رسانه الکترونيکی تابش کوثر - آخرين عناوين پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله :: نسخه کامل http://tabeshekosar.ir/ Tue, 21 Nov 2017 09:44:07 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://tabeshekosar.ir/skins/default/fa/96/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط رسانه الکترونيکی تابش کوثر http://tabeshekosar.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام رسانه الکترونيکی تابش کوثر آزاد است. Tue, 21 Nov 2017 09:44:07 GMT پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله 60 چگونگی به شهادت رسیدن رسول اکرم /زیارت رسول الله در تعقیبات نماز /احادیثی گوهربار از رحمه للعالمین http://tabeshekosar.ir/vdcjyaev.uqemmzsffu.html تابش کوثر - شیخ عباس قمی صاحب کتاب شریف مفاتیح الجنان در منتهی الامال می نویسد : "بـدان كـه اكـثـر عـلمـاى فـريـقـيـن را اعـتـقـاد آن اسـت كـه ارتـحـال سيد انبياء صلى اللّه عليه و آله و سلّم به عالم بقادر روز دوشنبه بوده است و اكثر علماى شيعى را اعتقاد آن است كه آن روز بيست و هشتم ماه صفر بوده است و اكثر علماى اهـل سـنـت دوازدهم ماه ربيع الاول گفته اند. آيا پيامبر به شهادت رسيد؟در احـاديـث مـعـتـبره وارد شده است كه آن حضرت به شهادت از دنيا رفت چنانكه صفّار به سـنـد مـعـتـبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه در روز خيبر زهر دادند آن حـضـرت را در دسـت بـزغـاله چـون حـضـرت لقـمـه اى تـنـاول فـرمـود آن گـوشـت بـه سـخـن آمـد و گـفـت: يـا رسـول اللّه! مـرا بـه زهـر آلوده اند؛ پس حضرت در مرض موت خود مى فرمود كه امروز پـشـت مـرا در هـم شـكـست آن لقمه كه در خيبر تناول كردم و هيچ پيغمبر و وصىّ پيغمبرى نـيـسـت مـگـر آنـكـه بـه شـهادت از دنيا بيرون مى رود. و در روايت ديگر فرمود كه زن يهوديه آن حضرت را زهر داد در ذراع گوسفندى و چون حضرت قدرى از آن تناول فرمود آن ذراع خبر داد كه من زهرآلوده ام پس حضرت آن را انداخت و پيوسته آن زهر در بـدن آن حـضـرت اثـر مـى كـرد تـا آنـكـه بـه هـمـان عـلت از دنـيـا رحـلت فرمود. صَلَواتُ اللّهِ عَلَيْهِ وَآلِهِ.و مـسـتـحـب است زيارت آن حضرت از نزديك و دور چنانكه شيخ شهيد در (دروس) فرموده كـه مـستحب است زيارت پيغمبر و ائمه در هر روز جمعه اگرچه زائر از قبرهاى ايشان دور بـاشـد و اگـر در بـالاى بـلنـدى بـايـسـتـد و زيـارت كـنـد افضل است انتهى.و نـيـز سـزاوار اسـت زيـارت حـضـرت رسـول خـدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم در عقب هر نمازى به اين الفاظى كه حضرت امام رضا عليه السّلام تعليم ابن ابى نصر بَزَنْطى، فرمودند:اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا رَسُولَ اللّهِ وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَكاتُهُ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِاللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا خِيَرَةَ اللّه اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا حَبيبَ اللّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يا صَفْوَةَ اللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَمينَ اللّهِ اَشْهَدُ اَنَّكَ رَسُولُ اللّهِ وَاَشْهَدُ اَنَّكَ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللّهِ وَاَشْهَدُ اَنَّكَ قـَدْ نـَصَحْتَ لاُِمَّتِكَ وَجاهَدْتَ في سَبيلِ رَبِّكَ وَعَبَدْتَهُ حَتّى اَتي كَ الْيَقينُ فَجَزاكَ اللّهُ يا رَسـُولَ اللّهِ اَفـْضـَل مـا جـَزى نـَبـِيا عَنْ اُمَّتِهِ، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ اَفْضَلَ ما صَلَّيْتَ عَلى اِبْراهيمَ وَ آلِ اِبْراهيمَ اِنَّكَ حَميدٌ مَجيدٌ."خبر دادن پيامبر صلى الله عليه و آله از بى بند و بارى زنان آخر الزمان:دو گروه از دوزخيان را [ هنوز ]من نديده ام: گروهى كه تازيانه هايى مانند دم گاو در دست دارند و مردم را با آن مى زنند؛ و [گروه ديگر] زنانى كه پوشش [تن نما] دارند و برهنه اند، كج راهه مى روند و ديگران را نيز به كجروى تشويق مى كنند، سرهايشان همچون كوهان شتر خراسانى فروهشته است. اينان به بهشت نمى روند و بوى بهشت را كه از فاصله اى چنين و چنان (بسيار زياد) به مشام مى رسد، استشمام نمى كنند.(صحيح مسلم : ۳/۱۶۸۰/۱۲۵ )- پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بر تو باد خواندن قرآن؛ زيرا خواندن آن كفّاره گناهان است و پرده اى در برابر آتش و موجب ايمنى از عذاب  -پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :براى قرآن دان شايسته نيست كه در مقابل رفتار سفاهت آميز ديگران با خود، سفيهانه رفتار كند، يا بر كسى كه بر او خشم مى گيرد، خشم گيرد، يا بر كسى كه به او پرخاش مى كند، پرخاش نمايد. بلكه از بركت [وجود ]قرآن [در خود ]گذشت مى كند و مى بخشد(بحار الأنوار: ۹۲/۱۷/۱۸)پيامبرصلي الله عليه وآله : پرهيزگارترين مردم كسي است كه حق بگويد ، چه به سودش باشد چه به زيانش (ميزان الحكمه ) ]]> اجتماعی Sun, 21 Dec 2014 13:38:55 GMT http://tabeshekosar.ir/vdcjyaev.uqemmzsffu.html بر طبق روایات پیامبر اکرم در معراج با تمام انبیا سخن گفت http://tabeshekosar.ir/vdch.qnit23nvqftd2.html FLV/5.10 MBMP3/1.46 MBهمین جهان مادی ما مکان خودش دارد و گسترده است باطنی دارد که آسمان دوم است و آن آسمان دوم محیط است بر آسمان اول نه اینکه آسمان دوم جای کوچکی باشد که بگیم به اندازه اینکه یک بدن قرار بگیرد نه خیلی وسیع است و وسعتش از جهان مادی ما خیلی بیشتر است بله آن آسمان دوم را و هر آنچه در آسمان دوم است همه را دید بعد رفت به آسمان سوم و هر آنچه در آسمان سوم است همه را دید بعد رفت به آسمان چهارم حضرت موسی را دید، حضرت عیسی را دید چون حضرت عیسی با جسم مبارکش آنجا هست و بقیه انبیاء با روح مبارکشان آنجا هستند بعضی می گویند که ار.