رسانه الکترونيکی تابش کوثر - آخرين عناوين پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله :: نسخه کامل http://tabeshekosar.ir/ Wed, 21 Feb 2018 14:48:38 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://tabeshekosar.ir/skins/default/fa/96/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط رسانه الکترونيکی تابش کوثر http://tabeshekosar.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام رسانه الکترونيکی تابش کوثر آزاد است. Wed, 21 Feb 2018 14:48:38 GMT پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله 60 ثواب حج در کلام رسول خدا(ص) http://tabeshekosar.ir/vdcdxn05.yt0ox6a22y.html به گزارش تابش کوثر؛ امام صادق(علیه‌السلام) در رابطه ثواب و عظمت حج فرمودند:«شخصی به دیدن رسول خدا(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) آمد و گفت: من برای انجام حج حرکت کردم، اما به مقصد نرسیدم و از این بهره بزرگ محروم شدم، اکنون ثروت بزرگی در اختیار من است، مال خود را در چه برنامه‌ای خرج کنم تا تلافی حج شود و سودی همانند ثواب حج ببرم؟رسول اسلام (صلّی‌الله‌علیه‌وآله) به او نگاهی کرد و فرمود: به کوه ابوقبیس بنگر، اگر این کوه برایت طلای سرخ شود و آن را در راه خدا خرج کنی به ثواب یک حاجی نخواهی رسید. حاجی به هنگام تدارک سفر هر چه از جا بردارد و آن‌چه بر زمین بگذارد، برای او ده حسنه نوشته می‌شود و ده گناه بخشیده می‌گردد و ۱۰ درجه به او می‌رسد و همین که سوار مرکب گردد، به هر گامی که برمی‌دارد خداوند برایش به مثل آن‌چه گفتم می‌نویسد. همین که طواف خانه‌ی حق کند از گناه خارج می‌گردد و چون سعی صفا و مروه نماید، از معاصی پاک شود و به هنگام وقوف به عرفات از ذنوب خود خارج گردد و به خاطر رمی جمرات بی‌گناه می‌شود. سپس به آن مرد فرمود: «آن‌چه از ثواب و پاداش برای یک حاجی فراهم می‌شود، کجا برای تو به دست خواهد آمد.»منبع:فارسر/111 ]]> پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله Wed, 14 Feb 2018 06:54:13 GMT http://tabeshekosar.ir/vdcdxn05.yt0ox6a22y.html حدیث پیامبر اکرم (ص) درباره دوستی خداوند http://tabeshekosar.ir/vdchivnq.23nkmdftt2.html به گزارش تابش کوثر؛ اهمیت حدیث در میان مسلمانان از آن روست که از منابع اصلی استنباط احکام در فقه و عقاید در علم کلام محسوب می‌شود. همچنین احادیث از منابع اولیه پژوهش‌های تاریخی است.به دلیل آشنایی بیشتر و تلمذ در پیشگاه پروردگار الهی و ائمه معصومین، هر روز یک حدیث از معصومین (ع) با مضامین دینی و اخلاقی در بخش قرآن و عترت منتشر می‌شود.پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:إذَا استُحِقَّت وَلايَةُ اللّه‏ِ وَالسَّعادَةُ جاءَ الأجَلُ بَينَ العَينَينِ و ذَهَبَ الأمَلُ وَراءَ الظَّهرِ و إذَا استُحِقَّت وَلايَةُ الشَّيطانِ وَالشَّقاوَةُ جاءَ الأمَلُ بَينَ العَينَينِ و ذَهَبَ الأجَلُ وَراءَ الظَّهرهرگاه كسى مستحق دوستى خداوند و خوشبختى باشد، مرگ در برابر چشمان او مى ‏آيد و آرزو پشت سرش مى‏رود و هرگاه مستحق دوستى شيطان و بدبختى باشد، آرزو پيش چشم او، و مرگ پشت سرش قرار مى‏ گيرد.الكافى، ج ۳، ص ۲۵۸، حمنبع:باشگاه خبرنگارانر/111 ]]> پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله Thu, 01 Feb 2018 08:22:19 GMT http://tabeshekosar.ir/vdchivnq.23nkmdftt2.html افرادی که قبل از حضرت آدم خلق شده بودند ! http://tabeshekosar.ir/vdci3yay.t1azw2bcct.html به گزارش تابش کوثر؛ روایات فراوانی در مورد خلقت پیامبر اسلام (ص) و حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س) و امام حسن (ع) و امام حسین (ع)، قبل از خلقت حضرت آدم (ع) مطرح شده‌اند و بیان نموده‌اند که وجود این پنج تن، به صورت جسمانی نبوده بلکه انواری بوده‌اند که خداوند متعال را تسبیح می‌کردند.اشاره به خلقت اهل بیت (ع) قبل از حضرت آدم (ع) در منابع اهل سنتاین مسأله صرفا عقیده ای شیعی نیست بلکه در منابعی از اهل سنت نیز، به این موضوع اشاره شده است. برخی از اشارات اهل سنت به خلقت اهل بیت (ع) به این شرح است:۱- نبی اکرم (ص) فرمود: «کنت نبیا و آدم بین الماء و الطین: «من نبی بودم آنگاه که آدم بین آب و خاک بود.» ‏۲- از آن حضرت پرسیده شده: «متى کنت نبیا، قال: کنت نبیا و آدم بین الروح و الجسد»، از کی نبی شدی؟ فرمودند: «من نبی بودن آنگاه که آدم بین روح و جسد بود.»۳- حضرت محمد (ص) فرمودند: «اوّل ما خلق اللَّه نورى»‏، «اوّل چیزی که خدا آفرید نور من بود.» و فرمودند: « أوّل ما خلق اللّه روحى : اوّل چیزی که خدا آفرید روح من بود.»۴- پیامبر (ص) فرمودند:«إنی عند اللّه لخاتم النبیین و إن آدم لمنجدل فی طینته.»