۱۰- زیارت اربعین ]]> حضرت فاطمه زهراسلام الله علیها Wed, 01 Mar 2017 16:10:49 GMT http://tabeshekosar.ir/vdcb.9b5urhbw8iupr.html زندگی به سبک صدیقه طاهره سلام الله علیها(1) http://tabeshekosar.ir/vdcaiwne.49nwu15kk4.html بسم الله الرحمن الرحیم -برای انتخاب سبک زندگی در ابتدا باید هدفمان را از زندگی مشخص کنیم زیرا به طور طبیعی متناسب با هر هدفی که در زندگی معین کنیم ، یک سبک زندگی به ما پیشنهاد می شود. حال می شود هدف ما در جهت لیبرالیسم و ... یا در جهت اسلام ناب محمدی باشد.-هدف از خلقت عالم ، انسان است  (در سوره لقمان ایه 20 می خوانیم : سَخَّرَ لَکُمْ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ -خداوند آنچه را در آسمانها و زمین است مسخّر شما کرده) همچنین خداوند متعال در حدیث قدسی می فرماید : یا ابن آدم خلقت الاشیاء لاجلک و خلقتک لاجلی - عالم را برای تو آفریدم و تو را برای خودم آفریدم ، پس هدف از خلقت عالم ، انسان  است  و هدف از خلقت انسان رسیدن به کمال شایسته اش که عبارتست از پیوستن به وجود خداست. - انسان برای پیوستن به وجود خدا نیاز به برنامه دارد و هر کسی هم این برنامه را نمی داند ، انسان ها برنامه زندگی روزمره خودشان را هم نمی دانند ، معمولا مجالس شورا و مصلحتی کشور های عالم نمی توانند دقیقا آنچه را که نیاز دارند بفهمند به شهادت اینکه دائما قانون وضع می کنند و پس از مدت زمانی همان قانون را عوض می کنند که نشان می دهد به درستی تشخیص نداده اند و از طرفی همانطور که به همراه هر وسیله ای یک کتابچه راهنما است که توسط سازنده آن نوشته شده است ، فقط  خالق انسان که از نیازها و احتیاجاتش مطلع است می تواند برنامه‌ای به نام دین و کتابی را به نام قرآن به وسیله پیامبر اکرم در اختیار بشر قرار دهد تا به هدف شایسته خودش برسد.- این برنامه بدون مجری و اجرا فایده ای ندارد و همانند نسخه ای است که بدون عمل به آن هیچ خاصیتی ندارد که در اینجا ، اجرا به معنای مقام امامت است . در نتیجه بهترین سبک زندگی برای کسانی که مسلمان هستند و هدفشان عمل به فرامین اسلام ناب محمدی است ، آموختن درس های  قرآن کریم و ائمه اطهار علیهم السلام است. -از طرفی فرهنگ که مثل آب و هواست عبارتست از آداب و رسومی که در زندگیمان حاکم است و قدرتها برای اینکه بتوانند به معنای واقعی کلمه بر کشوری سلطه پیدا کنند به وسیله فرهنگ این کار را انجام می دهند یعنی اگر قدرتی بتواند فرهنگ و باورها و اعتقادات و آداب و رسوم و عادات و زبان و خط خویش را در ملت دیگری نفوذ بدهد، بر آن ملت مسلط است که بر همین اساس ما نباید روش زندگی خود را از دیگران تقلید کنیم بلکه آنچه كه جا دارد انسان فرا بگیرد و اگر لازم بود، از آن تقلید كند، عبارت است از طریق هدایت؛ «صراط الّذین انعمت علیهم» راه کسانی که به نعمت الهی واصل و نائل شده‌اند؛ كه باید از آن تبعیت و پیروی كرد. -ابوسعید خدری گوید : روزی از روز ها علی علیه السلام از خواب قیلوله برخاسته فرمودند: ای فاطمه آیا در خانه چیزی یافت می شود که بتوان آن را به عنوان ناهار صرف نمود؟ فاطمه علیها السلام فرمودند : سوگند به ذاتی که پدرم را به منصب نبوت گرامی داشت ، من دو روز است که چیزی نخورده ام و آنچه که در منزل یافت می شد به شما و حسنین خورانیده ام . حضرت فرمودند : ای فاطمه ، چرا مرا آگاه ننمودی تا برای شما خوراکی فراهم آورم ؟ فاطمه سلام الله علیها فرمودند : من از خدای خود شرم دارم که تو را مکلف به کاری کنم که توانائی بر انجامش نداشته باشی ... (منبع:اصول کافی و بحار الانوار )در زندگی به سبک صدیقه طاهره سلام الله علیها مقصود از آوردن بخشی از این روایت مفصل این عبارتست که حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها فرمود :من از خدای خود شرم دارم که تو را مکلف به کاری کنم که توانائی بر انجامش نداشته باشی. این جمله ملاک خوبی برای بانوان مسلمان است که همسرشان را به کارهایی که از توانشان خارج است مکلف نکنند و بر آنها سخت نگیرند . مگر می شود زنی از روی چشم و هم چشمی و ... به همسرش بر خرید کالایی اصرار ورزد که از توان وی خارج است و خود را محب حضرت زهرا سلام الله علیها بداند ؟  مگر این زن نمی داند که شخصیت اخلاقی و شخصیت رفتاری انسان باید دارای آنچنان استحكامی باشد كه جاذبه‌های گوناگون و فریبنده نتواند آن را تحت تأثیر قرار بدهد؟ ]]> سبک زندگی Tue, 15 Mar 2016 08:20:31 GMT http://tabeshekosar.ir/vdcaiwne.49nwu15kk4.html چه عواملی باعث شد تا مردم هم عصر حضرت زهرا(س) ایشان را نشناختند و تنها گذاشتند http://tabeshekosar.ir/vdcf.ydmiw6dy1giaw.html رسانه الکترونیکی تابش کوثر – خدا را شاکریم که توفیقی نصیبمان شد و به خدمت حضرت آیت الله جاودان رسیدیم . ایشان در پاسخ به این سوال که چه عواملی باعث شد که مردم هم عصر حضرت زهرا سلام الله علیها ، ایشان را آن طور که باید نشناختند و در نتیجه تنها گذاشتند ، گفت : عرب قبیله است ، پیامبراکرم صلی الله علیه و آله کوشید که این جریان نیرومند قبیله ای و تعصب قبیله ای را در میان عرب بشکند ؛در همان دورانی که ایشان حکومت داشت و به این تربیت پرداخت ، کوشید که عرب از قبیله دست بردارد . وقتی شخصی مسلمان است دیگر عرب نیست ، وقتی شخص مسلمان شد دیگر قبیله فلان نیست بلکه مسلمان است . حرف اول برای مسلمانی است . باید مسلمانی تعیین کننده نهایی مسائل زندگی و همه چیز آدم باشد نه قبیله. برای عرب دین ، اخلاق، ملت و همه چیزش قبیله اش بود . عرب بت پرست بود اما بتش هم بت قبیله اش بود ، شاید بتوانیم بگوییم اولا از قبیله دفاع می کرد بعدا از ناموس خودش یعنی از جان و مال و خانواده اش در راه قبیله می گذشت و از همه چیزش در راه قبیله می گذشت وقتی آدم از خودش برای قبیله می گذرد این نشان می دهد ارزش اول قبیله اش است و خودش و خانواده اش ارزش دوم هستند.