واح طیبه و نورانی انبیاء چون روح است در آسمان هفتم است الا ای حال یا بگیم ارواح آنها در آسمان هفتم است یا در آسمان چهارم که با جسم مبارک حضرت عیسی هماهنگی دارند با تمام آنها طبق روایات پیامبر اکرم سخن گفت و لذا راجب به انبیاء اختلاف است که آیا انبیاء الان روحشان در آسمان چهارم یا آسمان هفتم یا در عرش است . حتی اگر انبیاء روحشان در عرش باشد پیامبر اکرم روح مبارک و جسمشان هر دو آنجا رفته است و چون با جسم مبارک رفته پس بر آنها بر تری دارند ]]> آیت الله مبشر کاشانی Sat, 16 Feb 2013 21:18:46 GMT http://tabeshekosar.ir/vdch.qnit23nvqftd2.html بیان حقایقی از هفت آسمان و کرسی و عرش http://tabeshekosar.ir/vdcg.u9xrak9z3pr4a.html دانلود-FLV/20.07 MBدانلود-MP3/6.16 MBدر بحث های جهان شناسی دانشمندانی که علم نجوم را دنبال می کنند ، می گویند این جهان دارای سیارات و منظومه ی شمسی است و این منظومه ی ما درون کهکشانی قرار دارد که آن کهکشان میلیارد ها منظومه شمسی در خودش دارد و ما در یکی از این منظومه ها هستیم که بسیاری از این منظومه ها در یک کهکشان است در حالی که ما میلیون ها کهکشان هم داریم و همه ی آنچه علم نجوم به آن رسیده است حاکی از این است که تمام اینها مربوط به آسمان اول است یعنی به آسمان دوم کسی راه پیدا نکرده است چون آسمان دوم محتاج عروج است ایشان در ادامه افزود : آسمان دوم در حیث باطن در همین آسمان است یعنی این طور نیست که ما از این آسمان برویم بیرون و هزاران کیلومتر برویم تا برسیم به آسمان دوم نه این شکلی نیست باطن و ملکوت این آسمان با آن گستردگی که دارد ، آسمان دیگری است که آن آسمان بر این آسمان حکومت می کند احاطه دارد آن آسمان (آسمان دوم) بر این آسمان (آسمان اول) به خاطر اینکه لطیف تر یعنی آسمان دوم نسبت به آسمان اول الطف است و لذا چون الطف است پس محیط است باز آسمان سوم نسبت به آسمان دوم محیط است چون الطف است و همانطور تا می آید و به کرسی می رسد ، کرسی حقیقتی است ، یک جهان لاینهایی وسیعی است که در روایت از امام صادق سلام الله علیه سوال می کنند می فرماید هفت آسمان در مقابل کرسی ( هفت آسمان نه یک آسمان که هزاران کهکشان و هر کهکشان هزاران منظومه درآن هست ) مثل یک انگشتری است که در یک بیابان افتاده باشد یا مثل یک دانه سنگ ریزی ای که در بیابان پر است از سنگ ریزه یعنی هفت آسمان در برابر کرسی انقدر کوچک است این مرجع تقلید در ادامه گفت : اگر انسان بخواهد در عظمت آسمان ها فکر کند همین آسمان اول با اینکه آسمان ادنی است دنیا ، دنیا یعنی پایین یعنی پست ، نا چیز، این دنیای ناچیز ما آسمان ناچیز ما که میلیون ها کهکشان دارد و هر کهکشان ای میلیون ها منظومه دارد و همه هم دارند به سوی او حرکت می کنند یعنی به سوی یک مبدا در حرکتند این قانون انا لله و انا الیه راجعون راجع به همه ی کهکشان ها هم هست اما کهکشان ها از جایی به جای دیگر حرکت می کنند این حرکت به سوی چیست بحثش جداست ولی در آسمان دنی و دنیای پایین و آسمان از یک جهتی پایین و از یک جهتی پست است یعنی به نسبت آن آسمان بالا پست است و رتبه اش پایین تر است و به خاطر اینکه ان لطافتی که آسمان دوم دارد این ندارد (چون آن آسمان دوم الطف است به نسبت آسمان اول که دنیای ما باشد) حکومت دارد ، احاطه دارد آسمان دوم محیط بر آسمان اول است و همین طور آسمان دوم بر سوم یعنی آسمان دوم به نسبت به آسمان سوم دنیا محسوب می شود و آسمان سوم نسبت به آسمان چهارم دنیا محسوب می شود در حالی که خودش خیلی لطافت دارد اما بحث تلطیف و لطافت های جسمانی همانطور ادامه پیدا می کند تا می خواهیم به کرسی برسد کرسی حقیقت محیط بر هفت آسمان است که امام فرمود هفت آسمان در برابر کرسی مثل انگشتری که در بیابان یا سنگ ریزه ای که در بیابان گم شود اینقدر در مقابل کرسی کوچک است و بعد می فرماید که کرسی در مقابل عرش در مقابل یکی از سرادقات عرش (عرش سرادقی دارد که یکی از سرادقاتش سرادق العظمه یکی از سرادقاتش سرادق العزه است ) هر سرادقی که دارد اینها محل ظهور و بروز و تجلی تام اسماء الله هستش این است که انسانی که عروج کرده پیامبر ما رفته به مبدا العظمه رسیده که ان مبدا العظمه و مبدا القدره و مبدا العزه و مبدا الکبریایی یعنی تجلیات جمیع اسماء است انجا می خواهد ان آیات که مربوط به خود خداست ، تجلیات حضرت حق را در سرادق عرش ببیند ]]> آیت الله مبشر کاشانی Sat, 09 Feb 2013 20:20:51 GMT http://tabeshekosar.ir/vdcg.u9xrak9z3pr4a.html ائمه و امامان هم عروج داشتند http://tabeshekosar.ir/vdcf.ed0iw6dxtgiaw.html دانلود-MP4/9.86 MBدانلود-MP3/3.66 MBشما می بینید که پیامبر و ائمه ما ، امامان ما هم عروج داشتند چرا ( بنده عقیده ی خودم را عرض می کنم) چون چیزی که ندیده چرا توصیف می کنند در دعا ها امام هی قسم می دهد و می گوید ای خدا تو را به آن اسمائی که تجلی کرد در سرادق عرشت ، سرادق عزت سرادق قدرت ، اگر ندید پس چرا توصیف می کنید ؟ حتما دیده حالا یا معراج به روح است یا معراج به جسم است بعضی می خواهند بفرمایند که معراج روحانی و جسمانی با هم اختصاص دارد به پیامبر اکرم و امامان ما اگر معراج داشتند روحانی بوده جسمانی نبوده اما به دلیل ان روایات که می فرماید امام از شرایطش این است که سایه ندارد از این خصوصیتی که برای امام بیان فرمودند در می یابیم که امکان عروج جسمانی هم برای امام است که حالا اگر اینکه در روایت بیان نشده برای اینکه ظرفیت عقول کم بوده الان هم اگر بنده نوعی بخواهم خیلی از مقامات معنوی اهل بیت عصمت و طهارت ان طور که در روایات می توانیم موشکافی کنیم و حقایق لطیف و فضائل را بگوییم کشش عقول ضعیف است در بعضی از افراد تحمل بخواهند بکنند و واقعیت را ادراک کنند بیانش مشکل می شود مثلا در زمان صدر اسلام ائمه رو به رو بودند با افرادی که ممکن است به غلو کشیده بشوند ، افراطی یا تفریطی بشوند از این طرف به امام خدایی نکرده توهین بشه که اینها مدعی کذا هستند که حقیقتی در کار نیست و منکر بشوند و یا اینکه بگویند اینها خدا هستند هر دو غلط است نه اینها عبد هستند فلذا می فرماید سُبْحانَ الَّذِی أَسْرى بِعَبْدِهِ همه این مقامات به خاطر همین عبودیت است اگر عبد نبود به