، «من در نزد خدا خاتم النبیین بودن در حالی که آدم افتاده در طینت خود بود.»۵- نبی اکرم(ص) فرمودند: «کان الناس من شجر شتى ، و کنت انا و على من شجرة واحدة.»، «مردم همه از درخت دیگری هستند ولی من و علی از درخت واحدی هستیم.»۶- حضرت محمد (ع) فرمودند: «خلقت من نور الله عز و جل و خلق أهل بیتی من نوری، و خلق محبوهم من نورهم، و سائر الناس فی النار.»، «من از نور خدا آفریده شده ام و اهل بیت من از من خلقت یافته اند و دوستداران آنها نیز از نور ایشان آفرینش یافته اند و سایر مردم در آتشند.»احادیثی از معصومین (ع)، درباره خلقت پنج تن (ع) قبل از خلقت حضرت آدم (ع)هم چنین در احادیثی، موضوع خلقت اهل بیت پیش از حضرت آدم (ع) بیان شده که برخی از آنان اشاره می‌نماییم:۱- در حدیثی رسول اکرم (ص) خطاب به ابن مسعود فرمودند: «خداوند من و على (ع) را هزار سال قبل از آنکه سایر خلائق را بیافریند، از نور عظمت و بزرگى خود، زمانى که هیچ تسبیح و تقدیسى وجود نداشت خلق کرد. پس نور مرا شکافت و از نور من آسمانها و زمین را آفرید. به خداى تبارک و تعالى قسم که من از آسمانها و زمین برترم، و چون نور على (ع) را منتشر ساخت، عرش و کرسى از نور او خلق گردید؛ به پروردگار قسم که على (ع) از عرش و کرسى افضل است؛ سپس نور حسن (ع) را باز کرد و لوح و قلم از نور حسن (ع) به وجود آمد و به خدا قسم که حسن (ع) از لوح و قلم نیز برتر است؛ و چون هستى را از نور حسین (ع) معطر کرد، بهشت و حوریان زیباروى از نور او پدیدار گشتند؛ واللَّه حسین (ع) از حورالعین برتر است. سپس همه هستى از شرق تا به غرب تاریک ماند. ملائکه بر پروردگار از آن همه تاریکى و ظلمت شکایت کردند و خواستند که پروردگار تاریکى را از ایشان برطرف کند، که پروردگار در اجابت خواسته آنان کلمه‏‌اى فرمود و از آن کلمه روحى خلق گردید، سپس کلمه‏اى دیگر فرمود و از آن کلمه نورى خلق شد، پس آن نور را به آن روح اضافه کرد و آن را در بلندترین مکان عرش قرار داد. همه‏ ى عالم از شرق تا به غرب نورانى شد. آن روح آمیخته به نور خلق شده از لطف پروردگار کسى نیست، جز فاطمه زهرا (ع) و به همین دلیل او را زهرا (ع) نامیدند زیرا نورش آسمانها را روشن ساخت.۲- در حدیث دیگری آدم از جبرئیل بعد از مشاهده اهل بیت (ع) می پرسد: «ای حبیب من جبرئیل، آیا ایشان پیش از من آفریده شده اند؟»، جبرئیل گفت: «ایشان چهار هزار سال پیش از آنکه تو آفریده شوی در علم پنهان حق تعالی موجود بوده اند.»۳- امام باقر(ع) به جابر فرمودند: «ای جابر! خداوند بود و هیچ چیز غیر از او نبود و هیچ پیدا و ناپیدایی وجود نداشت، سپس اولین خلقتی را که آغاز کرد این بود که محمد (ص) را خلق نمود و ما اهل بیت (ع) را همراه وی از نور و عظمت او آفرید».۴- از امام باقر (ع) نقل است که فرمودند: «همانا خداوند سبحان در وحدانیتش تنها بود، سپس به کلمه‌ای تکلم کرد و آن کلمه تبدیل به نور شد. سپس از آن نور محمد و علی و عترتش (ع) را خلق کرد. سپس به کلمه‌ای تکلم کرد و آن کلمه تبدیل به روح شد، و آن کلمه را در آن نور ساکن کرد و آن روح را در بدن های ما ساکن فرمود؛ پس ما روح الله و کلمه الله هستیم که به‌وسیله ما خداوند از خلقش پنهان شده است. زمانی که خورشیدی نبود و ماهی نبود و چشمی نبود که بر هم زده شود.۵- ازامام جواد (ع) روایت شده که حضرت فرمودند: ای محمد (ابن سنان) همانا خداوند تبارک و تعالی، دائماً به‌ واسطه وحدانیتش تنها بوده، سپس محمد و علی و فاطمه (س) را خلق نمود. پس هزار دوران مکث کردند، سپس همه اشیاء را خلق نمود و آنها را شاهد خلقت جمیع اشیاء قرار داد.آیت الله تبریزی (ره) در مورد احادیثی که به حضور اهل بیت (ع) قبل از خلقت حضرت آدم (ع) اشاره می‌کند، می‌گویند:در بعضی از روایات معتبره وارد شده است که وجود مقدس پیامبر عظیم الشان اسلام (ص) و فرزندان معصومش و وجود مقدس حضرت زهرا (س) به صورت نورانی قبل از خلقت همه موجودات عالم و قبل از خلقت آدم (ع) خلقت شده اند. اگر چه خلقت این ذوات مقدسه در صورت بشری و مادی از خلقت آدم (ع) متاخر می‌باشد ولی خلقت نوری آنها به استناد به این روایات معتبره مقدم برخلقت همه موجودات است.روایتی از سلمان فارسیدر روایتی، سلمان فارسی از پیامبر اسلام (ص) نقل می‌کند که پیامبر(ص) به من گفت: «یَا سَلْمَانُ، خَلَقَنِی اللَّهُ مِنْ صَفْوَةِ نُورِهِ، وَ دَعَانِی فَأَطَعْتُهُ، وَ خَلَقَ مِنْ نُورِی عَلِیّاً، وَ دَعَاهُ فَأَطَاعَهُ، وَ خَلَقَ مِنْ نُورِ عَلِیٍّ فَاطِمَةَ، وَ دَعَاهَا فَأَطَاعَتْهُ، وَ خَلَقَ مِنِّی وَ مِنْ عَلِیٍّ وَ فَاطِمَةَ: الْحَسَنَ، وَ دَعَاهُ فَأَطَاعَهُ، وَ خَلَقَ مِنِّی وَ مِنْ عَلِیٍّ وَ فَاطِمَةَ: الْحُسَیْنَ، فَدَعَاهُ فَأَطَاعَهُ.»