رسانه الکترونيکی تابش کوثر 20 تير 1398 ساعت 10:31 http://tabeshekosar.ir/vdchqvnw.23nwxdftt2.html -------------------------------------------------- عنوان : ابراز ارادت به خاندان پهلوی در یک مستند! -------------------------------------------------- مدتی است مستندی در گروه هنر و تجربه به اکران درآمده که در آن صراحتا به خدمات خاندان پهلوی ادای دین و ارادت می‌شود! متن : به گزارش تابش کوثر، مستند قصه بولوار که مدتی است در گروه هنر و تجربه به اکران در آمده، مستندی در مدح و ستایش خدمات خاندان پهلوی است. این مستند که روایتگر داستان ساخت و روند تغییر و تطور بلوار کشاورز در گذر زمان است، داستان خود را در دو فضای سراسر متفاوت و البته متضاد روایت می کند.نیمهنخست مستند که به شیوه خطی روایت می شود،ترسیم تصویری باشکوه از نحوه احداث و بهره برداری مردم از بلوار کشاورز در دوران پهلوی اول و دوم است. در این بخش تصویری سراسر مثبت،غرورآمیز و هویت مند از بلوار کشاورز ارائه می شود و از بلوار کشاورز به عنوان خیابانی لوکس و دلربایاد می شود که نشانپیشرفت بودهو نظیر آن در کمتر خیابانی در جهان قابل مشاهده بوده است. در این بخش با ارجاعات نوستالژیک و ای بسا حسرت بار به برخی از صحنه های فیلم های پیش از انقلابکه در لوکیشنبلوار کشاورز ضبط شده است روبه رو هستیم که در آن یک زن و مرد عاشق پیشه با حالتی خرامان و سرخوش قدم زنان در کنار یکدیگر طول بلوار را طی می کنند.در چندین صحنه دیگر از این بخش، شاهد حضور و رژه زنان دامن پوش و بی حجابیهستیم که با کفش پاشنه بلند آزاد و رها در بلوار قدم می زنند. سپس نوبت به نمایش کلوپ زیرزمینی ای می رسد که در دوران حکومت پهلوی در محدوده بلوار برپا بوده و دختران و پسران جوان برای عیاشی و خوشگذرانی در آنجا حضور پیدا می کردند. جالب آنکه صحنه هایی از رقص و پایکوبی جوانان درکلوپ مذکور نیز در این قسمت از مستند نمایش داده می شود و فاجعه هنگامی تکمیل می شود که از این قسمت با عنوان فساد جذاب شهر یاد می شود!مستند در بخش نخست خود بارها و بارها به عناصر و اِلمان های بر جای مانده از دوران پهلوی با نگاهی احترام آمیزو دریغ مندانه نگاه می کند. برای مثال در یکی از صحنه ها هنگامی که در حال قیاس جمعیت پرشماریکه برای دفاع از دولت مصدق به خیابان ها ریختند با جمعیت های پرشمار حاضر در دیگر رخدادهای تاریخی است، عنوان می کند که چنین جمعیتی پیش از این تنها در مراسم تشییع جنازه خانم مهوش دیده شده است و بدین ترتیب کارگردان دین خود را به خواننده زن معلوم الحال سال های پیش از انقلاب نیز ادا می کند. این در حالی است که در بخش دیگری از مستند برای اطلاق فرح پهلوی نیز از عنوان ملکه فرح استفاده می شود!یکی دیگر از گزاره هایپرتکراری که درباره کارکرد تاریخی بلوار کشاورز در این مستندمورد تاکید قرار می گیرد، معرفی بلوار به عنوان محلی برای اعتراض های سیاسی و تجمعات معترضین در بزنگاه های مهم تاریخیاست. قیام مردم در جریان کودتای 28 مرداد و حمایت آنها از دولت مصدق از جمله مصادیقی است که در این راستا مطرح می شود و خواستگاه جغرافیایی این اعتراضات بلوار کشاورز معرفی می شود. نکته عجیب آن است که در این بخش اعلام می شود مهم ترین مصداق اعتراض مخالفان این بوده که چرا در انتخابات تقلب شده است!