این مقامات نمی رسید هیچ کس بدون عبودیت به هیج جا نمی رسدایشان در ادامه افزود : ما یکی از نکاتی که در بحث تشهد نماز داریم این است که اشهد ان محمد عبده و رسوله اول شهادت می دهیم که پیامبر عبد بود بعد از اینکه عبد بود رسول شد ، عبد ها رسول می شوند عبد ها نبی می شوند عبد حضرت خضر می شود پس بنابراین اگر بحث عبودیت نباشد هیچ کس بدون عبودیت به هیج جا نمی رسد اینکه فلان شخص می گوید علی الله و حسین الله اینها همه غلط به خاطر اینکه شخص به قول معروف نه خدا را شناخته نه ولی خدا را هیچ کدام نشناخته است ]]> آیت الله مبشر کاشانی Fri, 08 Feb 2013 16:51:41 GMT http://tabeshekosar.ir/vdcf.ed0iw6dxtgiaw.html چرا پیامبر اکرم عروج جسمانی کردند و عروج روحانی نکردند http://tabeshekosar.ir/vdce.w8wbjh87o9bij.html دانلود-MP4/8.72 MBدانلود-MP3/2.44MBحضرت آیه الله مبشر کاشانی در پاسخ به این سوال که چرا پیامبر اکرم عروج جسمانی کردند و عروج روحانی نکردند گفت : رتبه ی عروج روحانی پایین تر از عروج جسمانی است زیرا عروج جسمانی سخت است و یک جسم لطیف تر هم می خواهد الان خیلی ها در عالم رویا مثلا به آسمان ها می روند پس ان فرد هم با پیامبر فرقی نمی کند ؟ یا مثلا بعضی افراد در عالم مکاشفه ، در مکاشفه جسمش است قالب روحیش متصل می شود به ملکوت اعلی و عروج قالب مثالی دارد ، در مکاشفه عالم مثالی در بدنش است پرده می رود کنار می بیند اما یک بعد برتر است که انسان خارج می شود از بدنش و به معراج می رود بدنش بر حسب ظاهر نشسته یا خوابیده است مردم خیال می کنند خواب است اما او تخلیه کرده ، تخلیه یعنی اون قالب جسمانی خالی کرده است و رفته است ، اولیای خدا از این معراج ها داشته اند نه به عالم آسمان ها بلکه حداقل به برزخ بروند و برگردند ، اگر جسمانی نبود پس بعضی از عرفا هم می گفتند ما هم که یک معراج تخلیه ای یا معراج مکاشفه ای یا روحانی داشته ایم و اینکه معراج جسمانی مهم است بدین دلیل است که برای کسی راه ندارد و فقط در انبیا حضرت عیسی سلام الله علیه بوده که آن هم تا آسمان چهارم رفتند ]]> آیت الله مبشر کاشانی Mon, 14 Jan 2013 15:40:45 GMT http://tabeshekosar.ir/vdce.w8wbjh87o9bij.html حضرت عیسی به آسمان چهارم رفت/پیامبر اکرم عالی ترین مرحله ی عبودیت را پیمود http://tabeshekosar.ir/vdcd.x0x2yt0zja26y.html دانلود-MP4/8.52 MBدانلود-MP3/3.43 MBعباد الله در سیر بندگی اشان دارای مقاماتی می شوند که بر حسب تفاوت های مراتبی که برای عبودیت است آثاری هم که نصیب آنها می شود مختلف و متراتب است یعنی مراتب عبودیت متفاوت است و رتبه ها و مراتب را از آثارش پی می بریم ، بحث معراج به آسمان ها مر بوط به غایت مقام بندگی است منتهی حضرت عیسی که پیامبر اولوالعزم بود با همه مقامی که داشت به آسمان چهارم رسید و عروج کرد لکن به آسمان پنجم و شش و هفتم راه نتوانست پیدا کند یعنی تلطیف روحی و شخصیت باطنی او در مرتبه و مقامی بود که او را به معراج و تا آسمان چهارم بردند که قران اصل مطلب را امضا می کند و در روایات هم بیان شده است که حضرت عیسی سلام الله علیه به کدام آسمان رفته است که آسمان چهارم آمده است ایشان در ادامه افزودند : اما راجع به پیامبر ما هم بحث طی الارض بیان شده است که از مسجد الحرام به مسجد الاقصی رفت و هم طی السماء و ان حرکت عروجی را در روایات آمده تا عرش رفته است یعنی بالاترین نقطه عروج انسان فَکانَ قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنى (۲) آیه بیان گر این است که قرب حضرت پیامبر اکرم به خدای تبارک و تعالی قرب قوسین است ، قوسین یک قوسش قوس واجب الوجود است و یک قوسش قوس ممکن الوجود است یعنی ممکن الوجود به واجب الوجود آنقدر نزدیک شد( مخلوق به خالق آنقدر نزدیک شد) که به مرحله ادنی رسید یعنی نزدیک تر از آن امکان تصور و وقوع ای برایش نیست در آیه بیان این است که قرابت به اینکه ذات حضرت حق و صفات و اسماء حضرت حق آنقدر پیدا کرد که به قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنى رسید ایشان افزود : پاسخ سوال شما این است که عبودیت مراحلی دارد یک عبد مرحله اش این است که به آسمان دوم برود یکی به اسمان چهارم برود که حضرت عیسی به آسمان چهارم رفت یکی هفت آسمان را طی کند و بالاتر به عرش ، پیامبر اکرم عالی ترین مرحله ی عبودیت را پیمود ]]> آیت الله مبشر کاشانی Mon, 14 Jan 2013 15:37:36 GMT http://tabeshekosar.ir/vdcd.x0x2yt0zja26y.html لطافت جسم یکی از اموری ایست که از مقتضیات معراج است http://tabeshekosar.ir/vdci.rarct1aupbc2t.html دانلود-FLV/6.72 MBدانلود-MP3/2.87 MBمعراج با جسم که برای حضرت عیسی میسور بود به خاطر غذاهایی که مادرش حضرت مریم استفاده می کرد ، غذا های بهشتی بود که موجب لطافت جسمی حضرت عیسی شده بود ان غذا ها موجب تلطیف جسم شد و لطافت جسم یکی از اموری ایست که از مقتضیات معراج است اگر با جسم عادی باشد معراج مشکل است و لذا مادر حضرت عیسی از غذاهای بهشتی میل می کند و حضرت زکریا می گوید هر وقت بر محراب وارد شدم ، دیدم که پیش حضرت مریم رزق است و رزق من عند الله بوده ، خب رزق من عند الله یعنی بهشتی و از بهشتی که در پیشگاه خدا هست ، آن بهشتی که ملک لله است (حالا ان بهشت خودش بحث هایی دارد) غذاهایی که از بهشت خاص باشد برای حضرت مریم تهیه می شد و ان غذا ها باعث شد لطافت خاصی جسم مبارک حضرت عیسی پیدا کند و بتواند بعدا به معراج برود ایشان در ادامه افزودند : پیامبر اکرم از این غذا ها تناول می کرد گرچه مدارکش برای ما کم است ولی مسلم اینچنین است به خاطر اینکه همین که جسم مبارکش سایه نداشت نشان دهنده ی لطافت جسمانی پیامبر بوده است . هر شیء در آفرینش سایه دارد حتی بلور سایه دارد آنقدر جسم مبارک پیامبر اکرم لطیف شده بود که سایه نداشت. حتی در یک روایت که روایت اش را در یکی از کتب معتبر دیدم در مورد شخصیت امام معصوم فرموده بود از نشانه های امام آن است که معصوم باشد از نشانه های امام آن است که سایه نداشته باشد . این از خصیصه پیامبر بود اما از خصایص کل اهل بیت