، «ای سلمان، خداوند مرا از برگزیده نورش خلق کرد و مرا خواند پس او را اجابت کردم، و از نور من، علی را خلق کرد و او را صدا زد و او(علی) او را اطاعت کرد و از نور علی، فاطمه را خلق کرد، پیامبر(ص) به همین ترتیب تا به امام حسین(ع) ادامه دادند و بعد فرمود: «ثُمَّ سَمَّانَا بِخَمْسَةِ أَسْمَاءٍ مِنْ أَسْمَائِهِ، فَاللَّهُ الْمَحْمُودُ وَ أَنَا مُحَمَّدٌ، وَ اللَّهُ الْعَلِیُّ وَ هَذَا عَلِیٌّ، وَ اللَّهُ الْفَاطِرُ وَ هَذِهِ فَاطِمَةُ، وَ اللَّهُ ذو الْإِحْسَانِ وَ هَذَا الْحَسَنُ، وَ اللَّهُ الْمُحْسِنُ وَ هَذَا الْحُسَیْنُ.»، «سپس ما را به پنج اسم از اسمای خودش نامید؛ پس خداوند محمود است و من محمد، و خداوند علی است و این هم علی، خداوند فاطر است و این هم فاطمه، خداوند ذوالاحسان است و این حسن و خداوند محسن است و این هم حسین است.پیامبر(ص) در ادامه به سلمان فرمود: «ثُمَّ خَلَقَ مِنَّا وَ مِنْ نُورِ الْحُسَیْنِ: تِسْعَةَ أَئِمَّةٍ، فَدَعَاهُمْ فَأَطَاعُوهُ، قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَ سَمَاءً مَبْنِیَّةً، وَ أَرْضاً مَدْحِیَّةً، وَ لَا مَلَکاً وَ لَا بَشَراً، وَ کُنَّانُوراًنُسَبِّحُ‏اللَّهَ‏، وَ نَسْمَعُ لَهُ وَ نُطِیعُ.»، «سپس خداوند از ما و از نور حسین، ۹ ائمه را خلق کرد؛ پس آن‌ها را خواند و اطاعت شد. در آن هنگام ساختمان آسمان و گسترش زمین و وجود هوا و ملک و انسان صورت نگرفته و ما انواری بودیم که پروردگار متعال را تسبیح و تقدیس کرده، و فرمان او را شنیده و پیروی می‌کردیم.منبع:بهداشت نیوزر/111 ]]> پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله Tue, 02 Jan 2018 07:31:09 GMT http://tabeshekosar.ir/vdci3yay.t1azw2bcct.html آیه‌ای که پیامبر(ص) را پیر کرد http://tabeshekosar.ir/vdcbz8bz.rhb80piuur.html به گزارش تابش کوثر؛ آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی در تفسیر نمونه ذیل آیات ۱۰۹ تا ۱۱۲ سوره مبارکه «هود» به دستور خدا به پیامبر(ص) و سختی‌های مضامین این سوره برای حضرت رسول(ص) اشاره کرده است که متن آن در ادامه می‌آید؛بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ«فَلا تَکُ فی مِرْیَة مِمّا یَعْبُدُ هؤُلاءِ ما یَعْبُدُونَ إِلاّ کَما یَعْبُدُ آباؤُهُمْ مِنْ قَبْلُ وَ إِنّا لَمُوَفُّوهُمْ نَصیبَهُمْ غَیْرَ مَنْقُوص * وَ لَقَدْ آتَیْنا مُوسَى الْکِتابَ فَاخْتُلِفَ فیهِ وَ لَوْ لا کَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّکَ لَقُضِیَ بَیْنَهُمْ وَ إِنَّهُمْ لَفی شَکّ مِنْهُ مُریب * وَ إِنَّ کُلاًّ لَمّا لَیُوَفِّیَنَّهُمْ رَبُّکَ أَعْمالَهُمْ إِنَّهُ بِما یَعْمَلُونَ خَبیرٌ * فَاسْتَقِمْ کَما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَکَ وَ لاتَطْغَوْا إِنَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصیرٌ؛ پس شک و تردیدى در (باطل بودن) معبودهایى که آنها مى‌پرستند، به خود راه مده! آنها همان گونه این معبودها را پرستش مى‌کنند که پدرانشان قبلاً مى‌پرستیدند، و ما نصیب آنان را بى‌کم و کاست خواهیم داد! ما به موسى کتاب آسمانى دادیم، سپس در آن اختلاف شد، و اگر فرمان قبلى خدا (در زمینه آزمایش و اتمام حجت بر آنها) نبود، در میان آنان داورى مى‌شد! و آنها (هنوز) در شک‌اند، شکى آمیخته به بدگمانى! و پروردگارت اعمال هر یک را بى‌کم و کاست به آنها خواهد داد، او به آنچه عمل مى‌کنند آگاه است! پس همان گونه که فرمان یافته‌اى، استقامت کن، و همچنین کسانى که با تو، به سوى خدا آمده‌اند (باید استقامت کنند)! و طغیان نکنید، که خداوند آنچه را انجام مى‌دهید مى‌بیند». (هود/ ۱۰۹ تا ۱۱۲)دلداری خداوند به پیامبر(ص)/ استقامت کن و به امدادهاى الهى مطمئن باشاین آیات، در حقیقت به عنوان دلدارى و تسلى خاطر پیامبر(صلى الله علیه وآله)، و بیان وظیفه و مسئولیت او نازل شده است، و در واقع یکى از نتایج مهمى که از شرح داستان‌هاى اقوام پیشین گرفته مى‌شود، همین است که پیامبر و به دنبال او مؤمنان راستین از انبوه دشمنان نهراسند، و در شکست قوم بت‌پرست و ستمگرى که با آن روبرو هستند، شک و تردیدى به خود راه ندهند و به امدادهاى الهى مطمئن باشند.لذا، در نخستین آیه مى‌فرماید: «شک و تردیدى در مورد چیزى که اینها پرستش مى‌کنند به خود راه مده، که اینها هم از همان راهى مى‌روند که گروهى از پیشینیان رفتند، و پرستش نمى‌کنند مگر همان گونه که نیاکانشان از قبل پرستیدند، بنابراین، سرنوشتى بهتر از آنان نخواهند داشت» (فَلا تَکُ فی مِرْیَة مِمّا یَعْبُدُ هؤُلاءِ ما یَعْبُدُونَ إِلاّ کَما یَعْبُدُ آباؤُهُمْ مِنْ قَبْلُ).و لذا بلا فاصله مى‌گوید: «ما حتماً نصیب و سهم آنها را بدون کم و کاست از مجازات و عذاب خواهیم داد» و چنان چه به راه حق باز گردند، نصیب آنها از پاداش ما محفوظ است (وَ إِنّا لَمُوَفُّوهُمْ نَصیبَهُمْ غَیْرَ مَنْقُوص).