ایشان در ادامه افزود : مثلا یک مسلمان و یک مومن از جان و مال و همه چیزش در راه دینش می گذرد . عرب دینش قبیله اش بود ، وطنش قبیله اش بود ، اخلاق و ناموس و همه چیزش قبیله اش بود یعنی خودش و زن و بچه اش در مرحله دوم قرار می گرفتند .از خودش و خانواده اش در را ه قبیله می گذشت پس ارزش درجه اولش ، قبیله اش بود و ارزش درجه دومش خود و خانواده اش بود وقتی آدم از خودش برای قبیله می گذرد این نشان می دهد ارزش اول قبیله اش است و خودش و خانواده اش ارزش دوم هستند.در سقیفه چهار قبیله بودندایشان در ادامه تشریح کرد : در سقیفه چهار قبیله بودند به نام های خزرج کبیر ، خزرج صغیر ، اوس و قریش . چهار تا قبیله حرفشان این بود : قبیله ما ، رئیس قبیله ما .در مرحله اول وقتی سعد بن عباده سخن گفت هیچ کسی روی حرف او حرف نزد ، نه اینکه راضی بودند نمی شد حرفی بزنند . سعد بن عباده حرفی نزده بود که آنها بتوانند در مقابل وی بایستند . او می گفت ما برای اسلام خیلی زحمت کشیده ایم ، ما پیامبر را یاری کرده ایم، ما مسلمانان مهاجر را که هیچ چیز و هیچ کسی را نداشته اند راه و پناه داده ایم پس ما شایسته هستیم که امروز قدرت بعد از پیامبر را به عهده بگیریم . خب هیچ کس نمی توانست با این حرف مخالفت کند همه شان هم ظاهرا این قبول دارند اما می دانند که اگر هم بخواهند کسی جزء سعد نمی شود بنابراین ناراضی بودند وگرنه ما را که قبول داشتند ما خدمت کردیم ، بله ما خیلی زحمت کشیدیم برای اسلام و باید مزدش را بگیریم در این ما کسی حرفی نداشت و فقط در این ما کسی جز سعد را نداشتند. سعد مسن ترین است بنابراین پیش تر است ، معتبر ترین شخصیت است پس پیشتر از همه است ثروتمند ترین شخص است پس پیشتر از همه است قبیله اش وخانواده اش جمعیت و اعتبار بیشتری دارد پس پیشتر از همه است.طبق این ضوابط و قواعدی که در جاهلیت عرب همه اش ارزش بود .در اسلام مطلقا لیاقت شرط است آنکس که می تواند بهتر این بار را به مقصد برسانداین استاد حوزه در ادامه تصریح کرد : ما وقتی به اسلام می رسیم به فضائل معنوی و ظاهری، مطلقا لیاقت شرط است آنکس که می تواند بهتر این بار را به مقصد برساند اما آنجا این نیست ،کسی که سن بیشتری دارد ، کسی که ثروت بیشتری دارد آن باید باشد و اینها همه در سعد بود و مسلم سعد باید در سقیفه به مقصد و حکومت می رسید. تمام سران قبیله نمی توانستند عهده دار این مقام بشوند چون درجه اشان پایین تر بود ، سنشان پایین تر بود ، ثروتشان کم تر بود و سفره اشان به اندازه سفره سعد نبود ؛ هر روز سفره می انداخت مثلا صد نفر بر سر این سفره می نشستند هیچ کدام از آنها این مقدار توانایی را نداشتندیک نفر از غیر قریش نه فرمانده لشکر و نه فرماندار شدایشان در ادامه افزود : تیره های مختلف ، تیره ای که ایشان رئیس و بزرگشان بود تیره بنی ساعده معتبر تر بودند این بزرگ از همه بزرگانشان معتبر تر بود و به خاطر همان ارزش هایی که در جاهلیت مقبول هستند ایشان از همه مهم تر و بزرگتر بود پس بنابراین ایشان باید حتما رئیس بشود . خب اینها (روسای دیگر قبایل )ناراضی هستند نه بخش خزرج صغیر راضی است چون پسر عمویش است اما می داند اگر این پسر عمو مسند قدرت بنشیند یعنی این حرف هم است این هم بر اساس همان تعصبات است اصلا یک فردی از قبیله پسر عمو به کار نمی گیرند ، اصلا اوسی ها هم که یک پسر عموی دورتر هستند می دانند که اگر این پسر عمو بر مسند قدرت بنشینند ازطایفه و تیره آنها هم یک نفر در قدرت شریک نخواهد بود بنابراین ناراضی اند و وقتی چند نفر از افراد قریشی آمدند بلافاصله این دو دسته رفتند به آن سوی قریش یعنی پسر عمویشان را رها کردند. لذا تیره بنی ساعده گفتند تو قطع رحم کردی سعد پسر عمویت بود ، پسر عمویت رئیس می شد . اینها (روسای قبایل دیگر) گفتند نخیر اینها قوم و خویشان پیامبر هستند اینها بایستی ریاست داشته باشند (خب بهانه اشان بود ). بشیر بن سعد آن کسی که اولین بار از طایفه خزرج با قریش بیعت کرد او هم در تمام مدت هیچی نشد فقط در حد مشاور دستگاه خلافت بود .او همیشه مشاور بود بعد ها در زمان امیرالمومنین پیش معاویه رفت و مشاور بود ، آنها هم وقتی به مسند قدرت رسیدند از اینها هیچی به بازی نگرفتند نه از قبیله اوس کسی را به بازی گرفتند و نه از قبیله خزرج صغیر . خزرج کبیر هم که بایستی به بازی گرفته نشود چون در واقع از تیره رقیب حساب می شود .