این بوده که ابدان طیبه ی آنها سایه نداشته است و بدنی که سایه ندارد آنقدر لطیف است که از اشیاء لطیف هم لطیف تر است بنابراین می تواند با ان بدن لطیف به معراج برود ]]> آیت الله مبشر کاشانی Mon, 14 Jan 2013 15:11:59 GMT http://tabeshekosar.ir/vdci.rarct1aupbc2t.html سیر تکاملی بشر می تواند به جایی برسد که انسان به معراج برود http://tabeshekosar.ir/vdch.vnit23nvkftd2.html مرجع عالی قدر حضرت آیت الله مبشر کاشانی در شب رحلت پیامبر اکرم  در گفتگو با رسانه الکترونیکی تابش کوثر پیرامون معراج رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند : خداوند در سوره اسراء( بنی اسرائیل ) می فرماید : بسم الله الرحمن الرحیم سُبْحانَ الَّذِی أَسْرى بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِی بارَکْنا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آیاتِنا إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ (۱) آیه شریفه به انضمام روایاتی که در ذیل آیه ، در تفسیر آیه و در تاویل آیه برای حقیقت معراج بیان شده است نکته ی مهمی که دارد این است که اولا راه عروج جسمانی برای حضرت عیسی صلوات الله علیه در آیات دیگر بیان شده ، اصل عروج جسمانی برای انسان کامل امری شدنی وامکان وقوعش برای انسان کامل در آیات بیان شده است ، بنابراین هم آیاتی که مربوط به معراج حضرت عیسی است یا برای مکان رفیعی که برای حضرت ادریس است و معراج برای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم همه یک مسیر واحدی نشان می دهد و آن هم اینکه سیر تکاملی بشر می تواند به جایی برسد که انسان به معراج برود. برای بعضی از انبیا بوده لکن به نحو تام و اتمش برای نبی اکرم ، پیامبر اسلام بیان شده که در این سوره می فرماید منزه است خدایی که عبد خود را در شبی از شب ها از مسجد الحرام به مسجد الاقصی و از آنجا برای معراج برد که مابقی مطالب در روایات وارد شده در ذیل این آیه بیان می کند بسیار معراج حضرت تعدد و تکثر داشته استایشان در ادامه افزودند : لِنُرِیَهُ مِنْ آیاتِنا روایات معراجیه خیلی مفصل است و در روایات آمده که پیامبراکرم معراج های متعدد داشته اند که یکی از معراج ها در اینجا بیان شده ولی عروج حضرت متعدد و متکثر بوده ، تعدادش را در بعضی از روایات ۲۵ مرتبه یا شاید بیشتر بوده ما عدد به نحو صد درصد صحیح نمی دانیم ولی بسیار معراج حضرت تعدد و تکثر داشته است و در معراج هایی که پیامبر داشتند حقیقت بهشت و بهشتی ها و دوزخ و دوزخیان را می دیدند به انضمام اینکه بعضی از معراج های پیامبر برای تشریع احکام بوده یعنی اصل احکام عبادی در معراجی تشریع شده است و برای پیامبر ابلاغ شده است لطافت جسم یکی از اموری ایست که از مقتضیات معراج است این مرجع تقلید در ادامه افزود : تا اینجا می خواهیم بگوییم که معراج با جسم که برای حضرت عیسی میسور بود به خاطر غذاهایی که مادرش حضرت مریم استفاده می کرد ، غذا های بهشتی بود که موجب لطافت جسمی حضرت عیسی شده بود ان غذا ها موجب تلطیف جسم شد و لطافت جسم یکی از اموری ایست که از مقتضیات معراج است اگر با جسم عادی باشد معراج مشکل است و لذا مادر حضرت عیسی از غذاهای بهشتی میل می کند و حضرت زکریا می گوید هر وقت بر محراب وارد شدم ، دیدم که پیش حضرت مریم رزق است و رزق من عند الله بوده ، خب رزق من عند الله یعنی بهشتی و از بهشتی که در پیشگاه خدا هست ، آن بهشتی که ملک لله است (حالا ان بهشت خودش بحث هایی دارد) غذاهایی که از بهشت خاص باشد برای حضرت مریم تهیه می شد و ان غذا ها باعث شد لطافت خاصی جسم مبارک حضرت عیسی پیدا کند و بتواند بعدا به معراج برود آنقدر جسم مبارک پیامبر اکرم لطیف شده بود که سایه نداشتایشان در ادامه افزودند : پیامبر اکرم از این غذا ها تناول می کرد گرچه مدارکش برای ما کم است ولی مسلم اینچنین است به خاطر اینکه همین که جسم مبارکش سایه نداشت نشان دهنده ی لطافت جسمانی پیامبر بوده است . هر شیء در آفرینش سایه دارد حتی بلور سایه دارد آنقدر جسم مبارک پیامبر اکرم لطیف شده بود که سایه نداشت. حتی در یک روایت که روایت اش را در یکی از کتب معتبر دیدم در مورد شخصیت امام معصوم فرموده بود از نشانه های امام آن است که معصوم باشد از نشانه های امام آن است که سایه نداشته باشد . این از خصیصه پیامبر بود اما از خصایص کل اهل بیت این بوده که ابدان طیبه ی آنها سایه نداشته است و بدنی که سایه ندارد آنقدر لطیف است که از اشیاء لطیف هم لطیف تر است بنابراین می تواند با ان بدن لطیف به معراج برود بدن مبارک پیامبر ابتدا در طی الارض و در مرحله دوم طی السماء که بهش می گیم معراج آسمان ها را طی کرد حضرت آیت الله مبشر کاشانی در ادامه تشریح کرد : سُبْحانَ الَّذِی أَسْرى بِعَبْدِهِ این آیه شریفه دو تا مطلب بیان می کند یکی طی الارض را که در آن واحد از مسجد الحرام به مسجد الاقصی برود و در یک شب طبق روایت از مسجد الاقصی به معراج رفت و هفت آسمان را طی کرد ، کرسی را طی کرد تا به عرش رسید و عرش را طی کرد تا به جایی رسید که جبرئیل امین گفت دیگر من بیشتر نمی توانم با تو همراهی کنم اگربیشتر بخواهم همراهی کنم پر و بالم می سوزد. بنابراین سه نکته است یک با جسم مبارکشان معراج کرده چون کلمه عبد آمده یعنی خود عبد این بدن مبارک پیامبر ابتدا در طی الارض و در مرحله دوم طی السماء که به آن می گوییم معراج ، آسمان ها را طی کرد دو بحث طی الارض و بعد بحث معراج است که. با جسم این معراج محقق شده است این سه نکته ای که در این آیه آمده و هدف این بوده که آیات الهی به پیامبر نشان داده بشود یعنی چیز هایی که دیدنی نیست بر حسب ظاهر آنچه دیدنی است می بینیم در عالم هستی ممکنه که انسان در سیر انفسی هم امور مادی را ببیند اما اینجا مراد از اینکه ما آیات خود را نشان دادیم مثل بهشت و بهشتیان احوالشان چگونه است دوزخ و دوزخیان احوالشان چگونه است و جایگاه انبیا که داشته در معراج می رفته را ببیند حضرت عیسی که پیامبر اولوالعزم بود با همه مقامی که داشت به آسمان چهارم رسید و عروج کرد حضرت آیه الله مبشر کاشانی