با این که، جمله «مُوَفُّوهُم» خود به معنى اداى کامل حق است، ذکر کلمه «غَیْرَ مَنْقُوص» (بى‌کم و کاست) براى تأکید بیشتر روى این مسأله است.در حقیقت، این آیه، این واقعیت را مجسم مى‌کند که آنچه از سرگذشت اقوام پیشین خواندیم، اسطوره و افسانه نبود، و نیز اختصاصى به گذشتگان نداشت، سنتى است ابدى و جاودانى، درباره تمام انسان‌هاى دیروز و امروز و فردا.منتها، این مجازات‌ها در بسیارى از اقوام گذشته به صورت بلاهاى هولناک و عظیم صورت گرفت، اما در مورد دشمنان پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) شکل دیگرى پیدا کرد، و آن این که خدا به حدی قدرت و نیرو به پیامبرش داد، که توانست به وسیله گروه مؤمنان، دشمنان لجوج و بى‌رحم را که به هیچ صراطى مستقیم نبودند، در هم بشکند.باز، براى تسلى خاطر پیامبر(صلى الله علیه وآله) اضافه مى‌کند: «اگر قوم تو درباره کتاب آسمانیت یعنى قرآن، اختلاف و بهانه جویى مى‌کنند، ناراحت نباش، زیرا ما به موسى کتاب آسمانى (تورات) را دادیم و در آن اختلاف کردند، بعضى پذیرفتند و بعضى منکر شدند» (وَ لَقَدْ آتَیْنا مُوسَى الْکِتابَ فَاخْتُلِفَ فیهِ).و اگر مى‌بینى در مجازات دشمنان تعجیل نمى‌کنیم، به خاطر این است که: مصالحى از نظر تعلیم، تربیت و هدایت این قوم، چنین ایجاب مى‌کند، «و اگر این مصالح نبود، و برنامه‌اى که پروردگار تو، از قبل در این زمینه مقرر فرموده ایجاب تأخیر نمى‌کرد، در میان آنها داورى لازم مى‌شد، و مجازات دامانشان را مى‌گرفت» (وَ لَوْ لا کَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّکَ لَقُضِیَ بَیْنَهُمْ).«هر چند آنها این حقیقت را هنوز باور نکرده، و همچنان نسبت به آن در شک و تردیدند، شکى آمیخته با سوء ظن و بدبینى» (وَ إِنَّهُمْ لَفی شَکّ مِنْهُ مُریب).«مُرِیب» از ماده «ریب»، به معنى شکى است که آمیخته با بدبینى و سوء ظن و قرائن خلاف باشد.بنابراین، مفهوم این کلمه این مى‌شود که بت پرستان نه تنها در مسأله حقانیت قرآن، و یا نزول عذاب بر تبهکاران تردید داشتند، بلکه مدعى بودند ما قرائن خلافى نیز در دست داریم.«راغب» در کتاب «مفردات»، «ریب» را به شکى معنى مى‌کند که بعداً پرده از روى آن برداشته شود، و به یقین گراید. بنابراین، مفهوم آیه چنین مى‌شود: به زودى پرده از روى حقانیت دعوت تو و همچنین مجازات تبهکاران برداشته مى‌شود، و حقیقت امر ظاهر مى‌گردد.براى تأکید بیشتر، اضافه مى‌کند: «پروردگار تو اعمال هر یک از این دو گروه (مؤمنان و کافران) را بى‌کم و کاست به آنها تحویل خواهد داد» (وَ إِنَّ کُلاًّ لَمّا لَیُوَفِّیَنَّهُمْ رَبُّکَ أَعْمالَهُمْ).و این کار، هیچ گونه مشکل و مشقتى براى خداوند ندارد، «زیرا او به همه چیز آگاه است، و از هر کارى که انجام مى‌دهند با خبر مى‌باشد» (إِنَّهُ بِما یَعْمَلُونَ خَبیرٌ).جالب این که، مى‌گوید: اعمالشان را به آنها مى‌‌دهیم، و این اشاره دیگرى بر مسأله تجسم اعمال است، و این که پاداش و کیفر در حقیقت اعمال خود انسان است که تغییر شکل مى‌‌یابد، و به او مى‌رسد.پس از ذکر سرگذشت پیامبران و اقوام پیشین، و رمز موفقیت و پیروزى آنها، و پس از دلدارى و تقویت اراده پیامبر از این طریق، در آیه بعد، مهم‌ترین دستور را به پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) مى‌دهد مى‌گوید: «استقامت کن همان گونه که به تو دستور داده شده است» (فَاسْتَقِمْ کَما أُمِرْتَ).استقامت، در راه تبلیغ و ارشاد، استقامت در طریق مبارزه و پیکار، استقامت در انجام وظایف الهى و پیاده کردن تعلیمات قرآن بدون هیچ گونه انحراف. اما این استقامت، نه به خاطر خوشایند این و آن، نه از روى تظاهر و ریا، نه براى کسب عنوان قهرمانى، نه براى به دست آوردن مقام، ثروت و کسب موفقیت و قدرت، بلکه، تنها به خاطر فرمان خدا و آن گونه که به تو دستور داده شده است باید باشد.اما، این دستور تنها مربوط به تو نیست، هم تو باید استقامت کنى و بدون هیچ کژى و اعوجاجى حرکت نمایى «و هم تمام کسانى که از شرک به سوى ایمان باز گشته‌اند، و قبول دعوت اللّه را نموده‌اند» (وَ مَنْ تابَ مَعَکَ).«استقامتى خالى از افراط و تفریط، صاف و مستقیم، بدون هیچ زیاده و نقصان، استقامتى که در آن طغیان وجود نداشته باشد» (وَ لاتَطْغَوْا).«چرا که، خداوند از اعمال شما آگاه است»، و هیچ حرکت و سکون و سخن و برنامه‌اى بر او مخفى نمى‌ماند (إِنَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصیرٌ).آیه‌اى پر محتوا و طاقت فرسا/ سوره‌هادر حدیث معروفى از «ابن عباس» چنین مى‌خوانیم: ما نُزِّلَ عَلى رَسُولِ اللّهِ(صلى الله علیه وآله) آیَةٌ کانَتْ أَشَدَّ عَلَیْهِ وَ لا أَشَقَّ مِنْ هذِهِ الآیَةِ، وَ لِذلِکَ قالَ لاِ َصْحابِهِ حِیْنَ قالُوا لَهُ أَسْرَعَ إِلَیْکَ الشَّیْبُ یا رَسُولَ اللّهِ! شَیَّبْتَنِى هُودُ وَ الْواقِعَةُ:«هیچ آیه‌اى شدیدتر و مشکل‌تر از این آیه بر پیامبر(صلى الله علیه وآله) نازل نشد، و لذا هنگامى که اصحاب از آن حضرت پرسیدند: چرا به این زودى موهاى شما سفید شده و آثار پیرى نمایان، گشته؟ فرمود: سوره‌های هود و واقعه مرا پیر کرد»!و در روایت دیگرى مى‌خوانیم: هنگامى که آیه فوق نازل شد، پیامبر فرمود: شَمِّرُوا، شَمِّرُوا، فَما رُئِىَ ضاحِکاً: «دامن‌ها را به کمر بزنید، دامن به کمر بزنید (که وقت کار و تلاش است) و از آن پس، پیامبر هرگز خندان دیده نشد»!دلیل آن هم روشن است، زیرا چهار دستور مهم در این آیه وجود دارد، که هر کدام بار سنگینى بر دوش انسان مى گذارد:۱ ـ از همه مهم‌تر: فرمان به «استقامت» است، «استقامت»، از ماده «قیام» گرفته شده، از این نظر که انسان در حال قیام بر کار و تلاش خود تسلط بیشترى دارد، و استقامت که به معنى طلب قیام است، یعنى در خود آن چنان حالتى ایجاد کن که سستى در تو راه نیابد، و صاف و مستقیم به سمت هدف رهسپار شوى، چه فرمان سخت و سنگینى؟همیشه، به دست آوردن پیروزى‌ها کار نسبتاً آسانى است، اما نگه داشتن آن بسیار مشکل، آن هم در جامعه‌اى آن چنان عقب افتاده و دور از عقل و دانش، در برابر مردمى لجوج و سرسخت، در میان دشمنانى انبوه و مصمم، و در طریق ساختن جامعه اى سالم، سربلند، با ایمان و پیشتاز، استقامت و حرکت بدون انحراف در این راه کار ساده اى نبوده است.۲ ـ دستور دیگر این که: این استقامت و حرکت مستقیم بدون انحراف، باید تنها انگیزه الهى داشته باشد و هر گونه وسوسه شیطانى از آن دور بماند، یعنى به دست آوردن بزرگ‌ترین قدرت‌هاى سیاسى و اجتماعى، آن هم براى خدا!.۳ ـ دستور سوم: مسأله رهبرى کسانى است که به راه حق برگشته‌اند، و آنها را هم به استقامت واداشتن.۴ ـ چهارم: مبارزه را در مسیر حق و عدالت رهبرى نمودن، و جلوگیرى از هر گونه تجاوز و طغیان، زیرا بسیار شده است افرادى در راه رسیدن به هدف، نهایت استقامت را به خرج مى ‌هند، اما رعایت عدالت براى آنها ممکن نیست و غالباً گرفتار طغیان و تجاوز از حدّ مى‌شوند.آرى، مجموع این جهات، دست به دست هم داد، و پیامبر(صلى الله علیه وآله) را آن چنان در زیر بار مسئولیت فرو برد، که حتى مجال لبخند زدن را از او گرفت و او را پیر کرد!به هر حال، این تنها دستورى براى دیروز نبود، بلکه براى امروز و فردا و فرداهاى دیگر نیز هست.امروز هم، مسئولیت مهم ما مسلمانان و مخصوصاً رهبران اسلامى در این چهار کلمه خلاصه مى‌شود: استقامت، اخلاص، رهبرى مؤمنان، و عدم طغیان و تجاوز، و بدون به کار بستن این اصول، پیروزى بر دشمنانى که از هر سو از داخل و خارج ما را احاطه کرده اند، و از تمام وسائل فرهنگى، سیاسى، اقتصادى، اجتماعى و نظامى بر ضد ما بهره گیرى مى کنند، امکان پذیر نمى‌باشد.منبع:فارسر/111 ]]> پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله Mon, 25 Dec 2017 06:17:30 GMT http://tabeshekosar.ir/vdcbz8bz.rhb80piuur.html چگونگی به شهادت رسیدن رسول اکرم /زیارت رسول الله در تعقیبات نماز /احادیثی گوهربار از رحمه للعالمین http://tabeshekosar.ir/vdcjyaev.uqemmzsffu.html تابش کوثر - شیخ عباس قمی صاحب کتاب شریف مفاتیح الجنان در منتهی الامال می نویسد : "بـدان كـه اكـثـر عـلمـاى فـريـقـيـن را اعـتـقـاد آن اسـت كـه ارتـحـال سيد انبياء صلى اللّه عليه و آله و سلّم به عالم بقادر روز دوشنبه بوده است و اكثر علماى شيعى را اعتقاد آن است كه آن روز بيست و هشتم ماه صفر بوده است و اكثر علماى اهـل سـنـت دوازدهم ماه ربيع الاول گفته اند. آيا پيامبر به شهادت رسيد؟در احـاديـث مـعـتـبره وارد شده است كه آن حضرت به شهادت از دنيا رفت چنانكه صفّار به سـنـد مـعـتـبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه در روز خيبر زهر دادند آن حـضـرت را در دسـت بـزغـاله چـون حـضـرت لقـمـه اى تـنـاول فـرمـود آن گـوشـت بـه سـخـن آمـد و گـفـت: يـا رسـول اللّه! مـرا بـه زهـر آلوده اند؛ پس حضرت در مرض موت خود مى فرمود كه امروز پـشـت مـرا در هـم شـكـست آن لقمه كه در خيبر تناول كردم و هيچ پيغمبر و وصىّ پيغمبرى نـيـسـت مـگـر آنـكـه بـه شـهادت از دنيا بيرون مى رود. و در روايت ديگر فرمود كه زن يهوديه آن حضرت را زهر داد در ذراع گوسفندى و چون حضرت قدرى از آن تناول فرمود آن ذراع خبر داد كه من زهرآلوده ام پس حضرت آن را انداخت و پيوسته آن زهر در بـدن آن حـضـرت اثـر مـى كـرد تـا آنـكـه بـه هـمـان عـلت از دنـيـا رحـلت فرمود. صَلَواتُ اللّهِ عَلَيْهِ وَآلِهِ.