بعد از اینکه آرامش بر کشور حکم فرما شد و دولت بر قرار شد حالا می خواهند لشکر هایی و فرماندارانی را به اطراف برسانند ، یک نفر از غیر قریش نه فرمانده لشکر و نه فرماندار شد ،طبق همان روال عرب است و قبیله جز قبیله نمی شناسد ، آخر ما به تو کمک کردیم و تو رئیس شدی نه حداکثرش این است که تو مشاور هستی (نه فرمانده لشکر و فرماندار) البته اینها وقت هایی که در عالم اسلام پول ریزش کرد به اینها پول می دادند ، به اینها پول دادند اما هیچ مقامی نمی دادند . مثلا میلیون ها میلیاردها ثروت و پول عالم در مدینه ریخته بود حالا یک مقدار هم به آنها برسد حتی در زمان خلیفه دوم خواستند بخشی از خمس را به خاندان پیغمبر اکرم بدهند. گفتند وقتی پول همه جا هست حالا یک ذره هم به اینها می دهیم طوری نیست . که آنها نپذیرفتند و گفتند یا خمس ما را می دهید چون همه ی خمس حق ماست یا بخشی از آن را نمی خواهیم و پس دادند تک ها را اگر یک نفر بود که جمع می کرد حضرت می توانست هر کاری بکندحضرت آیت الله جاودان در ادامه افزود :بعد از وفات پیامبر صلی الله علیه و آله روسای قبایل شکسته بودند ، قریش که در مقابل ایستاده بود و باید انصار به کمک بیایند . آنچه که خود حضرت بیبی وقتی به مسجد رفت با آنها صحبت کرد با این عبارت یا اعضاء المله - ای بازوان نیرومند دین اما هیچ نفس کشی نبود چرا ؟ چون روسای قبایل از دست رفته بودند و به صف مخالف پیوسته بودند . تک تک تک آدم هایی بودند و می شناختند و اعتقاد داشتند که بعدها هم آنها تا آخر پای امیرالمومنین علیه السلام ایستادند اما تک ها را اگر یک نفر بود که جمع می کرد حضرت می توانست هر کاری بکند که بعد ها در زمان حکومت امیرالمومنین دو نفر را داشتیم . یکی عمار و یکی هم مالک اشتر بود . اینها جمع کننده بودند چون جمع کننده بودند امیرالمومنین علیه السلام می توانست هر کاری بکند . اما ان روز هیچ کس را نداشت نه سلمان توانایی داشت و نه مقداد و نه ابوذر توانایی داشتند . هیچ کس که اطراف امیرالمونین علیه السلام بود (مثلا شاید دوازده نفر بودند ) توانایی این کار را نداشتند . اینها هیچ کدام رئیس قبیله نبودند که بتوانند در جامعه عربی تاثیر گذار باشند . تکرار می کنم و می گویم جامعه عربی . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله کوشید که جامعه عربی که بر تعصب قبیله ای مبتنی است از این تعصب بیرون بیاورد اما ده سال تربیت ایشان کافی نبود برای اینکه بتواند یک چیزی که قرن ها بر این جمعیت حکومت می کرد از بین ببرد تا زمانی که پیامبر وفات کرد و اینها به تعصب قبیله ای برگشتند .تربیت به چند تا عامل احتیاج دارداین استاد اخلاق در پاسخ به این سوال که چرا مردم با اینکه زیر دست بهترین مربی بودند ان جور که باید تربیت نشدند و بعد از وفات پیامبر اکرم به تعصب قبیله ای برگشتند گفت : تربیت به چند تا عامل احتیاج دارد یک : باید یک مربی خوب باشد دو : باید شاگرد استعداد داشته باشد. سه : اگر مربی خوب باشد و شاگرد استعداد داشته باشد کافی است ؟ خیر ؛ زیرا شاگرد باید بخواهد شاگرد با اینکه استعدادش خوب است اما طبق دلایلی در مورد زندگی خودش به نظریه دیگری رسیده است مثلا امروز در جهان غرب نظریه غالب نظریه طرفدار آزادی است اگر کسی به آزادی معتقد است هیچ تربیتی را نمی پذیرد ، استعداد کافی است و انسان استعداد دارد اما برای تربیت باید بخواهدحضرت آیت الله جاودان در ادامه افزود : مثلا فرض کنید فرزندی از سن هفت سالگی به یک مربی خوبی سپرده شود و بر فرض ذهن او خالیست و مربی کافیست و لایق است . شاگرد هم استعداد دارد خب تربیت به نتیجه می رسد اما فرض کنید این فرزند هجده سالش شده است و دوره دبیرستان را گذرانده است هجده سال تحت تربیت پدر و مادر بوده است و یک مجموعه بزرگی از تعلیم و تربیت در ذهن وی وجود دارد . این ممکن است با تربیت یک مربی لایق و کافی نتواند بسازد و همراهی کند مثلا اگر تحت نظر یک مربی خوب هم قرار بگیرد بعضی از آنچه که او دستور و تعلیم و تمرین می دهد (چون در تربیت تمرین لازم است) بعضی از آنها را می پذیرد مثل مردم آن روز که همه نماز می خوانند و نماز را قبول داشتند دیگر هیچ کدام بت پرست نبودند همه خداپرست بودند اما اصول اساسی فرهنگ جامعه خودشان را که اصول قبیله ای بود این را از دست نداده بودند و هنوز پافشاری می کردند .جریانی که دراین چند ساله مکرر بر ملی گرایی اسرار می ورزندحضرت آیت الله جاودان در پاسخ به سوالی پیرامون جریانی که دراین چند ساله مکرر بر ملی گرایی اسرار می ورزند گفت : اینها کسانی هستند که این دوره های تربیتی را در دانشگاهها و در احزاب و سازمان های خودشان به آن تعلیم و تربیت رسیدند حالا این بر فرضی است که آدم ها راست بگویند و اگر راست نگویند که یعنی به یک جایی وابسطه هستند ، مزدورند ، خود فروخته و خود باخته اند. ایشان در ادامه افزود : هر کسی که آن تعلیماتی را که دین برای انسان آورده می شناسد و و قبول دارد این باید پای این تعلیمات بایستد . پس تعیین کننده نهایی همه چیز یک مسلمان دینش است. الان یک جمعیتی هستند که کاملا آزادی را مثلا لیبرالیزم را و از نظر اقتصادی مثلا آزادی های کاپیتالیستی را با اسلام قابل جمع می دانند یعنی واقعا اسلام را قبول دارد و در اسلام شک ندارد اما در کنارش کاملا به لیبرالیزم معتقد است در کنار اعتقاد به دین به آن هم معتقد است این دوتا را با هم منافی نمی دانند این برای ناشناختن دین است عده ای این جوری هستند . .مسلمانی تعیین کننده همه چیز آدمی است . ببینید شما مسلمانید یا نیستید . دوتا که نمی شود .