در پاسخ به این سوال که آیا از کلمه عبد درآیه شریفه تعبیر به عموم می توان کرد یعنی هر کسی که بنده بشود می تواند به معراج برود ، گفت : عباد الله در سیر بندگی اشان دارای مقاماتی می شوند که بر حسب تفاوت های مراتبی که برای عبودیت است آثاری هم که نصیب آنها می شود مختلف و متراتب است یعنی مراتب عبودیت متفاوت است و رتبه ها و مراتب را از آثارش پی می بریم ، بحث معراج به آسمان ها مر بوط به غایت مقام بندگی است منتهی حضرت عیسی که پیامبر اولوالعزم بود با همه مقامی که داشت به آسمان چهارم رسید و عروج کرد لکن به آسمان پنجم و شش و هفتم راه نتوانست پیدا کند یعنی تلطیف روحی و شخصیت باطنی او در مرتبه و مقامی بود که او را به معراج و تا آسمان چهارم بردند که قران اصل مطلب را امضا می کند و در روایات هم بیان شده است که حضرت عیسی سلام الله علیه به کدام آسمان رفته است که آسمان چهارم آمده است قرب حضرت پیامبر اکرم به خدای تبارک و تعالی قرب قوسین استایشان در ادامه افزودند : اما راجع به پیامبر ما هم بحث طی الارض بیان شده است که از مسجد الحرام به مسجد الاقصی رفت و هم طی السماء و ان حرکت عروجی را در روایات آمده تا عرش رفته است یعنی بالاترین نقطه عروج انسان فَکانَ قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنى (۲) آیه بیان گر این است که قرب حضرت پیامبر اکرم به خدای تبارک و تعالی قرب قوسین است ، قوسین یک قوسش قوس واجب الوجود است و یک قوسش قوس ممکن الوجود است یعنی ممکن الوجود به واجب الوجود آنقدر نزدیک شد( مخلوق به خالق آنقدر نزدیک شد) که به مرحله ادنی رسید یعنی نزدیک تر از آن امکان تصور و وقوع ای برایش نیست در آیه بیان این است که قرابت به اینکه ذات حضرت حق و صفات و اسماء حضرت حق آنقدر پیدا کرد که به قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنى رسید ایشان افزود : پاسخ سوال شما این است که عبودیت مراحلی دارد یک عبد مرحله اش این است که به آسمان دوم برود یکی به اسمان چهارم برود که حضرت عیسی به آسمان چهارم رفت یکی هفت آسمان را طی کند و بالاتر به عرش ، پیامبر اکرم عالی ترین مرحله ی عبودیت را پیمود حضرت آیت الله مبشر کاشانی در پاسخ به این سوال که کعبه شریف محاذی عرش خدا است چرا پیامبر اکرم از کعبه عروج پیدا نکردند که محاذی عرش است و از مسجد الاقصی به معراج رفتند ؟ گفت : برای اینکه از مکانی عروج پیدا کرد که حضرت عیسی عروج پیدا کردند ، برای خدا و حضرت پیامبر که فرقی نمی کند حتی اگر از خانه یا از کعبه عروج می کرد . و اینکه از مسجد الاقصی عروج می فرمایند اشاره به این است که ما همان راه عروج را می رویم که عیسی رفت منتهی چون یک مقدمه ی طی الارضی داشته عروج بیشتر می شود مثل هواپیما که هرچه حرکتش در باند بیشتر باشد باسرعتش بیشتری می تواند برود هواپیما ها که یک باندی دارد آن قسمت باند که بخواهد عروج کند از بیت الحرام به مسجد الاقصی می آید ، از آنجا شروع می شود فلذا حضرت عیسی به آسمان چهارم رفت و پیامبراکرم تا عرش رفت و دلیل دیگر اینکه عروج حضرت عیسی جسمانی است و مردم بدانند عروج پیامبر اکرم هم جسمانی است حضرت آیه الله مبشر کاشانی در پاسخ به این سوال که چرا پیامبر اکرم عروج جسمانی کردند و عروج روحانی نکردند گفت : رتبه ی عروج روحانی پایین تر از عروج جسمانی است زیرا عروج جسمانی سخت است و یک جسم لطیف تر هم می خواهد الان خیلی ها در عالم رویا مثلا به آسمان ها می روند پس ان فرد هم با پیامبر فرقی نمی کند ؟ یا مثلا بعضی افراد در عالم مکاشفه ، در مکاشفه جسمش است قالب روحیش متصل می شود به ملکوت اعلی و عروج قالب مثالی دارد ، در مکاشفه عالم مثالی در بدنش است پرده می رود کنار می بیند اما یک بعد برتر است که انسان خارج می شود از بدنش و به معراج می رود بدنش بر حسب ظاهر نشسته یا خوابیده است مردم خیال می کنند خواب است اما او تخلیه کرده ، تخلیه یعنی اون قالب جسمانی خالی کرده است و رفته است ، اولیای خدا از این معراج ها داشته اند نه به عالم آسمان ها بلکه حداقل به برزخ بروند و برگردند ، اگر جسمانی نبود پس بعضی از عرفا هم می گفتند ما هم که یک معراج تخلیه ای یا معراج مکاشفه ای یا روحانی داشته ایم و اینکه معراج جسمانی مهم است بدین دلیل است که برای کسی راه ندارد و فقط در انبیا حضرت عیسی سلام الله علیه بوده که آن هم تا آسمان چهارم رفتند معظم له در پاسخ به این سوال که مگر خداوند تبارک و تعالی مکان خاصی دارند که پیامبر از اینجا رفتند به آن مکان گفت : در بحث های جهان شناسی دانشمندانی که علم نجوم را دنبال می کنند ، می گویند این جهان دارای سیارات و منظومه ی شمسی است و این منظومه ی ما درون کهکشانی قرار دارد که آن کهکشان میلیارد ها منظومه شمسی در خودش دارد و ما در یکی از این منظومه ها هستیم که بسیاری از این منظومه ها در یک کهکشان است در حالی که ما میلیون ها کهکشان هم داریم و همه ی آنچه علم نجوم به آن رسیده است حاکی از این است که تمام اینها مربوط به آسمان اول است یعنی به آسمان دوم کسی راه پیدا نکرده است چون آسمان دوم محتاج عروج است ایشان در ادامه افزود : آسمان دوم در حیث باطن در همین آسمان است یعنی این طور نیست که ما از این آسمان برویم بیرون و هزاران کیلومتر برویم تا برسیم به آسمان دوم نه این شکلی نیست باطن و ملکوت این آسمان با آن گستردگی که دارد ، آسمان دیگری است که آن آسمان بر این آسمان حکومت می کند احاطه دارد آن آسمان (آسمان دوم) بر این آسمان (آسمان اول) به خاطر اینکه لطیف تر یعنی آسمان دوم نسبت به آسمان اول الطف است  و لذا چون الطف است پس محیط است باز آسمان سوم نسبت به آسمان دوم محیط است چون الطف است و همانطور تا می آید و به کرسی می رسد ، کرسی حقیقتی است ، یک جهان لاینهایی وسیعی است که در روایت از امام صادق سلام الله علیه سوال می کنند می فرماید هفت آسمان در مقابل کرسی ( هفت آسمان نه یک آسمان که هزاران کهکشان و هر کهکشان هزاران منظومه درآن هست ) مثل یک انگشتری است که در یک بیابان افتاده باشد یا مثل یک دانه سنگ ریزی ای که در بیابان پر است از سنگ ریزه