و مـسـتـحـب است زيارت آن حضرت از نزديك و دور چنانكه شيخ شهيد در (دروس) فرموده كـه مـستحب است زيارت پيغمبر و ائمه در هر روز جمعه اگرچه زائر از قبرهاى ايشان دور بـاشـد و اگـر در بـالاى بـلنـدى بـايـسـتـد و زيـارت كـنـد افضل است انتهى.و نـيـز سـزاوار اسـت زيـارت حـضـرت رسـول خـدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم در عقب هر نمازى به اين الفاظى كه حضرت امام رضا عليه السّلام تعليم ابن ابى نصر بَزَنْطى، فرمودند:اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا رَسُولَ اللّهِ وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَكاتُهُ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِاللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا خِيَرَةَ اللّه اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا حَبيبَ اللّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يا صَفْوَةَ اللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَمينَ اللّهِ اَشْهَدُ اَنَّكَ رَسُولُ اللّهِ وَاَشْهَدُ اَنَّكَ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللّهِ وَاَشْهَدُ اَنَّكَ قـَدْ نـَصَحْتَ لاُِمَّتِكَ وَجاهَدْتَ في سَبيلِ رَبِّكَ وَعَبَدْتَهُ حَتّى اَتي كَ الْيَقينُ فَجَزاكَ اللّهُ يا رَسـُولَ اللّهِ اَفـْضـَل مـا جـَزى نـَبـِيا عَنْ اُمَّتِهِ، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ اَفْضَلَ ما صَلَّيْتَ عَلى اِبْراهيمَ وَ آلِ اِبْراهيمَ اِنَّكَ حَميدٌ مَجيدٌ."خبر دادن پيامبر صلى الله عليه و آله از بى بند و بارى زنان آخر الزمان:دو گروه از دوزخيان را [ هنوز ]من نديده ام: گروهى كه تازيانه هايى مانند دم گاو در دست دارند و مردم را با آن مى زنند؛ و [گروه ديگر] زنانى كه پوشش [تن نما] دارند و برهنه اند، كج راهه مى روند و ديگران را نيز به كجروى تشويق مى كنند، سرهايشان همچون كوهان شتر خراسانى فروهشته است. اينان به بهشت نمى روند و بوى بهشت را كه از فاصله اى چنين و چنان (بسيار زياد) به مشام مى رسد، استشمام نمى كنند.(صحيح مسلم : ۳/۱۶۸۰/۱۲۵ )- پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بر تو باد خواندن قرآن؛ زيرا خواندن آن كفّاره گناهان است و پرده اى در برابر آتش و موجب ايمنى از عذاب  -پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :براى قرآن دان شايسته نيست كه در مقابل رفتار سفاهت آميز ديگران با خود، سفيهانه رفتار كند، يا بر كسى كه بر او خشم مى گيرد، خشم گيرد، يا بر كسى كه به او پرخاش مى كند، پرخاش نمايد. بلكه از بركت [وجود ]قرآن [در خود ]گذشت مى كند و مى بخشد(بحار الأنوار: ۹۲/۱۷/۱۸)پيامبرصلي الله عليه وآله : پرهيزگارترين مردم كسي است كه حق بگويد ، چه به سودش باشد چه به زيانش (ميزان الحكمه ) ]]> اجتماعی Sun, 21 Dec 2014 13:38:55 GMT http://tabeshekosar.ir/vdcjyaev.uqemmzsffu.html بر طبق روایات پیامبر اکرم در معراج با تمام انبیا سخن گفت http://tabeshekosar.ir/vdch.qnit23nvqftd2.html FLV/5.10 MBMP3/1.46 MBهمین جهان مادی ما مکان خودش دارد و گسترده است باطنی دارد که آسمان دوم است و آن آسمان دوم محیط است بر آسمان اول نه اینکه آسمان دوم جای کوچکی باشد که بگیم به اندازه اینکه یک بدن قرار بگیرد نه خیلی وسیع است و وسعتش از جهان مادی ما خیلی بیشتر است بله آن آسمان دوم را و هر آنچه در آسمان دوم است همه را دید بعد رفت به آسمان سوم و هر آنچه در آسمان سوم است همه را دید بعد رفت به آسمان چهارم حضرت موسی را دید، حضرت عیسی را دید چون حضرت عیسی با جسم مبارکش آنجا هست و بقیه انبیاء با روح مبارکشان آنجا هستند بعضی می گویند که ار.واح طیبه و نورانی انبیاء چون روح است در آسمان هفتم است الا ای حال یا بگیم ارواح آنها در آسمان هفتم است یا در آسمان چهارم که با جسم مبارک حضرت عیسی هماهنگی دارند با تمام آنها طبق روایات پیامبر اکرم سخن گفت و لذا راجب به انبیاء اختلاف است که آیا انبیاء الان روحشان در آسمان چهارم یا آسمان هفتم یا در عرش است . حتی اگر انبیاء روحشان در عرش باشد پیامبر اکرم روح مبارک و جسمشان هر دو آنجا رفته است و چون با جسم مبارک رفته پس بر آنها بر تری دارند ]]> آیت الله مبشر کاشانی Sat, 16 Feb 2013 21:18:46 GMT http://tabeshekosar.ir/vdch.qnit23nvqftd2.html بیان حقایقی از هفت آسمان و کرسی و عرش http://tabeshekosar.ir/vdcg.u9xrak9z3pr4a.html دانلود-FLV/20.07 MBدانلود-MP3/6.16 MBدر بحث های جهان شناسی دانشمندانی که علم نجوم را دنبال می کنند ، می گویند این جهان دارای سیارات و منظومه ی شمسی است و این منظومه ی ما درون کهکشانی قرار دارد که آن کهکشان میلیارد ها منظومه شمسی در خودش دارد و ما در یکی از این منظومه ها هستیم که بسیاری از این منظومه ها در یک کهکشان است در حالی که ما میلیون