روایت چگونگی راه اندازی نخستین سینما در بلوار کشاورز که پس از راه اندازی سینما بولوار نام می گیرد،یکی دیگر از خرده روایت هایی است که در بخش اول مستند دستمایه توصیفقرار می گیرد. در این قسمت ضمن ارائه تصویری درخشان از ثمراتراه اندازی سینما بلوار در دوران پهلوی، عنوان می شود که بلوار کشاورز پس از احداث سینما توانستههرآنچه خوبان همه دارند را یک جا در خود داشته باشد. بی آنکه به وضعیت فسادآمیز و بی بند و بار سینماهای عصر پهلوی کوچکترین اشاره ایداشته باشد.نیمه دوم مستند اما روایت گر سرنوشت تراژیکبلوار در دوران پس از انقلاب اسلامی است. در این بخش بر خلاف نیمه اول مستند، تصویری سراسر متضاد و مایوسانه از وضعیت بلوار به تصویر کشیده می شود.جالب آن که کارگردان برای آغاز این بخش، از عنوان تامل برانگیز"آتش انقلاب زبانه کشید" استفاده می کند؛بدین معنا که گویی پیش از انقلاب همه چیز در وضعیت گل و بلبل به سر می برده و اکنون زبانه کشیدن آتش انقلاب شرایط مطلوبگذشته رابه ویرانی کشانده است.یکی از گزاره های کلیدی ایکه در این بخش مطرح می شود این است که بلوار، دیگر رویاهای خود را فراموش کرده است.مشخص نیست مقصود کارگردان از رویاهای فراموش شدهبلوار چیست؟ آیا منظور کلوپ زیرزمینی شبانه ایاست که روزگاری جولانگاه بی بند و باریدختران و پسران جوانبوده یا منظور رژهزنان بی حجاب و دامن پوشی است که روزگاری طول بلوار را خرامان خرامان و عشوه گرانه با کفش هایپاشنه بلند طی می کردند.قصه بولوار در ادامه به دوران آغاز جنگ تحمیلی می رسد. کارگردان مدعی است دوران جنگ، مقطعی است کهدر آن ترس به جان بلوار می افتد. سپسنوبت به ارائه تصویری باشکوه ازسال های دوره اصلاحات می رسد. کارگردان معتقد است دولت اصلاحات جان تازه ای بر کالبد بی جان بلوار دمیده و دوباره آن را زنده کرده است. در ادامه بخشی از سخنرانی مشهور رییس دولت اصلاحات در ستایش آزادی را می شنویم که می گوید: "اگردینهم دربرابر آزادی قراربگیرد این دین است که باید محدود شود نه آزادی!". حال اینکه چرا کارگردان اصرار داشتهچنین موضع موهن و باطلیرا ازرییس دولت اصلاحاتمنعکس کند خود نکته دیگری است که محل تامل و تعمق بسیار است.با این وجود، ماجرا به همین جا ختم نمی شود. از این پس شاهد تصاویر تباه و تیره ای هستیم که گویی همه آنها در دوران پس از انقلاب اسلامی بر بلوار عارض شدهو تا پیش از وقوع انقلاب، هیچ ریشه و سابقه ای نداشته است! نمایش ترافیک، آلودگی، کارتون خوابی، زباله گردی، جولان موش های خیابانی و... تصاویر سیاه نمایانه دیگری که کارگردان بازنمایی آنها را به خوبی از برخی اسلاف سینماگر خود آموخته است. سپس با سینما بولوار رو به تعطیلی ای مواجه می شویم که روزگاری در اوج رونق و رفت و آمدقرار داشته اما حالا دیگر از تک و تا افتاده و دیگر شکوه سابق خود را ندارد. در این قسمت تصویری از یک گرافیتی که خواهان آزادینسرین ستوده است وبر یکی از دیوارهای بلوار حک شده نیز نشان داده می شود و برای چند ثانیه روی آن زوم می شود؛بدین ترتیب کارگردان دین خود را به این وکیل معلوم الحال و مورد حمایت جریان های معاند و ضدانقلابنیز ادا می کند.مستند در پایانبه منتظر بودن بلوار اشاره می کند. کما اینکه در بخش های دیگری نیز چندین بار به این مفهوم اشاره می کند. با این وجود،مشخص نیست از نگاه کارگردان بلوار انتظار چه چیزی را می کشد.آیا منتظر راه اندازی مجدد کلوپ های شبانه زیرزمینی است یا در انتظار رژه دوبارهزنان بی حجاب و دامن پوشی است که روزگاری طول بلوار را خرامان خرامان و عشوه گرانه با کفش های پاشنه بلند طی می کردند!منبع:تسنیم