یعنی هفت آسمان در برابر کرسی انقدر کوچک است این مرجع تقلید در ادامه گفت : اگر انسان بخواهد در عظمت آسمان ها فکر کند همین آسمان اول با اینکه آسمان ادنی است دنیا ، دنیا یعنی پایین یعنی پست ، نا چیز، این دنیای ناچیز ما آسمان ناچیز ما که میلیون ها کهکشان دارد و هر کهکشان ای میلیون ها منظومه دارد و همه هم دارند به سوی او حرکت می کنند یعنی به سوی یک مبدا در حرکتند این قانون انا لله و انا الیه راجعون راجع به همه ی کهکشان ها هم هست اما کهکشان ها از جایی به جای دیگر حرکت می کنند این حرکت به سوی چیست بحثش جداست ولی در آسمان دنی و دنیای پایین و آسمان از یک جهتی پایین و از یک جهتی پست است یعنی به نسبت آن آسمان بالا پست است و رتبه اش پایین تر است و به خاطر اینکه ان لطافتی که آسمان دوم دارد این ندارد (چون آن آسمان دوم الطف است به نسبت آسمان اول که دنیای ما باشد) حکومت دارد ، احاطه دارد آسمان دوم محیط بر آسمان اول است و همین طور آسمان دوم بر سوم یعنی آسمان دوم به نسبت به آسمان سوم دنیا محسوب می شود و آسمان سوم نسبت به آسمان چهارم دنیا محسوب می شود در حالی که خودش خیلی لطافت دارد اما بحث تلطیف و لطافت های جسمانی همانطور ادامه پیدا می کند تا می خواهیم به کرسی برسد کرسی حقیقت محیط بر هفت آسمان است که امام فرمود هفت آسمان در برابر کرسی مثل انگشتری که در بیابان یا سنگ ریزه ای که در بیابان گم شود اینقدر در مقابل کرسی کوچک است و بعد می فرماید که کرسی در مقابل عرش در مقابل یکی از سرادقات عرش (عرش سرادقی دارد که یکی از سرادقاتش سرادق العظمه یکی از سرادقاتش سرادق العزه است ) هر سرادقی که دارد اینها محل ظهور و بروز و تجلی تام اسماء الله هستش این است که انسانی که عروج کرده پیامبر ما رفته به مبدا العظمه رسیده که ان مبدا العظمه و مبدا القدره و مبدا العزه و مبدا الکبریایی یعنی تجلیات جمیع اسماء است انجا می خواهد ان آیات که مربوط به خود خداست ، تجلیات حضرت حق را در سرادق عرش ببیند  این استاد حوزه تصریح کرد : اگر این نباشد انسانی که عروج نداشته نمی تواند در روایات حاکی باشد یعنی شما می بینید که پیامبر و ائمه ما ، امامان ما هم عروج داشتند چرا ( بنده عقیده ی خودم را عرض می کنم) چون چیزی که ندیده چرا توصیف می کنند در دعا ها امام هی قسم می دهد و می گوید ای خدا تو را به آن اسمائی که تجلی کرد در سرادق عرشت ، سرادق عزت سرادق قدرت ، اگر ندید پس چرا توصیف می کنید ؟ حتما دیده حالا یا معراج به روح است یا معراج به جسم است بعضی می خواهند بفرمایند که معراج روحانی و جسمانی با هم اختصاص دارد به پیامبر اکرم و امامان ما اگر معراج داشتند روحانی بوده جسمانی نبوده اما به دلیل ان روایات که می فرماید امام از شرایطش این است که سایه ندارد از این خصوصیتی که برای امام بیان فرمودند در می یابیم که امکان عروج جسمانی هم برای امام است که حالا اگر اینکه در روایت بیان نشده برای اینکه ظرفیت عقول کم بوده الان هم اگر بنده نوعی بخواهم خیلی از مقامات معنوی اهل بیت عصمت و طهارت ان طور که در روایات می توانیم موشکافی کنیم و حقایق لطیف و فضائل را بگوییم کشش عقول ضعیف است در بعضی از افراد تحمل بخواهند بکنند و واقعیت را ادراک کنند بیانش مشکل می شود مثلا در زمان صدر اسلام ائمه رو به رو بودند با افرادی که ممکن است به غلو کشیده بشوند ، افراطی یا تفریطی بشوند از این طرف به امام خدایی نکرده توهین بشه که اینها مدعی کذا هستند که حقیقتی در کار نیست و منکر بشوند و یا اینکه بگویند اینها خدا هستند هر دو غلط است نه اینها عبد هستند فلذا می فرماید سُبْحانَ الَّذِی أَسْرى بِعَبْدِهِ همه این مقامات به خاطر همین عبودیت است اگر عبد نبود به این مقامات نمی رسید هیچ کس بدون عبودیت به هیج جا نمی رسدایشان در ادامه افزود : ما یکی از نکاتی که در بحث تشهد نماز داریم این است که اشهد ان محمد عبده و رسوله اول شهادت می دهیم که پیامبر عبد بود بعد از اینکه عبد بود رسول شد ، عبد ها رسول می شوند عبد ها نبی می شوند عبد حضرت خضر می شود پس بنابراین اگر بحث عبودیت نباشد هیچ کس بدون عبودیت به هیج جا نمی رسد اینکه فلان شخص می گوید علی الله و حسین الله اینها همه غلط به خاطر اینکه شخص به قول معروف نه خدا را شناخته نه ولی خدا را هیچ کدام نشناخته است این آیه شریفه دلیل بر جسمانی بودن معراج داردایشان اظهار کرد : این آیه شریفه دلیل بر جسمانی بودن معراج دارد اگر در آیه شریفه بود سبحان الذی اسرا به یا سبحان الذی اسرا بروح عبده اما می فرماید عبده خودعبد را برد که معلوم می شود معراج جسمانی بوده این یکی از امور مهم و آیاتی ایست که واقعا پیامبر اکرم را در راس انبیا قرار می دهد از آن طرف گفتیم مهمترین پیامبران که حضرت عیسی باشد در بین پیامبران اولوالعزم که آنها بینشان مراتب دارند خب هر پیامبر اولو العزم دارای ویژگی های خاصی بوده است موسی کلیم الله آنقدر آیات قرآن راجب به موسی است برای اینکه مقام تکلیم داشته و خدای تبارک و تعالی مستقیم با حضرت موسی حرف می زد و تکلم می کرد واسطه ای نبوده بین او و خدا که حضرت موسی سلام الله علیه خیلی عظمت دارد ایشان در ادامه گفت : بعد حضرت عیسی مقام پیدا می کند که اول در تکونش تصریح آیات قران است که با غذاهای بهشتی بدنش تکون پیدا کرده ساختار جسمانی اش یک ساختار ماوراء الطبیعی بوده است حتی خود شخصیت حضرت مریم ، ساختار جسمانی حضرت مریم با ان غذاهای بهشتی متحول می شود کُلَّمادَخَلَ عَلَیْها زَکَرِیَّا الْمِحْرابَ وَجَدَ عِنْدَها رِزْقاً (۳) یعنی این استمرار داشته همیشه این طوری بوده است نه اینکه یک زمانی امروز این غذا باشد فردا نباشد پس همیشه غذای او از رزق من عند الله بوده است پس نتیجه می گیریم جسم مبارک حضرت مریم با آن غذاها آنقدر لطیف می شود و همانطور فرزندش که بر حسب ظاهر می خواهند ذبح کنند نمی توانند شخص مشابهه ای را پیدا می کنند خیال می کنند او هست ولی خود حضرت با جسم مبارکش به معراج می رود و آنقدر این جسم رشد معنوی داشته که حیات همیشگی دارد مثل حضرت خضر که از آب حیات استفاده کرد حضرت