ها کهکشان هم داریم و همه ی آنچه علم نجوم به آن رسیده است حاکی از این است که تمام اینها مربوط به آسمان اول است یعنی به آسمان دوم کسی راه پیدا نکرده است چون آسمان دوم محتاج عروج است ایشان در ادامه افزود : آسمان دوم در حیث باطن در همین آسمان است یعنی این طور نیست که ما از این آسمان برویم بیرون و هزاران کیلومتر برویم تا برسیم به آسمان دوم نه این شکلی نیست باطن و ملکوت این آسمان با آن گستردگی که دارد ، آسمان دیگری است که آن آسمان بر این آسمان حکومت می کند احاطه دارد آن آسمان (آسمان دوم) بر این آسمان (آسمان اول) به خاطر اینکه لطیف تر یعنی آسمان دوم نسبت به آسمان اول الطف است و لذا چون الطف است پس محیط است باز آسمان سوم نسبت به آسمان دوم محیط است چون الطف است و همانطور تا می آید و به کرسی می رسد ، کرسی حقیقتی است ، یک جهان لاینهایی وسیعی است که در روایت از امام صادق سلام الله علیه سوال می کنند می فرماید هفت آسمان در مقابل کرسی ( هفت آسمان نه یک آسمان که هزاران کهکشان و هر کهکشان هزاران منظومه درآن هست ) مثل یک انگشتری است که در یک بیابان افتاده باشد یا مثل یک دانه سنگ ریزی ای که در بیابان پر است از سنگ ریزه یعنی هفت آسمان در برابر کرسی انقدر کوچک است این مرجع تقلید در ادامه گفت : اگر انسان بخواهد در عظمت آسمان ها فکر کند همین آسمان اول با اینکه آسمان ادنی است دنیا ، دنیا یعنی پایین یعنی پست ، نا چیز، این دنیای ناچیز ما آسمان ناچیز ما که میلیون ها کهکشان دارد و هر کهکشان ای میلیون ها منظومه دارد و همه هم دارند به سوی او حرکت می کنند یعنی به سوی یک مبدا در حرکتند این قانون انا لله و انا الیه راجعون راجع به همه ی کهکشان ها هم هست اما کهکشان ها از جایی به جای دیگر حرکت می کنند این حرکت به سوی چیست بحثش جداست ولی در آسمان دنی و دنیای پایین و آسمان از یک جهتی پایین و از یک جهتی پست است یعنی به نسبت آن آسمان بالا پست است و رتبه اش پایین تر است و به خاطر اینکه ان لطافتی که آسمان دوم دارد این ندارد (چون آن آسمان دوم الطف است به نسبت آسمان اول که دنیای ما باشد) حکومت دارد ، احاطه دارد آسمان دوم محیط بر آسمان اول است و همین طور آسمان دوم بر سوم یعنی آسمان دوم به نسبت به آسمان سوم دنیا محسوب می شود و آسمان سوم نسبت به آسمان چهارم دنیا محسوب می شود در حالی که خودش خیلی لطافت دارد اما بحث تلطیف و لطافت های جسمانی همانطور ادامه پیدا می کند تا می خواهیم به کرسی برسد کرسی حقیقت محیط بر هفت آسمان است که امام فرمود هفت آسمان در برابر کرسی مثل انگشتری که در بیابان یا سنگ ریزه ای که در بیابان گم شود اینقدر در مقابل کرسی کوچک است و بعد می فرماید که کرسی در مقابل عرش در مقابل یکی از سرادقات عرش (عرش سرادقی دارد که یکی از سرادقاتش سرادق العظمه یکی از سرادقاتش سرادق العزه است ) هر سرادقی که دارد اینها محل ظهور و بروز و تجلی تام اسماء الله هستش این است که انسانی که عروج کرده پیامبر ما رفته به مبدا العظمه رسیده که ان مبدا العظمه و مبدا القدره و مبدا العزه و مبدا الکبریایی یعنی تجلیات جمیع اسماء است انجا می خواهد ان آیات که مربوط به خود خداست ، تجلیات حضرت حق را در سرادق عرش ببیند ]]> آیت الله مبشر کاشانی Sat, 09 Feb 2013 20:20:51 GMT http://tabeshekosar.ir/vdcg.u9xrak9z3pr4a.html ائمه و امامان هم عروج داشتند http://tabeshekosar.ir/vdcf.ed0iw6dxtgiaw.html دانلود-MP4/9.86 MBدانلود-MP3/3.66 MBشما می بینید که پیامبر و ائمه ما ، امامان ما هم عروج داشتند چرا ( بنده عقیده ی خودم را عرض می کنم) چون چیزی که ندیده چرا توصیف می کنند در دعا ها امام هی قسم می دهد و می گوید ای خدا تو را به آن اسمائی که تجلی کرد در سرادق عرشت ، سرادق عزت سرادق قدرت ، اگر ندید پس چرا توصیف می کنید ؟ حتما دیده حالا یا معراج به روح است یا معراج به جسم است بعضی می خواهند بفرمایند که معراج روحانی و جسمانی با هم اختصاص دارد به پیامبر اکرم و امامان ما اگر معراج داشتند روحانی بوده جسمانی نبوده اما به دلیل ان روایات که می فرماید امام از شرایطش این است که سایه ندارد از این خصوصیتی که برای امام بیان فرمودند در می یابیم که امکان عروج جسمانی هم برای امام است که حالا اگر اینکه در روایت بیان نشده برای اینکه ظرفیت عقول کم بوده الان هم اگر بنده نوعی بخواهم خیلی از مقامات معنوی اهل بیت عصمت و طهارت ان طور که در روایات می توانیم موشکافی کنیم و حقایق لطیف و فضائل را بگوییم کشش عقول ضعیف است در بعضی از افراد تحمل بخواهند بکنند و واقعیت را ادراک کنند بیانش مشکل می شود مثلا در زمان صدر اسلام ائمه رو به رو بودند با افرادی که ممکن است به غلو کشیده بشوند ، افراطی یا تفریطی بشوند از این طرف به امام خدایی