برای مقابله با جریان ملی گرایی چه کار باید کردایشان در پاسخ به این سوال که برای مقابله با جریان ملی گرایی چه کار باید کرد گفت : تبیین صحیح اسلام بشود که مردم درست بشناسند. در جهان لیبرالیزم را دیدیم که به صورت جبر و فشار همجنس بازی را رواج می دهند . آمریکا دو دسته را می پذیرد اگر اثبات کنی وهابی هستی ولو مسلمان هم که باشی می پذیرد ودسته دیگر اینکه اگر هم جنس باز باشی می پذیرد . ایرانی را از ده کیلومتری با تیر می زنند اما اگر بدانند وهابی  یا هم جنس باز است می پذیرند . ]]> آیت الله جاودان Sun, 13 Mar 2016 12:16:01 GMT http://tabeshekosar.ir/vdcf.ydmiw6dy1giaw.html اطلاعیه ختم قرآن کریم به مناسبت ولادت سیده زنان عالم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها http://tabeshekosar.ir/vdcj8ve8.uqeyizsffu.html إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ كِتَابَ اللّه ِ وَ أَقَامُوا الصَّلاةَ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرّا وَ عَلاَنِيَةً يَرْجُونَ تِجَارَةً لَنْ تَبُورَ»«همانا كسانى كه كتاب خدا را تلاوت مى كنند و نماز را به پاى مى دارند و از آنچه روزيشان كرده ايم، در نهان و آشكار، انفاق مى كنند، اميد به تجارتى بسته اند كه هرگز كساد نمى شود»سوره فاطر آیه ۲۹رسانه الکترونیکی تابش کوثر از محبین اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام دعوت می کند تا به مناسبت ولادت سیده زنان عالم  در طرح ختم قرآن کریم هدیه به حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها شرکت کنندبرای شرکت در این طرح لطفا تعداد صفحاتی را که می خواهید تلاوت کنید به سامانه ۱۰۰۰۲۰۰۰۱۲۱۲۱۲ پیامک کنید تا صفحات مدنظر برای شما پیامک شود  عزیزانی که در شبکه موبایلی واتس اپ عضو هستند تعداد صفحاتی را که می خواهند تلاوت کنند در واتس اپ به شماره 09218912928 ارسال کنند و همچنین عزیزانی که در خارج از کشور هستند می توانند برای شرکت در این طرح تعداد صفحات مدنظر را به همراه نام کشور و شماره تماس به رايانامه: info@tabeshekosar.ir ارسال کنندبه عنوان نمونه ، شما پیام زیر را برای ما ارسال می کنید تا ظرف 24 ساعت پاسخ تابش کوثر برای شما ارسال شود : با سلام ، برای شرکت در طرح ختم قران هدیه به حضرت زهرا می خواهم 5 صفحه از قرآن کریم را تلاوت کنم از شرکت کنندگان عزیز می خواهیم که به این نکات توجه فرمایند :۱- در کنار نیات خود ، سلامتی و تعجیل در فرج حضرت بقیه الله ارواحنا له الفدا را مدنظر داشته باشید۲-طرح ختم قرآن کریم هدیه به حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها به مدت یک ماه  از جمعه 21 فروردین ماه شروع می شود و در پایان روز دوشنبه 21 اردیبهشت ماه به اتمام می رسد و شرکت کنندگان می بایست در این مدت تلاوت صفحاتی را که اعلام کرده اند به اتمام برسانند که گفتنی است مسئولیت شرعی و اخلاقی آن به عهده شرکت کننده می باشد۳- تعداد ختم قرآن کریم در این دوره یک ماهه بستگی به شرکت مخاطبین عزیز در این طرح دارد ۴- اگر درباره طرح ختم قرآن کریم سوالاتی دارید اینجا را کلیک کنیدرسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله : علَيكَ بقِراءةِ القرآنِ ؛ فإنّ قِراءتَهُ كَفّارةٌ للذُّنوبِ ، و سَترٌ في النارِ ، و أمانٌ مِن العذابِپيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمودند : بر تو باد خواندن قرآن؛ زيرا خواندن آن كفّاره گناهان است و پرده اى در برابر آتش و موجب ايمنى از عذاببحار الأنوار: ۹۲/۱۷/۱۸. ]]> اجتماعی Fri, 10 Apr 2015 16:24:28 GMT http://tabeshekosar.ir/vdcj8ve8.uqeyizsffu.html بیان درجات عصمت /حضرت زهرا عصمتی مافوق عصمت همه انبیاء و ائمه دارد/زمان شهادت و مکان قبر و قدر حضرت زهرا مخفی است http://tabeshekosar.ir/vdcepn8z.jh8oei9bbj.html حضرت آیت الله گرامی درباره عصمت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در گفتگو با خبرنگار رسانه الکترونیکی تابش کوثر گفت : عصمت درجاتی دارد که درجه بسیار پایین عصمت این است که شخص موفق به معصیت نشود یعنی با اینکه می خواهد معصیت کند اما عملا مانعی پیش بیاید و موفق به معصیت نشود که این یک درجه ای از عصمت در خصوص آن گناهی است که شخص مرتکب نشده است و نه مطلق زندگی وی که امیرا لمومنین علیه السلام می فرمایند :مِنَ الْعِصْمَةِ تَعَذُّرُ الْمَعَاصِي(1) ناتوانى بر گناه، نوعى عصمت و دورى از گناه استایشان در ادامه با بیان اینکه درجه بالاتر عصمت این است که شخص با اختیار خودش گناه کبیره مرتکب نشود ، گفت : و درجه بالاتر این است که با اختیار خودش گناه کبیره و گناه صغیره مرتکب نشود و درجه بالاتر این است که شخص حتی چیزهایی که ترک اولی است (یعنی بهتر بود انجام ندهد ) هم مرتکب نمی شود این مدرس عالی حوزه علمیه با بیان اینکه درجه بالاتر عصمت این است که علاوه برکمالات مذکور ، خدا هم ضمانت کرده است  که این فرد معصیت نخواهد کرد ، تشریح کرد : در زیارت جامعه کبیره درباره پیامبر اکرم و اهل بیت داریم که عصمكم الله من الزلل و آمنكم من الفتن خداوند شما را معصوم و از هر خلافی حفاظت کرده است که این برهان و دلیل عقلی درباره پیغمبران و امامان است که حافظان دین هستند زیرا حفاظت دین عصمت می خواهد و اگر پیامبر و امام اهل لغزش باشند