عیسی هم از آب حیات استفاده کرد حضرت خضر با جسمش آن هم باجسمش منتها انقدر عظمت دارد که این جسم به معراج می رود و آن هم به آسمان چهارم می رسد در مکان برتر دارد با آن جسم زندگی می کند پیامبر ما هم مرتب می رفت باز یک بحث است که اگر قدرت عروج پیدا کند قدرت نزول هم می تواند داشته باشد و باز هی مکرر باشد ، قدرت سعود داشته باشد و قدرت نزول داشته باشد اگر کسی برود و برگردد کار مشکل می شود یعنی باید قدرت بیشتری داشته باشد پیامبر طبق بعضی روایات ۲۵ مرتبه و بعضی روایات بیشتر معراج می رفت و بر می گشت نه اینکه فقط یک مرتبه ببرند او را و لذا عظمت پیامبر و برتری پیامبر معلوم می شود ایشان در پایان افزود : همین جهان مادی ما مکان خودش دارد و گسترده است باطنی دارد که آسمان دوم است و آن آسمان دوم محیط است بر آسمان اول نه اینکه آسمان دوم جای کوچکی باشد که بگیم به اندازه اینکه یک بدن قرار بگیرد نه خیلی وسیع است و وسعتش از جهان مادی ما خیلی بیشتر است بله آن آسمان دوم را و هر آنچه در آسمان دوم است همه را دید بعد رفت به آسمان سوم و هر آنچه در آسمان سوم است همه را دید بعد رفت به آسمان چهارم حضرت موسی را دید، حضرت عیسی را دید چون حضرت عیسی با جسم مبارکش آنجا هست و بقیه انبیاء با روح مبارکشان آنجا هستند بعضی می گویند که ار.واح طیبه و نورانی انبیاء چون روح است در آسمان هفتم است الا ای حال یا بگیم ارواح آنها در آسمان هفتم است یا در آسمان چهارم که با جسم مبارک حضرت عیسی هماهنگی دارند با تمام آنها طبق روایات پیامبر اکرم سخن گفت و لذا راجب به انبیاء اختلاف است که آیا انبیاء الان روحشان در آسمان چهارم یا آسمان هفتم یا در عرش است . حتی اگر انبیاء روحشان در عرش باشد پیامبر اکرم روح مبارک و جسمشان هر دو آنجا رفته است و چون با جسم مبارک رفته پس بر آنها بر تری دارندپیامبر و ائمه ما ، امامان ما هم عروج داشتند ]]> آیت الله مبشر کاشانی Sat, 12 Jan 2013 10:49:45 GMT http://tabeshekosar.ir/vdch.vnit23nvkftd2.html پیامبر اکرم (ص): از خدا درخواست و تمنّا نکنید تا جوانتان جوان‌مرگ شود http://tabeshekosar.ir/vdch.vnzt23n6qftd2.html دانلود-MP3/2.88 MBمطلبي‏ در روايت مطرح شده كه چه بسا اين مطلب از جهت جنبه‏ هاي طبيعي، آن موقع نيز مورد ابتلاء بوده است‏. پيغمبراكرم در روايتي دارد كه: «قالَ رَسوُلِ‏الله(صَلی‏ الله ‏عَلَيه‏ وَ‏آلِه‏ وَسَلَّم): لا تَمَنّوا هَلاكَ شِبابِكُم وَ اِن كانَ فيهِم غَرام»؛ از خدا درخواست و تمنّا نکنید تا جوانتان جوان‌مرگ شود، چون مي‏بينم در اين شرّ وجود دارد؛ به اصطلاح ضرر دارد، «فَاِنَّهُم عَلي ما كانَ فيهِم عَلي خِلال»؛ يك بحث منطقي است، چون آن‏ها با همان حالي كه دارند از چند حال خارج نيستند، يك: «اِمّا اَن يَتُوبوُا فَيَتوُبُ الله عِلَيهِم»؛ چه بسا اين شخص فردا پشيمان شود و توبه كند، خدا هم توبه او را قبول كند، دو: «وَ اِمّا اَن تُردِيَهُمُ الآفاق»؛ از آن طرف، ممكن است موجب شود اين آسيب‏هايي كه مي‏بيني اصلاً از بين برود. اين زمين‏ها همه به طور كلّي از بين برود. به طور كلّي، شرّها از بین برود. ضرري كه از ناحيه‏ي او وجود دارد، همه از بين برود. مي‏فهمد، توبه مي‏كند، يا اصلاً ديگر زمينه‏اش از بين مي‏رود. اين دو تا هم مربوط به ضرر است. از آن طرف، ممكن است در جادّه‏اي بيافتد و در آن شروع كند به خدمت كردن. «وَ اِمّا عَدُوّاً يُقاتِلوُه»؛ همين کسی كه تو مي‏گفتي: خدا مرگش بدهد! ممكن است درگيري و جنگي ايجاد شود؛ ممكن است دشمن كافري به مسلمان‏ها حمله كند و او به جبهه برود و بجنگد، «وَ اِمّا حَريقاً فَيُدفِعوا وَ اِمّا ماءً فَيَصُدّوُا»؛[۶] ممكن است حادثه‏اي پيش بيايد و او جلوي آن را بگيرد و ... حضرت دانه دانه، شروع مي‏كند به گفتن. همه اين‏ها خدمات استاستخراج متن بیانات از دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی ]]> آیت الله مجتبی تهرانی Wed, 26 Dec 2012 07:40:46 GMT http://tabeshekosar.ir/vdch.vnzt23n6qftd2.html چرایی اهانت به ساحت مقدس رسول اکرم http://tabeshekosar.ir/vdcjfyexzuqe8.sfu.html قال الله العزیز الحكیم: أَلَّذینَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصیبَةٌ قالُوا إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ (۱)(همان) کسانى که هر گاه مصیبتى به ایشان مى رسد، مى گویند: «ما از آنِ خداییم; و به سوى او بازمى گردیم.»انا لله و انا الیه راجعونرسانه الکترونیکی تابش کوثر این مصیبت بزرگ را به پیشگاه وليّ عصر(ارواحنا فداه) تعزيت عرض مي‌كند و از خداوند متعال اشد لعنات را برای عوامل اصلی این جنایت بزرگ و بازیگران میدانی آن مسئلت می نمایدإِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللهُ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِیناً (۲)آنها که خدا و پیامبرش را آزار مى دهند، خداوند آنان را از رحمت خود در دنیا و آخرت دور ساخته، و براى آنها عذاب خوارکننده اى آماده کرده است. با تأسف بسیار در هفته ی گذشته شاهد اقدام غیر انسانی توهین به نفس عالم امکان توسط شبکه آمریکایی صهیونیستی بودیم . پیامبری که لقب شریفشان حبیب الله است . پیامبر رحمتی که در وصف رحمت و محبتشان در قرآن آمده :تِلْکَ آیاتُ الْکِتابِ الْمُبِینِ این آیات کتاب روشنگر است. لَعَلَّکَ باخِعٌ نَفْسَکَ أَلّا یَکُونُوا مُؤْمِنِینَ (۳) گویى مى خواهى جان خود را از شدّت اندوه از دست دهى بخاطر این که آنها ایمان نمى آورند! و در یک جمله پیامبر رحمه للعالمینوَ ما أَرْسَلْناکَ إِلّا رَحْمَةً لِلْعالَمِینَ (۴)ما تو را جز براى رحمت جهانیان نفرستادیم. امیرمؤمنان در وصف پیامبر عظیم الشان اسلام فرمودند :طَبِيبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ قَدْ أَحْكَمَ مَرَاهِمَهُ وَ أَحْمَى مَوَاسِمَهُ يَضَعُ ذَلِكَ حَيْثُ الْحَاجَةُ إِلَيْهِ مِنْ قُلُوبٍ عُمْيٍ وَ آذَانٍ صُمٍّ وَ أَلْسِنَةٍ بُكْمٍ مُتَتَبِّعٌ بِدَوَائِهِ مَوَاضِعَ الْغَفْلَةِ وَ مَوَاطِنَ الْحَيْرَة (۵)طبيبى است كه براى درمان بيماران سيّار است. مرهم‏هاى شفا بخش او آماده، و ابزار داغ كردن زخم‏ها را گداخته. براى شفاى قلب‏هاى كور و گوش‏هاى ناشنوا و زبان‏هاى لال، آماده، و با داروى خود در پى يافتن بيماران فراموش شده و سرگردان است این اقدام كینه‌توزانه که طرّاحی و اتاق فرمان آن در دستان سران نظام سلطه و اتاق فكرهای صهیونیستی است نشانگر سیاست اسلام‌هراسی و اسلام‌ستیزی شبکه آمریکایی صهیونیستی است که با صدها شیوه و هزاران ابزار تبلیغاتی و عملیاتی، به مبارزه با اسلام و قرآن پرداخته‌اند و با این اقدام خشم خود را از گسترش اسلام در جهان نشان دادند به طور مثال در سال ۲۰۰۱ در مرکز نظام سلطه یعنی آمریکا تنها ۱.