نکرده توهین بشه که اینها مدعی کذا هستند که حقیقتی در کار نیست و منکر بشوند و یا اینکه بگویند اینها خدا هستند هر دو غلط است نه اینها عبد هستند فلذا می فرماید سُبْحانَ الَّذِی أَسْرى بِعَبْدِهِ همه این مقامات به خاطر همین عبودیت است اگر عبد نبود به این مقامات نمی رسید هیچ کس بدون عبودیت به هیج جا نمی رسدایشان در ادامه افزود : ما یکی از نکاتی که در بحث تشهد نماز داریم این است که اشهد ان محمد عبده و رسوله اول شهادت می دهیم که پیامبر عبد بود بعد از اینکه عبد بود رسول شد ، عبد ها رسول می شوند عبد ها نبی می شوند عبد حضرت خضر می شود پس بنابراین اگر بحث عبودیت نباشد هیچ کس بدون عبودیت به هیج جا نمی رسد اینکه فلان شخص می گوید علی الله و حسین الله اینها همه غلط به خاطر اینکه شخص به قول معروف نه خدا را شناخته نه ولی خدا را هیچ کدام نشناخته است ]]> آیت الله مبشر کاشانی Fri, 08 Feb 2013 16:51:41 GMT http://tabeshekosar.ir/vdcf.ed0iw6dxtgiaw.html چرا پیامبر اکرم عروج جسمانی کردند و عروج روحانی نکردند http://tabeshekosar.ir/vdce.w8wbjh87o9bij.html دانلود-MP4/8.72 MBدانلود-MP3/2.44MBحضرت آیه الله مبشر کاشانی در پاسخ به این سوال که چرا پیامبر اکرم عروج جسمانی کردند و عروج روحانی نکردند گفت : رتبه ی عروج روحانی پایین تر از عروج جسمانی است زیرا عروج جسمانی سخت است و یک جسم لطیف تر هم می خواهد الان خیلی ها در عالم رویا مثلا به آسمان ها می روند پس ان فرد هم با پیامبر فرقی نمی کند ؟ یا مثلا بعضی افراد در عالم مکاشفه ، در مکاشفه جسمش است قالب روحیش متصل می شود به ملکوت اعلی و عروج قالب مثالی دارد ، در مکاشفه عالم مثالی در بدنش است پرده می رود کنار می بیند اما یک بعد برتر است که انسان خارج می شود از بدنش و به معراج می رود بدنش بر حسب ظاهر نشسته یا خوابیده است مردم خیال می کنند خواب است اما او تخلیه کرده ، تخلیه یعنی اون قالب جسمانی خالی کرده است و رفته است ، اولیای خدا از این معراج ها داشته اند نه به عالم آسمان ها بلکه حداقل به برزخ بروند و برگردند ، اگر جسمانی نبود پس بعضی از عرفا هم می گفتند ما هم که یک معراج تخلیه ای یا معراج مکاشفه ای یا روحانی داشته ایم و اینکه معراج جسمانی مهم است بدین دلیل است که برای کسی راه ندارد و فقط در انبیا حضرت عیسی سلام الله علیه بوده که آن هم تا آسمان چهارم رفتند ]]> آیت الله مبشر کاشانی Mon, 14 Jan 2013 15:40:45 GMT http://tabeshekosar.ir/vdce.w8wbjh87o9bij.html حضرت عیسی به آسمان چهارم رفت/پیامبر اکرم عالی ترین مرحله ی عبودیت را پیمود http://tabeshekosar.ir/vdcd.x0x2yt0zja26y.html دانلود-MP4/8.52 MBدانلود-MP3/3.43 MBعباد الله در سیر بندگی اشان دارای مقاماتی می شوند که بر حسب تفاوت های مراتبی که برای عبودیت است آثاری هم که نصیب آنها می شود مختلف و متراتب است یعنی مراتب عبودیت متفاوت است و رتبه ها و مراتب را از آثارش پی می بریم ، بحث معراج به آسمان ها مر بوط به غایت مقام بندگی است منتهی حضرت عیسی که پیامبر اولوالعزم بود با همه مقامی که داشت به آسمان چهارم رسید و عروج کرد لکن به آسمان پنجم و شش و هفتم راه نتوانست پیدا کند یعنی تلطیف روحی و شخصیت باطنی او در مرتبه و مقامی بود که او را به معراج و تا آسمان چهارم بردند که قران اصل مطلب را امضا می کند و در روایات هم بیان شده است که حضرت عیسی سلام الله علیه به کدام آسمان رفته است که آسمان چهارم آمده است ایشان در ادامه افزودند : اما راجع به پیامبر ما هم بحث طی الارض بیان شده است که از مسجد الحرام به مسجد الاقصی رفت و هم طی السماء و ان حرکت عروجی را در روایات آمده تا عرش رفته است یعنی بالاترین نقطه عروج انسان فَکانَ قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنى (۲) آیه بیان گر این است که قرب حضرت پیامبر اکرم به خدای تبارک و تعالی قرب قوسین است ، قوسین یک قوسش قوس واجب الوجود است و یک قوسش قوس ممکن الوجود است یعنی ممکن الوجود به واجب الوجود آنقدر نزدیک شد( مخلوق به خالق آنقدر نزدیک شد) که به مرحله ادنی رسید یعنی نزدیک تر از آن امکان تصور و وقوع ای برایش نیست در آیه بیان این است که قرابت به اینکه ذات حضرت حق و صفات و اسماء حضرت حق آنقدر پیدا کرد که به قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنى رسید ایشان افزود : پاسخ سوال شما این است که عبودیت مراحلی دارد یک عبد مرحله اش این است که به آسمان دوم برود یکی به اسمان چهارم برود که حضرت عیسی به آسمان چهارم رفت یکی هفت آسمان را طی کند و بالاتر به عرش ، پیامبر اکرم عالی ترین مرحله ی عبودیت را پیمود ]]> آیت الله مبشر کاشانی Mon, 14 Jan 2013 15:37:36 GMT http://tabeshekosar.ir/vdcd.x0x2yt0zja26y.html