ارسال رسل بی فایده است زیرا باید اینها پاک باشند تا پاکی را در جهان گسترش دهند ایشان در ادامه افزودند : ممکن است این سوال پیش بیاید که اگر خدا پیامبر و امام را از هر خلافی حفاظت کرده است پس دیگر کمالی برای آنها نیست که به صورت اختصار باید بگویم که ایشان با اختیار خودشان به دنبال گناه نمی روند و آن درجه  گناه نکردن اختیاری را دارند و از طرفی خدا هم مراقب ایشان هست که خطایی پیش نیاید که برای نفع بشریت که رهبرانشان اهل لغزش نباشند خداوند این لطف را کرده است  حضرت آیت الله گرامی با بیان اینکه عصمت انبیاء و اولیاء دلیل حجت بودن گفتار و رفتار آنها است ، تشریح کرد: برای اینکه انبیاء و اولیاء معصوم هستند و خطا ندارند ، گفتار و رفتار آنها حجت است که امام حسن عسگری درباره حضرت زهرا سلام الله علیها فرمود : ما (ائمّه) حجت خدا بر مردم و مادرمان فاطمه حجت خدا بر ماست(2) که معنایش این است که حضرت فاطمه زهرا عصمتی مافوق عصمت همه انبیاء و ائمه اطهار دارد ، با اینکه انبیاء و ائمه اطهار از درجه عصمت بالایی برخوردارند که هم به اختیار خودشان هم لغزش ندارند و هم خداوند ضامن است که اینها لغزشی ندارند که حالا درجه بالاتر از این عصمت چیست اصلا قابل درک نیست ایشان با بیان اینکه در روایت حضرت فاطمه به لیله القدر تعبیر شده است ، افزودند : همانطور که شب قدر مخفی است ، موقعیت حضرت زهرا سلام الله علیها هم مخفی است چنانچه در ظاهر از نظر مکان قبر ایشان مخفی است و از نظر زمان شهادت هم روایت معتبر برای فاطمیه اول و هم روایت معتبر برای فاطمه دوم داریم که زمان شهادت ایشان هم مخفی است ، پس زمان و مکان و قدر حضرت زهرا مخفی است پی نوشت :1)حکمت 337 نهج البلاغه2) اطیب البیان، ج ۱۳، ص ۲۳۵. ]]> آیت الله گرامی Tue, 24 Mar 2015 18:35:00 GMT http://tabeshekosar.ir/vdcepn8z.jh8oei9bbj.html نقل جریان فرد منکر اجر گریه کنندگان بر سیدالشهدا و ملاقات وی با حضرت زهرا http://tabeshekosar.ir/vdcc.mqsa2bqsila82.html دانلود-MP4/18.6 MBدانلود-MP3/975 KBعلامه مجلسی، آن فحل الفحول، این قضیه را نقل می کند[بحار جلد۴۴ص۲۹۴]، می گوید از بعضی از بزرگان: ما مجاور مشهد امام هشتم بودیم . روز عاشورا جمعی از ما جمع شدند. یک نفر شروع کرد به مقتل خواندن. رسید به این روایت- خوب گوش دهید. این لاطائلات را از میان عوام بردارید - رسید به این روایت که روایت سندش صحیح است . این روایت را خواند در آن مقتل که اگر چشمی بر سید الشهداء به قدر بال مگسی تر بشود، تمام گناهانش آمرزیده می شود ولو کانت مثل زبد البحر. یکی از حضار که ادعای علم می کرد - تعبیر مجلسی این است: ولی جاهل مرکب بود- که نمونه اش امروز بسیار است. این سر بر آورد، انکار کرد این حدیث را، گفت: این روایت با عقل جمع نمی شود. اهل مجلس که از علما بودند، با او مذاکره کردند، قانع نشد. بعد مجلس به هم خورد. بعد که مجلس به هم خورد، همان منکر - این نقل مجلسی است- شب رفت در خانه اش، خوابش برد، بعد که خواب رفت، دید محشر به پاست، همان غوغایی که در آیات و در روایات است. عطش عطشا شدیدا . در نهایت عطش گرفتار شد، بعد نگاه کرد دید حوضی است که نه اولش پیداست و نه آخرش. متوجه شد که این حوض، حوض کوثر است. از عطش پناه برد به حوض، دید سه نفر ایستاده اند: هر سه سیاه پوش، دو تا مرد، یک زن. پرسید اینها کیانند؟ به او گفتند: آن یکی پیغمبر خاتم است ، آن سیاه پوش دوم امیرالمؤمنین است، آن زن سیاه پوش فاطمه زهراست. پرسید: چرا سیاه پوش اند؟ این جور حجت تمام می شود. پرسید : چرا اینها سیاه پوشند؟ گفتند: مگر خبر نداری عاشورای حسین است. آمد خودش را رساند، درخواست کرد از بی بی عالم که یک جرعه از این آب به من بده. حضرت زهرا به او نگاهی کرد، فرمود: تو همانی که منکر اجر گریه کنندگان بر مصیبت مهجه قلب منی؟ مجلسی فرمود: این مرد از خواب سراسیمه بیدار شد، دوان دوان آمد، آن جمع را پیدا کرد، گفت استغفار کنید، خدا مرا بیامرزد.یا اباعبدالله تو چه کردی؟ چه کردی؟ امام هشتم بیانش این است: إن یوم الحسین أقرح جفوننا. یک وقت کسی گریه می کند اما چشم، سرخ می شود ولی چشم امام هشتم مجروح است. چرا ؟ چون گفتنی نیست؛ نمی شود بیان کرد مصیبت را. انا لله وانا الیه راجعون. ]]> آیت الله وحید خراسانی Sat, 17 Nov 2012 16:06:45 GMT http://tabeshekosar.ir/vdcc.mqsa2bqsila82.html حجت الاسلام و المسلمین قرائتی - نکات آیه هل اتی 2 http://tabeshekosar.ir/vdcbuwb5prhbw.iur.html دانلود-MP3/13.9 MB بسم الله الرحمن الرحيم... «وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْكيناً وَ يَتيماً وَ أَسيراً، إِنمََّا نُطْعِمُكمُ‏ْ لِوَجْهِ اللَّهِ» (انسان/۸ و۹) «لَا نُرِيدُ مِنكمُ‏ْ جَزَاءً وَ لَا شُكُورًا» (انسان/۹). «يُطْعِمُونَ» فعل مضارع است. فعل مضارع در ادبيات عرب يعني هميشه. براي استمرار است. «يُطْعِمُونَ» يعني كار اينها بود. مهم اين است كه كاري عادت يك كسي شود. «كانوا يفعلون»، «كانوا يعملون» يعني وگرنه هركسي پدرش بميرد، هرچه هم بخيل باشد براي فوت پدرش، هفت و چهل پدرش يك سور به همسايه‌ها و فاميل‌ها مي‌دهد. آن مهم نيست. اين سخاوت ندارد. ديگر پدرش مرده يك سوري مي‌دهد. «يُطْعِمُونَ» يعني اين كاره هستند. كارشان «يُطْعِمُونَ» است. اين يك مورد. با دست خودشان. اين كار با دست خود ارزش دارد. اگر مادر شما مريض شد، خودت او را دكتر ببر. نگو: اين پول و اين تاكسي تلفني! خودت او را ببر. «يُطْعِمُونَ» با دست خودت. اين هم يك نكته‌ي ديگر. «يُطْعِمُونَ» يعني هميشه. «يُطْعِمُونَ» يعني با دست خودش، «يُطْعِمُونَ الطَّعامَ» همان غذايي كه خودش مي‌خورد به او مي‌دهد.