۲۰۹ مسجد به ثبت رسیده بود در حالی که در سال ۲۰۱۱ این تعداد به ۲.۱۰۶ مسجد ارتقا یافته است. گسترش اسلام در مراکز نظام سلطه و همچنین بیداری اسلامی سبب شد که این شبکه خشم خود را به وسیله ی اقدامی جنون‌آمیز و نفرت‌انگیز نشان دهند خب طبیعیست این سیاست‌ خصمانه‌ی صهیونیسم و امریكا با اهدافی از پیش تعیین شده صورت گرفته که به تحلیل آن می پردازیم۱- همانطور که رهبر معظم انقلاب فرمودند : "پشت صحنه‌ی این حركت شرارت‌بار، سیاست‌های خصمانه‌ی صهیونیسم و امریكا و دیگر سران استكبار جهانی است كه به خیال باطل خود می‌خواهند مقدسات اسلامی را در چشم نسل‌های جوان در دنیای اسلام از جایگاه رفیع خود فروافكنده و احساسات دینی آنان را خاموش كنند" (۶)با توجه به واکنش اعتراض آمیز امت بزرگ اسلام که در آن نسل جوان نقش برجسته ای داشتند این هدف شوم آنها با شکست روبه رو شد ۲- آنها با این اقدام خود گمان می کردند که مسلمانان در واکنش نشان دادن به این گناه بزرگ بی حرمتی به مقدس ترین شخص عالم امکان دچار اختلاف و چند دستگی می شوند دسته ای به خاطر حفظ روابط با نظام سلطه با احتیاط قدم برداشته و سکوت می کنند و دسته ای دیگر تا تعطیلی سفارت خانه های شبکه آمریکایی صهیونیستی پیش می روند و آمریکا و هم پیمانانش با استفاده از این فرصت به تمرکز قدرت پراکنده ی خود می پردازند و توان تجميع يافته جهان اسلام در جريان بيداري اسلامي را پراكنده می كنند و در نهايت براسلام و اسلام گرايان غلبه می یابند و این نکته می تواند پاسخ به این سوال باشد که نظام سلطه چرا این زمان را برای این اقدام قبیحانه انتخاب کردند به حمد و یاری خداوند عزیز و حکیم این هدف شوم آنها با شکست رو به رو شد و اتحاد و یکپارچگی نه فقط بین امت بزرگ اسلام بلکه بین جوامع غیر اسلامی پیش آمد که فضا را مهیا می کند برای اجلاس عدم تعهد تا به هدفش که سرنگونی نظام سلطه است برسد که در اینجا لازم به ذکر است بخشی از پیام رهبر معظم انقلاب که فرمودند " این حركات مذبوحانه‌ی دشمنان در برابر بیداری اسلامی، نشانه‌ی عظمت و اهمیت این خیزش و مبشّر رشد روزافزون آن است"(۷)جرج بوش اول در حاليكه بر روي عرشه يك ناو بزرگ جنگي در اقيانوس هند قرار داشت و به گونه اي كه بوي تهديد از آن به مشام مي رسيد، اعلام كرد: «بعضي ها از من درباره نظام آينده جهان مي پرسند، من با صراحت مي گويم كه ما يك قرن آمريكايي را در پيش رو داريم.»اما انقلاب اسلامی ایران و انقلاب های منطقه تمام محاسبات شبکه آمریکایی صهیونیستی را بهم زد و بر آنها شک عظیمی وارد نمود بیداری اسلامی نوید بخش آن است که این قرن قرن اسلام است این قرن قرن معنویت است پس هدف اصلی آنها مقابله با بیداری اسلامی است اما بهانه ی آنها آزادی بیان است پیرامون نمونه های نقض آزادی بیان در نظام سلطه حرف بسیار است که به مسئله مجهول الحال هولوکاست اشاره کرد که در آمريكا و كل اروپا قانونی تصویب شده است كه بر اساس آن، تحقیق درباره هلوکاست جرم شمرده می‌شود و هر كس، هرچند محقق و متخصص تاريخ باشد، اگر دراين‌باره تحقیق کند، دستگير و روانه زندان می‌گردد و همچنین مسئله ی هم جنس بازی در آمريكا که اگر كسانى با تكيه به مبانى روانشناسى و جامعهشناسى بخواهند بر عليه همجنسبازى چيزى بنويسند و منتشر كنند، قادر نخواهند بود، جلويشان گرفته ميشود می توان اشاره کرد و نمونه ی بارز آن سرکوب جنبش وال استریت نمونه ی بارز نقض دموکراسی و آزادی بیان است یک درصدی که هرچه به نفعشان باشد با بهانه ی آزادی بیان اعمال می کنند و هرچه به قدرت استکباری و سلطه گر آنها ضرر برساند جلوگیری می کنند امروز همه ی مسلمان جهان از سردمدار نظام سلطه – آمریکا می خواهند که اگر در ادعای دخالت نداشتن خود صادقند باید عوامل اصلی این جنایت بزرگ و بازیگران میدانی آن را به گونه‌ئی شایسته به مجازات برسانند.رسانه الکترونیکی تابش کوثر از ملت بزرگ اسلام و ازاصحاب جمعی و رسانه می خواهد تا اجرای حکم عوامل اصلی این جنایت بزرگ و بازیگران میدانی آن به وظیفه ی خود عمل نموده و صحنه را ترک نکنند قال الله العزیز الحكیم:«وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَآؤُوْاْ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُواْ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ذَلِكَ بِمَا عَصَواْ وَّكَانُواْ يَعْتَدُونَ»«و بر آن‌ها ذلّت و خواری مقدّر گردید، و چون دست از ستمکاری و عصیان برنداشته و به آیات خدا کافر می‌گشتند و انبیا را به ناحق کشتند دیگر بار به خشم و قهر خدا گرفتار شدند» (۸) یُریدونَ لِیُطفِئوا نورَ اللهِ بِأفواهِهِم و اللهُ مُتِمُّ نورِه وَ لو كَرِهَ الكافِرون(۹)می‌‌خواهند كه نور خدا را با دهان‌هایشان خاموش كنند، و حال آن‌كه خدا تمام‌‌كننده‌ی نور خويش است، هر چند كه كافران خوش نداشته باشند. ۱) سوره‌ی مباركه‌ی بقره ، آیه‌ی ۱۵۶۲) سوره‌ی مباركه‌ی احزاب، آیه‌ی۵۷۳) سوره‌ی مباركه‌ی شعرا ، آیات ۱ و ۲۴) سوره‌ی مباركه‌ی انبیاء، آیه‌ی۱۰۷۵) کتاب شریف نهج البلاغه خطبه ۱۰۸۶) پيام در پی اهانت نفرت‌انگيز دشمنان اسلام به ساحت نورانی پيامبر اعظم صلوات‌الله‌علیه‌وآله۷) پيام در پی اهانت نفرت‌انگيز دشمنان اسلام به ساحت نورانی پيامبر اعظم صلوات‌الله‌علیه‌وآله۸) سوره مباركه‌ی بقره ، آیه‌ی ۶۱۹) سوره‌ی مباركه‌ی صف ، آیه‌ی ۸ ]]> سياسی Fri, 21 Sep 2012 21:56:39 GMT http://tabeshekosar.ir/vdcjfyexzuqe8.sfu.html