ما گاهي وقت‌ها يك لباسي كه تنگ است، از مد افتاده است، مي‌گوييم: به فقير بده. نه! «عَلى‏ حُبِّهِ» آنچه را كه دوست داري بده. «وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ» انچه را كه دوست داري بده. «مِسْكين» مسكين از مسكن است، مسكن يعني خانه. مسكين كسي است كه از بي‌پولي در خانه‌اش مي‌نشيند. لباس نو ندارد بيرون بيايد. مي‌گويد: بروم مهماني بخورم بايد پس بدهم. من كه نمي‌توانم پس بدهم پس مهماني نمي‌روم. بروم بيرون بچه‌ي من يك چيزي مي‌خواهد پول ندارم. كسي كه از بي‌پولي در مسكن مي‌نشيند، به آن مسكن‌نشين مسكين مي‌گويند. يعني از بي‌پولي در مسكن رفته است. مسكين و مسكن يكي است. يتيم هم كه مي‌شناسيد چه كسي است. اسير هم كسي بوده كه در جبهه آمده مرا بكشد. قاتل من بوده است. منتها ما پيروز شديم و او را به عنوان اسير گرفتيم. ببين چقدر كار تكرار شده. اينها خسته نشدند.بنده وقتي تلفن به من مي‌كنند، تلفن اول را مي‌گويم: بفرماييد! ببخشيد تلفن اول را مي‌گويم: بفرماييد، سلام عليكم، بفرماييد! تلفن دوم: بله، تلفن سوم: يعني يك چهار تا تلفن پشت سر هم شود حال ما گرفته مي‌شود. تكرار شد خسته نشدند. بعد نگفته: «يُطْعِمُونَ الطَّعامَ المسكين، الفقير، الاسير» اگر مي‌گفت: «الاسير» يعني يك اسير.اسير مطلق است. هركس مي‌خواهد باشد. يعني گزينش نكنيد. من خيلي از افطاري مكه و مدينه خوشم آمده است. از چيزهاي ديگرش خوشم نمي‌آيد. غير از مكه و مدينه و زيارتش، از اخلاق اينها خوشم نمي‌آيد. ولي افطاري‌شان قابل تقدير است. يعني ماه رمضان وقتي افطاري مي‌دهند يك زنبيل مي‌آورند. ظرف‌هاي مثلاً حالا فرني، شله زرد، پنير، خرما، با پلاستيك نايلون، مي‌آيند پهن مي‌كنند مي‌گويند: بنشينيد، بنشينيد! گزينش نمي‌كند. هركس مي‌خواهد باشد. بالاخره روزي كه هست. من نمي‌دانم آيا در ايران كسي هست اين رقمي افطاري بدهد، كه مثلاً سفره بياندازد و بگويد: مردم بفرماييد خانه. گزينش نيست. در گرمسار و دامغان آن منطقه در روز عاشورا چطوري است؟ خانه‌ها غذا مي‌پزند و در هم باز است. مي‌گويد: هركس مي‌خواهد بيايد برود. گزينش نمي‌كند. كمك مردم گزينش نكنيد. من در حرم امام رضا رفتم. به امام رضا گفتم: يا امام رضا قرآن مي‌گويد: «وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ» (ضحي/۱۰) سائل كسي است كه سؤال مي‌كند. كسي كه آمده چيزي مي‌خواهد، او را رد نكن. نگفته: «وَ أَمَّا السَّائِلَ المؤمن»، «وَ أَمَّا السَّائِلَ المتقي» گفته: «وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْسانا» (بقره/۸۳) نگفته: «وَ بِالْوالِدَيْنِ المؤمنين». «وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْسانا» چه خوب و چه بد! گزينش نكنيم، نه اين رفته عمره با من خداحافظي نكرده، من هم ديدنش نمي‌روم. اوه اوه اوه... از همديگر انتقام مي‌كشيم. او عروسي دختر من نيامد، من هم نمي‌روم. او براي من يك ربع سكه آورد، من هم براي او يك ربع سكه مي‌برم. داري، او يك ربع آورد، تو يك نيم ببر. «فَحَيُّوا بِأَحْسَن‏» (نساء/۸۶) او نيم آورد، تو اگر وضعت خوب است، سكه ببر. مگر معامله مي‌كني. عواطف كه معامله نيست. فقط براي رضاي خدا، نه خود و نه ديگران«وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْكيناً وَ يَتيماً وَ أَسيراً» حالا اين مهم نيست. مهم اين است كه مي‌گويد: «إِنمََّا نُطْعِمُكمُ‏ْ لِوَجْهِ اللَّهِ» نگو: آقاي قرائتي خدا چقدر نديد بديد است. نگاهش به يك تكه‌ي نان افتاد، يك سوره فرستاد. نه خيلي مهم است. «إِنمََّا» مهم است. «انما» يعني فقط. «لَا نُرِيدُ» يعني در دلمان هم نيست. «لَا نُرِيدُ مِنكمُ‏ْ» يعني در دلم هم نيست. «لَا نُرِيدُ مِنكمُ‏ْ جَزَاءً» نه از شما جزا مي‌خواهيم، «وَ لَا شُكُورًا» نه تشكر. گاهي وقت‌ها سر سفره‌هايمان ما مهماني مي‌رويم، صاحبخانه مي‌آيد و سفره را مي‌بيند و مثلاً مي‌بيند مهمان‌ها مي‌خورند و چيزي نمي‌گويند. مي‌گويد: كم و كسري است ببخشيد. مهمان مي‌گويد: خواهش مي‌كنم خيلي خوب بود، دست شما درد نكند. يك خرده مثل يك جايي كه مي‌خارد و هي مي‌خاراني و حال مي‌آيد، دو مرتبه دو سه تا قاشق مي‌خوري، باز مي‌بيني مهمان‌ها مي‌خورند، آقا ببخشيد از غذاي خانه‌تان هم باز مانديد. آقا خواهش مي‌كنم، ببخشيد، زحمت كشيديد. باز ما را وادار مي‌كند يك خرده تعريف كنيم. باز قاشق‌هاي آخر كمي و كسري بود ببخشيد. والله شرمنده‌ام! بابا دست شما درد نكند. تا اين بشقاب تمام شود سه بار سيخ مي‌زند يا الله از من تعريف كن. اين نمي‌گويد: مردم، بي‌انصاف‌ها مي‌خوريد تعريف كنيد. نمي‌گويد: تعريف كن. اما هي مي‌گويد: قابل نيست. قابل شما را ندارد. از خانه و غذايتان هم باز مانديد. من شرمنده‌ي شما هستم. يعني يك كلماتي را مي‌گويد، كه شما هي تحريك شوي، اين «لَا نُرِيدُ» نيست. اين «يُريد» اين در دلش اراده دارد. مهم اين است كه آدم در دلش هم نخواهد. گاهي آدم مي‌رود بستني و چيزي بخورد، وقتي مي‌خواهد پول بدهد، قابل نيست. مهمان من باش! يك جوري مي‌گويند: مهمان من باش كه آدم پول داد ديگر باقي‌اش را از او نگيرد. سوار تاكسي مي‌شود، نه حالا مهمان من باش. وقتي پول را مي‌دهي باقي‌اش را نمي‌دهد. خوب تو همان حقت را بردار. هم تعارف مي‌كند، هم با اين تعارف زبان طرف را مي‌بندد كه نگويد: آقا باقي‌اش را بده ببينم. البته بعضي از مسافرها هم انصافاً رند هستند. شوفرهاي تاكسي را اذيت مي‌كنند. يك خانمي سوار تاكسي شد. به راننده تاكسي گفت: چند شد؟ اين براي قديم است. گفت: ده تومان. گفت: ده تومان! چه خبر است؟ چقدر راه بود؟ هشت تومان. بگير! مي‌گفت داد و رفت من ديدم پنج تومان است. يعني اول گفت: ده تومان، بعد چانه زد و گفت: هشت تومان ولي وقتي داد، پنج تومان داد. حساب مي‌كشيم. يك كسي يكجايي مهماني رفت. شانزده تا چاي خورد. آمد گفت: نكند حرام باشد. خوب روضه يك چاي! چقدر خوردي. به صاحبخانه گفت: ببخشيد من سه چهار تا چاي خوردم شما حلال كن. گفت: ببين اول كه سه چهار تا نخوردي، شانزده تا خوردي، (خنده حضار) دوم چه كسي است كه بشمارد! پيداست كه... مهم اين است.اين كلاه‌هايي هست كه ما پايين مي‌كشيم و چشم‌هايمان باز است. يك همچنين چيزي حضرت علي داشت. يعني صورتش را مي‌پوشاند و فقط چشم‌هايش باز بود. در خانه‌ي فقرا مي‌رفت. مي‌گفت: مي‌خواهم هم شكم سير شود و هم اينها مرا نشناسند كه فردا در كوچه به من سلام كنند، به خاطر شكمشان. سلام مي‌خواهد كند براي خاطر خدا سلام كند. اوه، اين بود كه عيدي ما را داد. اين بود كه، اين بود كه... يكي از آقايان مي‌گفت بيمارستان رفتم. جعبه‌ي گزي هم دستم بود. دور تخت بيمار شلوغ بود. ما جعبه را گذاشتيم و آمديم. بعد گفتيم: اِ... ما اين جعبه‌ي گز را داديم بيمار نفهميد براي ما است. يعني اين مهم است. «لَا نُرِيدُ مِنكمُ‏ْ» نه جزا مي‌خواهم، نه تشكر. بعضي‌وقت‌ها آدم جزا نمي‌خواهد، تشكر مي‌خواهد. مثلاً من ممكن است اينجا سخنراني كنم، پول هم نگيرم. ولي توقع دارم كه وقتي مريض شدم، خوب خوش انصاف، حالا كه ما چند تا روضه خوانديم پول نگرفتيم، مريض شديم، يك تلفني كن. اين خيلي مهم است كه آدم در دلش نه جزا بخواهد و نه تشكر.۶- پاداش بزرگ الهي در انتظار افراد خالص و مخلصخوب براي چه شما به فقير و اسير داديد؟ مي‌گويد: «إِنَّا نَخافُ مِنْ رَبِّنا» (انسان/۱۰) ما از خدا مي‌ترسيم. «يَوْماً عَبُوساً قَمْطَريراً» (انسان/۱۰) روز، روز عبوسي است. يعني روز قيامت. حالا خدا چه مي‌گويد؟ خدا مي‌گويد: چهارده تا چيز به شما مي‌دهم. بسم الله الرحمن الرحيم. «فَوَقَئهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَالِكَ» (انسان/۱۱) حفظ از شرور قيامت، اين يك مورد. يعني شما كه نان را داديد خدا «فَوَقَئهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَالِكَ» ديگر چه؟ «وَ لَقَّئهُمْ نَضْرَةً وَ سُرُورًا» (انسان/۱۱) سرور و شادي به شما مي‌دهيم. ديگر چه؟ «وَ جَزَئهُم بِمَا صَبرَُواْ جَنَّةً وَ حَرِيرًا» (انسان/۱۲) بهشت به شما مي‌دهيم. جنت يعني بهشت، حرير يعني ابريشم. لباس ابريشمي. «جَنَّةً وَ حَرِيرًا». ديگر چه؟ «مُّتَّكِِينَ فِيهَا عَلىَ الْأَرَائكِ» (انسان/۱۳) روي تخت مي‌نشانيم. تخت‌هاي بهشتي. نه يك تخت، چند تخت! تخت‌هاي بهشتي. « لَا يَرَوْنَ فِيهَا شَمْسًا وَ لَا زَمْهَرِيرًا» (انسان/۱۳) نه گرم، شمس يعني خورشيد. «زمهرير» نه سرد، هواي مطلوب! ديگر چه؟ «وَ دَانِيَةً عَلَيهِْمْ ظِلَالُهَا وَ ذُلِّلَتْ قُطُوفُهَا تَذْلِيلًا» (انسان/۱۴) شاخه‌هاي در دسترس، مثل نارگيل نيست كه بايد بالا رفت تازه دورش تار است. تارها را بكني، پوستش سفت است، جان آدم درمي‌آيد، تا از اين نارگيل استفاده كند. در دسترس، مثل درهايي كه شيشه‌اي است، تا به آن مي‌رسي خودش باز مي‌شود. ديگر چه؟ «وَ يُطَافُ عَلَيهِْم بَِانِيَةٍ مِّن فِضَّةٍ وَ أَكْوَابٍ كاَنَتْ قَوَارِيرَا» (انسان/۱۵) گردش ظروف، ظرف‌هاي نقره‌اي و توسط مسؤولين پذيرايي. «وَ يُسْقَوْنَ فِيهَا كَأْسًا كاَنَ مِزَاجُهَا زَنجَبِيلاً» (انسان/۱۷) شراب معطر، ديگر چه؟ «عَيْنًا فِيهَا تُسَمَّى‏ سَلْسَبِيلًا» (انسان/۱۸) چشمه‌اي از چشمه‌ي سلسبيل. ديگر چه؟ «يَطُوفُ عَلَيهِْمْ وِلْدَانٌ مخَُّلَّدُونَ» (انسان/۱۹) مسؤولين پذيرايي شيك، پسران زيبا، «إِذَا رَأَيْتهَُمْ» نگاهشان كه مي‌كني «حَسِبْتهَُمْ لُؤْلُؤًا مَّنثُورًا» (انسان/۱۹) مسؤولين پذيرايي مثل در مي‌درخشند. افراد زيبا، زيبا رويان، زيبا رويان دائمي «مخلدون» همچون لؤلؤ، «لُؤْلُؤًا مَّنثُورًا» مثل لؤلؤ مي‌درخشند. چقدر چيز خدا به اينها مي‌دهد.«وَ إِذَا رَأَيْتَ ثمَ‏َّ رَأَيْتَ نَعِيمًا وَ مُلْكاً كَبِيرًا» (انسان/۲۰) نعمت‌هاي فراوان، نعيم، نعمت فراوان، «ملك» حكومت. «نَعِيمًا وَ مُلْكاً» هم نعمت، هم حكومت. «وَ سَقَئهُمْ رَبهُُّمْ شَرَابًا طَهُورًا» (انسان/۲۱) شراب طهور، چقدر چيز شد. ببينيد. يك، سرور دو، بهشت و لباس، تخت‌ها، هواي مطلوب، ميوه‌هاي در دسترس، گردش ظروف، شراب معطر، چشمه‌ي سلسبيل، مسؤولين پذيرايي خوش قيافه و زيبا، دائمي، نعمت‌هاي فراوان، حكومت، «شرابا طهورا». همه‌ي اينها براي چه؟ بعد خدا مي‌گويد... اينها چهارده تا شد؟ اين سيزده تا را بگير. بعد مي‌گويد: «إِنَّ هَاذَا كاَنَ لَكمُ‏ْ جَزَاءً» (انسان/۲۲) «إِنَّ» به درستي كه، «هَاذَا» يعني اين سيزده، چهارده تا، «كاَنَ لَكمُ‏ْ جَزَاءً» شما گفتي «لَا نُرِيدُ مِنكمُ‏ْ جَزَاءً» خدا مي‌گويد: بگير، سيزده تا جزا. «إِنَّ» من جزا نمي‌خواهم، خدا مي‌گويد: چهارده تا جزا، يعني چه؟ يعني اگر كاري را براي خدا كردي، چندين برابر به تو مي‌دهيم. بعد اينها گفتند: «َّلَا نُرِيدُ مِنكمُ‏ْ شُكُورًا» خدا مي‌گويد: «وَ كاَنَ سَعْيُكمُ مَّشْكُورًا» (انسان/۲۲) مشكور! «إِنَّ هَاذَا كاَنَ لَكمُ‏ْ جَزَاءً وَ كاَنَ سَعْيُكمُ مَّشْكُورًا» شكور، مشكور، جزا، جزا. خيلي قشنگ است. خيلي قشنگ!  جبران الهي در دنيا و آخرتخدا جبار است. جبران مي‌كند. غصه نخوريم، اگر خمس بدهيم، از صد ميليون، بيست ميليون كم مي‌شود. خدا جايش را پر مي‌كند. امام جواد فرمود: من امام جواد هستم. به شيعيان من بگوييد، من امام نهم، امام جواد هستم. ضامن هستم خمس بدهيد، مال شما كم نشود. ضامن هستم! كسي اگر خمس ندهد، هنوز شك دارد. بگويد: خوب صد ميليون من هشتاد ميليون شود؟ ضامن هستم! امام كاظم فرمود: اگر يك چيز حقي را ندهيد، خدا دو برابرش را در راه باطل در كاسه‌ات مي‌گذارد. مثلاً يك جا بايد ده ميليون بدهي، نمي‌دهي. خدا يك خرج بيست ميليوني را در سفره‌ات مي‌گذارد. مي‌گويد: اين عوض آن! يك ليوان آب دست يك تشنه بده. نگو: مگر من نوكرش هستم. به من ابلاغ نشده است! شرح وظيفه‌ي من نيست. حالا بچه‌ي شما در اين مدرسه نمي‌آيد. خوب يك مدرسه‌ي ديگر آب سرد كن بده. نه، من آب سرد كن به آن مدرسه‌اي مي‌دهم كه بچه‌ي خودم هست. اينكه صرف خودت شد. صرف بچه‌ات شد. چه كاري بيرون از خودت انجام مي‌دهي؟ من در آن روستايي مسجد مي‌سازم، كه آنجا متولد شديم. مي‌گوييم: بابا در اين روستا ديگر خيلي جمعيت نيست. يك مسجد دارند برايشان بس است. ما الآن جاهايي داريم كه صد برابر روستاي شما جمعيت است و مسجد ندارند. نه! من روستاي پدري! ببينيد اينها يك دندگي‌هايي است كه ما مي‌كنيم و كار نداريم نياز چيست. كجا نياز است. كجا دوست دارم بروم. خدا جزا مي‌دهد و خيلي هم قشنگ جزا مي‌دهد. گرفتيد چه شد؟ «لَا نُرِيدُ مِنكمُ‏ْ جَزَاءً » ببخشيد يك قسمتي را من مي‌خوانم، براي اهل بيتش را، براي خدا را شما بخوانيد. «لَا نُرِيدُ مِنكمُ‏ْ جَزَاءً... إِنَّ هَاذَا كاَنَ لَكمُ‏ْ جَزَاءً». «لَا نُرِيدُ مِنكمُ‏ْ شُكُورًا... كاَنَ سَعْيُكمُ مَّشْكُورًا» حالا يكبار ديگر «لَا نُرِيدُ مِنكمُ‏ْ جَزَاءً... إِنَّ هَاذَا كاَنَ لَكمُ‏ْ جَزَاءً». «لَا نُرِيدُ مِنكمُ‏ْ شُكُورًا... كاَنَ سَعْيُكمُ مَّشْكُورًا». شكور، مشكور، جزا، جزا. خيلي قشنگ است، خيلي قشنگ است. اينقدر خدا قشنگ جفت و جور مي‌كند. نترسيم. تو نيكي كن و در دجله انداز... خودم شيرجه مي‌رم درش مي‌آرم. (خنده حضار) كه ايزد در بيابانت دهد باز! اين آيه‌ي قرآن است. تو نيكي كن و در دجله انداز آيه‌ي قرآن است. به مادر موسي گفت بچه را شير بده و «فَأَلْقيه‏» در دريا بيانداز. «إِنَّا رَادُّوه‏» (قصص/۷) تو بچه را شير بده و در رودخانه نيل بيانداز، من اين بچه را به تو برمي‌گردانم. «وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلينَ» (قصص/۷) نه بچه، تو بچه را خالي بيانداز، من بچه را همراه با نبوت برمي‌گردانم. اين عوض آن. خيلي از خيرهايي كه ما مي‌بينيم به خاطر خوبي‌هاي بابا و ننه‌ي ما است. فكر نكنيم فوق ليسانس اقتصاد داريم و نمي‌دانم و مديريت و برنامه‌ريزي و نه بابا. اينقدر آدم از ما تيزتر هست، سه برابر هم مي‌دود، به هيچ‌جا نمي‌رسد. بابا يك تشنه‌اي را آب خنك داد، گفت: انشاءالله خير ببيني. باباي تو خير ديد. حالا... مشاركت حضرت علي و حضرت زهرا(عليهماالسلام) در كارهاي نيكيكي از چيزهايي كه هست اين است كه فاطمه زهرا و حضرت علي با هم شريك بودند. «بَقَيَ» با قاف يعني باقي. «بقي» يعني باقي. «بَغَيَ» با غين، يعني تجاوز. مي‌گويند: فلاني باغي است، با غين است يعني متجاوز است. قرآن مي‌گويد: اگر مي‌خواهيد بچه‌هاي شما خوب باشد در خانه بايد پدر و مادر با هم، قرآن مي‌گويد كه: «بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ» (الرحمن/۲۰) «يبغيان» با غين، دو تا دريا يكي شور است، يكي شيرين است به هم تجاوز نمي‌كنند. بعد مي‌گويد: «يخَْرُجُ مِنهُْمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجَانُ» (الرحمن/۲۲) يعني اگر عروس و داماد به هم نيش نزدند، «يخَْرُجُ مِنهُْمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجَانُ» بچه‌هايشان لؤلؤ و مرجان مي‌شود. او مي‌گويد: برو گمشو، ديگران مي‌گويد: خفه شو. مي‌گويد: خودتي! مي‌گويد: برو. مثل سگ و گربه به هم مي‌پرند. اين بچه‌شان هم مثل سگ و گربه مي‌شود. اگر «لا يَبْغِيانِ» اگر به هم نيش نزنند بچه‌شان هم... فاطمه زهرا نه سال از شوهرش تقاضا نكرد. كار را با فضه تقسيم كرد. يك روز من كار مي‌كنم، يك روز تو. خدا را شكر كه با قرآن و اهل بيت آشنا شديم. خدايا به آبروي زهرا(س) و شوهرش و پدرش و نسلش، بالاترين درجه‌ي ايمان و يقين و معرفت و ولايت و محبت و اطاعت را نسبت به خودت و اوليائت به ما مرحمت بفرما.«والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته» ]]> حجت الاسلام و المسلمین قرائتی Tue, 11 Sep 2012 12:46:21 GMT http://tabeshekosar.ir/vdcbuwb5prhbw.iur.html